شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵ اوت ۲۰۲۰

کووید_19 در ایران - قسمت اول

پیدایش و شیوع از آغاز تا امروز

۰۵ مرداد ۱۳۹۹

با شروع اپیدمی، سرمایه داری چهره کریه خود را بار دیگر نشان داد. تولید کنندگان ودلالان وسایل بهداشتی وملزومات حفاظت شخصی جهت افزایش قیمت کالاها وفروش آنها با قیمت های چند برابر به مراکز وجامعه پزشکی ومردم نیازمند، دست به احتکار وایجاد بازار سیاه برای"ماسک" و"الکل" و سایر موارد زدند. در کنار احتکار و بازار سیاه، عده ای سودجو ومتقلب نیز دست به تولید وسایل وملزومات تقلبی با آرم های معروف زدند و مجموعه این عوامل منجر شد به کمبود شدید"ماسک"و "دستکش"و لباسهای پزشکی و ...

مقدمه

با تهاجم ویروسی از خانواده "کرونا ویروسها" که عامل بیماریهایی مانند سارس، مرس وکووید_19 هستند، از حدود دسامبر 2019 در شهر ”ووهان" چین. همه گیری(اپید می) انسانی ویژه ای پدیدار شد که با سرعتی خیره کننده در عرض کمتر از چند ماه، نخست چند کشور از یک قاره، وسپس کشورهای مختلف از چند قاره را مبتلا کرده وتبدیل به "پاندمی" کووید_19 ، یا یک مشکل ومعضل عمده وبسیار با اهمیت جهانی شد.

بیماری کووید_19 که توسط کرونا ویروس ایجاد میشود، تا امروز بیش از 13 میلیون نفر را در سراسر جهان گرفتار کرده وبیش از570000 نفر در اثر این بیماری جان خود را از دست داده اند. اهمیت این آمار دراین نکته نهفته است که اساسا اکثر دولت ها دست به پنهان کاری ومخفی کردن میزان واقعی تعداد بیماران وشمار تلفات انسانی خود میزنند. این امار هشدار دهنده وبسیار تاسف بر انگیز فوق علیرغم این مخفی کاریها وبا وجود عدم شفافیت ها، رسما اعلام شده است. یعنی حتما در واقع مابا درصد ابتلاوتلفاتی کاملا پیش از آمارهای فوق سروکار داریم. ضمن اگاهی بر این عدم صحت کامل آمارهای اعلام شده، با همین میزان بیماران وتلفات اعلام شده در سطح جهان وایران نیز، وضعیت فوق العاده وشرایط بحرانی درجهان را باید کاملا مستقر وغالب دانست.

گسترش اپیدمی کرونا ویروس وشیوع بیماری کووید_19 باچنان سرعتی در کشورهای مختلف و در سراسر گیتی صورت پذیرفت که جدا از برخی استثنائات، در اکثر قاطع موارد ناتوانی حکومتها ونظامهای مسلط بر کشورهای مختلف را در حفظ تندرستی و"سلامت" مردم، آشکار ساخت. برای همگان روشن شد که بر خلاف ادعاها وزرق وبرق سرمایه داری معاصر، تمرکز وتوجه دولتهای ممالک "پیشرفته" بر تولید سود بیشتر وتشدید روند انباشت ثروت اقلیت های حاکم بر جوامع خود است. تضعیف سیاستهای "جامع نگر" در امر بهداشت ودرمان وحفظ سلامت اکثریت مردم، به قیمت افزودن بر انباشت سرمایه در مسیرهای انحصارات نرم افزاری – مالی- رسانه ای و. . . . ، حاصلی جز ضعیف تر کردن سیستم های بهداشتی واجزای مختلف نظام سلامت در ممالک "پیشرفته سرمایه داری" نداشته واینک پس از بیش از سه دهه تسلط سیاستهای "نئوکان" بر این جوامع، ماحصل سلطه نظام سرمایه داری در "رفاه" وسلامتی مردم اشکار شده است. گذشته از این مسله بسیار با اهمیت در کشورهای عقب نگهداشته شده وفقیر، ضعف سیستمهای بهداشتی وبروز فاجعه انسانی در صورت اپیدمی کرونا ویروس قابل پیش بینی بوده و در عمل نیز نتایج اسفناک آن قابل مشاهده است.

انچه که امروز باید بعنوان یک جمعبندی کلی بیان کرد اینست که از آشکارا اعلام شدن اپیدمی و پاندمی کرونا ویروس تا اکنون، ناتوانی عمومی دولتها ونظامهای مسلط بر جهان معاصر، با درجات مختلف در کشور های گوناگون، عیان شده، درحال حاضر نیز بدون دور نمای روشنی از تولید واکسن ضد این ویروس وساخت داروی اختصاصی برای درمان بیماری کووید_19 ، هنوز هم ابرهای تیره بیماری و ادبار در افق وگستره ای جهانی، باعث بیم و هراس و نگرانی هستند. اگر در ابتدای قرن بیستم بیماری ویروسی آنفولانا با امواج اول و دوم وسوم خوددر اروپا وجهان میلیونها نفر کشته برجای نهاد، اندیشمندان دانش پزشکی با علم به نا توانیهای بشریت در آوردگاه مرگ وزندگی با این بلای جهانگیرو تواناییهای بیولوژیک این ویروس، از امواج دوم وسوم در مقیاسی ملی وبین المللی بیمناک هستند. و نکته بعدی اینکه پس از کنترل پاندمی کرونا ویروس، جهان شاهد چه تغییراتی خواهد بود؟ توده های مردم به چه نتایجی خواهند رسید وسرنوشت نظامهای سلطه به کجا خواهد انجامید؟

مونو گرافی اپیدمی کرونا ویروس در ایران تا اردیبهشت 99

رویکرد امنیتی وغیر شفاف رژیم حاکم بر میهن عزیز ما ایران، اجازه هرگونه بررسی دقیق وعلمی مبتنی بر داده های عینی وشواهد مستند را از همگان سلب کرده است . هر اتفاقی، نخست باید از ابعاد امنیتی واز زاویه نظام حاکم، با روشی غیر علنی "پردازش" شود سپس با شیوه قطره چکانی، ذره ذره اطلاعات از سوی حکومت منتشر گردد.

بطوریکه محافل علمی و دانشگاهی در ایران البته تا حدی که میتوانند و در لفافه وبا زبان مخصوص صحبت در شرایط استبدادی، ارزیابی کرده اند، نخستین نشانه های ورود کرونا ویروس مولد کووید_19 به ایران، به اوایل آذر 1398 بر میگردد. مخفی کاری دولت چین وسعی انها در پوشاندن مساله وتلاش برای عدم "درز" کردن خبر به بیرون از "ووهان" وچین، زمینه ای شد تا روش غیر شفاف وامنیتی حکومت ایران نیز بر آن افزوده شده و شرایطی را ایجاد نماید که تا مدتها، نشانه های بروز یک بیماری نو پدید وشیوع بطور پیوسته در حال گسترش ابتلا به کرونا ویروس از نظرها مخفی بماند. بدلیل شباهت نشانه های بالینی بیماری کووید_19 با انواعی ازانفلوانزا، نخستین بیمارانی را که بدان مبتلا شده بودند تحت عنوان کلی (ARDSسندرم زجر تنفسی حاد) دسته بندی کرده اند. کانون اولیه ورود و انتشار بیماری، شهر قم ارزیابی شده است. علت این امر هم وجود چندین شرکت فعال در پروژهای در دست اقدام در آن منطقه با حضور کارکنان و کارگران چینی بوده که بطور مداوم با کشور خود رفت وامد داشته اند. علاوه بر ایشان حضور تعدادی "طلبه"چینی در حوزه های علمیه قم نیز مزید بر علت شده است. با ظهور نشانه های اپیدمی، پزشکان شاغل در قم متوجه پدیده تازه ای شدند ولی مجال وزمینه ای برای طرح نقطه نظرات واطلاع رسانی در این باره وجود نداشته است. هواپیمایی ماهان و پروازهای منظم به نقاط مختلف چین، از جمله "ووهان" و سایر استانها وشهرهای چین، سپس یکی از راههای ارتباطی این اپیدمی وورود ویروس به ایران بوده است.

پس از افزایش شمارگان بیماران، در بیمارستان کامکار قم، نخستین بیمارانی که نشانه های " ARDS سندرم زجر تنفسی حاد" داشته اند بستری شدند و در فاصله زمانی کوتاهی پس از آن این بیمارستان به نخستین مرکز نگهداری بیماران کووید_19 تبدیل شد. با فرار کردن روحانیون وطلاب از شهر قم، ومسافرت آن ها به چند نقطه از استان اردبیل و گیلان کانونهای بیماری به این مناطق منتقل واپیدمی به سرعت در کل استانهای گیلان- مازندران گلستان – اردبیل منتشر شد. در کلان شهر تهران نیز از همان ابتدا، به لحاظ کثرت جمعیت ووجود شرایط مناسب برای انتشار الودگی ویروسی تعداد کثیری از هموطنان الوده به ویروس وبسیاری نیز در بخشهای ویژه بیمارستانی بستری شدند. پس از پدیدار شدن نخستین نشانه ها، حکومت جمهوری اسلامی از اقدامات عاجل وضروری برای کنترل ویروس وجلوگیری از انتقال آن سرباز زد. جد از اقدامات بهداشتی ضروری که در اجرای ان تعلل شد، حکومت برای اجرای برنامه های خود که بدنبال درگیریهای سیاسی اش در منطقه خاورمیانه و در عرصه بین المللی به آنها نیاز مبرم داشت، از اعلام خبر اپیدمی وانتشار بیماری در سطح کشور جلوگیری بعمل آورد. در دی وبهمن 1398 مراسم فرمایشی بزرگداشت 9 دیماه (یاد اور سرکوب جنبش سبز در 1388) که طی ان تظاهرات و راهپیماییهایی در شهرهای مختلف کشور سازماندهی شده بود، تظاهرات گسترده وبسیار پر جمعیت تشیع جنازه سردار قاسم سلیمانی که در پنج نقطه کشور جنازه گردانده وتوده های کثیری از مردم بطور فشرده به خیابان آمدند وپس از آن برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در اواخر بهمن، و تجمعات دیگری را شاهد بودیم. عدم اعلام اپیدمی، بعلت نیاز حکومت به اجرای برنامه های فوق الذکر، مهمترین بستر رشد وگسترش انتشارویروس وآلوده شدن توده های کثیری از مردم به آن بود. در گردهمائی هائ انتخاباتی، چنانچه در چنین رژیمهایی مرسوم است، کاندیداهای فرمایشی با برگزاری مراسم شام وناهار، وجمع کردن مردم بخصوص در شهرستانها وانجام تبلیغات انتخاباتی، جمع شدن عده زیادی از طرفداران، بستگان، ودوستان کاندیداها در اماکنی بنام دفاتر انتخاباتی، زمینه ساز بروز حوادث دراماتیکی شدند که هرگز ناگزیر نبودند. بعنوان مثال شخصی که برای انتخابات در آستانه اشرفیه در استان گیلان کاندیدا شده بود، در روزهای نزدیک به انتخابات دچار کووید_19 میشود، بدون تشخیص دقیق که ناشی از پنهانکاری مقامات مسئول مملکتی بود، در بیمارستان نیز بستری میشود. با اصرار وابستگان وافراد متعلق به دفتر انتخاباتیش با "رضایت شخصی" از بیمارستان خارج شده ودر آخرین فرصت تبلیغات، میتینگ انتخاباتی برگزار میکند، پس از روز انتخابات که رای اول را هم میآورد، گردهمایی شادی وتبریک به راه انداخته و غذا هم میدهد! سپس کاندیدای سابق که دیگر منتخب شده بود، مجددا بدحال شده بار دیگر به بیمارستان برگشته ومتاسفانه خیلی سریع در اثر شدت بیماری جان می سپارد! و حوزه انتخابیه اش را بدون "وکیل " میگذارد. در جریان این مثال، تعداد بسیار زیادی از مردم آن شهر در این مراسم انتخاباتی وروبوسی وتبریک و. . . دچار آلودگی با ویروس کرونا و بیماری کووید_19 میشوند. به روشنی مشاهده میشود که مخفی کاری و رویکرد امنیتی برای اینکه "انتخابات" مجلس شورای اسلامی به تعویق نیفتد، چگونه به قیمت جان مردم تمام شده ومورد فوق تنها مثال در این رابطه نبوده است.

بدنبال افشاگریهای افرادی از جامعه پزشکی، سرانجام از اول اسفند 98 حکومت پذیرفت که در ایران هم کرونا ویروس شایع شده ولی هنوز از بکار بردن عباراتی مانند "اپیدمی" خودداری میشد. تا اینکه بالاخره در اطلاعیه های دولتی (وزارت بهداشت درمان ودیگران) نخستین هشدارها واعلامیه ها صادر شدند. این تاخیر وتعلل طولانی مدت، که با اهداف سیاسی از سوی جمهوری اسلامی اعمال شد، مهمترین علت بروز وگسترش اپیدمی کرونا ویروس در ایران است. جالب اینجاست که پس از اعلام رسمی اپیدمی واثبات اینکه "ووهان "چین منبع اولیه پیدایش ویروس بوده است، تا مدتها پروازهای "ماهان" به چین قطع نشد ودانسته نیست چه اتفاقی در این پروازها در حال انجام بوده است.

نیروهای مقابله با اپیدمی کرونا در ایران

از زمان برگزاری کنفرانس سازمان بهداشت جهانی( WHO ) در " آلما آتا" واز سال 1354(1975) استقرار نظام بهداشتی ، در ایران نیز آغاز شد که هدف ان " ارائه خدمات اولیه سلامت" ) Primary Health Care) به مردم کشورها واجرای نظامهای سلامت "جامع نگر" با سمت گیری ارتقای سلامتی ومبارزه با بیماریهای واگیر وهمگانی کردن واکسیناسیون بود. این سیاستها مبتنی بر شکل گیری سیستمی بود که در آن خانه های بهداشت، مراکز بهداشت، وشبکه های بهداشت باید ایجاد میشدند. ایجاد نخستین پایه های این سیستم در ایران به همان سالهای میانی دهه پنجاه خورشیدی بر میگردد. پس از انقلاب 22 بهمن 57(1978)، تحت تاثیر امواج نیرومند خواسنه های دموکراتیک ومطالبات برحق توده های میلیونی ونیز با فشار نیروهای سیاسی وروشنفکران جامعه، در تنظیم قانون اساسی، موادی وارد شدند که اساسا با محتوای آن چیزی که بعدها مستقر شد وتا کنون حضور دارد، سازگاری نداشت، از قبیل حق برخورداری مردم از آ موزش و پرورش رایگان، بهداشت ودرمان رایگان، ممنوعیت شکنجه، ازادی اجتماعات و. . . پس از انقلاب کار گسترش واستقرارنظام "ارائه خدمات اولیه سلامت" (P H C )، به صورت ادامه ساختن و بکار انداختن خانه های بهداشت و مراکز بهداشت در اقصی نقاط کشور دنبال شد. در نخستین سندی که توسط زنده یاد دکتر سامی که با شقاوت در مطب خود با "تبر" به قتل رسید، برای بهداشت ودرمان ایران تنظیم شده است، اشاره به خدمات بهداشتی عمومی ودرمانی شده است. طی سالهای پس از آن با تربیت هزاران "بهورز" وگماردن ایشان در خانه های بهداشت، امر مهم واکسیناسیون، تنظیم خانواده، وشناسایی بیماران وحل مشکلات ساده بهداشتی و درمانی مردم مناطق دور افتاده روستائی وحومه شهرهای بزرگ به ایشان سپرده شد.

پزشکان عمومی نیز با "ده گردشی" وسرکشی به این "خانه های بهداشت" طرز کار بهورزان ونتایج اقدامات ایشان را پایش کرده و در "مراکز بهداشت" اطلاعات پردازش شده و"زیج" های حیاتی مناطق تحت پوشش به روز می شدند. بدین ترتیب اقدامات خوبی از سوی این جمع زحمتکش در میان اقشار نیازمند توجه، از نظر واکسیناسیون وبهداشت مادر وکودک وتنظیم خانواده انجام شد و بیماریهای عفونی که قبل از انقلاب مهمترین عامل مرگ ومیر در ایران محسوب میشدند، پایین امدند. ودر حال حاضر بیماریهای عفونی مهمترین عامل مرگ ومیر در ایران نیستند. مراکز بهداشت در شهر ها نیز با تقسیم شهر ها به مناطق تحت پوشش، وظایف مشابهی را البته تا حدودی کمرنگ تر وضعیف تر از مناطق روستائی ومحروم بر عهده داشته اند. مدیریت این خانه های بهداشت با مراکز بهداشت، ومجموعه انها با شبکه های بهداشت ودرمان شهرستانها، وسپس با دانشگاههای علوم پزشکی بوده است. وجود این سیستم سراسری که انرا می توان، "تورینه بهداشتی" نامید، بسیار در ریشه کنی فلج اطفال، مالاریا و. . . . . . . . وکنترل مواردی مانند سرخک وسرخجه و. . . . . . . موثر بوده است. گذشته از این " تورینه بهداشتی"، در طی 50-60 سال اخیر دانش مدرن پزشکی علیرغم موانع ومشکلات داخلی فراوان، و در درجه اول ایدئولوژی حاکم واعتقادات مسولان درجه اول نظام، با رشد وگسترش در مراکز دانشگاهی و در میان اساتید علم وفن پزشکی در ایران، به پدیده ای ماندگار وبالنده تبدیل شده است. سطح علمی مراکز درمانی دولتی وخصوصی، ونیز حضور نخبگان برجسته در علم پزشکی در ایران، هیچ ارتباطی با سیاستهای حکومتی وبرنامه های وزارت بهداشت ودرمان ایران ندارد. یکسان ومنطبق دانستن این پدیده ها، منجر به اشتباهاتی میشود که معمولا رسانه های متعلق به "بن سلمان" و"پمپئو"، به کرات به آن دچار هستند. سطح دانش پزشکی ومهارت فعالین حرفه های پزشکی در ایران، یک سرمایه بزرگ ملی محسوب میشود. که البته متاسفانه در اثر سیاستهای غلط حکومت و وجود بحران عمومی در کشور شاهد نشانه های پدیده خطرناک "کوچ کردن"وبه تاراج رفتن چنین ثروتی هستیم . در کنار این اندوختهء علمی، کشور ما برخوردار از وجود هزاران پرستار وکارشناس است که با مهارت وفداکاری وروحیات نوع دوستانه، سخت ترین وخطرناک ترین خدمات را به توده های مردم ارائه میکنند. طی چند دهه فعالیت در عرصه کارشناسی مسائل بهداشتی، ومراودات فراوان بین المللی با W H O وسایر نهادها، جمع کثیری کارشناسان مسائل بهداشتی وخبرگان سیستم های سلامت ودانشمندان پزشکی اجتماعی، نیز در کشور ما تربیت شده ودانش روز واطلاعات تطبیقی بین المللی در میان ایشان به تثبیت وبالندگی رسیده است. این پتانسیل بهداشتی نیز علیرغم دولت های حاکم وسیاستهای کلی نظام، به کار تخصصی خویش مشغولند و در جریان این اپیدمی کرونا ویروس نیز به تولید خبرنامه ها، برگزاری وبینارهای اموزشی وپیشنهاد سیاستهای بهداشتی موثر ومفید پرداخته اند. این نخبگان دانش بهداشتی و پزشکی اجتماعی نیز از"داشته ها" و از اجزای ثروت ملی ایران بحساب می آیند.

زمانیکه اپیدمی ویروس کرونا وبیماری کووید_19 ابتدا در قم وتهران وسپس از استانهای شمالی واردبیل به شکلی انفجاری شروع به قربانی گرفتن ازجامعه کرد، عوامل فوقا " برشمرده شده، یعنی " تورینه بهداشتی کشور"، بیمارستانها، مراکز وجامعه پزشکی مدرن وآشنا با علوم وفنون امروزی، وحضور پرستاران وکارشناسان دلسوز ومتعهد، به مقابله برخاستند.عکس العمل فداکارانه وفعال کادر پزشکی وپرستاری وهمکاران وابسته، درحالیکه هنوز امکانات لازم برای حفاظت شخصی P. P. E در میان ایشان توزیع نشده بود وبا فقر آشکار امکانات حفاظتی مواجه بودند اولین خاکریز های مردم ایران در مقابله با اپیدمی کرونا بود. وصد البته که بدلیل فقر امکانات P. P. E ، بسیاری از این عزیزان مبتلا به بیماری شده وتعداد کثیری نیز جان باختند.

علاوه بر عکس العمل فداکارانه کادر پزشکی در مراقبت و درمان بیماران بستری، ونیز شناسائی وتحت درمان ومراقبت قرار دادن بسیاری بیماران "سر پائی" در منازل، یکی از عمده اقدامات این "تورینه بهداشتی"، غربالگری جمعیت های تحت پوشش برای یافتن موارد ابتلا به بیماری ومنابع اشاعه وگسترش ویروس بود. این غربالگری های شفاهی وتلفنی، نتایج خوبی در بر داشت، ولی نا کافی بود وکفایت لازم را نداشت . زیرا با انجام "تست های آزمایشگاهی و مولکولی جدا سازی زنجیره پروتئینی ویروس یا P C R ) در سطح توده ای وهمه گیر همراه نبود. کمبود کیت های آ زمایشگاهی علیرغم چند مورد کمک خارجی ونیز تولید آن توسط وزارت دفاع(!) و انیستیتو پاستور، هنوز هم بر طرف نشده ودر حال حاضر، پس از گذشت ماهها از شروع اپیدمی کمیت وکیفیت کیتهای آزمایشگاهی هنوز پاسخگوی غربالگری مناسب نیستند.

با شروع اپیدمی، سرمایه داری چهره کریه خود را بار دیگر نشان داد. تولید کنندگان ودلالان وسایل بهداشتی وملزومات حفاظت شخصی جهت افزایش قیمت کالاها وفروش آنها با قیمت های چند برابر به مراکز وجامعه پزشکی ومردم نیازمند، دست به احتکار وایجاد بازار سیاه برای"ماسک" و"الکل" و سایر موارد زدند. در کنار احتکار و بازار سیاه، عده ای سودجو ومتقلب نیز دست به تولید وسایل وملزومات تقلبی با آرم های معروف زدند و مجموعه این عوامل منجر شد به کمبود شدید"ماسک"و "دستکش"و لباسهای پزشکی و ... از دی ماه تا بهمن واسفند روزی نبود که رسانه های حکومتی خبر از کشف انبار بزرگی از کالاهای ضروری بهداشتی احتکار شده، قاچاق وتقلبی منتشر نکنند. کسی هم بالاخره بدرستی مطلع نشد که کالاهای کشف شده چه شدند؟ تحویل کدام دستگاه حکومتی شده اند و سرنوشت آنها چه شده است؟ در همین رابطه، همزمان با کمبود شدید "ماسک" وسایر امکانات حفاظت شخصی در داخل کشور ایران، رسانه های حکومتی به کرات از "کمکهای برادرانه ایران به مردم عراق، سوریه، و یمن ولبنان در زمینهء رساندن ماسک وسایر ملزومات به آن کشورها برای مقابله با کرونا" خبر می دادند. نخستین چیزی که در این رابطه به ذهن شنوندهء ایرانی می رسید، این بود که ظاهرا مسیری برای کشفیات پیدا شده است؟! مردم شریف ایران هرگز مخالف کمکهای بشر دوستانه به سایر ممالک ومردم سایر نقاط جهانن نیستند، ولی در شرایطی که کمبود شدیددر مراکز پزشکی ودرمانی ونیز در میان توده مردم ایران وجود داشت، انتشاراین اخبار که با هدف "افزایش عمق دفاع استراتژیک" منتشر می شدند، نوعی دهان کجی به افکار عمومی داخلی بحساب می آید. خلاصه کلام اینکه باید به اطلاعات شفاف در این زمینه دست یافت تا احتمالات به یقین تبدیل شود.

در اسفند ماه مقداری "ماسک"و "الکل" توسط سپاه در قم وحاشیه تهران توزیع رایگان شد واین واقعه با فیلم وعکس فراوان تبلیغ شد. ولی حجم کالاهای قاچاق واحتکاری کشف شده بسیار بیش از این مانوری بود که برگزار شد. این کمبود P P E (ملزومات حفاظت شخصی) منطبق شد با انفجار اپیدمی وبسیاری از فعالین پزشکی وبهداشت و درمان در اثزعدم امکان حفاظت شخصی در محل کار خود، یعنی در اورژانس های بیمارستانها، مطب ها، مراکزبهداشت و. . . . . . مبتلا به بیماری شده وبرخی نیز متاسفانه جان سپردند. مطابق آمار نسبتا دقیقی که ازسوی منابع مستقل جمع آوری شده وبه رسانه های بن سلمان تعلق ندارد، تا کنون بیش از 5000 نفر از فعالان پزشکی وبهداشتی در ایران دچار بیماری کووید_19 شده وبیش از 140 نفر نیز جان های پاک خویش را نثار سلامتی مردم کرده اند. مهمترین علت این ضربات به این "ثروت ملی" را میتوان در کمبودهای P P E دانست.

از اواسط اسفند ماه، دستورالعمل ها وپروتکل های کشوری مبارزه با اپیدمی، که خوانشی از دستورالعملها ومقررات منتشر شده از W H O با بهره گیری از تجارب چین بود منتشر شد واز سوی فعالین واندیشمندان جامعه پزشکی، انجمن های علمی – تخصصی رشته های مختلف طب در ایران ونیز سازمان نظام پزشکی وسازمان نظام پرستاری مصاحبه ها، مقالات وتذکرات جدی پیرامون ضرورت "قرنطینه" کردن قم وتهران وسایر مراکز پخش واشاعه ویروس واجرای قاطعانه طرح فاصله گذاری اجتماعی منتشر شد. تاکید بیشتر این افراد به تعطیل کردن محل های تجمع غیر ضروری مانند نماز جمعه ها، مساجد، بیشتر ادارات، دانشگاها، مدارس، ورزشگاهها، محل های تجمع مردم برای جشن و عزاداری و ... بود. تحت تاثیر واقعیات اجتماعی ونیز فشار این گروه های اندیشمند، در اواخر اسفند 98 از سوی رئیس جمهور اسلامی ودولت او، نخستین دستور العمل های مبتنی بر فاصله گذاری اجتماعی وتعطیلی نماز جمعه ها وکلاس های درس واماکن متبرکه صادر شد. نکته جالب این بود که بالاخره فشار وارده از سوی ویروس کرونا، حکومت را وادار به تعطیلی نماز جمعه ها و اماکن مقدس زیارتی شیعیان کرد. این پدیده، فراتر از ظرفیتهای معمول جمهوری اسلامی ایران باید تعبیر شود. بدنبال این اقدامات وایجاد محدودیتهای فوق الذکر، بخصوص در استانهائی که ابتدائا با کرونا ویروس الوده شده بودند، پدیده همیشگی فعالیت تشکل های مردمی وخیرین که در ایران بهنگام حوادث غیر مترقبه ای مانند زلزله، وسیل سابقه فعالیت داشتند بار دیگر ظاهر شد وکمکهای با اهمیتی از سوی این نهادهای مردمی در اختیار بیمارستانها و مراکز استانهای درگیر قرار گرفت . در بسیاری از شهرهای کشور بدون کمک این نهادها ادامه فعالیت مقدور نبود.

جمعبندی نتایج اقدامات انجام شده از شروع اپیدمی تا پایان فروردین 99

با ادامه شرایط فوق العاده واجرای نسبی سیاست "فاصله گذاری اجتماعی" وجلوگیری از مسافرت های غیر ضروری، بخصوص به شمال کشور در فروردین ماه، در کنار تلاش شبانه روزی کادر پزشکی، پرستاری وفعالین مراکز بهداشتی، آمارهای بیماری از اواسط فروردین ماه رو به کاهش چشم گیری گذاشت و بدون تحلیلی علمی وداشتن چشم انداز اپیدمیولوژیک مناسب در میان دولتمردان، موجب غرور کاذب وخوش بینی بی پایه گردید.

دولت برای تشویق در خانه ماندن وکمک به معیشت توده های مردم، ضمن وعدهء " سبد کالائی" و"افزایش یارانه"، طرح اعطای تسهیلات کم بهره به مردم را به اجرا در آورده: یک میلیون تومان با بهره 12 درصد به سرپرست خانوار وام داده میشد، واقساط این وام از یارانه ماهانه خانوار، باید کم میشد!! میلیونها نفر از روی ناچاری واضطرار اقتصادی این وجه ناچیز را گرفتند واین شد حمایت جمهوری اسلامی از مردم زحمتکش وفقیر . توده های میلیونی که شامل کارگران، دهقانان، کارگران فصلی، کارمندان معمولی ودون پایه، بازنشستگان لشکری وکشوری، پرستاران، اقشار تهیدست ودست فروشهای حاشیه کلان شهرها و ... ، بدون حمایت مالی ومادی قادر به تحمل ادامه طرح "فاصله گذاری اجتماعی" نبودند، وریاست جمهوری نیزدر اخر فروردین ماه، اعلام کرد که با ادامه این محدو دیتها، باید شاهد شورش گرسنگان در کشور باشیم ( نقل به معنی). در دو گانهء کاذبی که بدلیل ناتوانی حکومت واساسا بعلت سیاستهای حاکمیت بین "معیشت" و"سلامت" مردم پدید امده بود، "دولت " حسن روحانی در شرایط تحریمهای حداکثری از سوی آمریکا ودزدیهای حداکثری از سوی مسئولین نظام جمهوری اسلامی، قادر به تامین اعتبارات پایدار و مکفی برای ادامه فاصله گذاری اجتماعی نبود، بنابر این سیاست "درهای باز" و"فاصله گذاری هوشمند" اعلام و به اجرا گذاشته شد. مثلا قرار بود که کلیه کسبه وصاحبان حرف با رعایت پروتکل بهداشتی مشغول فعالیت شوند، ولی در عمل همان درهای نیمه باز منجر شد به هجوم مردم به خیابانها وبیرون از خانه ها. بسیاری که روزمزد هستند و یا با کاسبی های جزئی و دستفروشی در آمد ناچیزی کسب میکنند، در سایه نا توانی دولت، ناچار به خروج از خانه ها بودند. بخشی از حاکمیت که تحت کنترل نهاد رهبری اداره میشود، در شرایطی که پنجاه درصد G D P (تولید نا خالص ملی) را در اختیار دارد و از"پرداخت مالیات معاف است" در این میان شاهد وناظر بیطرفی بودکه با رعایت ادب ونزاکت مشغول تماشای معرکه بود وگاهگاهی تلاش کادر پزشکی را تشویق میکرد. این بخش از حاکمیت در بهمن و اسفند اقدام به تولید P P E هم کرده بود. "بنیاد برکت" از نهادهای وابسته به "ستاد اموال ولی فقیه"، به سرعت کارخانه هائی(؟!) برای تولید دستکش و ماسک راه اندازی کرد وشرکتهای وابسته به بنیاد مستضعفان نیز وارد این فعالیتها شدند. ولی بعلت عدم شفافیت، دانسته نیست تولیدات ایشان آیا تحت تولیت وزارت بهداشت درمان وابسته به "دولت" قرار گرفت، ویا برای گسترش" عمق دفاع استراتزیک " بکار رفت. آنچه که مسلم است اینکه این بخش از حکومت، بهمراه حوزه های علمیه، آستان قدس رضوی وتشکل های مختلف روحانیت با ادامه تعطیلی نمازهای جمعه ومساجد وبقاع متبرکه بشدت مخالف بودند و تبلیغات میکردند و حتی در چند مورد مضحکه براه انداخته وتعدادی افراد را درب حرم حضرت معصومه در قم و یا جلوی صحن امام رضا درمشهد جمع کرده وبرای اولین بار در تاریخ شیعه ایرانی، به سمت درب این اماکن حمله کرده وبرای باز شدن آن با سنگ وچوب به انها ضربه زدند!!!!!

در جمع بندی این مرحله از اپیدمی کرونا ویروس( از آغاز تا اخر فروردین 1399)، میتوان موارد زیر را جدا کرده ودسته بندی کرد:

1_تعلل وتاخیر در اعلام شروع نفوذ کرونا ویروس و بروز شواهد آغاز اپیدمی کرونا ویروس، همراه با سیاست پنهان کاری وعدم شفافیت، در کنار سیاستهای کلی نظام در آن مقطع شامل تشویق تجمعات توده های کثیر در خیابانها ومراسم تبلیغاتی وبرگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی با تمام ویژگیهای قبلی و بدون هیچ ملاحظه بهداشتی، مهمترین عامل رشد وگسترش اپیدمی کرونا ویروس و بیماری کووید_19 در ایران بوده است .

2_مجموعه تورینهء بهداشتی، مراکز بهداشتی ودرمانی، دانشگاههای علوم پزشکی، بیمارستانهای دانشگاهی، خصوصی، پزشکان، پرستاران وکارشناسان بهداشتی ودرمانی، در کنار وجود توانائیهای غنی علمی وفنی، بعنوان یک "ثروت ملی" با ارزش، توانستند علیرغم همه کمبودها عکس العمل مناسبی در برابر امواج اپیدمی ورسیدگی به تلفات ناشی از آن داشته باشند ودر مرحله اول اپیدمی، نسبتا عملکرد خوبی را به نمایش گذاشتند. اگر چه این به نمایش در آوردن توانائیها، همراه شد با آمار بالای تلفات نیروی انسانی در میان فعالین این "ثروت ملی".

3- نتایج طرح "فاصله گذاری اجتماعی" در کنارفعالیت عوامل بهداشتی ودرمانی، کاهش آشکار آمارهای مربوط به اپیدمی تا پایان فروردین 1399 بود. تعداد مبتلایان به بیماری، افراد بستری در بخشهای ویژه، وشمار فوتی های ناشی ازکووید_19 تا پایالن این مرحله، کاهش چشم گیر نشان میدهد.

4_در کنار نمرهءقبولی "نسبی" عکس العمل بهداشتی وپزشکی، از نقائص عمدهءعملکرد سیستم در مقابله با اپیدمی، مشکل ضعف غربالگری میلیونی وتوده ای وبیشتر اتکا کردن به غربالگری شفاهی وتلفنی بود. عدم وجود "کیتهای آزمایشگاهی" به تعداد کافی وکیفیت مناسب از مهمترین نقاط ضعف ومشکلات مرحله اول اپیدمی در ایران است.

5_ کمبود وفقر ملزومات حفاظت شخصی P P E در میان فعالین بهداشتی ودرمانی ومردم. علیرغم کمکهای مردمی وتلاشهای سازمان غذا داروی وابسته به وزارت بهداشت درمان، هنوز هم این نارسائی مهم رفع نشده است. مسله مهم اینست که اگر "ماسک" از اجزای مهم ملزومات حفاظت شخصی ویکی از مهمترین ابزار بشر برای قطع زنجیر وانتقال ویروس است، حتی امروزه هم در صورت پیدا شدن، از قیمتی برخوردار است که خرید روزمره واستفاده بهداشتی از آن از توان توده های زحمتکش بکلی خارج است.

6­_خسته وفرسوده شدن نیروهای فعال بهداشتی ودرمانی. بدلیل فقر امکانات حفاظت شخصی وپنهانکاری حکومت در شروع اپیدمی، ونیز عملکرد فعال وشجاعانه کادر پزشکی وپرستاری وسایر همکاران ایشان، در یورش اپیدمی به مردم، ضربات سنگینی به این "ثروت ملی"کشورمان وارد شد. پس از شوک اولیه نیز فشار کار سنگین واداره شیفت های طولانی ومکررکه بدلیل کمبود نسبی نیروی انسانی ناگزیر بود، تا این تاریخ حدود پنجهزار نفر از این کادر درمانی وبهداشتی مبتلا به بیماری کووید_19 شده وبیش از 140 نفر جان باخته اند. علاوه بر این لطمات، نیروهائی که بیمار نشده ویا بهبود یافته اند، بشدت خسته وفرسوده شده وعلیرغم ادامه فعالیت با همان پراتیک فعال روزهای اول، روحیات خسته ای در میان ایشان رواج پیدا کرده وحکومت بهیچوجه نتوانسته قدر شناسی شایسته ای از ایشان بعمل آورد . علیرغم اعلام تصمیم وزارت بهداشت برای استخدام 7000 نفر نیروی پرستاری از میان پرستاران فارغ التحصیل وبیکار، هنوز این مسله در پیچ وخم اداری سازمان مدیریت وبرنامه ریزی وسایر ادارات گیر کرده وعملی نشده است. وجود نیروی تازه نفس ضرورت تام دارد. با توجه به ادامه اپیدمی وشدت گرفتن آن که در سطور آینده بدان خواهیم پرداخت، کادر پزشکی وپرستاری نیازمند وجود نیروهای جانشین برای امکان تجدید قوا واستراحت عوامل دست اندر کار هستند . بطول کشیدن اپیدمی، عدم وجود افق روشنی برای کنترل اپیدمی در کوتاه مدت، ونیزرفتار وعملکرد حاکمیت بحران زده وبقول خودشان "ورشکسته" نتیجه ناگواری تحت عنوان پدیده خستگی وفرسودگی "ثروت ملی" فعالین پزشکی وبهداشتی در پی داشته ودر آینده نزدیک با شدت بیشتری خواهد داشت . نصایح ودعاهای "رهبری" هم در کاستن از ابعاد کسالت آور این پدیده تاثیری نمی بخشد!

7_در پایان مرحله اول گسترش اپیدمی کووید_19 در ایران، نا توانی حاکمیت در تامین معیشت حداقل ورفع نیازمندیهای حیاتی خانواده های ایرانی اشکار شد. این ناتوانی هم بدلیل بحران اقتصادی وضعف منابع مالی، وهم بعلت سیاستهای کلی نظام که تماما " معطوف به "افزایش عمق دفاع استراتژیک" و صرف حداکثر پولی هم که موجود است درراه مصارف نظامی وامنیتی، بستر فوق العاده خطرناکی را برای روزهای سخت وتیره ای که در پیش است ایجاد کرده است. حال دیگر رسما وعلنا وزیر بهداشت درمان مملکت میگوید که :عقل ما هم می رسد! ولی دستمان نمی رسد! و آه وناله از بابت نتایج وخامت اوضاع سر می دهد. همگان نیک میدانند که میلیاردها دلار از ثروتهای ملت ایران توسط حکومتیان به تاراج شخصی رفته است، خرج افزایش عمق دفاع استراتژیک وبازیهای گل یا پوچ سیاسی رژیم در خارج از مرزها شده است، ودر حال حاضر نیز در داخل کشور، نیمی از تولید ناخالص ملی( G D P ) زیر نگین انگشتر ولایت مطلقه قرار دارد. حکومت ایران میتواند واین امکان را دارد که با گوشه ای از ثروت کلان انباشته شده در آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اموال ولی فقیه، قرار گاه خاتم و . . . . معاش مکفی حداقلی را برای توده های میلیونی زحمتکش ومحروم ایرانی فراهم آورد تا امکان عملی کردن طرح های "فاصله گذاری اجتماعی " برای مقابله با ابعاد اپیدمی کرونا ویروس فراهم شود. ولی دریغ از نشانه های چنین عزم واراده ای . در جران این بحران کرونا ویروس، بارها کسانی از روزنامه نگاران و پزشکان وفعالین سیاسی کشور، نکته حیاتی فوق را علنا بیان کرده اند ولی با بی اعتنائی وعدم توجه مسولانه نظام حاکم بر ایران، به نظر نمی رسد، این پیش زمینه بنیادی وبسیار مهم لازم برای دفاع از مردم در مقابل بیماری وکنترل اپیدمی، در دسترس باشد. واین "پرنیانی امیدهای ما را میدرد"!!!!!

مرحله دوم از اول اردیبهشت 99 تا امروز

ادامه دارد

 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید