رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۵ اکتبر ۲۰۲۶
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵

می‌تو؛ از شکستن سکوت تا به چالش کشیدن قدرت

می‌تو؛ از شکستن سکوت تا به چالش کشیدن قدرت

جنبش «می‌تو» را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از افشاگری‌ها درباره آزار جنسی دانست. این جنبش، پیش از هر چیز، اعتراض زنان به فرهنگی بود که سال‌ها از آنان سکوت می‌خواست و در مقابل، به مردان صاحب قدرت امکان می‌داد از موقعیت خود برای آزار، تهدید و سوءاستفاده بهره بگیرند.

اهمیت «می‌تو» در این بود که تجربه‌های پراکنده و خاموش زنان را به یک صدای جمعی تبدیل کرد و مسئله خشونت جنسی را از یک «موضوع خصوصی» به یک مسئله اجتماعی و سیاسی کشاند.

از «من هم» تا یک جنبش جهانی

عبارت «من هم» در سال ۲۰۰۶ توسط تارانا برک، کنشگر اجتماعی آمریکایی، در فعالیت‌های حمایتی از دختران و زنان سیاه‌پوست و کم‌درآمد به کار گرفته شد. ایده ساده بود: زنی که تجربه آزار را بیان می‌کند، باید بداند تنها نیست.

در اکتبر ۲۰۱۷، پس از انتشار گزارش‌های تحقیقی درباره اتهامات متعدد علیه هاروی واینستین، این عبارت به موجی جهانی تبدیل شد. زنان بسیاری در کشورهای مختلف تجربه‌های خود را بازگو کردند و شبکه‌های اجتماعی به ابزاری برای شکستن سکوتی تبدیل شدند که سال‌ها بر زندگی بسیاری از آنان سایه انداخته بود.

در اینجا یک اتفاق مهم رخ داد:

«من» به «ما» تبدیل شد.

زنی که تصور می‌کرد قربانی یک تجربه شخصی و استثنایی بوده است، دریافت که تجربه او بخشی از الگویی گسترده‌تر است.

خشونت جنسی فقط مسئله رفتار یک فرد نیست

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای «می‌تو» تغییر پرسش بود.

پرسش دیگر فقط این نبود که «چه کسی آزارگر است؟» بلکه این بود که:

چه شرایطی به یک فرد اجازه می‌دهد از قدرت خود برای آزار دیگری استفاده کند و چرا قربانی از اعتراض و شکایت می‌ترسد؟

آزار جنسی در بسیاری از موارد در روابط نابرابر قدرت اتفاق می‌افتد: مدیر و کارمند، استاد و دانشجو، تهیه‌کننده و بازیگر یا فرد قدرتمند و کسی که برای ادامه زندگی و کار خود به او وابسته است.

در چنین شرایطی، سکوت را نمی‌توان به سادگی نشانه رضایت دانست. ترس از اخراج، از دست دادن موقعیت شغلی، بی‌آبرویی، انتقام یا بی‌اعتمادی به نهادهای رسیدگی‌کننده می‌تواند قربانی را به سکوت وادار کند.

به همین دلیل، پرسش «چرا همان موقع چیزی نگفتی؟» باید جای خود را به پرسش مهم‌تری بدهد:

چرا جامعه‌ای ساخته‌ایم که گفتن حقیقت برای قربانی می‌تواند هزینه‌ای سنگین‌تر از رفتار آزارگر داشته باشد؟

مردسالاری در پشت سکوت

مردسالاری فقط در رفتار یک مرد آزارگر خلاصه نمی‌شود؛ در فرهنگی نیز حضور دارد که از زن می‌خواهد سکوت کند تا «آبرویش نرود»، رابطه را حفظ کند، شغلش را از دست ندهد و با فرد قدرتمند درگیر نشود.

در چنین فرهنگی، اغلب پیش از آنکه درباره رفتار آزارگر سؤال شود، رفتار قربانی زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد: چرا آنجا بود؟ چرا اعتماد کرد؟ چرا زودتر نگفت؟ چرا رابطه را ترک نکرد؟

«می‌تو» این منطق را به چالش کشید و گفت مسئولیت خشونت بر عهده کسی است که آن را اعمال کرده است، نه کسی که قربانی آن شده است.

از این منظر، جنبش «می‌تو» فقط جنبشی علیه آزار جنسی نبود؛ مبارزه‌ای علیه مصونیت قدرت نیز بود.

قدرت نباید مصونیت ایجاد کند

وقتی فردی به دلیل شهرت، ثروت، مقام یا نفوذ خود می‌تواند سال‌ها از پاسخگویی فرار کند، مسئله دیگر فقط رفتار شخصی او نیست؛ مسئله ساختاری است که چنین مصونیتی را ممکن کرده است.

هیچ مدیر، استاد، هنرمند، سیاستمدار یا چهره مشهوری نباید به دلیل موقعیت خود از پاسخگویی مصون باشد.

البته افشاگری عمومی نباید جای دادرسی عادلانه را بگیرد. اصل برائت، حق دفاع و رسیدگی مستقل از اصول اساسی عدالت‌اند. اما دفاع از این اصول نیز نباید بهانه‌ای برای بازگرداندن زنان به سکوت باشد.

مسئله اصلی این است که نهادهای قانونی و اجتماعی باید به اندازه‌ای قابل اعتماد باشند که زن برای شکایت کردن مجبور نباشد شغل، امنیت، اعتبار و آینده خود را به خطر بیندازد.

چه زنانی بیشتر دیده شدند؟

«می‌تو» با وجود اهمیت تاریخی خود، از نقد نیز مصون نیست. بخش بزرگی از توجه رسانه‌ای به زنان مشهور و شناخته‌شده اختصاص یافت؛ در حالی که زنان کارگر، مهاجر، فقیر و زنانی که در حاشیه قدرت قرار دارند، کمتر امکان شنیده‌شدن پیدا کردند.

این نقد به‌ویژه مهم است، زیرا هرچه وابستگی اقتصادی و اجتماعی یک زن بیشتر باشد، هزینه اعتراض او نیز می‌تواند سنگین‌تر باشد.

فمینیسم نمی‌تواند فقط صدای زنانی را بشنود که تریبون و امکان رسانه‌ای دارند. مبارزه با خشونت جنسی زمانی فراگیر است که صدای زنانی نیز شنیده شود که کمترین قدرت را برای دفاع از خود دارند.

«می‌تو» در ایران

در ایران نیز روایت‌های زنان درباره آزار و خشونت جنسی در سال‌های اخیر بیشتر شنیده شده است. این روایت‌ها نشان می‌دهد که خشونت علیه زنان مسئله‌ای وارداتی یا محدود به جوامع غربی نیست؛ بخشی از واقعیت اجتماعی ماست.

در جامعه‌ای که زنان با تبعیض قانونی، فشارهای اجتماعی و اقتصادی و نبود سازوکارهای مستقل و قابل اعتماد برای حمایت از قربانیان روبه‌رو هستند، شکستن سکوت می‌تواند خود یک کنش اعتراضی باشد.

اما افشاگری پایان راه نیست.

اگر قرار باشد «می‌تو» به تغییری پایدار منجر شود، باید از سطح افشاگری فراتر رود و به اصلاح قانون، محیط کار، آموزش، سازوکارهای رسیدگی و مناسبات قدرت برسد.

از سکوت تا تغییر

جنبش «می‌تو» یک حقیقت ساده اما مهم را به جهان یادآوری کرد:

سکوت همیشه نشانه رضایت نیست؛ گاهی نتیجه نابرابری قدرت است.

«من هم» یعنی من تنها نیستم. یعنی آنچه بر من گذشته، فقط یک راز شخصی نیست. یعنی شرم و مسئولیت نباید بر دوش قربانی گذاشته شود.

اما شنیده‌شدن زنان پایان راه نیست. هدف نهایی، ساختن جامعه‌ای است که در آن هیچ‌کس نتواند به دلیل قدرت، شهرت، ثروت یا موقعیت اجتماعی خود دیگری را مورد آزار قرار دهد و از پاسخگویی فرار کند.

آزادی و برابری بدون امنیت و کرامت زنان معنا ندارد.

«می‌تو» از شکستن سکوت آغاز شد؛ اما مبارزه واقعی زمانی به نتیجه می‌رسد که سکوت جای خود را به پاسخگویی و مصونیت قدرت جای خود را به عدالت بدهد .

مسعود شب افروز

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید