رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۲۸ آوریل ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

نقدی بر مطلب «استقلال در عصر وابستگی»

نقدی بر مطلب «استقلال در عصر وابستگی»

نقد من بر مطلب «استقلال در عصر وابستگی» نوشته علی جنوبی، با تمرکز بر بازخوانی پیوند میان استقلال ملی و رسالت طبقاتی به شرح زیر است

بخش یکم: توهم استقلال در زنجیره جهانی و بازگشت به منطق وابستگی

من با مطالعه سرتیتر «استقلال در عصر وابستگی» و محتوای آن، پیش از هر چیز متوجه یک خوش‌بینی مفرط به ساختار نظام بین‌الملل در نگاه علی جنوبی می‌شوم. او با پیش کشیدن مفهوم «وابستگی متقابل»، تلاش می‌کند تا سلطه ساختاری را امری فنی، مدرن و اجتناب‌ناپذیر جلوه دهد. اما من با نگاهی به تاریخ مبارزاتی جنبش‌های رهایی‌بخش و سنت‌های فکری چپ، معتقدم که این شبکه جهانی هرگز فضایی خنثی نبوده است. تاریخ به ما می‌آموزد که ادغام در بازار جهانی بدون تغییر در مناسبات قدرت داخلی، چیزی جز بازتولید وابستگی در شکلی نوین نیست.

رجوع به اسناد تاریخی، به ویژه تحلیل‌های مربوط به «توسعه ناموزون و مرکب»، نشان می‌دهد که سرمایه‌داری جهانی همواره بخش پیرامونی را به عنوان تامین‌کننده مواد خام و نیروی کار ارزان در اسارت نگه می‌دارد. در این فرآیند، ادغام در زنجیره جهانی لزوماً به معنای توسعه نیست، بلکه غالباً به «توسعه فقر» و نابودی زیرساخت‌های بومی به نفع دلالان بین‌المللی می‌انجامد. من در اینجا به تجربه تلخ «منشویسم» اشاره می‌کنم، جریانی که در آستانه تحولات بزرگ، همواره با نگاهی مرحله‌ای، معتقد بود باید ابتدا اجازه داد تا سرمایه‌داری جهانی و بورژوازی وابسته، بسترهای توسعه را فراهم کنند. این منطق انتظار، در تاریخ چیزی جز شکست اراده توده‌ها به بار نیاورده است. علی جنوبی از تجربه ویتنام و کامبوج به عنوان الگو یاد می‌کند، اما واقعیت تاریخی نیروهای مولده در این دو کشور، روایتی از فقر سیستماتیک است. در ویتنام، آنچه معجزه اقتصادی نامیده می‌شود، بر پایه سندی نانوشته برای سرکوب دستمزدها بنا شده است تا سودهای کلان به جیب شرکت‌های فراملی سرازیر شود. در این مدل، دولت دیگر یک نهاد ملی نیست، بلکه به بخشی از لایه کمپرادور و واسطه سرمایه جهانی تبدیل شده است که وظیفه‌ای جز صیانت از امنیت جریان سود امپریالیستی ندارد. استقلال واقعی نه از مسیر گشایش‌های اقتصادی تحت نظارت نهادهای مالی، بلکه از مسیر گسست از منطق سودمحور امپریالیستی می‌گذرد.

بخش دوم: تقلیل عاملیت سیاسی به مانورهای دیپلماتیک و رسالت زحمتکشان

در بخش دوم، من این نقد را وارد می‌دانم که علی جنوبی، عاملیت را صرفاً در دست دولت‌ها و بوروکراسی‌ها می‌بیند. او استقلال را به توان انتخاب میان گزینه‌ها توسط حاکمان تعبیر می‌کند. از نگاه من، این یک نگاه تکنوکراتیک است که اراده توده‌ها را از معادله قدرت حذف کرده است. در تحلیل علی جنوبی، دولت موجودیتی خنثی فرض شده است، در حالی که تاریخ مبارزات زحمتکشان نشان می‌دهد که دولت‌های وابسته، خود بخشی از زنجیره سلطه هستند. استقلال نه در راهروهای وزارتخانه‌ها، بلکه در سنگر کارخانه‌ها و مزارع ساخته می‌شود.

وقتی استقلال از حاکمیت مستقیم مردم بر سرنوشت و منابع تولیدی‌شان جدا شود، به ابزاری برای چانه‌زنی طبقه حاکم بدل می‌گردد. در تاریخ معاصر، هرگاه زحمتکشان، معلمان و کارگران برای حقوق بنیادین خود برخاستند، اولین اتهامی که از سوی ساختارهای وابسته به آن‌ها زده شد، مخل امنیت بودن بود، در حالی که خود آن ساختارها در حال معامله بر سر منابع ملی بودند. استقلال در اندیشه من، یک حق طبقاتی و انترناسیونالیستی است؛ پیوندی که کارگر ایرانی را با زحمتکش ویتنامی در نبردی واحد علیه منطق سرمایه جهانی متحد می‌کند. تجربه مبارزاتی ثابت کرده است که تنها نیرویی که تا به آخر پای استقلال واقعی می‌ایستد، همان طبقه‌ای است که سودی در بند و بست با سرمایه جهانی ندارد. استقلال واقعی یعنی حاکمیت تولیدکنندگان بر فرآیند تولید و نفی هرگونه ولایت سیاسی که برآمده از اراده جمعی زحمتکشان نباشد.

بخش سوم: اصالت هویت و صیانت از اراده مستقل سیاسی

در بخش سوم، من بر این نکته پای می‌فشارم که نباید استقلال هویت را با انزوای سیاسی خلط کرد. علی جنوبی تقابل با نظام سلطه را دشمن‌محوری می‌نامد و آن را مخل منافع ملی می‌داند، اما من معتقدم که هویت مستقل سیاسی، تنها سد دفاعی یک ملت در برابر هضم شدن در هاضمه قدرت‌های جهانی است. استقلال در عصر ما پیش از آنکه یک قرارداد حقوقی باشد، یک نبرد معرفت‌شناختی برای حفظ اراده‌ای است که نمی‌خواهد سرنوشت خود را به دست‌های نامریی بازار یا اتاق‌های فرمان در واشنگتن و مسکو بسپارد.

اصالت هویت یعنی تکیه بر آن نیروی درونی که در میانه بحران، نه به امتیازدهی به ساختار حاکم تن می‌دهد و نه اراده خود را به دشمنان آن می‌فروشد. این همان استقلال هویتی است که من آن را منطق نبرد در دو جبهه می‌نامم. راه عبور از بن‌بست‌های معاصر، بازگشت به نظم جهانی برای کسب اجازه بقا یا پذیرش استقلال فرمایشی نیست، بلکه در صیانت از اراده‌ای است که از میان توده‌های دردمند برمی‌خیزد. این صیانت، تنها راه جلوگیری از غلتیدن به دامن شرق یا غرب در شرایط بحران است. استقلال برای من یک فرآیند پویا برای حفظ کرامت انسانی در برابر ماشین سرکوب جهانی است. ما با نفی هر دو قطب قدرت و با تکیه بر استقلال هویت است که می‌توانیم از تراژدی میانه ایستادن و وادادگی عبور کنیم. این اراده مستقل سیاسی، تنها راهنمای عمل در دوران بحران است که تضمین می‌کند مسیر رهایی نه از راهروهای دیپلماسی پنهان، بلکه از مسیر آگاهی و سازماندهی طبقه کارگر و زحمتکشان می‌گذرد.

حمید قادر

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید