چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲ می ۲۰۲۱

افول نئولیبرالیسم: نمایشنامه در سه پرده بخش هفتم و پایانی

۲۰ فروردين ۱۴۰۰

نئولیبرالیسم به کیفیت دیگری نیز متصور است. مثلاً دور از ذهن نیست که غلبه بر نئولیبرالیسم جهانی شدن حق برخورداری از مراقبت های بهداشتی را همراه داشته باشد و سیاست های ریاضتی را که به این عرصه از حیات بشر آسیب می رساند، به پایان رساند. کاهش نابرابری در مناسبات بین سرمایه و کار نیز با پیشه کردن سیاستهای ناظر بر تأمین درآمد پایه برای همگان منتفی نیست (مشروط به آن که منطق و میزان پرداختی، برای کاستن از اجبار حاکم بر کارگر به فروش نیروی کارش کافی باشد و نه آن که فقط یک مساعدۀ اجتماعی برای تخفیف ناچیز فقر حاد باشد).

پردۀ سوم: مرگ انسانها و مرگ نئولیبرالیسم

البته بجاست که در میزان اثربخشی دموکراتیسم نظامهای لیبرال دموکراتیک هم، که مکانیسمهای مشارکتی شان به نحو فزاینده ای محدود و از محتوا تهی شده اند، به راه اغراق نرویم. اما باید این خطر را در نظر داشت که اولاً گرایش قویتر در بطن وضع کنونی به سمت آلترناتیوهای اقتدارگرا است و نه به سمت یک دموکراسی رادیکال و رادیکال شدن دموکراسی، ثانیاً همین گرایش قویتر موجب تعمیق روندهائی خواهد شد که مدتهاست دولتهای راست افراطی پیشه کرده اند. بازتعريف شرايط سلطه سرمايه داری ترکيب جديدی از رضايت و اجبار را، در تمایل بيشتر به سوی گفته شده منتفی نمی کند.

با این وجود، یک سرمایه داری اقتدارگرای تحت مدیریت دولت تنها افق قابل دسترس در وضع کنونی نیست. غلبه بر نئولیبرالیسم به کیفیت دیگری نیز متصور است. مثلاً دور از ذهن نیست که غلبه بر نئولیبرالیسم جهانی شدن حق برخورداری از مراقبت های بهداشتی را همراه داشته باشد و سیاست های ریاضتی را که به این عرصه از حیات بشر آسیب می رساند، به پایان رساند. کاهش نابرابری در مناسبات بین سرمایه و کار نیز با پیشه کردن سیاستهای ناظر بر تأمین درآمد پایه برای همگان منتفی نیست (مشروط به آن که منطق و میزان پرداختی، برای کاستن از اجبار حاکم بر کارگر به فروش نیروی کارش کافی باشد و نه آن که فقط یک مساعدۀ اجتماعی برای تخفیف ناچیز فقر حاد باشد). به علاوه یک طریق بدیل برای غلیه بر نئولیبرالیسم می تواند با تجدیدنظر در سیستم مالیاتی که در دهه های گذشته مدام به نفع سرمایه پسرفت داشته است، به تغییری اساس در این سیستم دست بزند. این راه بدیل همچنین می تواند چنان که نانسی فرایزر می گوید موجب "بازتعریف فمینیستی مرزهای محدودکننده – "اقتصاد" از "جامعه"، "تولید" از "بازتولید"، "کار" از "خانواده" – و غلبه بر بحران سرپرستی ناشی از به رسمیت نشناختن کار سرپرستی گردد. سرانجام این که این طریق بدیل می تواند مبنائی برای نشاندن گفتمانهای همبستگی و مشارکت بین المللی به جای گفتمانهای بیگانه هراس کنونی باشد.

امروزه چنین عناصری ابداً عناصر یک نگاه اتوپیائی منتزع از گرایشهای اجتماعی به نظر نمی رسند. مبارزه علیه پاندمی نه فقط انگیزه برای تثبیت ابزارهای نظارت اقتدارگرا را تقویت کرده است، بلکه همچنین شکل گیری شبکه های حمایتی و اتخاذ سیاستهائی که می توانند پایه های لازم برای گذار رهائیبخش جامعه را ایجاد کنند، تشجیع کرده است.

شکوفایی ابتکارات جمعی ناظر بر همبستگی، الزام تمرکز و رسمیت بخشی به کار سرپرستی و مراقبت ، و ارزش گذاری اجتماعی بر کار کارکنان بهداشت و درمان، که در جریان مبارزه با کووید-19 تجلی یافت، اجازه می دهند تا به امکان تجدید سازماندهی رادیکال جامعه به دیدۀ جدیدی نگریسته شود: یک تجدید سازماندهی از پایین به بالا، با بهره گیری از موقعیت تقویت یافتۀ جنبش های فمینیستی در چند سال گذشته در سطح جهانی، و از ابتکارات سیاسی محلی که از زمان اعتراضات جهانی سال 2010 به بعد، در حال گسترش بوده اند. تواماً، بحران کنونی بدهی های دولت را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. این امر توسل به سیاست ریاضت اقتصادی و دفاع از این سیاست را غیرعملی کرده و موقعیت را به سمت مباحثه ای عمومی و تجدید مذاکره پیرمون مبانی مالی دولتها سوق می دهد. این امر می تواند به همان سمت تاریخی روی آورد که پیکتی بر آن انگشت گذاشته است: سیستم مالیاتی بعد از تنشهای بزرگ ناگزیر مترقیانه خواهد شد. به زعم او "سیستم مالیاتی مترقی در قرن بیستم محصول زودگذر یک دوران پرهرج و مرج بود". change

جوهر این مباحثۀ عمومی و تجدید مذاکره و سازماندهی مبتنی بر آن، بستگی دارد به توانائیهای طبقۀ کارگر در سازمانیابی سیاسی برای هدایت روند بازسازی مناسبات بین کار و سرمایه، که پس از غلبه بر پاندمی مستقر خواهد شد. میزان عظیم بیکاری ناشی از بحران در سمت تضعیف اثر اکثریت قریب به اتفاق اهالی عمل کرده است. اما تعمیق بحران هژمونی به این معناست که در سمت طبقات حاکمه نیز وضع شکننده ای جریان دارد.

به قول کوئینکاس برو د آگوا (Quincas Berro D’Água) "شاید نئولیبرالیسم چندین بار بمیرد. بحث بر سر این که مرگ نئولیبرالیسم را چه تعریف می کنیم، هنوز باز است." چنان که آروندهاتی (Arundhati) اخیراً نوشته است: "ما از پاندمی عبور خواهیم کرد، و امکان انتخاب هم داریم: یا لاشه های تعصب و نفرت، بخل، بانکهای اطلاعات و ایده های مرده، رودخانه های مرده و آسمان های دودزده را به دنبالمان بکشیم؛ یا سبکبال، با باری اندک، آماده برای تصور و ترسیم دنیائی دیگر، و آماده برای نیل به آن شویم".

 

افزودن دیدگاه جدید