دوشنبه ۲۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۰

نقش حزب کمونیست ایران در تشکیل و تکوین اتحادیە های کارگری در ایران

۱۲ خرداد ۱۳۹۹

حزب کمونیست تا قبل از سرکوب حزب و اتحادیە ها در سال ١٣٠٦ توسط رژیم دیکتاتوری رضا شاە، ٦ نشریە در شهرهای مختلف منتشر می کرد کە با کمک آنها در کنار مسائل سیاسی، فعالیت های اتحادیە ای را نیز تبلیغ و ترویج می کرد. روزنامە حقیقت کە ارگان حزب بود در تهران، پیکار در رشت، نصحیت در قزوین، بیداری شرق در مشهد، فریاد کارگر در تبریز و افزون بر آنها یک روزنامە هم در تهران بە زبان ارمنی توسط شعب حزب منتشر می شدند کە نقش مهم و بسیج گرانەای در مبارزات سوسیالیستی، اتحادیەای و مترقی داشتند.

حزب کمونیست ایران در دورە سخت و دشوار فعالیتهای خود بە رغم برخی خطاهای تاکتیکی کە مرتکب شد، ولی در مجموع کارنامە درخشان و ستودنی از خود برای نسل های بعدی جنبش کمونیستی و کارگری بالاخص در زمینە کار تودەای و اتحادیەای بە یادگار باقی گذاشت کە همچنان با وجود تغییر و تحولات اقتصادی و اجتماعی در یک قرن گذشتە ارزش و اعتبار شان را حفظ کردەاند و بخشی از آنها همچنان جزو برنامە های احزاب چپ در دورە کنونی هستند. نوشتە حاضر تلاشی است برای بازگویی بخشی از فعالیت های ارزشمند حزب کمونیست در عرصە فعالیت های اتحادیەای و گرامی داشت یاد و زحمات مبارزان دلیر و فداکاری کە در یک دورە تاریخی دشوار و پرنشیب و فراز برای بهروزی زحمتکشان بی مهابا مبارزە کردند و از جان های شیرین شان هم در این راە دریغ نورزیدند.

بنا بە نوشتە های تاریخی در مورد جنبش کارگری، نخستین اتحادیە کارگری کە در ایران تشکیل گردیدە اتحادیە کارگران چاپ در سال ١٩٠٦ و همزمان با مرحلە نخست انقلاب مشروطیت بودە است. اتحادیە چاپ برای مدتی بنا بر برخی روایتها تحت نفوذ دمکرات های انقلابی قرار داشتەاست. نفوذ دمکراتها تا زمانی کە بە مدافعان سلطنت نپیوستە بودند بر اتحادیە ادامە داشتە است ولی بواسطە تغییر رویکرد و مرام دمکراتها نفوذ و رابطە آنها از هم گسست.

در سال ١٩١٨ اتحادیە کارگران چاپ بار دیگر بە کمک اعضای حزب کمونیست ایران تشکیل می شود و پس از بە عضویت گرفتن اکثر کارگران چاپخانە های تهران و سازماندهی چند اعتصاب ثمر بخش موفق می شود نخستین قرارداد دستە جمعی را کە خود تنظیم کردە بود بە صاحبان چاپخانەهای تهران بقبولاند.

بعد از شکست جمهوری شورایی سوسیالیستی گیلان فعالیت حزب جهت سازماندهی اتحادیە های کارگری تشدید شد. بە نوشتە سلطان زادە، یکی از رهبران اصلی حزب، تا سال ١٩٢٢ میلادی ١٠ اتحادیە کارگری کە ١٠ هزار نفر عضو داشتند در تهران فعالیت داشتند و ١٠ هزار نفر دیگر نیز در شهرهای دیگر عضو اتحادیە ها بودند. با نظر داشت تعداد قلیل کارگران در آن مقطع و محدود بودن موسسات صنعتی و خدماتی عضویت ٢٠ هزار کارگر کە بە نوشتە سلطان زادە ٢٠ درصد کارگران ایران بودند، دراتحادیە ها حاکی از موفقیت آن تلاشها و اشتیاقی بود کە در میان کارگران برای فعالیت اتحادیەای وجود داشت. یقینا بخش زیادی از اشتیاق کارگران مدیون تلاشهای فداکارانە اعضای حزب کمونیست و شور و شوق و فضایی بود کە بعد از انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر در میان کارگران و دهقانان ایران و همچنین نیروهای دمکراتیک مخالف استعمار بوجود آمدە بود.

بی هیچ تردید یکی از بزرگترین دستآوردهای کارگران ایران و حزب کمونیست تشکیل شورای متحدە اتحادیە های کارگران، در سال ١٩٢١ در تهران مرکب از ٩ اتحادیە کارگری بود. تعداد اعضای اتحادیە مذکور مدتی پس از تشکیل آن بە ٨ هزار نفر رسید. در سال ١٩٢٠ اتحادیە های کارگری برای نخستین بار و بطور مشترک و همزمان با کارگران دیگر کشورها روز اول ماە مە را بعنوان روز جهانی کارگر با شرکت ٢ هزار نفر برگزار کردند. شمار اتحادیە هایی کە پس از مدتی بە شورای متحدە اتحادیە های کارگران پیوستند مرتب در حال افزایش بود و بە زودی از ٩ بە ٢١ اتحادیە افزایش یافت. چند اعتصاب مهم و تاثیرگذار در آن مقطع توسط اتحادیە ها انجام شدند کە نقش مهمی در پیوستن کارگران بە اتحادیە ها داشتند. اعتصاب موفقیت آمیز اتحادیە چاپ علیە سانسور و تعطیلی روزنامە ها، اعتصابات، معلمان، کارکنان پست و تلگراف، نانوایان و نساجی، برای افزایش دستمزد و بهبود شرایط کاری، از جملە اعتصاباتی بودند کە پس از تشکیل و توسعە اتحادیە ها توسط شورای متحدە اتحادیە های کارگران سازماندهی و بە اجرا درآمدند. با وجود سرکوب های خشن فعالیت های حزب جهت تشکیل اتحادیە های کارگری حتا در اوج اقتدار و اختناق رضاشاهی بی تزلزل و با جدیت ادامە یافت و کادرهای ورزیدە حزبی بە پیروی از مصوبە کنگرە دوم حزب کە در سال ١٣٠٦ تشکیل شد و از اعضای حزب می خواست "از همە گونە وسایل ممکنە علنی و سری برای احیای اتحادیە های کارگری استفادە کنند" از طرف حزب برای تشکیل اتحادیە ها روانە شهرهای مختلف شدند. دوسال بعد از ممنوع شدن فعالیت اتحادیە ها، در سال ١٣٠٨ اعتصاب بزرگی کە توسط یک اتحادیە مخفی در صنعت نفت سازماندهی شدە بود در ٤ ماە مە همان سال بە اجرا گذاشتە شد، کە سراسر خوزستان را فرا گرفت. اعتصابی کە علاوە بر مطالبات صنفی و درخواست حق تشکل و آزادی کارگران زندانی کە در کنفرانس دوم اتحادیە بازداشت شدە بودند، درخواست تعطیل اول ماە مە، سلطە کمپانی انگلیسی نفت بر صنعت نفت و دیکتاتوری رضا شاە را با درخواست ملی کردن صنعت نفت بە چالش کشید. حزب کمونیست ایران با وجود این کە در هنگام اعتصاب تحت پیگرد پلیسی قرار داشت در تشکیل "اتحادیە کارگران نفت جنوب" و سازماندهی اعتصاب ١٣٠٨ نقش سازمانگر را بە عهدە داشت. تصمیم بە اعتصاب در کنفرانس دوم اتحادیە کە قبل از آغاز اعتصاب بە صورت مخفی برگزار شد اخذ گردید و شروع اعتصاب برای روز اول ماە مە همان سال کە نزدیک بود، در نظر گرفتە شد. پلیس کە از تشکیل کنفرانس آگاە شدە بود بە کنفرانس حملە ور شد و ٢٣ تن از نمایندگان کارگران در کنفرانس را دستگیر نمود. با این همە نتوانست مانع برگزاری اعتصاب شود. اعتصاب کە قرار بود در روز جهانی کارگر آغاز شود، بە نوشتە کامبخش در چهارم ماە مە و بە گفتە یوسف افتخاری در اول ماە مە با شرکت ٩ هزار نفتگر آغاز شد و سە روز ادامە پیدا کرد.

روزنامە ستارە سرخ در هنگام اعتصاب گزارشی در مورد اعتصاب و تبدیل آن بە یک اعتصاب عمومی در خوزستان منتشر کرد و در قسمتی از گزارش خود نوشت: "روز ٤ ماە مە ساعت ٨ صبح اعتصاب شروع شد. دستجات پلیس کە در محل واقعە آمادە بودند، بە علت کمی جرئت حملە بە کارگران را ننمودند، کمپانی زورقهای موتوری خود را برای حمل قشون از بنادر و شهرهای دیگر بە کار انداخت. کارگران با خواندن سرودهای انقلابی، شعارهای محو باد کمپانی انگلیس و ایران، محو باد عمال امپریالیسم، محو باد امپریالیسم انگلیس سر دادند. پاسبانان و سربازان با شمشیر و قمە های برهنە بە کارگران حملە و کارگران با سنگ و چوب مقاومت کردند. در نتیجە ٢٠ کارگر و ١٥ پلیس زخمی شدند... از ١٠ هزار کارگر ٩ هزار نفر در اعتصاب شرکت کردند. عملیات معدن بکلی فلج و دکاکین همە بستە و کارگران بیکار بە صف اعتصابیون پیوستند و جمعیتی قریب ٢٠ هزار نفر در برابر قشون و پلیس ترتیب دادند... در همین روز اعتصاب در مسجد سلیمان و نواحی نزدیک دیگر شروع شد".

رضا شاە با وجود اینکە بە خوزستان سفر کرد تا از این اعتصاب و ترسی کە در اثر آن در میان انگلیسی ها بوجود آمدە بود برای گرفتن امتیاز از انگلیسی ها بهرە گیرد، با این حال مانع هجوم پلیس و سربازان بە کارگران نشد. ٤٥ تن از فعالین اتحادیە و رهبران اعتصاب را بە زندان انداخت، در مقابل اخراج و تبعید صدها کارگر کە در اعتصاب شرکت داشتند، همراهی با مدیران شرکت نفت و استاندار سرسپردە خوزستان بە کمپانی نفت را در پیش گرفت. بە رغم سرکوب ددمنشانە کارگران نفت و اتحادیە آنها کە ١٠ هزار عضو داشت، تلاشهای حزب برای تشکیل اتحادیە های کارگری در واحدهای صنعتی بزرگ و جدید و در شهرهای مختلف ادامە یافت.

بعد از غیرقانونی شدن فعالیت حزب و اتحادیە های کارگری، از طرف حزب سید محمد تنها و کامران مامور تشکیل اتحادیە کارگری در اصفهان شدند. آنها ظرف مدت کوتاهی موفق بە متحد کردن کارگران در کارخانە وطن کە بزرگترین کارخانە نساجی بود شدند. ولی آنها نیز در سال ١٣١٠بعد از آن اعتصاب دستگیر شدند و اتحادیەای کە تشکیل دادە بودند نتوانست تا سال ١٣٢٠ کە رضاشاە سقوط کرد فعالیت اش را ادامە دهد. کامران در هنگام انتقال بە تهران از دست ماموران همراە اش گریخت و سید محمد تنها دو سال بعد در اثر شکنجە در زندان جان باخت. اعتصاب کارگران کارخانە وطن کە سازماندهی آن در یک گردهم آیی کارگری مخفی در روز کارگر ١٣١٠ انجام شد، در ١٥ اردیبهشت شروع شد. پلیس با حملە بە کارگران و دستگیری ٢٥ نفر از آنها اعتصاب را سرکوب کرد. محمد اسماعیلی، کە رهبری اعتصاب را بە عهدە داشت پس از تحمل ٧ سال زندان، در زندان قصر بە قتل رسید. با این همە تاثیر اعتصاب کارگران وطن چنان بود کە بلافاصلە پس از سقوط رضاشاە در ابتدا در تمام کارخانجات نساجی اصفهان اتحادیە های کارگری تشکیل شد و زمان کوتاهی بعد تر یک اتحادیە نیرومند از مجموع آنها بوجود آمد و کارگران توانستند بە بسیاری از خواستە های خود برسند.

در تبریز نیز تلاشها برای تشکیل اتحادیە همزمان با تهران در همان ایام جریان داشت و در نتیجە آن اتحادیەای مرکب از کارگران چند رشتە تشکیل شد. کمیتە انقلابی تبریز کە در تشکیل آن اتحادیە نقش داشت در سال ١٣١٠ کشف و شماری از اعضای آن دستگیر و زندانی شدند. حسین معلم، حسین اتکا، جعفر کاویانی، و آرداش آوانسیان، از رهبران و سازماندهندگان کمیتە انقلابی تبریز بودند.

تلاشهای مهدی طهماسبی در مشهد برای ایجاد اتحادیە با بازداشت او در سال ١٣٠٩ بە ثمر نرسید و طهماسبی نیز دستگیر و در زیر شکنجە در زندان کشتە شد.

حزب کمونیست تا قبل از سرکوب حزب و اتحادیە ها در سال ١٣٠٦ توسط رژیم دیکتاتوری رضا شاە، ٦ نشریە در شهرهای مختلف منتشر می کرد کە با کمک آنها در کنار مسائل سیاسی، فعالیت های اتحادیە ای را نیز تبلیغ و ترویج می کرد. روزنامە حقیقت کە ارگان حزب بود در تهران، پیکار در رشت، نصحیت در قزوین، بیداری شرق در مشهد، فریاد کارگر در تبریز و افزون بر آنها یک روزنامە هم در تهران بە زبان ارمنی توسط شعب حزب منتشر می شدند کە نقش مهم و بسیج گرانەای در مبارزات سوسیالیستی، اتحادیەای و مترقی داشتند. تاثیر الهام بخش فعالیت های حزب در آن دورە تا حدی بود کە فعالیت های حزب و اتحادیە ها تا مدتی بعد از ممنوع شدن فعالیت حزب و تصویب قانون ضد کمونیستی سال ١٣١٠ ادامە داشت. گروە ٥٣ نفر تحت رهبری دکتر تقی ارانی در سال ١٣١٣ یعنی سە سال بعد از تصویب قانون ممنوعیت فعالیت اتحادیە ها و حزب کمونیست کشف و اعضای آن روانە زندان شدن. دکتر ارانی نیز مانند بسیاری از رهبران و کادرهای حزب و اتحادیە ها در زندان بە قتل رسید.

عطالە آرش، رضاقلی آرش، مهدی حقیقت، محمد آخوندزادە، حجازی، علی شرقی، انزابی، سیدمحمد تنها، غلامحسین نجار، یرواند یغمکیان، پوررحمتی، کە اکثرا از اعضای حزب کمونیست ایران بودند در تشکیل شورای متحدە اتحادیە های کارگری در تهران بیشترین نقش را داشتند. و حجازی از بنیان گذاران اتحادیە کارگران چاپ و رهبران شورای متحدە اتحادیە ها مدتی بعد از دستگیری در زندان ها بە قتل رسیدند. قتل حجازی در خارج از کشور نیز با واکنش های شدیدی از طرف اتحادیە ها و احزاب کارگری روبرو شد.

حزب همچنین تلاشهای زیادی برای ایجاد رابطە و پیوند میان حزب و اتحادیە های کارگری دیگر کشورها انجام می داد و در کنفرانس های مهم بین المللی کە باشرکت احزاب و سازمانهای کارگری تشکیل می شد تا زمانی کە امکان سفر و شرکت در آنها وجود داشت شرکت می کرد و کوشش می کرد از تجربیات آنها در جهت تقویت حزب و اتحادیە ها استفادە نماید. عضویت اتحادیە کارگران ایران "شورای متحدە اتحادیە های کارگری" در بین الملل اتحادیە ها "پروفینترن" و فرستادن نمایندە بە کنفرانس های آن از نتایج فعالیت های بین المللی حزب بود. بنا بە بعضی روایت ها سید تقی حجازی رهبر اتحادیە کارگران چاپ کە در سال ١٩٢٨برای شرکت در بین الملل کارگری رفتە بود پس از بازگشت دستگیر و زندانی شد و زیر شکنجە بە قتل رسید. یکی دیگر از نمایندگان کارگران کە در کنفرانس چهارم بین الملل کارگری شرکت کرد، رضا غلام عبدالە زادە "سیفی" بود.

حزب تا سال ١٣١٠ با وجود ممنوع شدن فعالیت اش روز جهانی کارگر را متناسب با شرایط و امکانات و بە دور از چشم ماموران شهربانی برگزار می کرد و بمناسبت این روز بیانیە هایی هم منتشر می کرد کە در آنها علاوە بر طرح مطالبات سیاسی و اقتصادی رهنمود های حزب نسبت بە فعالیتهای اتحادیەای را هم بازگو می کرد.

در یکی از این اعلامیە ها کە بمناسبت روز جهانی کارگر در سال ١٣٠٧ و در روزنامە حقیقت منتشر شد از جملە گفتە شده است:

"امروز روز اول ماە مە روز رنجبران جهان است. امروز روزی است کە رنجبران قدرت تشکیلاتی و ارادە دفاع از حقوق و منافع طبقاتی خود را ظاهر می سازند. امروز در سراسر جهان رنجبران کار را ترک می گویند و روز کار را جشن می گیرند... رنجبر ایرانی تو یکی از افواج این ارتش قدرتمند و مهیب را تشکیل می دهی. تو باید در کنار رنجبران تمام جهان علیە بی قانونی های امپریالیسم، استبداد رژیم موجود، جنگ خونین سرمایە داران و زورگویی های روزافزون کارفرمایان قد علم کنی، تو باید برای روز کار هشت ساعتە، بخاطر اعلام قوانین مدافع کارگر بە پا خیزی... رفقای رنجبر تظاهرات کنید، زیرا آزادی بشریت بە اتحاد و تظاهرات رنجبران بستگی دارد. بپا خیزید! زیرا خیانت، ظلم، استبداد و خودسری دولت اشرافیت ایران حد و مرزی نمی شناسد. متحد شوید و برای ویران کردن اساس این ظلم و استبداد تظاهرات کنید". مندرجات این اعلامیە بە روشنی مواضع حزب کمونیست در مورد مسائل را در آن دورە نشان می دهد.

حزب کمونیست ایران در عمل تا بە آخر بە سیاستها و اهداف خود کە در کنگرە دوم حزب در سال ١٣٠٦ بە تصویب رساندە بود پایبند ماند و بهمین خاطر با وجود اینکە سرمایە داری ایران در دوران فعالیت حزب مراحل اولیە رشد و تکوین خود را می گذراند و بە تبع آن شمار کارگران اندک و فعالیت کمونیستی در آن شرایط دشوار و پر زحمت و تاوان آن را می بایست مبارزین با جان و زندان می پرداختند، توانست خدمات یک قرن دمکراتیک بە سود زحمتکشان داشته باشد. تلاشها برای بە عمل درآوردن اهداف حزب کمونیست پس از تشکیل حزب تودە ایران و شورای متحدە مرکزی در نخستین سالهای سقوط دیکتاتوری رضا شاە کە جان بە سلامت بردگان عضو حزب کمونیست ایران نیز در میان آنان بودند، ادامە یافت و پیشرفت های چشمگیری در جهت آن اهداف بە واسطە مبارزات حزب تودە ایران و شورای متحدە بە دست آمد کە با بازگشت دیکتاتوری و کودتای ٢٨ مرداد بخشهایی از دستآوردهای مبارزاتی جنبش یک صد سالە کارگری در دوران شاە و بخش دیگری از آن پس از انقلاب توسط رژیم استبدادی جمهوری اسلامی از بین رفت. جنبش کارگری و سازمانهای آن را طی یک قرن گذشتە سە رژیم دیکتاتوری سرمایە دار درو کردەاند، با این همە جنبش ما نیز دوباره روئیدە و بازهم در بهار نزدیک آزادی دیگری کە در راە است خواهد روئید. تا وقتی بی عدالتی، ظلم و ستم و تبعض و استثمار و استبداد وجود داشتە باشند، ما هم خواهیم ماند. این دیکتاتورها و استثمارگران هستند کە با خواری و نکبت بە زبالە دان تاریخ رفتەاند و خواهند رفت!

بخش: 

دیدگاه‌ها

ولی واقعیت اینست که سندیکاها و اتحادیه ها و سازمان های کارگری از احزاب حمایت میکنند بر عکس این جریان اتحادیه ها به مهره های احزاب بدل میشوند و استقلال ندارند
0

افزودن دیدگاه جدید