روز گذشتە هجوم اقلیت جنگ طلب مخالف صلح بدنبال انتشار سخنرانی علی خمینی نوە خمینی و بیانیە منتسب بە مجتبی خامنەای مبنی بر تداوم جنگ تا گرفتن انتقام خون خامنەای از ترامپ و نتانیاهو تلاش کردند آرامش موقتی را کە بعد از حملات دوروزە اخیر بین طرفین بوجود آمدە بود بشکنند و نگذارند تنور جنگ ارتجاعی و ویرانگر کە فعلا دولت نتانیاهو و مرتجعترین رهبران جهان آشکار و پنهان از تداوم و گسترش آن حمایت کنند بە سردی گراید.
از حرفهایی نوە خمینی کە کمتر کسی برای آن اهمیت قائل است کە بگذریم، اما حرفهای مجتبی خامنەای کە بهر حال بە عنوان رهبر حکومت معرفی شدە و قانونا از اختیارات و دامنە عمل گستردەای برخوردار است، نباید غفلت کرد. مجتبی خامنەای باید تا کنون فهمیدە باشد کە وی را کسی دستکم در حدی کە از پدرش تمکین می کرد نە جدی نمی گیرد و نە او از موقعیتی کە پدرش در رژیم داشت برخوردار است و نە اساسا عبای (رهبری) در قد و قوارە او می گنجد.
او خودش هم می داند کە انتصاب وی بە جای پدرش حتی از انتصاب پدرش بر جای خمینی در یک نقطە حساس کشور متقلبانە تر بودە است، با این اوصاف او مایل است این موقعیت مفت و بدون زحمت آوردە را حفظ کند و روی همین جمعیت اقلیتی کە روز گذشتە فرصت طلبانە مجتبی را حلوا حلوا کردند تا وی را برای تضمین آیندە خود سرمایە گزاری نماید. علی خامنەای نیز برای اینکە بە رهبری همە کاره تبدیل شود از همین مسیر عبور کرد و در این راە حتی بە رفسنجانی، موسوی و خاتمی هم رحم نکرد.
حالا اما وضعیت بکلی نسبت بە زمان جانشینی علی خامنەای تغییر کردە است. در آن زمان اساس رژیم فقاهتی بکلی و بە اندازە روزگار ما مورد خشم و نفرت عمومی نبود.حتی در درون حکومت نیز نگاە عدە زیادی از وابستگان بە قدرت نسبت بە سیستم فقاهتی این اندازە دگرگون نشدە بود. در درون حکومت بە غیر از اقلیت جنگ طلب و مدافع سرکوب امثال پایدارچی ها و هم مسلک آنها کمتر کسی حاضر است بە رهبری تازە با قدرت و خصوصیاتی مانند علی خامنەای گردن بگذارد.
ولایت فقاهتی از سوی مردم نهادی طرد شدە است. مجتبی درصورتی می تواند اسما نقش رهبر را برای مدتی در میان هواداران ١٠ درصدی حکومت حفظ کند کە در نقش مترسگ رهبر رفتار نماید و نە بیشتر.
اقلیت جنگ طلب و مدعی خونخواهی در این روزها کە تلاش ها برای برقراری صلح وارد مرحلە سرنوشت سازی شدە است با اقدامات فریبکارانە و بدون پشتوانە خود راە درگیر کردن کشور در یک جنگ طولانی ویرانگر را کە سود آن را دشمنان مردم ایران خواهند برد و تاوان آن را مردم خواهند پرداخت جلوی پای ایران قرار می دهند.
عدەای از این جماعت از روی توهم پیروزی بر آمریکا بە این حرکت متصل شدەاند، اما بقیە می توانند نیات سوء و مغرضانە داشتە باشند. در واقع وجود سیستم فقاهتی یک سیستم ارتجاعی، ناکارآمد، پر زیان و در ضدیت با مدیریت مدرن جامعە است کە تا کنون فجایع و موانع زیادی بر سر راە توسعە، آزادی و رفاە مردم کشور بوجود آوردە است و کشور را در گیر جنگ های بی ثمر با هزینە های کلان در منطقە نمودە است.
هیچ چیز بدتر و ابلهانە تر از این نیست کە یکشبە اختیار تمام امور مملکت را بە یک طلبە کە نقشی در دستگاە رهبری حکومت نداشتە است واگذار شود و حکومت مجبور باشد فرامین وی را بدون چک و چانە پیش ببرد. بساط استبدادی و فاسد این سیستم برای جلوگیری از خسارات بیشتر باید هر چە زودتر بر چیدە شود و اولین قدم در این راە پایان دادن بە جنگ و دست برداشتن از تهدید همسایگان و احترام بە حقوق و مرزهای مشترک ایران با آنهاست.
تهدید رئیس جمهور امریکا و هیچکس دیگر بە ترور نە درست، نە عملی نە جزو وظایف یک دولت متعارف است.همچنانکە تهدید رفت و آمد آزاد ناوگان تجاری کشورهای دیگر در تنگە هرمز، تحریمهای اقتصادی دولت امریکا، تجاوز نظامی امریکا و اسرائیل بە ایران و باج گیری و زورگویی های دولت ترامپ هیچ کدام قابل دفاع نیستند. با تهدید بە ترور در واقع گزگ بە دست دشمنان ایران دادە می شود تا جنایات جنگی خودشان علیە مردم کشور ما را بپوشانند. اصرار بر کسب درآمد از تنگە هرمز اکثر کشورها را بواسطە اینکە از آن زیان مالی متحمل می شوند علیە این کار می شوراند و نتیجە چنین اقدامی بە نفع امریکا و اسرائیل تمام می شود.
کاشکی یک نهاد مستقلی پیدا می شد و خسارات انسانی و مالی وارد آمدە بە کشور را فقط در دوسە روز جنگ تازە برآورد می کرد بلکە مدافعان شعار بد فرجام جنگ، جنگ تا رفع فتنە از عالم متوجە می شدند دارند چە بلایی بر سر ایران و آیندە آن می آورند. تندروها می خواهند کشور را در گیر جنگهای بی پایان نمایند ، باید بە آنها یک نە بلند گفت.
افزودن دیدگاه جدید