چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۲۱ اکتبر ۲۰۲۰

تاریخ پرافتخار مبارزه برای عدالت و سوسیالیسم را در کشورمان ادامه دهیم

آرش عزیزی در گفتگو با گروه کار مجازی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

۲۸ خرداد ۱۳۹۹

حزب کمونیست ایران بخش مهمی از تاریخ کشور ما است که مهجور مانده و درست شناخته نشده است. بازخوانی آن فقط حرکتی حاکی از نوستالژی نیست که قدم مهمی در درک تاریخ کشورمان و در ضمن ترسیم راه پیش‌روی برای چپ است. اگر بخواهیم پرچم چپ را دوباره به طور جدی در کشورمان برپا کنیم باید خود را در ارتباط با این تاریخ پرافتخار قرار دهیم.

مصاحبه‌گر: 

یک- در آستانه‌ی صدسالگی تاسیس حزب کمونیست ایران قرار داریم. بازخوانی تاریخ عملکرد حزب کمونیست ایران برای چپ امروز چه منافعی دارد؟ آیا این بازخوانی، نوعی مرثیه‌سرایی برای گذشته است یا رو به آینده‌ی سیاسی چپ نیز می‌تواند حامل پیام و تحلیل باشد؟

آرش عزیزی حزب کمونیست ایران بخش مهمی از تاریخ کشور ما است که مهجور مانده و درست شناخته نشده است. بازخوانی آن فقط حرکتی حاکی از نوستالژی نیست که قدم مهمی در درک تاریخ کشورمان و در ضمن ترسیم راه پیش‌روی برای چپ است. این حزب یادآور این است که سوسیالیسم و کمونیسم ریشه‌هایی عمیق در تاریخ ما دارند و هم‌زمان با بیشتر جوامع دنیا در ایران هم حضور داشته‌اند. یادآور آن است که سابقه غنی‌ای در این زمینه داریم و در واقع ایران جزو کشورهایی است که تجربه تشکیل دولت سوسیالیستی را هم داشته است، گرچه در منطقه‌ای محدود در استان گیلان. این حزب در ضمن تجاربی گرانبها در زمینه‌هایی دارد که هنوز هم از مسائل ایران امروز هستند: مساله ملیت ایرانی و زبان‌های مختلف کشورمان. مثلا می‌دانیم که آذربایجانی از زبان‌های رایج کنگره‌های حزب بوده است و تاکید حزب بر اتحاد بین تمام اقوام حاضر در ایران بوده است. مساله سازماندهی جنبش کارگری از سایر این مسائل است چرا که حزب حضوری بسیاری قدرتمند در این زمینه داشت. تاریخدانانی مثل دکتر تورج اتابکی در این سال‌ها به تجارب گرانبهای حزب در این زمینه اشاره کرده‌اند. مساله مذهب از دیگر مسائل است؛ رابطه حزب با مذهب و باورهای مذهبی مردم و نهاد روحانیت باید مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد. به نظر می‌رسد در این زمینه هم درس‌های زیادی بتوان از تجربه کمونیست‌های ایرانی گرفت. حضور فعال حزب در کمینترن (انترناسیونال کمونیستی) تا جایی که آوتیس سلطان‌زاده به همراه اِم اِن رویِ هندی یکی از شاخص‌ترین چهره‌های جنبش کمونیستی در مشرق زمین بودند نیز بخش مهمی از این تاریخ است. در کنگره دوم کمینترن در سال ۱۹۲۰ این دو تبادلی سازنده با لنین داشتند و در شکل دادن به افکار او نقش داشتند. در مقابل متاسفانه رابطه امروز احزاب چپ ما با جنبش‌های جهانی چپ مناسب نیست و هیچ کدام از متفکرین چپ چند ده سال اخیرمان در سطح جهانی مطرح نشده‌اند، مگر شاید بیژن جزنی در سطحی بسیار محدود.

دو- مراجعه به مبارزات و سنن گذشته‌ی چپ با چه هدفی می‌بایست انجام گیرد؟ چه نکاتی در آستانه‌ی صدسالگی تاسیس حزب کمونیست ایران، امروز می‌تواند مورد توجه نسل جوان چپ در ایران قرار گیرد؟

آرش عزیزی هدف ما در یک کلام باید این باشد که تاریخ پرافتخار مبارزه برای عدالت و سوسیالیسم را در کشورمان ادامه دهیم. تاریخی که قبل از حزب کمونیست در جریانات مختلف روشنفکری و گروه اعتدالیون-اجتماعیون هست و پس از آن در حزب توده، جنبش فداییان خلق و حرکات چپ سالهای اخیر (دوران جمهوری اسلامی) در دانشگاهها و جنبش کارگری. متاسفانه به تاریخ چپ در کشورمان بسیار بیانصافی شده. حزبی مثل حزب توده علیرغم برخی اشتباهات اینهمه تاریخ غنی داشته به طوری که بخش عظیمی از مهمترین چهرههای تاریخ معاصر ایران در ارتباط با این حزب بودهاند. امروز اما قدر این تاریخ را نمیدانیم و آنرا بزرگ نمیداریم و بین بسیاری چپهای جوان بد و بیراه گفتن به آن بیشتر مد است تا تمجید از این تاریخ. مثلا وقتی نجف دریابندری فوت می کند همه از او تمجید میکنند اما چپ بودنش برجسته نمیشود. در بالا به برخی درسهای مشخص تجربه حزب کمونیست ایران اشاره کردم اما در واقع کل این سنت تاریخی است که باید بشناسیم، بشناسانیم و سرلوحه کار قرار دهیم.

سه- صد سال از طرح برنامه‌ی مترقی و پیشروی حزب کمونیست ایران گذشته است. در این صد سال مبارزه با مصادیق استبداد در ایران به طرق مختلف ادامه داشته است. پس چرا هنوز ما به مطالبات صد سال پیش نرسیده‌ایم؟

آرش عزیزی تاریخ خط مستقیم نیست که در یک جهت پیش برود. همیشه پیشرویها و پسرویها در زمینههای مختلف را داشتهایم و داریم. برقرار شدن یکی از غریبترین حکومتهای دیکتاتوری جهان بر کشورمان یعنی جمهوری اسلامی قاعدتا کار پیشروی در راه دموکراسی و ترقی را دشوار کرده است. تا وقتی حاکمیت خامنهای و کلیت این نظام برداشته نشوند هرگونه پیشبرد در زمینه دموکراسی دشوار است. این امروز دیگر فقط حرف من نیست. عملا فائزه هاشمی و مصطفی تاجزاده هم همین را میگویند. مثلا خانم هاشمی است که اشاره میکند واقعا اصلاحطلبان هم دیگر قدمی جدی در زمینه اهدافی که زمانی داشتند برنمیدارند. خبر خوش اما اینجا است که ج.ا در بحرانی عظیم قرار دارد و بخصوص بحران ایدئولوژیک دارد. حکومت استبداد اسلامگرا که میخواستند به خورد مردم بدهند بین این مردم اقبال ندارد. به نظر میآید آینده ایران لاجرم به سوی دموکراسی پیش خواهد رفت. بعد از تجربه ج.ا احتمالا نوعی دموکراسی شکننده آینده ما خواهد بود. در این سالها حتی همین نهادهای محدود ج.ا مثل مجلس و شوراهای شهر و روستا و کارزارهای انتخاباتی متعدد باعث شدهاند فرهنگ و سابقه کارکردهای دموکراتیک در جامعه بیش از پیش جا باز کنند که این برای آینده مفید خواهد بود. اما آنچه برای پیش بردن برنامهای که از آن صحبت میکنید حائز اهمیت است این است که احزاب و نهادهای جدی چپ داشته باشیم که افراد قابل توجهی را برای نیل به این اهداف بسیج کنند. متاسفانه امروز چنین چیزی نداریم. باید برای ساختنش تلاش کنیم. وظیفه تمام نیروهای چپ باید جذب جدی نیرو باشد. احزابی که کل تعداد اعضایشان به چند صد نفر بیشتر نرسد در واقع تنها اسم «حزب» دارند و حزب واقعی نیستند. باید برنامهای برای تغییر این وضعیت باشد.

چهار- با تصویب قانون ضد مرام اشتراکی در سال 1310، عملاً چپ ایران از سنت پیشین خود منقطع می‌شود و در سال 1320 حزب توده‌ ایران با تحلیل و شرایطی بسیار متفاوت از حزب کمونیست ایران شکل می‌گیرد. انقطاع در تاریخ چپ چه منافعی برای حکومت‌های مستبد داشته است؟

آرش عزیزی البته نه فقط تصویب این قانون و سرکوب رضاشاهی که سرکوب وسیع نیروهای حزب کمونیست ایران در خاک شوروی به دست استالین در دهه سیاه ۱۹۳۰ در این انقطاع نقش دارند. یادمان نرود که برخی نیروهای ارشد این حزب توسط استالین اعدام شدند. با این حال انقطاع به طور کامل نبود. امروز میدانیم که دکتر تقی ارانی و محفل ۵۳ نفر با نیروهای حزب کمونیست ایران و کمینترن ارتباط داشتند. دکتر ارانی در کنگره ۱۹۲۷ «اتحادیه علیه امپریالیسم» در بروکسل شرکت کرد که نهادی متصل به کمینترن بود. در حاشیه کنگره کمینترن نیز به مسکو سفر کرد. اردشیر آوانسیان نیز از جمله نیروهای معدودی است که هم در حزب کمونیست نقش داشتند و هم بعدها از بنیانگذاران حزب توده شدند. کتاب خاطرات او منبع مهمی برای دانستن این تارخی است. بنابراین حزب توده را باید وارث برحق حزب کمونیست دانست که موفق میشود خود را به یکی از بزرگترین و موثرترین نیروهای چپ تاریخ خاورمیانه بدل کند. اینگونه است که میتوانیم بگوییم خط مستقیمی امروز حزب چپ ایران (فدائیان خلق) را به حزب کمونیست ایران وصل میکند؛ و حلقه وسط این خط، حزب توده ایران است که بسیاری از بنیانگذاران حزب چپ سابقه همکاری با آنرا دارند.

پنج- آیا تعلق تاریخی چپ امروز ایران به تاریخ مبارزه صد سال پیش حزب کمونیست ایران دارای اهمیت است؟ اگر آری نسل جوان چپ در ایران با این گذشته و سنت تاریخی چپ در ایران چه ارتباطی می‌تواند برقرار کند؟ نفی یا نقد گذشته؟

آرش عزیزی حتما دارای اهمیت است چرا که تاریخ ما هویت ما است و در ضمن نقطه قوت جریان چپ تاریخ وسیع و عمیق آن است. یادم هست چند سال پیش یکی از دوستان لیبرالم در ایران می‌گفت نقطه قوت شما چپ‌ها تاریخ‌تان است. کدام جریان سیاسی و اجتماعی در کشور ما می‌تواند صحبت از تاریخی به این غنا به طول یک قرن بکند؟ آن هم تاریخی متصل:‌ می‌بینیم که نیروهای حزب کمونیست در تاسیس حزب توده نقش دارند. نیروهای حزب توده در جان دادن به فدائیان خلق و فدائیان خلق نیز در الگو قرار دادن چپ در نسل‌های بعدی. تاریخی که آوتیس سلطان‌زاده و ایرج اسکندری و مریم فیروز و بيژن جزنی و نزهت روحی آهنگران و فواد مصطفی سلطانی و فرزاد کمانگر دارد. اگر بخواهیم پرچم چپ را دوباره به طور جدی در کشورمان برپا کنیم باید خود را در ارتباط با این تاریخ پرافتخار قرار دهیم. متاسفانه در سال‌های اخیر در میان برخی جریانات چپ مثل کمونیسم کارگری رسم بر این شد که کل تاریخ چپ کشورمان به عنوان «چپ سنتی» نفی شود. دیدیم که آن راه به بیراهه رفت. در مقابل برخی دیگر فقط استفاده احساساتی از گذشته چپ می‌کنند. بدون دیدگاه انتقادی. به عقیده من چپ نوین ایران را زمانی می‌توانیم بسازیم که برنامه سیاسی مناسب شرایط امروز داشته باشیم، منطبق با آخرین نظریات و پیشروی‌های چپ جهانی باشیم و در ضمن به نکات مثبت و مترقی و کارآمد تاریخ چپ ایرانی توجه داشته باشیم و خود را در راستای آن تعریف کنیم. این‌گونه است که می‌توانیم جای جریان چپ را به عنوان یک جریان وسیع اجتماعی و تاثیرگذار در جامعه ایران باز کنیم.

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید