جمعه ۰۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۱

گام های استوار کاروان سوسیالیستی

۲۰ فروردين ۱۳۹۹

خودگردانی و خود مدیریتی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نه تنها جوهر نظام جایگزین سوسیالیستی است، بلکه میتواند "دموکراسی" را به مفهوم واقعی کلمه، نه به مفهوم تهی از مضمون سرمایه دارانه آن در جامعه پیاده نماید. خودگردانی میتواند از کوچکترین اندام های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و ورزشی و غیره آغاز شده و به نهادهای کلان تر مشابه گسترش داده شود.

مقدمه

گوش ها را به صدایی که از کوچه ها می آید بسپاریم. صدای بر زمین کوبیدن پاهای کارگران و زحمتکشان و دیگر پیشگامان روشنفکر کاروان سوسیالیستی در سراسر دنیا دوباره به میرسد. زمزمه سوسیالیستی در هر کوی و برزنی به گوش میرسد. صداها نزدیک تر و نزدیک تر میگردند. "برخیز، ای داغ لعنت خورده". حباب های شیشه ای نظام سرمایه داری کلان نئولیبرالیستی جهانی چنان شکاف هایی برداشته اند، که فردای بحران کلان اقتصادی اجتمای ویروس کرونا، به هیچ وجه مانند دیروز آن نخواهد بود. اژدهای پیر و فرسوده امپریالیستی به این راحتی ها تسلیم تقدیر تاریخی نشده، قبل از مرگ تاریخی خود، میتواند ویرانی های جبران ناپذیری را بر جای بگذارد.

در شرایطی که دیگر نه تنها جهانی سازی نئولیبرالیستی و تلاشهای استعمارگرانه نوین دیگر آنها نتیجه بخش نیستند، شاهد آن میباشیم که مردم کشورهای جهان سوم روز به روز به میزان بیشتری از امپریالیسم کنده شده و راه خود را در پیش میگیرند. جبهه کار و زحمت در جهان، از کشورهای صنعتی پیشرفته گرفته تا کشورهای عقب نگه داشته شده جهان سوم، در جهت انتخاب راه پیشرفت و ترقی آینده خویش، مجبور به تن دادن به الگوهای نظام فرسوده سرمایه داری نیستند. آنها روز به روز به میزان بیشتری به الگوهای آلترناتیو جایگزین سوسیالیستی روی می آورند .

در کشورهای صنعتی پیشرفته سرمایه داری جهانی، از شیکاگو گرفته تا لندن، از استکهلم گرفته تا ملبورن، زمزمه جنبش عظیم توده ای کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان، جنبش های زنان هر روز پرخروشتر بگوش میرسد. جنبش های دموکراتیک عظیم حفاظت از محیط زیست و جنبش های زنان و غیره هر روز بیشتر از روز پیش خود را در تقابل آشتی ناپذیر با نظام سرمایه داری نئولیبرالیستی می یابند. تندر آوا و سرودهای سوسیالیستی آنها حتی از زبان رهبران حرکت های توده ای از قبیل "چهار سکواد" و "برنی سندرز" ها در قلب آمریکا نیز به گوش میرسد. این حرکت استوار عظیم توده ای، در فردای بحران ویروس کرونا، بر بستر عظیم بحران اقتصادی عظیم رکود، تورمی و در شرایط افزایش عظیم سیل بیکاران همزمان با کاهش دستمزدها مواجه خواهد بود. اینبار این لشکر عظیم به میدان آمده، خواهان آن هستند تا فلک را سقف بشکافند و طرحی نو دراندازند.

گرچه ما، امروزه در برخی از کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه، هندوستان، برزیل و غیره نیز از یک طرف شاهد آن میباشیم که نمایندگان سرمایه داری کلان آنها به دنبال رهبران امپریالیستی افتاده و بر طبل های فاشیسم در رنگ و قالب های دیگری میکوبند. حتی حکومت های سرمایه داری محافظه کار این کشورها نیز خیلی وقتها در تلاش هستند تا خود را از چنگال های نظام امپریالیستی رها سازند. هنوز کلان ترین محور شکاف جهانی دنیا را به دو جبهه جنگ طلبان امپریالیستی از یک طرف و جبهه صلح، توسعه و ترقی تقسیم مینماید.

در طرف مقابل با گروه دیگری از حکومت های کشورهای در حال توسعه مانند کوبا، ونزئولا، نیکاراگوئه، ویتنام و غیره مواجه میباشیم که در تلاش هستند تا از راهکارهای سوسیالیستی الگوبرداری نموده و یا چنین راهکاری را انتخاب کرده و بافت ها و اندام های نهادی اجتماعی اقتصادی سیاسی خویش را بر پایه های نوینی بیافرینند.

یک - راهکار سلبی- گذار از سرمایه داری

ما در تاریخ بارها شاهد بوده ایم که انقلابات بعد از پیروزی، به ضد خود تبدیل گردیده اند. مثلا بارها برده ها بر علیه برده داران قیام کرده و آنها را شکست داده اند، اما چون نظامی غیر از برده داری نمیشناختند، نظامی را خود آفریدند، نوع دیگری از برده داری بوده است. تجربه عبور از نظام ستم شاهی و گذر به جمهوری اسلامی ایران برای ما تجربه تلخی است که نباید تکرار گردد. اکثرا خشم و نفرت نیروی گذار از یک نظام ارتجاعی مانند جمهوری اسلامی ایران آنقدر قدرتمند و شدید است، که اپوزیسیون خشمگین توجه چندانی به نظام ارزشی جایگزین نکرده و در راهکار سلبی عبور از نظام منجمد میگردد.

از این نظر این مساله اهمیت حیاتی دارد تا ما پویش در عرصه های آفرینش "سنتز" و چگونگی کارکرد نظام سوسیالیستی مدرن و با ویژگیهای دموکراتیک را با قدرت تمام ادامه داده و از این طریق در این زمینه که ویژگیهای نظامی را که سوسیالیستها میخواهند بیافرینند، چگونه باید باشد، دیدگاه روشن و شفافی داشته باشیم.

ما در کنار مردم ایران دیگر جمهوری اسلامی را نمیخواهیم و میخواهیم از آن گذر کرده و این نظام را با تمام عقب ماندگی های ایدئولوژیک، فرهنگی، تاریخی و عملکردها و قوانین ارتجاعی، وحشیانه، ضد بشری آن را به گورستان تاریخ بسپاریم. گرچه مرکز ثقل این گذار در مرحله اول به زدودن نهاد ولایت فقیه و اندام های وابسته به آن از صحنه سیاسی کشور مربوط میگردد، اما خلاصه کردن استراتژی این دوران گذار به عبور تنها از ولایت فقیه، عدم توجه به ریشه های تاریخی و پایگاه طبقاتی نیروهای اجتماعی که این نظام بر شانه های آنها استوار بوده است، چیزی غیر از سیاست یک گام به پیش، دو گام به پس نیست. اگر در این زمینه سرمایه داری رانت خوار سوداگر زمین خواره بازار سنتی را بشود بعنوان پایه های اولیه اقتصادی این نظام نام برد، میتوان در ادامه گفت که این اژدهای خون آشام سرهای خود را در تمام عرصه های سرمایه داری نوین نئولیبرال اسلامی نیز برآورده است.لذا برداشته شدن نهادهای ولایت فقیه و سکولاریزه کردن جمهوریت در ایران تغییری در ترکیب طبقاتی حاکمیت و صاحبان قدرت سیاسی در کشور ایران نخواهد داد.

دو - راهکار ایجابی _ آفرینش سوسیالیستی

جوهره کار سوسیالیستی نه فقط نابودی اکثریت غالب نهادهای اقتصادی مدنی آفریده شده در دوران سرمایه داری نیست، بلکه ترنسفورماسیون داخلی آنها از نهادهای "سود" محور، به نهادهای انسان محور، با هدف تولید، رشد، بهره وری بالاتر در خدمت به اعضا، انسان ها، جامعه و طبیعت است. ما هدفمان برداشتن عنصر سودجویی از این نهادها و جایگزینی آن با ارزش های انسانی است. ما خواهان حذف عنصر بهره کشی انسان از انسان در این نهادها و ساختارها، و جایگزینی آنها با خودگردانی، خود مدیریتی مدنی و قانونی گروهی و اجتماعی آنها بر پایه انتخابات دموکراتیک است.

خودگردانی و خود مدیریتی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نه تنها جوهر نظام جایگزین سوسیالیستی است، بلکه میتواند "دموکراسی" را به مفهوم واقعی کلمه، نه به مفهوم تهی از مضمون سرمایه دارانه آن در جامعه پیاده نماید. خودگردانی میتواند از کوچکترین اندام های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و ورزشی و غیره آغاز شده و به نهادهای کلان تر مشابه گسترش داده شود. انتخابات نمایندگان سیاسی از محله ها گرفته تا ناحیه ها، شهر ها و استان ها و انتخابات کشوری میتواند بسط داده شود.

فراهم نمودن امکانات مساوی از طرف دولت ها برای تمام آحاد کشور در تمام عرصه ها در عین حالیکه به شکل گیری ارگان های دموکراتیک مدیریت مردمی می انجامد، بلکه میتواند زمینه را برای مالکیت و مدیریت اقتصادی واحدهای اقتصادی و غیره توسط آحاد جامعه بصورت های فردی و گروهی، مردم و نهادهای عمومی مردمی فراهم نماید. مالکیت دولتی، کلان ترین شکل مالکیت است که از دولت های فدرال گرفته تا دولت های ناحیه ای و محلی گسترش می یابد. وقتی دولت ها متشکل از نمایندگان واقعی سیاسی کل مردم جامعه باشند، انواع مالکیت های دولتی به نوبه خود نوعی مالکیت مردمی در مقیاس کلان آن خواهد بود.

به موازات سهیم بودن کارگران و زحمتکشان در سرمایه اولیه موسسات دیگر اقتصادی و نقش و شرکت مستقیم آنها در مدیریت این واحد ها، زمینه برای از میان برداشتن بهره کشی انسان از انسان زدوده شده و این امکان فراهم میگردد تا ارزش افزوده تلاش زحمتکشان، عوض اینکه به جیب های سرمایه داران استثمارگر سرازیر گردد، بعد از پرداخت مالیات های اولیه، که خود اندوخته ای برای تامین نیازهای کلان کل جامعه است، میتواند در صندوق های ویژه ای جهت توسعه استراتژیک موسسات تولیدی آنها و رفاه، رشد، سعادت و ترقی عمومی مصرف گردد.

به موازات واحدهای خودگردان کوچک اقتصادی فردی و خانوادگی که تمام حاصل زحمت و تلاش آنها به صندوق خانواده سرازیر میگردد، واحدهای اقتصادی تعاونی در رشته های تعاونی های تولیدی، توزیع، مصرف، اعتباری و غیره میتوانند نه تنها خودمدیریتی را به خود اقشار و لایه های اجتماعی مربوطه واگذار نماید، و از این طریق کنترل را از دست سوداگران سرمایه داری کلان خارج نماید. از طریق تشکیل این تعاونی ها نه تنها واحدهای اقتصادی مربوطه ارزش های آفریده شده را در مالکیت اعضا تعاونی ها نگه میدارند، بلکه مانع از آن میگردند تا واحدهای خرد و کوچک اقتصادی اسیر سوداگری های بازار توسط سرمایه داران بزرگ گردند.

ما به موازات نهادهای خودگردان و خود مدیریتی اقتصادی بالا، شاهد حیات وجودی نهادهای غیر انتفاعی از قبیل تیم های ورزشی و کانون های فرهنگی و خدماتی محلی و غیره خواهیم بود که به ابتکار خود مردم و جهت خدمت به اعضا بوجود آمده اند. همه این نهادها میتوانند بصورتی مدیریت گردند که در آنها بهره کشی انسان از انسان وجود نداشته باشد و انباشت ارزش اضافه آنها، پس از پرداخت مالیات های لازم در صندوق های ویژه ای برای رشد و ترقی خود واحدهای خودگردان و خدمت به کل جامعه بکار گرفته شوند.

ما طبیعتا شاهد آفرینش اندام های ساختاری اقتصادی اجتماعی با ویژگی های نوین دیگری خواهیم بود. یکی از این ساختارها میتواند بصورت "هایبرید" و ترکیبی مختلط از واحدهای بالا بوده باشد. جوهره همه این واحدها در نظام سوسیالیستی، بر خودگردانی مردم آنها و حذف مناسبات بهره کشی انسان هایی از دیگران مبتنی خواهند بود.

 

بخش: 

دیدگاه‌ها

دنیز عزیزاگربه زبان ساده بگویید چه ستم ها که درجامعه سوسیالیستی نیست وچه آزادی هایی هست زیباترجامعه سوسیالیستی تصورمیشود.آنوقت همت افزایش پیدامیکند.همین جامعه های نیمچه نیمدارسوسیالیستی موجودهزاربارانسانی ترازجامعه های سرمایه داری است .اگرهرانسانی تصویری شفاف وهرچه بزرگ ترازآینده داشته باشدپابرجاییش محکم ترمیشود.هرانسانی شاییته یک رویای زیبا وپاک است مخصوصا که دست یافتنی ونه فقط درخیال.بااین همه زحمت کشیدی وممنون.
0

درود رفیق عزیز
تمام کانون ها و انجمن های صنفی مانند سندیکاهای کارگزان، کانون وکلا، کانون های نویسندگان و هنرمندان، همگی خودگردان بوده و توسط اعضا مدیریت میگردند. در عرصه واحدهای اقتصادی میتوان به تعاونی های مسکن و اعتبار معلمان اشاره کرد که در خیلی شهر ها به آبادانی شهرک های فرهنگیان انجامید.
دو تا لینک زیرین شاید در این زمینه مورد استفاده باشند.

https://www.youtube.com/results?search_query=workers+co-operatives

https://www.youtube.com/channel/UCL9nqhLd3ty4a1mH0vPJQMQ
0

"خودگردانی و خود مدیریتی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی" به عنوان جوهر نظام جایگزین سوسیالیستی ازمفاهیمی است که درادبیات مبارزان سوسیالیست وسازمان های مدافع کارگران و زحمتکشان جایگاهی پیدا کرده و امیدهایی دردل ها ایجاد کرده است. لطفا منابعی معرفی کنید که مبانی فکری، تجارب موجود، نحوه تشکل یابی، چگونگی سازمان دهی و... درمورد این نهادهای سوسیالیستی و دمکراتیک را دراختیار علاقمندان قرار دهد و درعین حال باور مشترک و هم افزا در میان مبارزان ترویج گردد. موفق باشید.
0

افزودن دیدگاه جدید