بخش دهم
تعریف پریکاریا - ادامه
پریکاریای بیثبات را میتوان بر اساس ساختار متمایز درآمد اجتماعی آن تشخیص داد؛ ساختاری که منجر به چنان آسیب پذیری ای میشود، بسیار فراتر از آن چیزی که درآمد پولی دریافتی در یک مقطع زمانی معین نشان میدهد. برای مثال در دوره ای که اقتصاد یک کشور در حال توسعه به سرعت تجاری میشود، گروه های تازه ای که بسیاری از آنها به سوی پریکاریای بیثبات سوق داده میشوند، درمییابند که مزایای سنتی جامعه محلی را از دست داده اند، بی آن که از مزایای بنگاه ها یا دولت برخوردار شوند. آسیب پذیری این گروه ها از آسیب پذیری بسیاری از کسانی که درآمد کمتری دارند، اما همچنان از شکلهای سنتی حمایت جامعه محلی برخوردارند، بیشتر است. آنها همچنین از کارکنان حقوق بگیری که درآمد پولی مشابهی دارند، اما به مجموعه ای از مزایای بنگاه ها و دولت دسترسی دارند، آسیب پذیرتر اند. ویژگی پریکاریای بیثبات، نه سطح دستمزد یا درآمد پولی در یک مقطع زمانی معین، بلکه فقدان حمایت جامعه محلی در مواقع نیاز، فقدان مزایای تضمین شده از سوی بنگاه ها یا دولت و فقدان مزایای خصوصی برای تکمیل درآمد پولی است. این وضعیت پیامدهای قابل توجهی دارد، که در فصول بعدی به آنها خواهیم پرداخت*.
افراد متعلق به پریکاریای بیثبات علاوه بر ناامنی کار و ناامنی درآمد اجتماعی، فاقد هویت مبتنی بر کار نیز هستند. هنگامی که شاغل اند، در مشاغلی بدون چشم انداز پیشرفت حرفه ای کار میکنند؛ مشاغلی که فاقد سنتهای "حافظه اجتماعی" و احساس تعلق به یک اجتماع حرفه ای اند؛ اجتماعی که بر شیوه های باثبات، اصول اخلاقی و هنجارهای رفتاری، روابط متقابل و همبستگی برادرانه استوار باشد.
افراد متعلق به پریکاریای بیثبات، خود را بخشی از یک اجتماع همبسته نیروی کار احساس نمیکنند. این امر احساس بیگانگی و تلقی ابزاری از فعالیتهایی را که ناگزیر به انجامشان هستند، تشدید میکند. کنشها و نگرشهایی که از بیثباتی ناشی میشوند، به سوی فرصت طلبی سوق پیدا مییابند. "سایۀ آینده" بر کنشهای آنان سنگینی نمیکند تا این احساس را به آنها بدهد که آنچه امروز میگویند، انجام میدهند یا احساس میکنند، بر روابط بلندمدتشان تأثیری نیرومند یا الزام آور خواهد داشت. افراد متعلق به پریکاریای بیثبات میدانند که سایه آینده ای در کار نیست، زیرا در آنچه انجام میدهند، آینده ای وجود ندارد. اگر فردا از کار کنار گذاشته شوند، تعجب نخواهند کرد؛ و اگر خودشان کار را ترک کنند، شاید اتفاق بدی هم نباشد، به ویژه اگر شغل دیگری یا فعالیتی تازه و کوتاه مدت در انتظارشان باشد.
افراد متعلق به پریکاریای بیثبات فاقد هویت حرفه ای اند، حتی اگر برخی از آنها مدارک و صلاحیتهای حرفه ای داشته باشند و حتی اگر بسیاری از آنها در مشاغلی با عنوانهای پرطمطراق کار کنند. برای برخی از آنان نداشتن تعهدات اخلاقی یا رفتاری – تعهداتی که هویت حرفه ای را تعریف میکنند - نوعی آزادی به همراه دارد. ما در ادامه به تصویر "کوچ نشین شهری" و مفهوم مرتبط با آن، یعنی "ساکن برخوردار از حقوق محدود" (denizen)، خواهیم پرداخت؛ نوعی شهروند درجۀ دو، کسی که شهروند کامل به شمار نمیآید.
همان گونه که برخی از افراد زندگی کوچ نشینی یا مسافر بودن را به یکجانشینی ترجیح میدهند، نباید همه افراد متعلق به پریکاریای بیثبات را قربانی تلقی کرد. با این حال بیشتر آنها در وضعیت ناامن خود احساس آسودگی نمیکنند؛ به ویژه هنگامی که چشم انداز معقولی برای رهایی از این وضعیت پیش رویشان نباشد.
* چنان که پیشتر متذکر شده ایم، مطلب کنونی در "جنگ کارگری" محدود به ترجمۀ فصل اول کتاب است.
افزودن دیدگاه جدید