رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۷ فوریه ۲۰۲۶
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴

گلشیفته فراهانی، نه به جنگ؛ نه به ویرانی

گلشیفته فراهانی، نه به جنگ؛ نه به ویرانی
دفاع از مردم، نه حکومت — تأملی بر واکنش‌ها به یک موضع ضد مداخله نظامی

در روزهایی که سایه‌ی تنش‌های نظامی، تهدیدهای خارجی و احتمال درگیری مستقیم بر فراز ایران سنگینی می‌کند، هر اظهار نظر عمومی درباره «حمله خارجی» ناگزیر به میدان منازعه‌ای عاطفی، سیاسی و ایدئولوژیک پرتاب می‌شود. در چنین فضایی، مصاحبه‌ی اخیر گلشیفته فراهانی با تلویزیون فرانسه ،نمونه‌ای گویا از این وضعیت است؛ موضعی صریح، محتاطانه و مبتنی بر تجربه‌های تاریخی که نه‌تنها شنیده نشد، بلکه با موجی از حملات تند و گاه کینه‌توزانه پاسخ گرفت .

گلشیفته فراهانی در این مصاحبه، با اشاره به تهدیدهای نظامی احتمالی از سوی دولت دونالد ترامپ، بر نکته‌ای تأکید کرد که برای بسیاری از تحلیل‌گران مستقل بدیهی است، اما در فضای قطبی‌شده‌ی کنونی به سرعت به «اتهام» بدل می‌شود :

این‌که حمله نظامی خارجی، الزاماً به آزادی و دموکراسی منجر نمی‌شود و تجربه‌ی چند دهه‌ی اخیر نشان داده که اغلب نتیجه‌ای جز ویرانی، هرج‌ومرج، خلأ قدرت، جنگ داخلی، گسترش تروریسم و رنج گسترده‌ی مردم نداشته است .

او با ارجاع به نمونه‌های روشن و دردناک عراق، افغانستان و لیبی یادآور شد که سقوط حکومت‌ها در این کشورها پس از مداخله‌ی نظامی خارجی، نه‌تنها آزادی به همراه نیاورد، بلکه ساختارهای اجتماعی را از هم گسست و نسل‌هایی را قربانی بی‌ثباتی مزمن کرد. فراهانی تصریح کرد که خواهان آزادی ایران است، اما نه به بهای نابودی کشور؛ نه به قیمتی که ایران به سرزمینی بی‌صاحب و بی‌ثبات بدل شود، جایی که هیچ نیرویی توان کنترل اوضاع را نداشته باشد .

او ایران را به «گنجی بزرگ» تشبیه کرد؛ گنجی که قدرت‌های جهانی بیش از آن‌که دغدغه‌ی بازگرداندنش به مردم را داشته باشند، به سهم‌خواهی از منابع، موقعیت ژئوپولیتیک و منافع آن می‌اندیشند. جمله‌ی کلیدی او — «من به این حرف که با دخالت نظامی خارجی می‌توان دموکراسی آورد، اعتماد ندارم، چون تاکنون جواب نداده است» — نه شعاری احساسی، بلکه جمع‌بندی یک تجربه‌ی تاریخی شکست‌خورده است.

واکنش‌ها: از نقد سیاسی تا تسویه‌حساب ایدئولوژیک

با این حال، همین موضع‌گیری، موجی از حملات را علیه او برانگیخت؛ حملاتی که بخش قابل‌توجهی از آن نه نقد سیاسی، بلکه تخریب شخصی و برچسب‌زنی ایدئولوژیک بود. برخی جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی — به‌ویژه طیفی از سلطنت‌طلبان یا حامیان حمله نظامی خارجی — به جای مواجهه با محتوای سخنان او، به گذشته‌ی خانوادگی‌اش متوسل شدند .

ارجاع مکرر به پدرش، بهمن فراهانی، و نسبت دادن دیدگاه‌های گلشیفته به «تربیت در خانواده‌ای با گرایش‌های چپ یا مارکسیستی» نمونه‌ی روشنی از این رویکرد است؛ گویی موضع یک فرد بالغ، مستقل و شناخته‌شده را می‌توان با شناسنامه‌ی ایدئولوژیک پدرش بی‌اعتبار کرد .

این نوع استدلال، نه‌تنها از نظر منطقی سست است، بلکه نشانه‌ای نگران‌کننده از فقر گفت‌وگوی سیاسی در بخشی از اپوزیسیون است؛ جایی که اختلاف نظر بر سر «روش» به سرعت به اتهام «همسویی با رژیم» یا «خیانت» تبدیل می‌شود .

جامعه‌ای خسته، زخمی و مستعد رادیکالیسم

برای فهم این واکنش‌ها، باید به وضعیت روانی و اجتماعی جامعه‌ی ایران نیز توجه کرد. پس از سرکوب‌های خونین، به‌ویژه وقایع دی‌ماه و کشتار معترضان، جامعه در وضعیتی شکننده، خسته و خشمگین قرار دارد. هم‌زمان، تهدید حمله‌ی نظامی خارجی — با توجه به لفاظی‌ها و تحرکات آمریکا — برخی را به این نقطه رسانده که «هر راهی، حتی فاجعه‌بارترینش»، شاید تنها راه رهایی باشد .

در چنین شرایطی، صدای مخالفت با جنگ، به‌ویژه اگر از سوی چهره‌ای شناخته‌شده مطرح شود، به‌راحتی به عنوان «دفاع از وضع موجود» یا «مانع‌تراشی برای نجات مردم» تفسیر می‌شود. اما این ساده‌سازی خطرناک است .

نه به جنگ، نه به رژیم

واقعیت این است که مخالفت با مداخله نظامی خارجی، لزوماً به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست. این تمایز، اگرچه بدیهی به نظر می‌رسد، اما در فضای احساسی کنونی بارها نادیده گرفته می‌شود. بسیاری از فعالان سیاسی، روشنفکران و تحلیل‌گران مستقل — حتی آن‌هایی که از منتقدان ریشه‌ای و سرسخت جمهوری اسلامی‌اند — سال‌هاست بر همین نکته تأکید دارند :

مداخله نظامی خارجی معمولاً بحران را تشدید می‌کند، نه حل؛ نیروهای افراطی را تقویت می‌کند، نه جامعه مدنی را؛ و فرصت‌های تغییر از درون را نابود می‌سازد .

 

تجربه تاریخی نشان داده که دموکراسی پایدار، محصول فشارهای مدنی، سازمان‌یافته و طولانی‌مدت از درون جامعه است، نه نتیجه‌ی بمباران، اشغال و مدیریت خارجی. جنگ شاید رژیم‌ها را سرنگون کند، اما به ندرت آزادی می‌آورد؛ و اگر بیاورد، بهای آن اغلب چنان سنگین است که نسل‌ها باید آن را بپردازند .

ضرورت همبستگی در برابر تخاصم

در این مقطع حساس، اپوزیسیون ایران بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگوی سازنده، تحمل اختلاف نظر و تمرکز بر اهداف مشترک نیاز دارد. حمله به چهره‌هایی مانند گلشیفته فراهانی — که سابقه‌ی روشنی در مخالفت با جمهوری اسلامی، حمایت از حقوق زنان و دفاع از آزادی‌های فردی دارد — نه‌تنها کمکی به پیشبرد مبارزه نمی‌کند، بلکه به تضعیف نیروهای اجتماعی و تقویت رژیم می‌انجامد.                                           

گلشیفته فراهانی در این مصاحبه از حکومت دفاع نکرد؛ او از مردم ایران، از آینده‌ی کشور و از تمامیت آن دفاع کرد. هشدار او ساده و در عین حال عمیق بود: آزادی واقعی نباید بر ویرانه‌های یک کشور سوخته بنا شود .

اختلاف نظر بر سر مسیرها طبیعی است، حتی ضروری. اما تبدیل این اختلاف‌ها به دشمنی، توهین، تخریب شخصی و پرونده‌سازی ایدئولوژیک، تنها یک نتیجه دارد: پراکندگی بیشتر نیروهایی که قرار است آینده‌ای بهتر بسازند .

در زمانی که مردم ایران بیش از هر چیز به همبستگی نیاز دارند، شاید وقت آن باشد که به جای حذف صداهای متفاوت، به اشتراکات بازگردیم: خواست آزادی، پایان سرکوب، و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش . 

فوریه ۲۰۲۶

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید