پنجشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۸ ژانویه ۲۰۲۱

اقتصاد شراکتی، آیندۀ مشاغل و "پساسرمایه داری" بخش پانزدهم

۱۹ دی‌ ۱۳۹۹

در سرمایه داری اطلاعاتی انجصار ابداً به معنای کاربرد یک تاکتیک هوشمندانه برای کسب بیشترین سود نیست؛ بلکه یگانه راه برای عمل این نوع سرمایه داری است. تعداد محدود شرکتهای اطلاعات-بنیان که بر این بخش سلطه دارند، گویای این نکته است. و گویاتر منشور رسالتی شرکت اپل است که در آن به وضوح جلوگیری از وفور موسیقی به عنوان یک رسالت این شرکت اعلام شده است.

تناقضات درونی اقتصادی بر بنیان اطلاعات - ادامه

ظهور اقتصاد "اطلاعات بنیان" پیامدهای انقلابی قابل توجهی بوده است؛ زیرا کیفیت یگانۀ اطلاعات دیجیتالی این است که همین که محصول اصلی ساخته شد (یا کدگذاری شد)، تمام نسخه های بعدی آن تقریباً بدون هیچ هزینه ای قابل تولید اند. بنابراین در صورتی که یک بازار تماماً رقابتی واقعی وجود داشته باشد، ارزش و در نتیجه قیمت این قبیل کالاهای دیجیتال باید به سمت صفر میل کند. به واقع هم میلیونها نفر – خواه از طرق "غیرقانونی"، خواه به دلیل امکان استفادۀ آزاد - به طور مجانی از این کالاها استفاده می کنند؛ نمونه های بسیاری را از نرم افزارهائی که امکان استفادۀ آزاد آنها وجود دارد، می توان نام برد.

با یان حال، تحت شرایط سرمایه داری این وضع حاوی تناقض بزرگی است. شرکتهای سرمایه داری نه برای تأمین نیازهای مردم بلکه برای سود تولید می کنند. اما از آنجا که سود نهایتاً توسط کار انجام شده برای تولید تعیین می شود، اگر میزان کار لازم برای تولید یک کالا – و بنابراین ارزش موجود در آن – به صفر تقلیل یابد، در آن صورت سود نیز به صفر نزول خواهد کرد. بنابراین معضلی که شرکتهای تکنولوژیهای اطلاعات با آن مواجه اند، نقد کردن سود محصولات و خدمات شان است.

نتیجۀ این وضع برای بسیاری از شرکتهای تکنولوژی اطلاعات آن است که درآمد اصلی شان عملاً از طریق آگهی های تبلیغاتی به دست آید، یعنی انتشار تبلیغات برای دیگرانی، که آماده اند برای دسترسی به داده هائی که این شرکتها از کاربران و مشترکان شان دارند، پول هنگفتی بپردازند.

آلترناتیو دیگر و رایجترین طریق برای شرکتهای تکنولوژی اطلاعات، کوشش برای قطع پیوند بین ارزش کالاهای تولیدی شان و قیمت آنها، از طریق استوار کردن انحصار و بنابراین حذف نیروهای بازار از معادلات شان است. چنان که مارکس به کرات متذکر شده است، قانون ارزش یگانه گرایش واقعی است، اما هر آنجا که انحصارات و محدودیتهای دیگری بر عرضۀ کالاهای معینی اعمال شوند، قیمتها می توانند بدون مهار از ارزش واقعی فاصله بگیرند.

چنان که پیشتر تشریح شد، سلطۀ انحصارات بر بخش تکنولوژیهای اطلاعات بارز است: اپل، آمازون، فیس بوک، گوگل، ...، همۀ این شرکتها شرکتهای غول آسای اطلاعات-بنیان اند و برای تأمین سود عملاً به هر کاری دست می زنند تا جامعه را از پتابسیل خود برای دستیابی به وفور دیجیتالی محروم کنند. میسون در این باره می نویسد:

همین که شما می توانید چیزی را کپی کنید و در جای دیگری بچسبانید، به این معناست که تولید آن چیز مجانی است، یا به زبان اقتصاد "هزینۀ حاشیه ای" آن صفر است. این واقعیت پیامدهای بزرگی برای عملکرد بازار دارد: همین که اقتصاد با کالاهای قابل اشتراک گذاری اطلاعات پر شود، رقابت ناقص تبدیل به یک نرم و قاعده خواهد شد.

تعادل در یک اقتصاد اطلاعات-بنیان زمانی حاصل می شود که انحصارات مسلط شوند و مردم دسترسی نابرابری به اطلاعات مورد نیازشان برای اخذ تصمیمات عقلانی داشته باشند. کوتاه کلام این که بازار تکنولوژی اطلاعات مکانیسم مرسوم قیمت را نابود می کند. منظور از مکانیسم مرسوم قیمت وضعی است که در آن رقابت، قیمتها را به سمت هزینه های تولید سوق می دهد.

در سرمایه داری اطلاعاتی انجصار ابداً به معنای کاربرد یک تاکتیک هوشمندانه برای کسب بیشترین سود نیست؛ بلکه یگانه راه برای عمل این نوع سرمایه داری است. تعداد محدود شرکتهای اطلاعات-بنیان که بر این بخش سلطه دارند، گویای این نکته است. و گویاتر منشور رسالتی شرکت اپل است که در آن به وضوح جلوگیری از وفور موسیقی به عنوان یک رسالت این شرکت اعلام شده است.

بنابراین تکنولوژی اطلاعات در بطن خود حاوی تناقض کلیدی است که سیستم سرمایه داری همواره با آن مواجه بوده است: تناقض بین ارزش کاربردی و ارزش معاوضه. وفور ارزش کاربردی در یک جامعه (به عبارت دیگر ثروت) کاملاً ممکن است. اما مادام که مالکیت خصوصی وجود دارد و هدف تولید سود بیشتر است، غیرممکن است بتوان این تناقض را حل کرد. در این شرایط ما مدام شاهد محرومیتها و کمبودها به جای ثروت و فراوانی خواهیم بود.

 

افزودن دیدگاه جدید