اندوه سهمگین ناشی از کشتار دهشتناک هزاران فرزند ایران در دی ماه هم نمیتواند غم ویژهی درگذشت اکبر سوری نازنین را برایم ولو اندک میزان پذیرا کند. از دیروز که خبر رسید او پس از ماهها مقاومت در برابر یورش عفریت مرگ، چشم بر جهان بست عمیقا متاثرم. اکبر در همهی عمرش، دنیا را فارغ از زور و ستم خواست و برای آن رزمید.
با اکبر همبندی زندان قصر بودیم. او را به داشتن قدی رعنا، ظاهری آرام، لبخندی همیشه بر چهره، و جسور و استوار در باور میشناختیم. فروتن و بی ادعا و آماده برای همیاری با جمع و غمخوار هر همبندی که وی را نیازمند تیمار میدید. بیشترین وقت از روز حبس اکبر در ایثار و مهربانی بی دریغ در حق نیازمندان به توجهات روحی میگذشت.
اکبر در عین خلوص و نیک سرشتی خاصی که داشت، مردمشناس هم بود. خصوصیتی که بعد از رهایی از زندان و سالها کار و چرخیدنها در دل جامعه، تعمیق هم رفت. در ارزشگذاری انسانها، اصل را بر صداقت کرداری مینهاد و ریاکاریها را به تندی پس میزد. تنها بعد از داوری اخلاقی فرد بود که به پندار و فکر میپرداخت و تا حد آئینی نیز.
اگر بتوان بر نام اکبر سوری صفتی نشاند که شخصیت واقعی وی را بازتاب دهد و ماندگاری وی در دلها را بیشتر پاس بدارد، شایسته است که بر پشت اسم این شیفتهجان صفت بلورین برنشاند: اکبر سوری بلورین. انسانی که با مردم و دوستان و فکر و باور خود شفاف بود، پنهانکاری را روا نمیدانست و نمیخواست.
به نوبهی خود و با حسرت بسیار از اینکه رفیق اکبر را از دست دادیم، فقدان تاثربار این چونان آئینهی صاف را به خانوادهی او، به رفقای هم حزبیام و به هر انسانی که خاطرهها از وی داشت، تسلیت میگویم. نام اکبر سوری در دلها میماند و یادش فرونمیکاهد. هر جا که جمع شویم تا بر پیمان رفاقت پای بفشریم، از این بلورین یار نام خواهیم برد.
بهزاد کریمی ۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ برابر با ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶
افزودن دیدگاه جدید