جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱

تاریخ و تئوری تعاونیها - بخش دوم

۱۲ شهريور ۱۴۰۰

این مهم است که تکرار کنیم فرق کلیدی بین یک خرده فروش سنتی با یک تعاونی همانا اهمیت فوق العادۀ اعضا-صاحبان تعاونی در کنترل آن است و نیز این واقعیت که در یک تعاونی مالکیت بین افراد برابر تقسیم می شود. یعنی هیچ کس نمی تواند مالکیت بیشتر یا سهم بیشتری از دیگری داشته باشد. به علاوه تعاونیهای مصرف، خاصه تعاونیهای کوچک، معمولاً در جاها و در آن خطوط تولیدی مستقر اند که خرده فروشان خصوصی آنها را پرخطر و غیرسودآور تلقی می کنند. با توجه به این که تعاونیها اطلاعات دقیقتری از ترجیحات مصرف کننده و از بازارها دارند، یا به اصطلاح از "اطلاعات نامتقارن" برخوردارند، می توانند بقایشان را تضمین کنند و حتی در عرصه هائی موفق عمل کنند که خرده فروشان سنتی نمی توانند.

  1. تعاونی مصرف(کنندگان)

تعاونی مصرف از نظر تعداد اعضا، مهمترین نوع تعاونی است. این نوع تعاونی گاه تعاونی خرده فروشی نیز نامیده می شد، زیرا نقش قابل توجهی در خرده فروشی مواد غذائی و پوشاک ایفا می کند. اعضای تعاونی مصرف صاحب تعاونی اند و مبتنی بر اصل "یک عضو، یک رأی" آن را کنترل می کنند. با این حال مدیریت روزانۀ امور می تواند به روشهائی مشابه شرکتهای سنتی صورت گیرد. مدیریت، به ویژه در تعاونیهای بزرگ، می تواند ساختاری کاملاً سلسله مراتبی داشته باشد. ضمناً مناسبات کار-مدیریت مشابهت بسیاری با این مناسبات در شرکتهای سنتی دارد.

در تئوری، یکی از جنبه های متمایز یک تعاونی مصرف این است که باید به بهترین طریق پاسخگوی ترجیحات اعضای خود، که صاحب آن نیز هستند، باشد. این ترجیجات متوجه نوع، کیفیت و قیمت کالاها می شوند. به علاوه هدف تعاونی نیل به بیشترین شود یا بیشترین تفاوت بین هزینه و قیمت نیست، بلکه رساندن قیمت برای مصرف کننده به حداقل ممکن با حفظ کیفیت معین و تأمین الزامات سرمایه گذاری برای تعاونی است. البته تعاونیهای مصرف نوعاً همان قیمتهای بازار را بر کالاهاشان اعمال می کنند و مازاد حاصله را غالباً با تصمیم اعضا، اما گاه نیز به تصمیم مدیریت، صرف سرمایه گذاری مستقیم یا تقسیم بین اعضا یا سرمایه گذاری در پروژه های اجتماعاً سودمند می کنند.

این مهم است که تکرار کنیم فرق کلیدی بین یک خرده فروش سنتی با یک تعاونی همانا اهمیت فوق العادۀ اعضا-صاحبان تعاونی در کنترل آن است و نیز این واقعیت که در یک تعاونی مالکیت بین افراد برابر تقسیم می شود. یعنی هیچ کس نمی تواند مالکیت بیشتر یا سهم بیشتری از دیگری داشته باشد. به علاوه تعاونیهای مصرف، خاصه تعاونیهای کوچک، معمولاً در جاها و در آن خطوط تولیدی مستقر اند که خرده فروشان خصوصی آنها را پرخطر و غیرسودآور تلقی می کنند. با توجه به این که تعاونیها اطلاعات دقیقتری از ترجیحات مصرف کننده و از بازارها دارند، یا به اصطلاح از "اطلاعات نامتقارن" برخوردارند، می توانند بقایشان را تضمین کنند و حتی در عرصه هائی موفق عمل کنند که خرده فروشان سنتی نمی توانند.

 

  1. صندوق (تعاونی اعتبار)

یک صندوق یا تعاونی اعتبار نوعی تعاونی مصرف است که در بازارهای پولی تخصص دارد. تعاونیهای اعتبار نیز همچون تعاونیهای مصرف مواد غذائی و پوشاک از نظر تعداد اعضا از زمرۀ بزرگترین ها هستند. صندوقها نیز بر پایۀ هر نفر یک رأی در مالکیت اعضای شان اند، توسط آنها کنترل می شوند و نوعاً مالکیتی محلی دارند. مدیریت روزانۀ صندوق به عهدۀ هیئت منتخبی از مدیران حرفه ای است. به علاوه مناسبات کار-مدیریت غالباً از مناسبات مؤسسات مالی سنتی الگوبرداری شده است.

تعاونیهای اعتبار در بدو امر ایجاد شدند تا منابع مالی لازم برای افراد و شرکتهائی را فراهم آورند که به دشواری می توانستند این منابع را از طریق بخش سنتی تأمین کنند. امروزه این تعاونیها به مؤسسات مالی گاه بسیار بزرگی تبدیل شده اند که نیازهای افراد را در تمام سطوح درآمدی و شرکت های با اندازه های مختلف را برمی آورند. این کیفیت به آنها اجازه می دهد که ریسکهای عملیات مالی شان را بپراکنند. به علاوه امروزه صندوقهای محلی غالباً بخشی از شبکه های اعتباری منطقه ای و ملی را تشکیل می دهند، و این به آنها و به اعضای شان اجازه می دهد که از امتیازات ناشی از مقیاس و موقعیت خود، همچون مؤسسات مالی سنتی، بهره گیرند. یک جنبۀ کلیدی و متمایز تعاونیهای اعتبار، ظرفیت [محدود] اعضای آنها برای تعیین سمتگیری صندوق یا صندوقهای محلی آن است.

سود یا درآمد مازاد این نوع تعاونی می تواند بین اعضا تقسیم شود، یا در تعاونی یا در پروژه های احتماعی سرمایه گذاری شود. به علاوه تعاونی اعتبار از این ظرفیت برخوردار است که اطلاعات محلی موجود را جمع آوری کند (همانچه که اطلاعات نامتقارن نامیده می شود) و با اتکا به این اطلاعات، به افراد – اعم از عضو یا غیرعضو - و شرکت ها که دارای نیازهای خاص اند و مؤسسات مالی سنتی تأمین این نیازها را پرریسک می دانند، خدمات عرضه کنند. دادن وام یکی از مرسومترین این نوع خدمات است. اما البته تعاونیهای اعتبار، درست همچون مؤسسات مالی سنتی، باید این دست امورات شان را با احتیاط لازم و کافی مدیریت کنند، چرا که در غیر این صورت، تعداد معینی وام های پرریسک می تواند یک اتحادیه اعتباری را سرانجام به ورشکستگی بکشاند.

افزودن دیدگاه جدید