يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

باز هم نه به اعدام!

۱۸ مهر ۱۳۹۹

اعدام حتی یك قاتل كه مشخص نیست در چه وضعیت روحی و روانی و عارضه اجتماعی مرتكب چنین جرم جبران ناپذیری شده است، نه تنها حذف یك فرد به حساب می آید، بلكه مرگ یك فرزند از دید پدر و مادر و یك برادر یا خواهر و یا همسر از جمع خانواده و بخصوص حذف یك پدر یا مادر برای فرزندان است.

بنـی آدم اعـضــای یـك پیـكرند

چـو عضــوی بــه درد آورد روزگـار

دگـر عضــو ها را نـمـانـد قـــرار

اگر بپذیریم هر فرد، عضوی از خانواده و در نگاهی كلی، عضوی از جامعه است، كه زنجیروار به هم پیوسته ایم، و فرد را نمی توان جدای از محیط تأثیرگذار اجتماعی دانست، درواقع همه مسئول اعمال یكدیگریم. یك مجرم علاوه بر خود، حاصل تأثیرات جامعه محیطی خود نیز هست و حتی تحولات جهانی نیز بر او اثرگذارند. وقوع یك جنگ در هر گوشه از جهان، انتقال خشونت و كشتار به كل جامعه است و همینطور عملكرد مردمان و حاكمان یك كشور، بی تأثیر بر روحیات و بازتاب آن بر شخص نیست.

اعدام یك فرد و حذف او از محیط، تأثیرات مخرب و سوء خود را نه یك روزه و یك ماهه، بلكه برای تمامی عمر بر سایر افراد محیطی او، به خصوص خانواده و نزدیكان، خواهد گذاشت. عمل كشتن و اعدام و نابود كردن و حذف، حتی اگر منطبق بر قوانین كشوری باشد، آن قوانین را در مقابل تكامل اجتماعی تجدیدنظرپذیر می نماید. اعدام حتی یك قاتل كه مشخص نیست در چه وضعیت روحی و روانی و عارضه اجتماعی مرتكب چنین جرم جبران ناپذیری شده است، نه تنها حذف یك فرد به حساب می آید، بلكه مرگ یك فرزند از دید پدر و مادر و یك برادر یا خواهر و یا همسر از جمع خانواده و بخصوص حذف یك پدر یا مادر برای فرزندان است. فرزندانی كه باید جامعه و دولت ها در تربیت آنان و حفظ روحیات انسانی آنان، قبول مسئولیت داشته باشند و با اعدام والدین، مشخص نیست چه فرزندانی را به جامعه آینده تحویل خواهیم داد. بیهوده نیست كه اجتماعات پیشرفته، جرائم را مرحله ای و طی زمان، قابل بررسی و اعمال می دارند و تلاش دارند تا با درمان ها و اصلاح مجرم، او را هرچه سریعتر به جامعه بازگردانند. ما در اعدام كودكان و نوجوانان مجرم كه جرم را در مراحل تكامل نیافتگی فكری و جسمی انجام داده اند، زمانی اقدام به حذف می كنیم كه فرد به تكامل فكری و جسمی رسیده است و چه بسا آن شخص در این مقطع زمانی ممكن است كاملاً اصلاح شده و متنبه گردیده و بتواند برای جامعه و خود، مفید واقع شود و ما با حذف او، فقط به یك انتقام جویی پرداخته ایم و این امر در جامعه پیشرفته پذیرفته نیست. همچنین چه بسیار در تشخیص و قضاوت به نتایج غیرحقیقی رسیده باشیم كه با اعدام مجرم، راه اصلاح رأی را نیز بر خود بسته ایم. در شرایطی كه در محاصره اقتصادی جهانی به سركردگی آمریكا و هم دستانش به تنگنا رسیده ایم و قادر به ایجاد هیچگونه موقعیت مناسب برای جامعه خود نیستیم و بیكاری، گرانی، اعتیاد، ارتشاح ،فحشا، دزدی و غارت و فقر و خودكشی بیداد می كند و از آن سو، راه را بر كوچكترین اعتراض هم بسته ایم، آیا حق هر معترض به جان آمده از این همه فشارهای خارجی و داخلی همه جانبه، تنبیه و اعدام است؟!

چگونه ممكن است پدری در مقابل فرزندان خود كه فریاد می زنند ما گرسنه ایم، بایستد و آنان را به حبس كشد.

آیا راه حل مشكلات ما و برون رفت از معضلات ناشی از محاصره اقتصادی و مدیریتی، در وادار كردن فرزندانمان به سكوت ،وگرنه زندان و اعدام است و یا راه حل های دیگری هم در پیش رو داریم كه می بایست به آنها نیز بیندیشیم و بپردازیم.

باید پذیرفت كه اكثـریت جهان متمدن، رأی نه به اعدام و حتـی زندان داده و ما با بیشـترین سابقه تمدن می بایست نسبت به قوانین اجتماعی خود تجدیدنظر نمائیم.

 

افزودن دیدگاه جدید