حدود یک ماه از آغاز درگیریهای نظامی میان آمریکا-اسرائیل و ایران میگذرد. در این مدت، بمبارانهای گسترده، زیرساختهای نظامی و غیرنظامی ایران را تخریب کرده و جان انسانهای بیگناه بسیاری را گرفته است؛ کسانی که هیچ نقشی در افروختن این آتش نداشتند. فاجعهبارترین بخش این وقایع، کشته شدن دانشآموزان در مدرسه ابتدایی میناب بود که سندی بر مظلومیت غیرنظامیان در این جنگ است. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با موشکباران مناطق نظامی و مسکونی در اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس، به این چرخه خشونت دامن زده است.
ماهیت این جنگ از یک سو ریشه در سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا و اسرائیل (با پیشزمینه جنگ غزه) دارد و از سوی دیگر، نتیجه رویکرد رهبران و سردارانی است که منافع ملی ایران را فدای ایدئولوژیهای خود کردهاند. در این میان، تنها مردم و سرزمین ایران هستند که تاوان این جنگطلبیها را میپردازند. در حالی که هر دو طرف با تکیه بر پروپاگاندا، خود را پیروز میدان معرفی کرده و بر ادامه نبرد تا «پیروزی نهایی» اصرار میورزند، بازنده واقعی این سیاستها مردم ایران هستند.
متأسفانه فضای دوقطبی و سیاه و سفید ناشی از تبلیغات، جامعه را به دو دسته تقسیم کرده است: بخشی از مردم که از سرکوبهای داخلی به ستوه آمدهاند، با تصوری واهی از فروپاشی سریع حکومت، این جنگ را «رهاییبخش» میپندارند. در مقابل، طیفی دیگر با نگاهی ضدامپریالیستی، این نبرد را «جنگی میهنی» دانسته و بر ادامه آن تا شکست طرف مقابل تأکید میکنند. ما معتقدیم که جنگ نه رهاییبخش و نه جنگی میهنی و هر دو دیدگاه، هزینههای انسانی و ملی جنگ را نادیده گرفته و با منافع بلندمدت ایران مغایرت دارند.
مسئولیت سیاسی اصلی این بحران بر عهده جمهوری اسلامی است. حکومت میتوانست با بازنگری در برنامههای اتمی و پایان دادن به حمایت از نیروهای نیابتی که میلیاردها دلار از سرمایههای ملی را بدون دستاوردی برای مردم بلعیدهاند، مانع وقوع این فاجعه شود. چنین عقبنشینیهایی نه تنها مخالف منافع ملی نبود، بلکه ضامن بقای سرزمین میگشت.
حکومت و مدافعان آن در حالی بر تضمینهای بینالمللی برای صلح تأکید میکنند که هیچ تضمین خارجی قطعی نیست. تنها ضامن واقعی صلح و بازدارندگی در برابر تجاوز، مشروعیت داخلی و همراهی مردم است. اما متأسفانه جمهوری اسلامی همچنان ملت خود را دشمن اصلی میپندارد؛ به جای آزادی زندانیان سیاسی و آشتی با مردم، فشارها را تشدید کرده و به اعدامها و سرکوبهای خیابانی ادامه میدهد. همچنین، تهدید به بستن تنگه هرمز توسط سرداران سپاه، تنها به اجماع جهانی علیه ایران و انزوای بیشتر کشور منجر شده است.
ما قاطعانه مخالف جنگ و خواهان صلح فوری هستیم. ما با نابودی زیرساختهایی که متعلق به نسلهای این مرزوبوم است، مخالفیم و از سازمان ملل و مجامع بینالمللی میخواهیم تلاشهای خود را برای توقف درگیریها دوچندان کنند. معتقدیم که گذار به آزادی و دموکراسی تنها از معبر جنبشهای مدنی و مردمی میگذرد، نه از مسیر ویرانگر جنگ.
تورکمن های دمکرات ایران
۸فروردین ۱۴۰۵
افزودن دیدگاه جدید