رفتن به محتوای اصلی

نگاهی فشرده به شکست قطعنامه آمریکا و پی آمدهای آن

نگاهی فشرده به شکست قطعنامه آمریکا و پی آمدهای آن

ترامپ: در روزهای آینده، مکانیسم ماشه را فعال می کنم.

باین ترتیب با شکست آمریکا پیرامون لغوتحریم تسلیحاتی ایران، بحران ایران و آمریکا ( و از جمله بحران هسته ای) واردفازجدیدی شده است. پی آمدهای این واقعه مهم تیتروارعبارتند از:

۱- در اصل، پشت این زورآزمائی نبردبین یک جانبه گری (یکه تازی آمریکا برای باصطلاح بازگردادن قدرت هژمونیک و برتری آمریکا برجهان) قراردارد و بهمین دلیل هم به نمایش دوقطبی آمریکا و بقیه جهان تبدیل شد. انزوای آمریکا در این عرصه چنان بود که حتی نتوانست رای نزدیک ترین متحدتاریخی خود یعنی دولت انگلیس را هم همراه داشته باشد.

۲-دولت ترامپ پیشتر، مسیر خروج از شماری از نهادهای بین المللی را طی کرده بود. اما اکنون بطورآشکار و رسمی اعتبار خودسازمان ملل یعنی مهمترین نهادبین المللی جهان پس از جنگ دوم جهانی تاکنون توسط بزرگترین قدرت جهانی که خود نقش مهمی در تاسیس این نهادها داشته است مسقتیما موردتهاجم قرارگرفته است. باتوجه به مقرسازمان ملل در نیویورک و تامین بخش بزرگی از هزینه های آن توسط آمریکا،و شکستن حرمت امامزاده توسط متولی بحران اعتبار و کارکرد و قدرت تصمیم گیری سازمان ملل دو چندان می شود.

۳- این واقعه در مقیاس کلان و جهانی گامی تازه در راستای تشدیدبحران نظم بین المللی پس از جنگ دوم و تشدید آن چه که می توان آن را «بحران انتقال»* از نظم کهنه به نظم نوین نامید، هست.

۴- تشدید این بحران در عین حال با نام و بحران ایران گره خورده و به آن وجه بین المللی بیشتری داده است. که این خود به شکل تؤامان حامل ریسک ها (و فشارها) و چه بسا برخی فرجه های تازه ای برای مانوررژیم ایران از یکسو و مردم ایران از سوی دیگراست.

۵- این بحران به داخل آمریکاهم کمانه کرده و شکاف بین دو رویکردیک جانبه گری و چندجانبه گری در داخل آمریکا و هم چنین ترامپیسم و هژمونی طلبی آمریکا با توسل به تهدید و رانت قدرت و تضعیف همکاری با متحدین آنسوی اتلانتیک و البته تشدیدقطب های جهانی و آن چه را که «جنگ سرد»جدید خوانده می شود بیشترکرده است.

۶- با توجه به این که نتیجه این رأی گیری تا حدبسیار زیادی از قبل روشن بود، این که چگونه و با چه نیت و هدفی ترامپ و تیم او این چنین بی محابا انزوای آمریکا را آنهم در آستانه کمتر از سه ماه مانده به انتخابات آمریکا و با پی آمدهای منفی اش در داخل و خارج به نمایش گذاشتند و شکست بزرگی را در عرصه دپیلماسی بین المللی بدست خود رقم زدند، درک انگیزه های واقعی آن خود یک معمای پیچیده است. آیا جلب حمایت اسرائیل و لابی ها و جلب حمایت و بسیج پایگاه داخلی اش با تکیه به آن آنقدرمهم بود که تن به این ریسک بدهد؟ بخصوص که کلا دست آوردترامپ درعرصه جهانی دوراول ریاست جمهوری اش ناچیزبوده است. آیا نشان دادن اقتدارآمریکا به هرقیمتی، چشم و گوش او ومشاوره دهندگانش را بیش از اندازه کور و کرنکرده است؟. مقامات آمریکا پس از ماه ها گشت جهانی و رایزنی و دیپلماسی فعال، نهایتا دو گزینه را بطورهمزمان در برابرشورای امنیت سازمان ملل قرارداده بودند: یا به قطعنامه تمدید تحریم تسلیحاتی ، آنهم بدون زمان بندی مشخص، رأی می دهید یا آن که باید منتظربکارانداختن مکانیزم ماشه معکوس (اسنپ بک) باشید. گرچه این جورتعیین تکلیف ذمخت برای دیگران قابل هضم نباشد، اما اکنون به رفتارجاری دولت آمریکا تبدیل شده است که طبق آ‌ن آمریکا به طورخودخوانده در قامت یک ژاندارم جهانی، که فاقداعتبارجهانی است عرض اندام می کند و حتی پیرامون سیاست های اقتصادی و مبادلاتی قدرت های دیگر هم امرو نهی می کند. نا گفته نماند گرچه سررسید تحریم تسلیحاتی نزدیک است اما صرفنظر از جنبه سیاسی و حیثیتی، می توانست در عمل تحریم فروش تسلیحات به ایران را به شیوه ا ی دیگر و از جمله خارج از کانال شورای امنیت سازمان ملل به پیش برد. کما این که دولت های فروش اسلحه را برای چندسال به ایران ممنوع کرده اند. و می توانستند با فشارهای اقتصادی و سیاسی و حتی سازش پشت پرده با چین و روسیه هم به طرق مختلف مانع از فروش حداقل ابزارهای سنگین بشوند. اما دولت ترامپ حتی حاضرنشد با قطعنامه ترویکا مبنی برتعیین یک زمان معین چندساله هم کناربیاید و گرچه تعدیلاتی جزئی در قطعنامه بلندبالای قبلی داد اما در اساس هرگونه راه میانه را بست مگرملحق شدن دیگران به خود را.

۷- در این میان پوتین با وقوف به ابعادبحران با زیرکی خاص سیاسی خود بلافاصله پیشنهادی اجلاسی مشترکی برای کنترل این بحران به گونه ای که از دوقطبی شدن بیش از اندازه آ‌ن جلوگیری کند ارائه کرد که شامل نشست اعضای دارای حق وتوی شورای امنیت و از جمله آمریکا به همراه آلمان و ایران بود. در واکنش به آن گرچه ترامپ آن را به طورمحتاطانه رد کرد و بررسی امکان آن را به پس از انتخابات موکول کرد، اما آینده نشان خواهد که این سازوکار در مواجه با بحران از کارآی لازم برخوردارخواهد بود یا نه.

۸- با این همه تحولات فوق به معنی بی اهمیت بودن یا بی تاثیربودن بکاراندازی اسنب بک نیست. چرا که تجربه برجام و خروج و تحریم های یک جانبه آمریکا نشان داد که منافع اقتصادجهانی چنان به هم گره خورده و نقش آمریکا در آن چنان برجسته است که عملا شرکت های بزرگ اقتصادی و دولت ها و حتی دولت چین و روسیه برای اجتناب از پی آمدهای اقتصادی و سیاسی آن، ناگزیر شدند در عمل و تاحدودزیادی به خطوط قرمز ترامپ تن بدهند و فریادهای نقض برجام رژیم ایران هم گوش شنوائی پیدانکرد. در این مورد هم تهدید آمریکا نسبت به بازگرداندن یک جانبه تحریم های بین المللی قطعنامه سازمان ملل به ایران و این که هر کشوری از آن تخطی کند از سوی آمریکا موردتنبیه و تحریم قرارخواهد گرفت، گرچه به شکل رسمی موردانتقاد هم باشد، اما در عمل همانطور که در مورد برجام شاهد بودیم تاثیرات خود در تشدیدفشارها بر ایران را خواهد داشت. بهمین دلیل، شکست سیاسی آمریکا در تصویب قطعنامه و تشدید منازعات سیاسی بین قطب های قدرت، الزاما و بهمان شدت معادل جنگ اقتصادی نخواهد بود، بخصوص درشرایطی که نوعی عدم تعین جهانی بدلیل شکاف های درونی آمریکا و تداوم ریاست جمهوری ترامپ و نیز بدرجاتی متاثر از دوره بحران انتقالی که در آن بسرمی بریم؛ با درنظرداشت همه این عوامل در توازن قوای کنونی، در مجموع دولت ایران هم قادر نخواهد بود که گریبان خود را از چنگ پی آمدهای اقتصادی و ویرانگرانه فشارهای جهانی و منطقه ای اجرائی کردن سیاست اسنپ بک نجات بدهد.

۹- اروپائی ها گرچه به خاطرحفظ جسد نیمه جان برجام و البته باج ندادن به سیاست یک جانبه گرائی دولت ترامپ که دامنه آن خود آن ها را نیز موردتهدیدقرارداده است، به قطعنامه آمریکا رای ممتنع دادند اما این درعمل به معنی تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی آن ها به ایران نیست.

۱۰- رژیم ایران که در بدترین شرایط بحران اقتصادی و حتی تنگناهای سیاسی در منطقه قرارگرفته است، سعی کرده و خواهد کرد که شکست آمریکا را پیروزی خود قلمداد کند. اما مسیرتحولات و بحران و چندبعدی آن چنان است که بعید است از این نمد کلاهی برای رژیم فراهم شود. چرا که سیاست «مهاررژیم ایران» به اشکال گوناگون و بدرجاتی سیاست مشترک همه قدرت هاست و حتی جناج بندی های داخلی آمریکا هم از آن مستثنا نیست. بدیهی است که تبدیل شدن مقابله همه جانبه با رژیم ایران به سیاست کانونی یک ابرقدرت جهانی بدون پی آمدهای منفی برای مردم ایران و ویرانی اقتصادآن از یکسو و سوء استفاده حاکمیت از این فشارها و قطب بندی های جهانی و چه بسا دامن زدن به ماجراجوئی های جدید منطقه ای نخواهد بود.

۱۱- چنان که از هم اکنون با توجه به آن که دولت ترامپ همزمان با این بحران از باصطلاح گشایش و عادی سازی روابط اعراب (فعلاً امارات) با اسرائیل و ادعای زدن کلنگ معامله قرن و شعار نخ نما شده نظم جدید خاورمیانه پرده برداری کرده است، که این خود به معنای نزدیک شدن اسرائیل به مرزهای ایران است. بطوری که از هم اکنون خط و نشان کشیدن و تهدید امارات را در پیش گرفته است*

۱۲- تشدیدمولفه های جهانی و منطقه ای بحران، گرچه نمی تواند در هدف اصلی جنبش ضداستبدادی و عدالت خواهانه مردم ایران، که آماج گرفتن دولت خودی به عنوان سرمنشا اصلی نکبت ها و فلاکت تغییری ایجادکند؛ اما پیچیده شدن شرایط، هوشیاری بیشتری را برای خنثی کردن پی آمدهای منفی این تحولات بر آرایش و سراسری کردن صفوف مبارزاتی می طلبد.

-------------------------------

*- نگاه کنید: به مقاله پاندمی کرونا، بحران انتقال و صورت بندی آن!

http://taghi-roozbeh.blogspot.com/2020/05/blog-post_6.html…

*- سرلشکر باقری:‌ رویکرد ایران نسبت به امارات تغییر خواهد کرد / امنیت ملی ایران دچار خدشه شود تحمل نمی‌کنیم. رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: چنانچه اتفاقی در منطقه خلیج‌فارس بیفتد و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دچار خدشه هرچند اندک شود ما آن را از چشم کشور امارات متحده عربی می‌بینیم و تحمل نخواهیم کرد.

https://www.entekhab.ir/fa/news/568760/

 

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید