مقدمه - ادامه
2.3 اهمیت مطالعه نابرابری جنسیتی در محیط کار
مطالعه نابرابری جنسیتی در محیط کار از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. اول از همه، این مطالعه میتواند ما را از خطرات نابرابری جنسیتی در محیط کار آگاه کند. مولینیوکس معتقد است که سازمانهای زنان به دلیل داشتن منافع مشترک در شکست دادن قدرتی که تواناییهای آنان را محدود میکند، کنار هم قرار میگیرند. برای مثال، نابرابری جنسیتی در محیط کار میتواند بر کارایی تأثیر بگذارد. هدف از این نوشته جلب توجه عمومی و بهبود جایگاه زنان در محیط کار است.
دوم، این موضوع میتواند ما را متوجه کند که برای کاهش و غلیه بر نابرابری جنسیتی در محیط کار و ایجاد فضای کاری خوب و هماهنگ، باید اقدامات بیشتری انجام شود. به جای نادیده گرفتن نابرابری جنسیتی در محیط کار، باید به این مسئله بیشتر توجه شود.
سوم، افرادی که در شرایط نابرابر قرار دارند، میتوانند از رفتار ناعادلانهای که با آنها میشود آگاه شوند. علاوه بر این، این آگاهی میتواند افراد بیشتری را که در شرایط نابرابر هستند، تشویق کند تا با شجاعت برای دفاع از حقوق قانونی خود بایستند. خوزوایو آفریقای جنوبی را با چنان تاریخی تعریف می کند که در آن زنان برای آگاهیبخشی در مورد مسائل مربوط به خود و ایجاد تغییرات اجتماعی، دور هم جمع شدهاند.
مهمتر از همه، مطالعه نابرابری جنسیتی میتواند مردم را به جلوگیری از چنین رفتارهایی در زمانی که شاهد نابرابری دیگران در محیط کار اند، ترغیب کند. در نهایت، این موضوع به ما کمک میکند تا نابرابری جنسیتی را در جامعه درک کنیم. زیرا میتوان محیط کار را به جامعه و زندگی گسترش داد.
خوزوایو همچنین مطرح میکند هرچند حرکتهایی که زنان برای مقابله با نابرابری جنسیتی انجام میدهند، همیشه موفق نیستند (مانند سازمان زنان ناتال، که پس از سال 1994 بر مسائل سیاسی تمرکز داشت و زنان غیرفعال در سیاست را از خود بیگانه کرد)، اما تلاشهای زیادی برای متحد کردن زنان به منظور مقابله با بیعدالتیهای مردسالارانه در تمامی حوزههای جامعه آفریقای جنوبی صورت گرفته اند.
مطالعه در این باره میتواند نگرش ما را تغییر دهد تا جامعه بتواند برای دستیابی به برابری جنسیتی در محیط کار و همچنین در سطح جامعه، تلاش بیشتری کند. این مطالعه میتواند جامعه را به اصلاح قوانین نیز تشویق کند. هدف نوشتۀ حاضر شناسایی علل نابرابری جنسیتی و ارائه راهحلهایی برای آن نیز هست.
3. علل نابرابری جنسیتی در محیط کار
3.1 تبعیض جنسیتی
تبعیض جنسیتی یکی از دلایل اصلی رفتار نابرابر با زنان در محیط کار است. کوپ نشان داده است که تبعیض جنسیتی نقش کلیدی در توضیح تداوم سقف شیشهای در محیطهای کاری زنان و پیشرفت کند آنها به سمت موقعیتهای ارشد در سازمانهای جهانی دارد. زنان در محیط کار اغلب با سختگیریهائی مثلاً در بارۀ سن، قد، و ظاهر شان مواجه میشوند که ابداً ربطی به کار مورد نظر ندارند.
علاوه بر این، همواره این کلیشه عمل می کند که زنان نسبت به مردان توانایی کمتری دارند. همچنین، در اغلب موارد زنان متأهل یا بدون فرزند استخدام نمیشوند و در مورد توانایی زنان برای ایجاد تعادل بین خانواده و کار ابراز تردید میشود. این باور بسیار رایج است که زنان باید بیشتر به کارهای خانه رسیدگی کنند. این تبعیض جنسیتی باعث میشود زنان بیشتر در موقعیتهای سطح پایین محدود شوند.
تبعیض جنسیتی منجر به رفتار نابرابر با زنان در محیط کار میشود. طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد، در سال 2021 در چین درصد مردان در مقام قانونگذار و مدیر ارشد 83.3 بوده است، در حالی که این درصد برای زنان تنها 16.7 بوده است. طبق تحقیقات خوزوایو در آفریقای جنوبی 79.4% از مدیران ارشد مرد و تنها 18% زن اند. علاوه بر این، اگرچه 43% از زنان دارای مدارک حرفهای و مهارتهای فنی قابل مقایسه با مردان در زمینههای مشابه اند، اما این شکاف بزرگ همچنان وجود دارد.
باید افزود که در جامعه نیز این پیشداوری وسیعاً وجود دارد که زنان در محیطهای کاری موقت و برای خدمات مناسبتر اند. نایدو نشان داده است که حتی زنان صاحب سرمایه در بخش خدمات غالب اند، در حالی که مردان در بخش تولید دست بالا را دارند.
افزودن دیدگاه جدید