پنجشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰

پیش درآمد فصلنامه‌ی مُروا شماره چهار

۰۲ تير ۱۳۹۹

خرداد امسال، بزرگ‌ترین انشعاب در بزرگ‌ترین سازمان سیاسی چپ وقت ایران چهل ساله می‌شود. چریک های فدائی خلق ایران در شرایط پساانقلاب به دلایل متعدد با انشعاب مواجه شد. انشعاب اکثریت-اقلیت که بعدها روندها ثابت کردند آغازی بر انشعابات آتی است و در هر دو سوی این انشعاب، انشعابات دیگری هم پدید آمد. تا پایان دهه‌ی شصت، سازمان منسجم پیش از انقلاب، تبدیل به چندین سازمان، با نام‌های مشابه، اما مخالف و منتقد همدیگر تبدیل شد.

 

لغت‌نامه‌ی دهخدا، واژه‌ی «انشعاب» را چنین معنا می‌کند: پراکنده شدن و شاخ شاخ شدن درخت و راه. اما علی‌اکبر دهخدا، این سخن‌دان سترگ فارسی، معادل دیگری هم برای واژه‌ی انشعاب مطرح می‌کند: مردن! نگاهی به تاریخ سیاسی ایران، ربط بین «پراکنده شدن» و «مردن» را روشن‌تر می‌کند.

حزب اجتماعیون عامیون را می‌توان اولین تلاش روشنفکران چپ ایرانی برای سازماندهی سیاسی موثر دانست. تلاشی که علاوه بر تاثیرات اساسی بر انقلاب مشروطه، تحزب را به مثابه‌ی یک سنت، وارد فضای سیاسی ایران کرد. اما همین حزب، هنگامی که در 1910 به دلیل سرکوب امکان ادامه‌ی فعالیت را از دست می‌دهد، به پنج شاخه تبدیل می‌شود.

با نگاهی به انشعابات در تاریخ سیاسی چپ ایران، می‌توان با قدری اغماض به یک حکم کلی رسید: انشعاب محصول نبود امکان فعالیت موثر است؛ محدودیت امکان فعالیت عموماً به دلیل سرکوب فزاینده و گاه به سبب ضعف انسجام تشکیلاتی.

خرداد امسال، بزرگ‌ترین انشعاب در بزرگ‌ترین سازمان سیاسی چپ وقت ایران- و به نظر برخی مورخین، خاورمیانه- چهل ساله می‌شود. سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، که پیش از انقلاب توانسته بود به امید بخش بزرگی از روشنفکران، دانشجویان و کارگران بدل شود و با فداکاری و وفاداری اعضایش در دیوار اختناق سلطنتی رخنه بیندازد، در شرایط پساانقلاب به دلایل متعدد با انشعاب مواجه شد. انشعاب اکثریت-اقلیت که بعدها روندها ثابت کردند آغازی بر انشعابات آتی است و در هر دو سوی این انشعاب، انشعابات دیگری هم پدید آمد. تا پایان دهه‌ی شصت، سازمان منسجم پیش از انقلاب، تبدیل به چندین سازمان، با نام‌های مشابه، اما مخالف و منتقد همدیگر تبدیل شد.

حال در چهل سالگی این انشعاب، نشریه‌ی مُروا، ذره‌بین خود را روی این انشعاب گرفته است. چه شد که انشعاب شد؟ چه می‌شد اگر انشعاب نمی‌شد.

همچنین کرونا، که امروز تمام ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی جهان را با چالش مواجه کرده است، در این شماره از نشریه دور از نظر نمانده است. ترجمه‌ی مقاله‌ای را در این شماره از مروا می‌خوانید که به یک سوال اساسی پاسخ می‌دهد: چرا ایتالیا در مقابل کرونا چنین بی‌دفاع و خلع سلاح شد؟

اعترضات بزرگ در آمریکا، موضوع مورد توجه دیگر این شماره از مُرواست. دو شاهد عینی اعتراضات آمریکا، که دستی هم بر آتشِ فعالیت سیاسی و اجتماعی دارند، در دو مطلب مجزا تلاش کرده‌اند وضعیت آمریکا را برای مخاطب ایرانی روشن‌تر کنند؛ تصاویری از اعتراضات آمریکا خارج از قاب رسانه‌های جریان‌اصلی از یک‌سو و دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی.

در میان تحولات سریع جهانی، انتشار فصل‌نامه دشواری ویژه‌ای دارد. در میان تحولاتی که یک روز عقب ماندن از سیر تحولات، در روز بعد می‌تواند آدمی را وادار به بهت کند، تنظیم مطالب، چنانکه که بیگانه با روز نباشد، دشوار است. به قول شاملو:

و با كاهش شب

كه پنداری

در تنگه‌ی سنگی

جای خوش‌تر داشت

به در یایی مرده درآمدیم

با آسمانِ سربیِ كوتاهش

كه موج و باد را

به سكونی جاودانه مسخ كرده بود.

و آفتابی رطوبت زده را

كه در فراخیِ بی‌تصمیمی خویش

سرگردانی می‌كشید،

و در تردیدِ میان فرو نشستن یا برخاستن

به ولنگاری

یله بود.

مُروا با ارج نهادن به واکنش‌های مثبت و منفی مخاطبان‌اش، طبق سلک هر شماره، مخاطبان را به اظهار فکر و نظر مستقیم در مورد محتوای نشریه و ارائه‌ی پیشنهاد در مورد شماره‌های دعوت می‌کند.

با آدرس نشریه مُروا با ما در تماس باشید.

morva.lpi@gmail.com

با درود های رفیقانه

مراد رضایی و علی صمد

منبع: 
از فصلنامه‌ی مُروا شماره چهارم بهار 1399، نشریه جوانان هوادار حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
بخش: 

افزودن دیدگاه جدید