يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ - ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸

پروژە سندیکا سازی دولتی محکوم بە شکست است!

۱۸ آبان ۱۳۹۷

کارگران ایران و کارگران شرکت واحد نیز با تجربە تر و آگاهتر از ان هستند کە فرق سندیکای واقعی با سندیکای قلابی را نفهمند! سندیکای قلابی بە واسطە عوامل و نیاتی کە پشت سر تشکیل آنها وجود دارد، نمی توانند برای مدتی طولانی اهداف ضد کارگری شان را پنهان نگاە دارند و خود فروختگانی کە با این پروژە همراە شدەاند طولی نمی کشد کە رسوای عام و خاص خواهند شد. در شرایطی کە مبارزە طبقاتی چنین در جامعە حاد شدە است دوام این پروژە لاجرم دیری نمی پاید.

سندیکا ستیزی هموارە یکی از وجوە مشترک رژیم ها و دولتها از آغاز تسلط مناسبات سرمایەداری و آغاز فعالیت سندیکاها و اتحادیە های اصیل کارگری در ایران تا کنون بودە است. از سال ١٩٠٦ کە فعالیت های سندیکایی با تشکیل اتحادیە کارگران چاپ شروع شد تا کنون اتحادیە های کارگری اصیل و متکی بە کارگران وپایبند بە اصول و قواعد اتحادیەای و حقوق کارگران تحت پیگرد پلیسی قرار گرفتە و رهبران و اعضای شان زندانی و یا بە قتل رسیدە و یا از شهر و دیارشان تبعید شدەاند. معهذا تلاش و مبارزە کارگران و مزدبگیران برای تشکیل سندیکا ها و سازمانهای کارگری اصیل هیچگاە بکلی متوقف نشدە و این مبارزات بە رغم پرهزینە بودن شان تا کنون تداوم یافتە است و اکنون بە یک خواست فراگیر و تودەای در میان کارگران تبدیل شدە است. هرگاە کە حربە سرکوب فیزیکی موثر واقع نشدە است و دولتمردان و کارفرمایان نتوانستەاند فکر سازمانیابی مستقلانە را از کارگران بگیرند تلاش نمودەاند در کنار ادامە سرکوب با تشکیل سندیکاها و اتحادیە های قلابی و پاشاندن تخم نفاق و تفرقە بە مصاف اتحادیە های اصیل و کارآمد کارگری بروند بلکە اثرات آنها را خنثی نمایند. متاسفانە گاها هم برای رسیدن بە مقصودشان از فعالین وادادە و قدرت طلب پیشین اتحادیە ها کە حاضر بە فروش خود، پیشینە و منافع کارگران شدەاند بهرە گرفتە و با عنوان سندیکا بە مقابلە با سندیکاها برخاستەاند. بخصوص در دورە هایی کە جنبش کارگری در موقعیت اعتلا قرار داشتە و یا سازمانهای کارگری نیرومندی پا بە عرصە فعالیت نهادەاند تلاشهای سرمایە داران و دولتهای شان برای ایجاد سندیکاهای بدلی و قلابی بیشتر شدە است. در سالهای نخست حکومت پهلوی و تا وقتی کە رضا شاە پایە های قدرتش را نتوانستە مستحکم کند، (تا سال ١٣٠٥). اتحادیە های نوپای کارگری تا حدود زیادی از آزادی و استقلال برخوردار بودند و بە سرعت در حال رشد بودند. از سال ١٣٠٥ بە بعد سرکوب اتحادیە های وقت بە شدت توسط دولت آغاز و رهبران اتحادیە ها زندانی و فعالیت شان ممنوع شد و تنی چند از رهبران برجستە و بنیانگذاران نخستین اتحادیە های کارگری در زندانها بە طرق مختلف بە قتل رسیدند. سید تقی حجازی رهبر اتحادیە کارگران چاپ، علی شرقی، سیدمحمد تنها، استاد غلام حسین نجار، انزابی و پور رحمتی، کە از رهبران اتحادیە ای و کارگری بودند در زندان های رضا شاە همگی سر بە نیست شدند. در در اول ماە مە سال ١٣٠٨ تلاشهای اولیە تعدادی از فعالین کارگری در خوزستان با اعلام اعتصاب در صنایع نفت برای تشکیل اتحادیە، افزایش دستمزد، واگذاری مسکن، پردخت مزد بە هنگام بیماری، و بهبود شرایط کاری و مزدی، وارد مرحلە تازەای شد. یکی از خواستە های اصلی این اعتصاب تاریخی کە همە خوزستان را در برگرفت پذیرش حق اتحادیە و واکنشی نسبت بە سرکوب اتحادیە ها توسط دولت بود. این اعتصاب توسط ایادی دولتی شرکت نفت و مقامات انگلیسی سرکوب و ٨ تن از رهبران آن زندانی و دەها نفر از اعضای مخفی حرکت کە شناسایی شدە بودند از خوزستان تبعید شدند. رژیم رضا شاە برای مقابلە با تاثیرات فعالیت اتحادیە ها مجبور بە انتشار بیانیەای شد کە بخش کمی از مطالبات اتحادیە های منحل شدە را بە رسمیت می شناخت، ولی بیانیە مذکور تا سقوط وی روی کاغذ باقی ماند.

فعالیت های اتحادیەای بلافاصلە پس از سقوط رضاشاە و آزادی زندانیان سیاسی و تغییر اوضاع سیاسی از سر گرفتە شد. در نتیجە این تلاشها زمینە تشکیل شورای متحدە مرکزی آمادە و در سال ١٣٢٣ با پیوستن اتحادیە های کارگری بە یکدیگر نخستین کنفدراسیون کارگری بزرگ غیر دولتی در ایران شکل گرفت. بە دنبال این موفقیت دور از انتظار، دسیسە های دولتمردان و سرمایە داران علیە آن شروع شد و مدیریت انگیلسی شرکت نفت ایران و انگلیس کە منافع خود را در خطر می دیدند سهم بسزایی در دسیسە چینی ها علیە اتحادیە های کارگری و کارگران در خوزستان داشتند. پس از آنکە کشتار دە ها کارگر بخاطر شرکت در اعتصابات و تشکیل اتحادیە های کارگری اصیل و متکی بە کارگران در سال ١٣٢٤ در شهر های خوزستان نتوانست کارگران حق طلب را مرعوب نمایند، آنها برای مقابلە با اتحادیە های واقعی بە همراهی مسئولین دولتی بە فکر تشکیل اتحادیە قلابی افتادند! بهمین خاطر درست پس از کشتار دەها نفر از کارگران و زندانی کردن دەها تن از رهبران اتحادیەای و تبعید صدها تن دیگر، بە سراغ یوسف افتخاری یکی از رهبران اعتصاب معروف نفت در سال ١٣٠٨ کە پس از شهریور ٢٠ توسط مقامات دولتی و شرکت نفت بە خدمت گرفتە شدە بود رفتند و اتحادیە قلابی جدیدی را کە فاقد پایگاە کارگری بود با کمک وی سرهم بندی کردند. این اتحادیە البتە چون متکی بە مقامات دولتی و کمپانی انگلیسی نفت بود، دوام چندانی نیاورد و (از اول هم قرار نبود دوام بیاورد). محبوبیت اتحادیە های کارگری و گسترش دایرە نفوذ آنها و مقاومت سرسختانە شان در مقابل سرکوب و دسیسە ها در نیمە اول دهە بیست چنان بود کە حتی نخست وزیر اشراف زادە ای چون قوام را بر آن داشت تا برای بسط نفوذ خودش و حزب (دمکرات) اش و خنثی کردن اثرات فعالیت های شورای متحدە مرکزی و پس ستاندن دستاوردهای بیسابقە شورای متحدە، اتحادیە های فرمایشی تازەای را بوجود آورد. با این حال اتحادیە مذکور کە اختصارا با عنوان، "اسکان" شناختە می شد نیز پس از مدتی بە سرنوشت اتحادیە کذایی افتخاری در نفت دچار شد و از صحنە جامعە محو گردید.

بدین ترتیب تلاشهای سندیکا و اتحادیە سازان دولتی و کارفرمایی کە با هدف شکل گیری و قوام اتحادیە های مستقل و اصیل و پایمال سازی حقوق سندیکایی کارگران دنبال می شد در آن مقطع بواسطە مبارزات و عملکرد اتحادیە های واقعی خنثی شد و متاسفانە بعضی از رهبران و فعالان کارگری پیشین امثال افتخاری ها کە سابقە خوبی در دورەای از مبارزات سندیکایی داشتند، فریب دشمنان کارگران و خود خواهی های شخصی شان را خوردند و با پشت کردن بە کارگران و همراە شدن با دشمنان داخلی و خارجی کارگران دوران مبارزاتی کارگری شان را بر سر این کجروی بە باد فنا دادند و موفق هم نشدند کە کارگران را بە انحراف بکشانند.

با این همە و بە رغم این تلاشهای توطئە گرایان، در نتیجە فعالیت های شورای متحدە مرکزی و بە بهای بسیار گزافی کە رهبران اتحادیە ها اصیل کارگری متحمل شدند، نخستین قانون کار جامع ایران کە حاوی بسیاری از مطالبات مبارزاتی کارگران و زحمت کشان بود و دولتمردان پیشتر زیر بار پذیرفتن شان نمی رفتند، در سال ١٣٢٥ یعنی تنها حدود سە سال پس از آغاز فعالیت شورای متحدە بە تصویب رسید. ٨ ساعت کار، حق اتحادیە و فعالیت های اتحادیەای رسمیت یافتن روز جهانی کارگر، مرخصی های هفتگی و سالیانە و مطالبات دیگر کە قبلا دەها نفر جان بر سر آنها دادە بودند از جملە مهمترین دستآوردهای اتحادیە ای در آن مقطع بودند. اهمیت این قوانین زمانی بیشتر روشن می شود کە می بینیم حکومت اسلامی ٤٠ سال است برای از بین بردن این حقوق از هیچ دسیسە و جنایتی کوتاهی نکردە و نمی کند.

پس از کودتای ٢٨ مرداد و سرکوب شورای متحدە مرکزی، رژیم کودتا خود پیشاپیش شروع بە سرهم بندی کردن سندیکاهای قلابی نمود، با این حال اما بواسطە تجربیات و تاثیرات بازمانده از دوران فعالیت شورای متحدە مرکزی کە قریب ١٨٠ اتحادیە در رشتە های مختلف و از سراسر کشور را زیر چتر خود متحد کردە بود، بسیاری از سندیکاهای مستقل توسط فعالین بازماندە از شورای متحدە و کارگران دیگر کە طعم داشتن اتحادیە را چشیدە بودند، بتدریج شکل گرفتند و متناسب با شرایط روز بە فعالیت های شان ادامە دادند و عرصە را درعمل بر سندیکاهای دولتی چنان تنگ کردند کە آنها اغلب حتی قادر بە برگزاری کنگرە های خود نمی شدند. دلیل واقعی و عمدە شکست اتحادیە دولتی چیزی بە غیر از دستآوردهای مهم شورای متحدە و پایبندی تا بە آخر رهبران آن بە حقوق و منافع کارگران نبود.

پس از انقلاب ٥٧ نیز سران رژیم اسلامی کە می دانستند نمی توانند فعالیت اتحادیەای را بکلی از میان بردارند، بە تاسی از تجربە های سلف پیشین شان سندیکا ها و شوراهای کارگری واقعی و مستقل را کە ادامە دهندگان راە و رسم شورای متحدە و سندیکاهای مبارز بودند، سرکوب و شوراهای اسلامی وابستە بە حکومت و سرمایە داران را جایگزین آنها نمودند. `قصد و غرضشان از این کار از بین بردن دستآوردهای مبارزاتی و تاریخی کارگران و فراهم کردن تشدید استثمار آنها توسط سرمایە داران بود. بە واقع همە آن دستآوردهای پیش از انقلاب ٥٧ در اثر سرکوب سندیکاها و شوراهای مستقل کارگری کە از همان ابتدای بە قدرت رسیدن جمهوری اسلامی شروع و همچنان ادامە دارد آماج تعرض قرار گرفت و حکومت با هم دستی شوراهای اسلامی و دیگر تشکلات وابستە بە خود توانست اکثر حق و حقوق کارگر را از میان بردارد. امری کە بدون سرکوب تشکلهای کارگری و سرهم بندی کردن شوراهای قلابی میسر نمی شد! و گزافە نیست اگر گفتە شود کە نبود دمکراسی و آزادی های مدنی، فساد گستردە، افول اقتصاد تولید محور، نرخ بالای بیکاری و تورم، فقر و بی عدالتی گستردە و معضلات متعدد دیگر نتیجە سرکوب سندیکاها ست و این گرفتاری ها تا زمانی کە سرکوب سندیکا باقی است و تشکلهای کارگری دولتی بە حیات انگل وارشان ادامە می دهند، همچنان وجود خواهند داشت.

با این اوصاف اما مبارزە علیە تشکلهای ارتجاعی وابستە و تشکیل اتحادیە های مستقل و مدافع حقوق کارگران با قدرت ادامە دارد. تمام تلاشهایی کە برای از بین بردن تفکر سندیکایی و دستآوردهای جنبش سندیکایی و از میان برداشتن رهبران و فعالان این جنبش انجام گرفتە و می گیرد آنچنان شکست خوردە است و تشکلهای حکومتی آنچنان مفتضح و بدنام شدەاند کە سرکوبگران مجبور شدەاند پس از سالها مبارزە با سندیکا و نام سندیکا، با سوء استفادە از نام "سندیکا" بە جنگ سندیکا خواهی و سندیکاهای مستقل بروند تا بلکە زیر این عنوان سندیکا های قلابی را با کمک افراد فریب خوردە و ایادی شان در خانە کارگر بر جای شوراهای اسلامی ورشکستە و وابستە بنشانند و سیاستهای ضد کارگری شان را بە طریقی دیگر تداوم بخشند. تلاش برای سرهم کردن چنین تشکیلاتی هم اکنون در شرکت واحد کە صاحب یک سندیکای مستقل و مورد حمایت کارگران است شروع و وارد مرحلە اجرایی گردیدە است! و بهمین منظور و برای تسریع در این توطئە ضد کارگری مقدمات بازگرداندن ابراهیم مدنی و داود رضوی دو تن از رهبران مقاوم و معتقد بە حقوق کارگران و اصول کار سندیکایی توسط (بیدادگاە انقلاب) شروع و همە عوامل دولتی برای پیشبرد این پروژە ضد کارگری و استثمارگرانە هماهنگ شدەاند. با این حال بە فرض اینکە ایادی حکومتی حتی اگر بطور موقت موفق بە اجرای این کار شوند، باید بدانند کە نتیجە اش بهتر از تلاشهای شکست خوردە این چنینی سلف شان نخواهد شد. کارگران ایران و کارگران شرکت واحد نیز با تجربە تر و آگاهتر از ان هستند کە فرق سندیکای واقعی با سندیکای قلابی را نفهمند! سندیکای قلابی بە واسطە عوامل و نیاتی کە پشت سر تشکیل آنها وجود دارد، نمی توانند برای مدتی طولانی اهداف ضد کارگری شان را پنهان نگاە دارند و خود فروختگانی کە با این پروژە همراە شدەاند طولی نمی کشد کە رسوای عام و خاص خواهند شد. در شرایطی کە مبارزە طبقاتی چنین در جامعە حاد شدە است دوام این پروژە لاجرم دیری نمی پاید. با تاکید بر استقلال سندیکایی، دفاع قاطع وپیگیرانە از حقوق کارگران، برجستە کردن مطالبات صنفی، افشای ماهیت و عملکرد عوامل حکومتی دست اندر کار این پروژە، حفظ و گسترش رابطە با کارگران و بە محک قضاوت نهادن عملکرد تشکلهای قلابی و بردن شکایت بە سازمان بین المللی کار و اتحادیە های کارگری بایستی رهبران سندیکای واحد بە مقابلە با این رویکرد اقدام کنند. در هر صورت این معضلی است کە هموارە جنبش سندیکایی واقعی با آن مواجە بودە و از این پس هم باید سبک و سیاق مقابلە با آن را بیاموزد و بکاربندد. اگر نسلهای پیشین جنبش سندیکایی در این کارزار کامیاب بودەاند، ما هم دلیلی ندارد کە در این مقابلە موفق عمل نکنیم. مبارزە برای تشکل، مبارزە بر سر نام نیست بر سر محتوا، عملکرد، کاراێی، پایبندی بە حقوق کارگر، بر سر دستمزد و زندگی و رفاە و آسایش نیروی کار است کە هر انسانی مسحق آن است. ما بدون تشکل مناسب بە هیچ کدام از اینها نخواهیم رسید و هر چە را کە قبلا بە دست آوردەایم از دست خواهیم داد. نشان دادن اینها بە تودە کارگر برای حفظ سندیکاهای مستقل و مقابلە با تشکلهای دولتی زیر هر نام کە باشند هنوز در جامعە ایران اهمیت اساسی دارد.

١٧ آبان ٩٧

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید