وضعیت تولید، بیکاری، تورم و سقوط قدرت خرید که پیش از جنگ نیز نامطلوب بود، در اثر عواملی چون بمباران و تخریب بخشی از کارخانهها و شرکتها، کاهش یا توقف تولید، کمبود مواد اولیه و افت درآمد مردم، بهمراتب وخیمتر شده و هر روز تأثیر آن بر زندگی مردم بیشتر نمایان میشود. پس از جنگ، شمار زیادی از کارگران بیکار و فاقد درآمد شدهاند و حتی شاغلان نیز بخشی از مزایا و دستمزد خود را از دست دادهاند. افزایش شدید قیمت مواد غذایی، تأمین نیازهای اولیه را برای میلیونها نفر دشوار یا ناممکن کرده و نان به دغدغهی روزانهی دهها میلیون شهروند تبدیل شده است.
علت اصلی جهش بیکاری و رکود تولید، بمباران کارخانههای بزرگ صنعتی است که بیشترین نیروی کار را در خود جای داده اند و نیز عدم امکان تداوم فعالیت بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی وابسته به این صنایع پایه است. برای نمونه، بمباران بخشهایی از صنایع فولاد که نقشی کلیدی در زنجیرهی تولید از جمله خودروسازیها، بستەبندی مواد غذایی، صنعت ساختمان، محصولات فلزی، راەسازی و دەها رشتەی دیگر دارند، از عوامل اصلی بیکاری، رکود و گرانی است. کاهش ۶۸ درصدی تولید خودرو نیز نمونهای از اختلال گستردهی جنگ در اشتغال و تولید است.
کارگرانی که شغل خود را از دست میدهند، نخستین قربانیان جنگ هستند. افزایش بیکاری حتی برای شاغلان نیز به تشدید فشار و استثمار میانجامد و بخشی از حقوق آنان به بهانهی شرایط جنگی حذف میشود. با وجود گذشت تنها دو ماه از جنگ تجاوزکارانهی آمریکا و اسرائیل به کشور ما نگذشته است، کارفرمایان و حکومت از افزایش دستمزد مصوب و پرداخت مزایا خودداری کرده، قراردادها را کوتاهمدت نموده و پرداختها را به تأخیر میاندازند. در شرایط تورم رسمی ۷۳ درصدی، افزایش ۲۰ درصدی حقوق بازنشستگان نیز پاسخگوی هزینهها نیست.
بیکاری اکنون به مهمترین بحران کارگری تبدیل شده است. آمار دقیقی منتشر نمیشود، اما گزارشها از بیکاری مستقیم ۱۳۰ هزار نفر و برآورد منابع مستقل از یک تا چهار میلیون بیکار حکایت دارد. بیکاری غیرمستقیم نیز گسترده است؛ از جمله از بین رفتن مشاغل اینترنتی، خانگی و ساختمانی که مجموع بیکاران ناشی از جنگ را احتمالاً به بیش از سه میلیون نفر رسانده است.
وضعیت کارگران خارج از پوشش قانون کار وخیمتر است. زنان با سهمی کمتر از ۲۰ درصد در بازار کار، بیشترین آسیب را دیده و در صف اول اخراج قرار دارند. یکسوم متقاضیان بیمه بیکاری را زنان تشکیل میدهند.
دولت عملاً برنامه مؤثری برای مهار تورم و حمایت از بیکاران ندارد. تنها تعداد ۱۴۷ هزار نفر از بیکاران تحت پوشش بیمه قرار گرفته و بسیاری بدون حمایت رها شدهاند. در همین حال، قیمت کالاهای اساسی در مواردی تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته و بهعنوان نمونه، قیمت یک شانه تخممرغ به ۴۶۰ تا ۵۰۰ هزار تومان رسیدهاست. اقلامی مانند گوشت و ماهی به کالاهای لوکس تبدیل شدهاند. قیمت دارو نیز بهشدت افزایش یافته و کمبود آن تشدید شده است.
برخی رسانههای اقتصادی از وضعیت وخیم کارخانهها، بلعیدەشدن درآمدها توسط جنگ، رشد منفی تولید، کمبود مواد اولیه، محدود شدن صادرات و افت تقاضای داخلی انتقاد کردهاند و خواهان حمایت دولت شدهاند، اما اقدامات دولت عمدتاً به حمایت از کارفرمایان محدود شده که خود فشار بیشتری بر منابع عمومی وارد میکند. طرحهایی مانند افزایش سهم بیمه کارگران نیز عملاً به کاهش بیشتر دستمزد آنان میانجامد.
نارضایتی در میان کارگران، به دلایل ذکرشده، گستردهتر و عمیقتر شده و حالتی انفجاری پیدا کرده است. آنچه تاکنون مانع بروز گستردهی اعتراضات شده، شرایط جنگی و امنیتی، بیکاری فراگیر و نگرانی از سرکوب مشابه دیماه است.
با این حال، حتی در دورهی کوتاه آتشبس، اعتراضات کارگری از سر گرفته شده است؛ از جمله در چند کارخانه، دانشگاه تهران، میان کارکنان بخش درمان در یزد، کارگران ابنیە فنی راە آهن، تعدادی از شرکتهای پتروشیمی و معادن و بازنشستگان در شوش. انگیزهی این اعتراضات نیز مسائل اقتصادی بودهاست. در صورت پایان جنگ، احتمال گسترش اعتراضات اجتماعی با محوریت معیشت و اشتغال بسیار بالاست.
در عینحال، سیاستهای سرکوبگرانه و اعدام ها نیز میتواند بهعنوان تلاشی برای پیشگیری از اعتراضات پس از جنگ ارزیابی شود؛ بهویژه در شرایطی که مشکلاتی چون تحریمها و محدودیتهای مالی همچنان پابرجا باشند.
هرچند ممکن است بخشی از بیکاری با پایان جنگ و آغاز بازسازی کاهش یابد، اما تغییرات منفی ایجادشده در شرایط کار، تا زمانی که طبقه کارگر سازمانیافته نباشد، بهسادگی جبران نخواهد شد.
با این همە تا آنجا کە بە حکومت برمیگردد راەکارهایی برای کاستن از فشارها و مهار دامنەی بحرانها وجود دارد. اما بهکار گرفتن آنها مستلزم ارادە و توان نهادهای حکومتی و کارفرمایی است کە قدرت را در اختیار دارند و سیاستهای اصلی را تعیین مینمایند.
راهکارها برای کاستن از فشار و بحران روی بیکاران، کارگران و مزد و حقوق بگیران
با توجه به اینکه جنگ عامل کشتار، ویرانی، گسترش بیکاری و رکود اقتصادی است، نخستین اقدام نیروهای مترقی، صلحطلب و طبقۀ کارگر و مزدبگیر برای مقابله با پیامدهای آن، مبارزه با جنگ و جنگطلبان داخلی و خارجی بهمنظور برقراری هرچه سریعتر صلح، از طریق افشای اهداف آنان و پیامدهای جنگ و نیز سازماندهی نیروهای صلحطلب است. نیروهای مخالف جنگ و طرفدار صلح در داخل کشور و منطقه اکثریت دارند. ما از همۀ نیروهای مترقی مخالف جنگ، بهویژه کارگران و مزد و حقوقبگیران، بیکاران، زنان، فرودستان و دانشجویان دعوت میکنیم برای برقراری صلح، متحدانه مبارزه کنند.
فشار بر حکومت برای پرداخت سوبسید دستمزد به کارفرمایان جهت جلوگیری از اخراج کارگران، میتواند هم به کاهش اخراجها و هم به حفظ تولید و سرپا نگهداشتن کارخانهها کمک کند. همچنین دولت باید با تقویت صندوق بیمۀ بیکاری از محل صندوق ارزی و حساب صد امام، بیکاران ناخواسته را تا پایان جنگ و بازگشت به کار تحت پوشش قرار دهد؛
تشکیل تعاونیهای مصرف، تقویت تعاونیهای موجود و مراکز بدون واسطە جهت عرضەی کالاهای اساسی و ضروری بە بیکاران بازنشستگان و تهیدستان و حداقلبگیران کە میتواند بە تامین ثبات قیمت این کالاها کمک کند، ضروری است؛
کاهش و تثبیت قیمت داروها به سطح پیش از حذف ارز ترجیحی، اجرای قانون درمان رایگان برای اقشار کمدرآمد و اختصاص ارز ترجیحی برای دارو باید انجام شود؛
دستمزدها باید متناسب با هزینههای واقعی زندگی افزایش یابد؛
موانع شکلگیری نهادهای مستقل کارگری برای مشارکت کارگران و کارمندان در مقابله با پیامدهای جنگ، بازسازی و نظارت بر حقوق کارگران باید برداشته شود؛
تأمین پوشش اجتماعی برای اقشاری که تحت پوشش قرار ندارند، با تقویت بودجهی سازمان تأمین اجتماعی از منابع موجود مانند حساب صد امام، باید انجام گیرد؛
ایجاد اشتغال برای بازسازی خرابیهای جنگ بر اساس تخصص بیکاران، باید برای کاهش بیکاری اجرا شود؛
در کنار مبارزه برای انجام این اقدامات توسط حکومت، کارگران و بیکاران و تهیدستان با تشکیل نهادها، انجمنهای همیاری، میتوانند تشکلهای خاص برای رفع نیازهای خود را ایجاد کنند. این انجمنها میبایست توسط ایرانیان خارج از کشور در حد امکان یاری شوند. این نهادها میتوانند مردم بیشتری را تحت پوشش قراردهند و ایرانیان خارج از کشور نیز میتوانند به شکل غیر متمرکز و در ارتباط دوستی و آشنائی و فامیلی با این نهادها تماس داشته باشند و آنها را تقویت کنند.
هیچکدام از اینها را البتە حکومت داوطلبانە بە کسی نخواهد داد. اما همەی اینها هم جزء حق مردم هستند کە باید با مبارزە آنها را بهدست آورند و هم امکانات عملی کردن آنها در کشور را فراهمتر کنند.
جنگ سرانجام پایان مییابد، اما ویرانیها و پیامدهای آن باقی میماند. ضروری است کارگران ایران، مانند همۀ مردم رنجدیده، از امروز برای ساختن آیندهای بدون جنگ، تجاوز خارجی و سرکوب و اعدامهای هر روزهی حکومت، اقدام کنند. بدون شک رژیم جنگ افروز و سرکوبگر با خرابیهای جنگ به گور سپرده خواهد شد.
هیئت سیاسی - اجرائی حزب چپ ایران
شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۶ مه ۲۰۲۶
افزودن دیدگاه جدید