لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهوری چپگرای برزیل، در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری این کشور که روز یکشنبه ۲۵ اکتبر برگزار شد، بر فلاویو بولسونارو، نامزد راستگرا و فرزند ژائیر بولسونارو، پیروز شد و برای چهارمین بار ریاستجمهوری بزرگترین کشور آمریکای لاتین را به دست آورد. این پیروزی پس از رقابتی بسیار نزدیک و در شرایطی به دست آمد که بولسونارو در دور نخست انتخابات از لولا پیش افتاده بود.
انتخابات امسال در فضایی از قطببندی شدید سیاسی و اجتماعی برگزار شد. لولا با تأکید بر دفاع از برنامههای رفاهی، حقوق کارگران، مبارزه با فقر و حفظ دستاوردهای اجتماعی دولت خود به میدان آمد، در حالی که فلاویو بولسونارو با حمایت نیروهای محافظهکار و راست افراطی، خواهان تغییر مسیر سیاسی و اقتصادی کشور و نزدیکی بیشتر به دولت دونالد ترامپ بود.
پیروزی لولا با استقبال گسترده هواداران او همراه شد و بار دیگر مانع بازگشت خاندان بولسونارو به ریاستجمهوری برزیل شد. این نتیجه در شرایطی رقم خورد که در روزهای پیش از انتخابات، تظاهرات گستردهای در حمایت از لولا و علیه بازگشت جریان بولسوناریسم در شهرهای مختلف برزیل برگزار شده بود.
خیابان بولسوناریسم را شکست داد
چیزی در کشور برزيل تغییر کرده است. در خیابانهای سائوپائولو، در میدانهای بلو هوریزونته و در امتداد ساحل کوپاکابانای ریودوژانیرو، موجی از جمعیت به حرکت درآمد که مدتها بود سیاست برزیل نظیر آن را به خود ندیده بود. جوانانی که بسیاری از آنها نخستین تجربه بزرگ سیاسی زندگی خود را پشت سر میگذاشتند، در کنار کارگران، زنان، بازنشستگان و فعالان جنبشهای اجتماعی، خیابانها را به صحنه رویارویی با راست افراطی تبدیل کردند. پرچمهای سرخ بار دیگر در دستها برافراشته شدند و شعارها از میان انبوه جمعیت بر خواستند. در کشوری که تنها چند سال پیش خطر کودتا را از سر گذراند، میلیونها نفر تصمیم گرفتند سرنوشت آینده را تنها به صندوقهای رأی واگذار نکنند.
این روزها برزیل در آستانه یکی از تعیینکنندهترین انتخابات تاریخ معاصر خود ایستاده بود. لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهوری چپگرای کشور، در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری با فلاویو بولسونارو، فرزند ژائیر بولسونارو، روبهرو بود؛ وارث سیاسی جریانی که شکست انتخاباتی را بهآسانی نمیپذیرد و هنوز سایه کودتای نافرجام و رؤیای بازگشت به اقتدارگرایی بر سر آن سنگینی میکند. نظرسنجیها از برتری بولسونارو حکایت داشتند، اما آنچه در خیابانها گذشت، نشان داد نتیجه هيچ نظرسنجی قطعی نیست. نیرویی که در هفتههای گذشته از پایین به حرکت درآمد، معادلات انتخاباتی را دگرگون کرد.
چپ برزیل طی ۳۵ سال گذشته بسیجی با چنین ابعاد و شور و هیجانی به نمایش نگذاشته بود. از شامگاه نهم اکتبر در بلو هوریزونته تا تجمع عظیم خیابان پائولیستا در سائوپائولو و گردهمایی کوپاکابانا، صدها هزار نفر از نسلهای مختلف به خیابان آمدند. آنچه در ابتدا میتوانست تنها واکنشی زودگذر به نتایج دور نخست انتخابات باشد، به جنبشی فراگیر تبدیل شد که بخش بزرگی از جامعه را در برگرفت.
جرقه نخست را دانشجویان زدند. پس از اعلام نتایج دور اول و پیش افتادن فلاویو بولسونارو، اعتراضهای خودجوش جوانان از شامگاه پنجم اکتبر آغاز شد. نه اتحادیههای کارگری فراخوان داده بودند، نه سازمانهای بزرگ سیاسی و نه تشکلهای سنتی چپ. این جوانان بودند که بیانتظار فرمانی از بالا به حرکت درآمدند. یک روز بعد، اتحادیه ملی دانشجویان برزیل فراخوان سراسری داد و اعتراضها به دانشگاهها و شهرهای دیگر گسترش یافت.
در دانشگاه خصوصی مکنزی سائوپائولو، جایی که نیروهای محافظهکار سابقهای طولانی دارند، دانشجویان پس از ممنوع شدن برگزاری تجمع خود، خیابان ماریا آنتونیا را به اشغال درآوردند؛ خیابانی که نام آن با نبردهای دانشجویی علیه راستگرایان در دوران دیکتاتوری نظامی سال ۱۹۶۸ گره خورده است. گویی تاریخ، پس از دههها، دوباره در همان خیابان به حرکت درآمده بود. نسلی که دیکتاتوری نظامی را تجربه نکرده، اکنون در برابر خطر بازگشت میراث سیاسی آن میايستاد.
اما اهمیت این خیزش تنها در آغاز دانشجویی آن نبود. آنچه آن را به پدیدهای کمسابقه تبدیل کرد، عبور سریع از دیوار دانشگاهها بود. کارگران به میدان آمدند، سازمانهای زنان و جنبشهای سیاهپوستان به صفوف اعتراض پیوستند، فعالان محیط زیست، هنرمندان و گروههای مدافع حقوق اقلیتهای جنسی نیز در کنار دیگران قرار گرفتند. اعتراض از یک واکنش انتخاباتی فراتر رفت و به نمایش قدرت اجتماعی نیروهایی تبدیل شد که مدتها زیر فشار پیشروی راست افراطی قرار داشتند.
در میان جمعیت، جوانانی دیده میشدند که برای نخستین بار طعم مشارکت در یک جنبش بزرگ جمعی را میچشیدند. برای آنان سیاست دیگر فقط جدال نامزدها در تلویزیون یا کشمکشهای بیپایان شبکههای اجتماعی نبود؛ سیاست در خیابان، در فریاد مشترک و در احساس تعلق به جمعیتی زنده و مصمم معنا پیدا میکرد. در کنار آنان، نسلهای قدیمیتر خاطرات جنبش عظیم «انتخابات مستقیم، همین حالا» در دهه ۱۹۸۰ و مبارزات سال ۱۹۹۲ برای برکناری فرناندو کولور د ملو را به یاد میآوردند. دو نسل با تجربههایی متفاوت، این بار در یک میدان مشترک به هم رسیده بودند.
پیام این تظاهرات روشن بود: چپ برزیل حاضر نیست بدون مبارزه شکست بخورد.
قدرت این بسیج اجتماعی حتی بر مواضع جناح مقابل تأثیر گذاشت. فلاویو بولسونارو زیر فشار فضای تازه سیاسی ناچار شد از رأیگیری برای لغو نظام کاری موسوم به «شش در برابر یک» حمایت کند؛ نظامی که کارگران را به شش روز کار در برابر تنها یک روز استراحت محدود میکند و لغو آن به یکی از مطالبات مهم جنبش کارگری برزیل تبدیل شده است. این عقبنشینی نشان داد که خیابان، حتی پیش از اعلام نتیجه انتخابات، میتواند توازن نیروها را تغییر دهد.
با این همه، راه پیش رو آسان نیست. راست افراطی برزیل تنها یک جریان انتخاباتی نیست که با شکست در صندوق رأی از صحنه کنار برود. بولسوناریسم طی سالهای گذشته پایگاه اجتماعی گسترده، شبکههای رسانهای نیرومند و پیوندهایی با بخشهایی از دستگاه قدرت ایجاد کرده است. ژائیر بولسونارو، رئیسجمهوری پیشین، به دلیل تلاش برای کودتا و ماندن در قدرت به ۲۷ سال زندان محکوم شده، اما فرزندش با وعده آزادی او و تغییر مسیر سیاسی کشور به میدان آمد.
در همین روزهای حساس، مناقشهای در دادگاه عالی انتخابات برزیل بر سر مسدود کردن کانال واتساپ «ارتش لولا» بالا گرفت. این کانال که از سوی آندره ژانونس، نماینده کنگره، اداره میشود، به ابزاری برای بسیج هواداران رئیسجمهوری تبدیل شده بود. پس از شکایت ستاد فلاویو بولسونارو، دستور مسدودسازی آن صادر شد؛ تصمیمی که با وجود ارائه نشدن مدارک کافی درباره انتشار اطلاعات نادرست از طریق این کانال اتخاذ شد. لغو دستور و صدور دوباره آن، اختلافی جدی در درون نهاد ناظر بر انتخابات پدید آورد.
این رویداد نشانهای از خطراتی است که حتی پیش از برگزاری دور دوم انتخابات، نهادهای دموکراتیک برزیل را تهدید میکند. بخشهایی از بورژوازی لیبرال و رسانههای بزرگ تجاری در برابر خطر پیروزی راست افراطی سکوت کردند یا ابعاد بسیج میلیونی طرفداران لولا را کوچک جلوه دادند. در این ارزیابی، سکوت نه بیطرفی، بلکه محاسبهای سیاسی برای حفظ موقعیت در صورت پیروزی بولسوناریسم بود.
با این حال، جنبش خیابانی برزیل با پرسشی اساسی روبهرو بود: آیا شور عظیم تظاهرات میتواند به رأی تبدیل شود؟
اين شور عظيم به رای تبديل شد و بار ديگر لولا را به رياست جمهوری برزيل رساند.
این نکته حالا شاید مهمترین درس سیاسی روزهای اخیر برزیل باشد. مردمی که به خیابان آمدهاند، تنها برای جلوگیری از پیروزی یک نامزد راستگرا مبارزه نمیکنند. آنان خواهان آناند که صدایشان شنیده شود، شرایط زندگیشان تغییر کند و آیندهای فراتر از ترس دائمی از بازگشت اقتدارگرایی پیش رویشان گشوده شود. اگر سیاست چپ نتواند این امید را به برنامهای ملموس تبدیل کند، انرژی عظیم خیابان نیز ممکن است پس از انتخابات فروکش کند.
برزیل امروز تنها صحنه رقابت دو نامزد ریاستجمهوری نبود. این کشور به میدان کشمکشی بزرگتر بر سر آینده دموکراسی، حقوق اجتماعی و میراث مبارزات چند نسل تبدیل شده است. از دل خیابانهای سائوپائولو و ریودوژانیرو، پرسشی برخاسته که پاسخ آن فراتر از مرزهای برزیل طنین خواهد انداخت: آیا نیروی سازمانیافته مردم میتواند پیشروی راست افراطی را متوقف کند؟
يک واقعيت حتی پيش از اعلام نتايج انتخاب رياست جمهوری آشکار شد: چپ برزیل، برخلاف تصور کسانی که آن را فرسوده و بیرمق میپنداشتند، توانست بار دیگر نیروی اجتماعی خود را به میدان بیاورد.
و شاید مهمتر از هر نتیجه انتخاباتی، همین باشد: مردمی که دوباره قدرت جمعی خود را کشف کردهاند، دیگر همان مردمی نیستند که پیش از این خیزش بودند.
حميد پارسا، براساس مقاله Valerio Arcary در آمريکا ۲۱
افزودن دیدگاه جدید