دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۳۰ نوامبر ۲۰۲۰

هرکس دنبال تغییر و تحول است از اعتصابات کارگری حمایت کند!

۲۵ آبان ۱۳۹۷

اکنون در خوزستان اعتصابات بزرگی در جریان است. کارگران هفت تپە ١١ روز است کە در اعتصاب بە سر می برند و دامنە اعتصاباتشان بە خیابانها و میادین شهر امتداد یافتە است. کارگران فولاد اهواز نیز کە از چند روز پیش تا کنون در اعتصابند و در خیابانهای شهر مشغول تظاهرات هستند از اعتصاب کارگران هفت تپە حمایت کردەاند.

کارگران هفت تپە ١١ روز است کە دوبارە اعتصاب کردەاند. کارگران فولاد اهواز نیز چند روزی است کە برای چندمین باربطور همزمان اعتصاب و از اعتصاب کارگران هفت تپە حمایت و با آن اعلام همبستگی نمودەاند. اعتصابات دیگری نیز در روزهای گذشتە در تعداد دیگری از واحدهای تولیدی صورت گرفتە است. دلایل این اعتصابات متعددند ولی آشکار است کە کارگران نگران شرایط و شغل های خود در واحدهای بە اصطلاح خصوصی شدە و امنیت شغلی شان هستند. صاحبان این واحدها هم تلاش می کنند با سئواستفادە از نگرانی کارگران حق و حقوق آنها را تا می توانند کاهش دهند. در مقابل این ترفند کارگران نیز با شعار بازگرداندن واحدهای خصوصی شدە بە دولت هستند. مقامات دولتی و قضایی هم کە از صاحبان این واحدها حمایت می کنند در تلاشند با بازداشت شماری از سازمانگران این اعتصابات و دادن وعدەهای دروغ بە این اعتصابات خاتمە دهند.ولی کارگران نیز همچنان بە اعتصاب شان ادامە می دهند.

برغم تشدید فشار و سرکوب و پیگرد فعالین کارگری، معلمان، رانندگان کامیون، زنان، اقلیت های قومی، مذهبی و مسلکی، فعالین محیط زیست ...موجی از اعتصابات و اعتراضات گروەهای اجتماعی مختلف کە از مدتها پیش شروع گردیدە و دم بە دم خروشانتر می شود می رود تا سراسر کشور را در گیرد و بقای حکومت را بە چالش بکشد.

حکومت با افزایش اعدام، ترورمخالفین، صدور احکام سنگین زندان، زدن شلاق و شکنجە، افزایش فشار بە مخالفین و منتقدین نظام متقابلا تلاش میکند این موج بی سابقە را فرونشاند و کنترل اوضاع را کە در اثر اعتراضات وبحران اقتصادی و سیاسی و فشار خارجی در حال از دست رفتن است را از کف ندهد. با این همە این اعمال سرکوبگرانە و جنایتکارانە نتوانستە است موج اعتراضات را کە ریشە در نارضایتی عمیق اکثریت بزرگ جامعە از عملکرد و سیاستهای مستبدین فاسد حاکم دارد متوقف و مهار کند.

تنها در هفتە های اخیر دەها کارگر و معلم بخاطر شرکت در اعتصاب دستگیر و زندانی شدەاند؛ خبرهایی در مورد اعدام ٢٢ نفر از هموطنان عرب بر سر زبانهاست، دو تاجر سکە اعدام شدەاند، شماری کولبر بە قتل رسیدەاند، یک فعال سرشناس عدالتخواە و استاد دانشگاە و حامی کودکان کار و زنان خیابانی بە طرزی وحشیانە کشتە و سوزاندە شدە است، تعداد دیگری وکیل و فعال حقوق بشر بازداشت شدە اند. کمی پیشتر صدها رانندە کامیون بازداشت و برای تعدادی از آنها حکم اعدام صادر شدە است. چند فعال محیط زیست بە طرق مختلف بە قتل رسیدە و تعداد دیگری در زندان هستند و تهدید بە اعدام شدەاند. شماری از دراویش زندانی اعدام و ناپدید هستند و بە درستی سرنوشت شان معلوم نیست.

پس از تهدید مخالفین توسط فرماندهان ارشد نظامی ترور مخالفین حکومت بار دیگر شروع و چند نفر از آنها در خارج از کشور بە طرق مختلف کشتە شدە و حتی برای کشتن دەها نفر آ نها موشک و پهباد بکار بردە شدە.

ایران در واقع یک پارچە خشم و اعتراض است؛ از کارگر و معلم و رانندە و کشاورز گرفتە، تا حامی محیط زیست، زنان مخالف تبعیض و حجاب اجباری، دانشجو و دانش آموز، تا بهایی و سنی، درویش گنابادی، کرد و آذری، عرب و بلوچ، تا بخش بزرگی ازکاسب کار و کارخانە دار، هریک بە نوعی از وضعیت ناراضی و امیدی بە بهبود اوضاع با وجود این حکومت فاسد و ستمگر و درماندە از ادارە کشور ندارند و چارە را در مبارزە برای برکناری حکومت و استقرار یک نظام دمکراتیک منتخب مردم می دانند. حتی مبارزە در زندان ها و شکنجە گاە ها علیە حکومت هم رو بە افزایش نهادە است و هر مبارزی را کە از جامعە بە زندان می برند او مبارزە اش را در زندان ادامە می دهد و زمانی کە آزاد می شود دوبارە مبارزە را در جامعە از سر می گیرد.

ابعاد وسیع و تنوع و کثرت اعتراضات نشان می دهند کە عزم جامعە برای عبور از نظام جزمتر از هر زمانی است. جوانان و فارغ التحصیلان بیکار کە با وجود این حکومت آیندەای برای خود نمی بینند.

دم بە دم بیشتر بە اعتراض و مبارزە روی می آورند. در این میان اما بیشترین اعتراضات و اعتصابات توسط کارگران و مزدبگیران انجام می گیرد و این اعتصابات بواسطە بی پاسخ ماندن توسط حکومت و اعمال سرکوبگرانە نیروهای امنیتی لاجرم با گذشت زمان رادیکالتر و خصوصیت سیاسی پیدا می کنند. اعتصابی کە برای دریافت دستمزد معوقە و خواستهای صنفی دیگر شروع می شود، تا آنجا پیش می رود کە بە جنبشی علیە خصوصی سازی و اعمال کنترل کارگری و راە ندادن صاحب و مدیر کارخانە پیش می رود. هم اکنون خواست بازگرداندن واحدهای تولیدی واگذار شدە بە بخش دولتی بە دلیل رفتار مالکان جدید کە تقریبا همگی بواسطە بهرمندی از رانت فامیلی و حکومتی این کارخانە ها را زیر قیمت واقعی تصاحب کردەاند بە خواست اصلی اعتصابات کارگری تبدیل شدە است. در مورد نحوە واگذاری این واحد ها و در جریان اعتصابات کارگران هپکو و آذرآب مشخص شد کە این دو واحد کلان صنعتی بە کمتر از ٢٠ درصد قیمت واقعی شان واگذار شدە است و گویا همان مبلغ ناچیز را بە آنها وام دادە بودند. در مورد شراێط واگذاری واحدهای دولتی همین بس کە علی ربیعی پس از استیضاح و برکناری خود از وزارت تعاون، کار و رفاە علت استیضاح اش را مخالفت با واگذاری واحدهای تحت مالکیت تامین اجتماعی "شیستا" دانست و از آن با عنوان مخالفت با تاراج یاد کرد. وی در نوشتە دیگری مدعی شد کە تنها برای سپردن مدیریت این واحدها می خواستند چندین میلیارد رشوە بە وی پرداخت کنند ولی او نپذیرفتە است!

این اعتصابات و اعتراضات بە رغم گستردگی اما متاسفانە چون جدا جدا صورت می گیرند و فاقد پیوند ارگانیک با همدیگر هستند؛ مانند جویبارهای پراکندە درهمە جا روان هستند. این در حالی است کە اگر به هم بپیوندند می توانند چنان فشاری ایجاد کنند کە کسی را یارای مقاومت در مقابل آنها نباشد. و تا زمانی کە این پیوستگی عملی نشود وضعیت با وجود گستردگی و کثرت اعتراضات تغییر نخواهد کرد. متاسفانە تا کنون این کار جدی گرفتە نشدە و پارەای اقدامات محدود کە در میان گروە هایی از کارگران، معلمان و بازنشستگان انجام گرفتە است با وجود مثبت بودنشان، پاسخگوی شرایط و نیاز امروز نیست. دلیل اصلی این نقصان شاید بیشتر بخاطر خود محوری و تکروی های ما ایرانیان و ضعف فرهنگ کار جمعی است. وگر نە نقاط مشترک بین همە این تحرکات بسیارند و برقراری پیوند گرچە دشوار ولی شدنی است.

اکنون در خوزستان اعتصابات بزرگی در جریان است. کارگران هفت تپە ١١ روز است کە در اعتصاب بە سر می برند و دامنە اعتصاباتشان بە خیابانها و میادین شهر امتداد یافتە است. کارگران فولاد اهواز نیز کە از چند روز پیش تا کنون در اعتصابند و در خیابانهای شهر مشغول تظاهرات هستند از اعتصاب کارگران هفت تپە حمایت کردەاند. عدە زیادی از کارگران و تشکلها و فعالین کارگری نیز بصورت لفظی از هر دو این اعتصابات حمایت و با آنها اعلام همبستگی کردەاند، با این حال کار موثر و درست را کارگران فولاد با انجام یک اعتصاب هم زمان کردەاند. حمایت لفظی خوب ولی کافی نیست. باید حمایت ها را عملی کرد. یعنی کارگران سایر واحد های تولیدی باید سعی کنند در هر جا کە ممکن است با توسل بە اعتصاب همبستگی و حمایت شان را نشان دهند. اگر در سطح کشوری این کار هنوز دشوار است ولی حداقل در خوزستان باید تلاش کرد کە این کار عملی شود. چە خوب بود کە بین اعتصاب معلمان و اعتصابات خوزستان یک هماهنگی انجام می گرفت. و چە بهتر بود هرگاە اعتصاب هفت تپە، با اعتصاب رانندگان کامیون، معلمان، هماهنگ می شد. کارگران هفت تپە و فولاد حداقل برای بالا بردن امکان موفقیت اعتصابشان چە خوب می شد اگر مردم شهرهای خوزستان را هم سعی می کردند با خودشان همراە کنند. و اهمیت دارد کە رهبران این اعتصاب ها حداقل با تنظیم قطعنامەای از همە حرکتها از اعتصاب کامیونداران و کشاورزان و معلمان گرفتە تا خانوادهای زندانیان سیاسی و مدنی حمایت و همە را بە همبستگی و حمایت از یکدیگر فرا می خواندند و گام نخست در این راستا را بر می داشتند. جنبش کارگری اگر بخواهد بە مطالباتش برسدلاجرم باید تلاش کنند پرجم عدالتخواهی را کە در جامعە نئولیبرال زدە ایران کم صاحب شدە است برافرازد و عدالت خواهان را با خود همراە کند و این پرچم را از دست پوپولیستهای شارلاتانی امثال احمدی نژاد کە قصد سوء استفادە از آن را دارد بگیرد. نفع همە کسانی کە بە راستی مخالف استبداد و بی عدالتی، مخالف فساد و تاراج واحدهای تولیدی، مخالف پایمال سازی حقوق بشر، مخالف ویران سازی محیط زیست، مخالف تبعیضات جنسیتی، طبقاتی، مذهبی و مسلکی، قومی و ملی هستند در این است کە از اعتصابات کارگری حمایت کنند. بدون این اعتصابات و حمایت از مطالبات کارگران، هیچ تغییر و تحول بواقع دمکراتیکی در چشم انداز نزدیک متصور نیست. آنهایی کە آزادی را بدون عدالت اجتماعی می خواهند و بە این دلیل در مقابل سرکوب کارگران سکوت و یا با حکومت همراهی نشان می دهند باید بدانند کە آزادی بدون عدالت اجتماعی نە آزادی واقعی ست و نە قابل دوام و آنهایی کە عدالت اجتماعی را بدون آزادی می خواهند نیز باید بدانند کە عدالت اجتماعی و حفظ آن چنانکە در تجربیات دەهای گذشتە مشخص شد، بدون وجود آزادی ممکن نیست.

 

۲۴ آبان ۹۷

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید