در شرایطی که جمهوری اسلامی در بحرانهای عمیق و فزاینده گرفتار شده و خود نیز بهطور مستمر در تولید و تشدید این بحرانها نقش دارد، بیش از هر زمان دیگری باید به شیوههای این حکومت برای حفظ و ادامهی حیات ننگین، فاسد و جنایتکارانهی خود توجه کنیم.
جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه نشان داده است که برای کنترل جامعه و مهار اعتراضات مردم، تنها به سرکوب مستقیم متکی نیست. اعدام، زندان، شکنجه، ایجاد فضای رعب و وحشت و سرکوب اعتراضات، تنها بخشی از ابزارهای این حکومت است. در کنار این ابزارها، جمهوری اسلامی همواره از تاکتیکهای سیاسی، تبلیغاتی و روانی نیز برای ایجاد سردرگمی، اختلاف و شکاف در جامعه و میان نیروهای مخالف خود استفاده کرده است.
در شرایط بحرانی، این سیاستها میتواند ابعاد گستردهتری پیدا کند. حکومت تلاش میکند فضای سیاسی و اجتماعی را چنان مغشوش کند که تشخیص واقعیت از تبلیغات دشوار شود؛ مرز میان مخالف و موافق، میان مبارزهی واقعی و بازی سیاسی و میان یک اقدام مستقل و اقدامی که میتواند در خدمت سیاستهای حکومت قرار گیرد، مخدوش شود.
یکی از نمونههای قابل تأمل در چنین شرایطی، دعوت یا فراهم کردن امکان بازگشت برخی نیروها و شخصیتهای سیاسی به داخل ایران است. بهویژه زمانی که این افراد خود را مخالف جنگ معرفی میکنند، حکومت میتواند از حضور آنها برای ساختن تصویری تبلیغاتی استفاده کند؛ تصویری که در آن جمهوری اسلامی بهعنوان حکومتی که گویا فضای سیاسی را باز کرده و امکان حضور و فعالیت مخالفان را فراهم میکند، به افکار عمومی معرفی شود.
اما مسئله فقط بازگشت یک فرد یا چند فرد به ایران نیست. مسئلهی اصلی، زمینه و کارکرد سیاسی چنین اقداماتی در شرایط کنونی است.
باید پرسید این اقدامات در نهایت به نفع چه کسی تمام میشود؟ آیا به تقویت مبارزهی مردم علیه جمهوری اسلامی کمک میکند یا به حکومت امکان میدهد از آن برای ایجاد شکاف، سردرگمی و تضعیف نیروهای مخالف استفاده کند؟
ما، بهعنوان نیروهای چپ، مترقی و آزادیخواه، نباید اجازه دهیم جمهوری اسلامی با استفاده از چنین تاکتیکهایی افکار عمومی را به بازی بگیرد. اگر اقدامی، آگاهانه یا ناآگاهانه، در خدمت تبلیغات حکومت قرار گیرد و به آن امکان دهد چهرهای متفاوت از واقعیت سرکوبگرانهی خود به نمایش بگذارد، باید مورد نقد و بررسی جدی قرار گیرد.
ما نباید فراموش کنیم که با حکومتی روبهرو هستیم که آزادیهای سیاسی و اجتماعی مردم را سرکوب کرده، مخالفان خود را زندانی و اعدام کرده و با ایجاد فضای خفقان، جامعه را تحت فشار قرار داده است. حکومتی که در کنار استبداد سیاسی، فساد و چپاول منابع و اموال عمومی نیز در کارنامهی آن قرار دارد.
بنابراین، هر اقدامی که بتواند به جمهوری اسلامی امکان دهد حیات ننگین، فاسد و جنایتکارانهی خود را طولانیتر کند، باید با حساسیت سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.
اما در اینجا باید بر یک نکتهی اساسی تأکید کرد: هدف اصلی مبارزهی ما همچنان خود جمهوری اسلامی و ساختار استبدادی آن است
نقد و افشای تاکتیکهای مختلفی که حکومت به کار میگیرد، نباید باعث شود هدف اصلی مبارزه فراموش شود برعکس، شناخت این تاکتیکها بخشی از مبارزهی آگاهانه با جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی برای ادامهی حیات ننگین، فاسد و جنایتکارانهی خود تنها از سرکوب مستقیم استفاده نمیکند. این حکومت تلاش میکند روایت خود را نیز به جامعه تحمیل کند؛ واقعیتها را جابهجا کند، فضای سیاسی را مبهم سازد، اختلافات را تشدید کند و از هر فرصتی برای ایجاد شکاف میان مخالفان بهره ببرد.
به همین دلیل، وظیفهی ما تنها اعتراض به سرکوب نیست؛ وظیفهی ما شناخت سازوکارهای سیاسی و تبلیغاتی این حکومت و آگاه کردن جامعه نسبت به آنهاست.
نباید اجازه دهیم جمهوری اسلامی تعیین کند که مردم دربارهی چه چیزی فکر کنند، چه چیزی را ببینند و چگونه یک رویداد سیاسی را تفسیر کنند.
آگاهی عمومی، بخشی از مبارزه است
امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است که افکار عمومی نسبت به بازیهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی هوشیار باشد. هر تصویری که حکومت تولید میکند، هر دعوتی که انجام میدهد، هر گشایشی که اعلام میکند و هر اقدامی که در ظاهر میتواند نشانهی تغییر سیاستهای آن تلقی شود، باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد.
نباید صرفاً به ظاهر یک اقدام نگاه کنیم؛ باید ببینیم چه کسی از آن سود میبرد، چه هدفی پشت آن قرار دارد و در نهایت چه تأثیری بر مبارزهی مردم میگذارد.
این به معنای آن نیست که هر فرد یا هر اقدامی را صرفاً به دلیل تفاوت دیدگاه سیاسی محکوم کنیم. بلکه مسئله، تشخیص و افشای سازوکارهایی است که میتوانند آگاهانه یا ناآگاهانه در خدمت سیاستهای جمهوری اسلامی قرار بگیرند. جامعهای آگاه به این ترفندها، بهتر میتواند مبارزهی خود را ترسیم و سازماندهی کند، در برابر تبلیغات حکومتی هوشیار بماند و اجازه ندهد جمهوری اسلامی با اینگونه بازیهای تبلیغاتی، حتی یک روز بر عمر ننگین و جنایتکارانهی خود بیفزایداز اشتباهات گذشته باید درس گرفت
نیروهای چپ و مترقی در این زمینه وظیفهی سنگینتری بر عهده دارند؛ زیرا خود نیز باید با گذشتهی سیاسیشان صادقانه برخورد کنند.
در مقاطعی از تاریخ جمهوری اسلامی، بخشی از نیروهای چپ و مترقی ـمواضعی اتخاذ کردند که بعدها هزینههای سیاسی سنگینی برای آنها به همراه داشت؛ از جمله شعارهایی در حمایت از مسلح کردن سپاه پاسداران، نهادی که به یکی از مهمترین ابزارهای سرکوب جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
چنین سیاستها و مواضعی باعث شد بخشی از جامعه اعتماد خود را نسبت به نیروهای چپ و مترقی از دست بدهند و فاصلهی بیشتری میان این نیروها و مردم شکل بگیرد.
اگر میخواهیم اعتماد مردم را دوباره به دست آوریم، باید شجاعت نقد گذشتهی خود را داشته باشیم و نشان دهیم که از آن تجربهها درس گرفتهایم.
اعتماد مردم با شعار به دست نمیآید؛ با عمل، صداقت و حضور واقعی در کنار مردم ساخته میشود.
مردم نباید ابزار بازیهای سیاسی حکومت شوند
مردم ایران امروز با مجموعهای گسترده از مشکلات عمیق و فزاینده روبهرو هستند؛ از بحرانهای معیشتی، فقر و گرانی گرفته تا بیکاری، تبعیض، سرکوب و محدودیتهای گستردهی اجتماعی و فرهنگی و محرومیت از آزادیهای سیاسی. در کنار همهی این مشکلات، غارت و چپاول ثروتها و منابع عمومی توسط حاکمیت نیز به یکی از معضلات عظیم و ریشهدار جامعه تبدیل شده است؛ معضلی که پیامدهای آن مستقیماً زندگی و آیندهی مردم را تحت تأثیر قرار داده است
وظیفهی نیروهای چپ و مترقی این است که واقعیتها را ببینند و اجازه ندهند جمهوری اسلامی، با ایجاد اغتشاش و تشویش در فضای سیاسی و با استفاده از تاکتیکهای تبلیغاتی و سیاسی خود، افکار عمومی را دچار سردرگمی کند. اگرچه مردم ایران پس از دههها تجربهی سرکوب، جنایت و سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی، امروز آگاهتر از آن هستند که بهسادگی فریب تبلیغات این حکومت را بخورند، اما نباید از تلاشهای آن برای مخدوش کردن فضای سیاسی غافل شد. جمهوری اسلامی میکوشد با چنین ترفندهایی حتی برای چند روز هم که شده، بر عمر ننگین، فاسد و جنایتکارانهی خود بیفزاید. وظیفهی ما این است که این ترفندها را بهموقع شناسایی، برای مردم روشن و افشا کنیم و اجازه ندهیم هیچیک از این بازیهای تبلیغاتی، مسیر مبارزهی مردم را منحرف کند.
روشن کردن افکار عمومی، بخشی از مبارزه برای تغییر است
جمهوری اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری به بحرانسازی، تبلیغات و ایجاد سردرگمی نیاز دارد؛ زیرا حکومتی که با بحرانهای متعدد داخلی و خارجی روبهروست، برای ادامهی حیات ننگین، فاسد و جنایتکارانهی خود تلاش میکند هر روز راه تازهای برای خریدن زمان پیدا کند.
نباید این زمان را در اختیار حکومت قرار دهیم.
نباید اجازه دهیم با چند اقدام تبلیغاتی، تصویر واقعیت تغییر کند. نباید اجازه دهیم سرکوبگر در جایگاه گشایشگر ظاهر شود و نباید اجازه دهیم مردم میان واقعیت زندگی خود و تصویری که دستگاه تبلیغاتی حکومت ارائه میکند، دچار سردرگمی شوند.
ما باید آب گلآلودی را که جمهوری اسلامی عمداً ایجاد میکند، شفاف کنیم. باید ترفندهای آن را بشناسیم، آنها را برای مردم توضیح دهیم و اجازه ندهیم هیچ تاکتیک تبلیغاتی، مبارزهی اصلی را از مسیر خود منحرف کند.
مبارزهی ما نه با یک تاکتیک تبلیغاتی آغاز شده و نه با آن پایان مییابد. هدف روشن است: مقابله با ساختار استبدادی جمهوری اسلامی و پایان دادن به حیات ننگین، فاسد و جنایتکارانهی آن؛ یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیک آن و برچیدن ساختار استبدادیای که بر جامعه تحمیل کرده است.
امروز وظیفهی ما فقط افشای جنایتهای جمهوری اسلامی نیست؛ وظیفهی ما افشای شیوههایی است که این حکومت با آنها میکوشد جنایت و سرکوب خود را پشت پردهی تبلیغات، بحرانسازی و بازیهای سیاسی پنهان کند.
و اینجاست که آگاهی، هوشیاری و اتحاد مردم به یکی از مهمترین ابزارهای مبارزه تبدیل میشود.
نباید اجازه دهیم جمهوری اسلامی با گلآلود کردن آب، ماهیِ بقای خود را بگیرد
توران دانا - پاریس
04/09/2026
افزودن دیدگاه جدید