جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹

حمایت بجای دخالت و درآمیزی!

۰۸ شهريور ۱۳۹۸

رهبری اعتصاب در بسیج افکار عمومی و جلب حمایت معنوی مردم بە سود کارگران در مراحل نخست موفق عمل کرد ولی از روشن کردن فاصلە خود با بعضی جریانات کە سعی در منتسب کردن این اعتصاب بە خود داشتند غفلت کرد و همین تبدیل بە نقطە ضعف آن شد و میدان را برای عملیات دستگاە سرکوب فراختر کرد.

محاکمات رهبران اعتصاب کارگران هفت تپە و روزنامە نگارانی کە اخبار سانسور نشدە اعتصاب چهار هفتەای آنها را منتشر کردند ظاهرا بە پایان رسیدە و احکام تعدادی از آنها تا کنون اعلام شدە و تعداد دیگری هنوز رسما اعلام نشدە است. ولی همانطور کە پیشبینی می شد، احکام صادرە تا کنونی بیدادگاە شعبە ٢٨ بسیار سنگین هستند و دور از انتظار نیست کە حتی احکام سنگین تری برای بقیە صادر کنند.

یکی از ادلە های قاضی مقیسە، برای صدور این احکام ظالمانە ظاهرا حضور برخی روزنامە نگاران در میان اعتصابیون و تلاش برخی جریانات برای وصل کردن برخی از رهبران اعتصاب بە خودشان و بنوعی کمک ناخواستە بە سنگین تر شدن پروندە کارگران زندانی بودە است. البتە باید در نظر داشت کە در انبان ملا قاضی های رژیم بە قدر کافی "ادلە" برای سرکوب حق طلبان و آزادیخواهان وجود دارد و بدون این بهانە هم آنها می توانستند با جعل اتهامات ناروا حکم هایشان را صادر کنند. بهمین جهت انگیزە این نوشتە نە اظهارات بی سروتە این قاضی بدنام و جنایتکار، بلکە برخی برخوردهای نا سنجیدە با اعتصاب کارگران هفت تپە بودە کە حول و حوش آن صورت گرفتە و در بیدادگاە از آنها علیە رهبران زندانی سواستفادە شدە است. حرفهای مقیسە در جریان محاکمە بخشی، کە سعی کرد او را بە برخی جریانات بچسباند تا بتواند مطالبات و مبارزە شجاعانە کارگران را در سایە قرار دهد و آنرا بە خورد افکار عمومی دهد، نمونە بارز این سواستفادە است. حال کە اعتصاب سرکوب و رهبران بە محاکمە کشیدە شدەاند، جا دارد آسیبهای این اعتصاب برای تجربە اندوزی شناسایی شوند.

در جریان اعتصاب چهار هفتەای کارگران هفت تپە برخوردهایی از طرف برخی جریانات با آن شد کە در خوشبیانەترین حالت می تواند ناشی از یک تحلیل نادرست از توازن قوا و موقعیت و شرایط ناشی شدە باشد. تحلیلی کە در عمل نادرست از کار درآمد. برای تزریق برخی شعارهای بی موقع و بی پشتوانە گروهی بە اعتصابیون نیز تلاشهای از جانب همین جریانات شد کە آنهم متاثر از یک ارزیابی نادرست از شرایط بود و بە مقصود کە نرسید هیچ، بلکە در عمل بە زیان کارگران تمام شد. مبارزە سندیکایی کارگران، مبارزەای با حساب و کتاب و سنجیدە شدە است. این نوع مبارزە تابع عوامل متعددی است کە بایستی در هنگام مبارزە آنها را مد نظر قرار داد. این نوع مبارزە را بصورت مصنوعی نمی توان پیش تازاند. کارگران بخصوص آنهایی کە تجربە بیشتری دارند این واقعیت را خوب درک می کنند. تا شرایط یک اعتصاب فراهم نباشد هر نوع دعوت بە اعتصاب از طرف هر کس کە باشد با استقبال کارگران مواجە نخواهد شد. اما وقتی کە کارگر وارد اعتصاب می شود انگیزە کافی برای ادامە اعتصاب و پرداخت هزینە برای آنرا دارد. در هفت تپە انگیزە و شرایط برای اعتصاب و همچنین دادن هزینە وجود داشت و این را در عمل کارگران نشان دادند. بنا بر این اعتصاب کار درستی بود و اجتناب از آن هم تقریبا ممکن نبود. اما وقتی اعتصاب شروع می شود کامیابی و بە حداقل رساندن هزینە آن بستگی زیادی بە رهبری اعتصاب دارد. سطح مطالبات در هر اعتصابی بستگی بە شرایط، توازن قوا و مطالبات کارگران دارد. بهمین جهت رهبری اعتصاب نبایستی خیلی فراتر از سطح خواستهای کارگران شرکت کنندە در اعتصاب حرکت کند و تحت تاثیر القائات بیرونی کە مایل بە تازاندن اعتصاب هستند قرار گیرد و مطالباتی را طرح کند کە امکان عملی شدن نداشتە باشند و میدان چانە زنی را با این کار ببندد. سندیکاها در عین حال کە سازمانهای تودەای – طبقاتی هستند چانە زنی را بە عنوان یکی از اصول کارشآن پذیرفتەاند. این واقعیت را بە هنگام برخورد با مطالبات سندیکایی نیز باید مد نظر قرار داد.

در هنگام اعتصاب اکثر جریانات کارگری بجای دخالتگری و درآمیزی با اعتصابیون بە نیکی از مطالبات اعتصابیون حمایت کردند و کوشیدند با دعوت و تشویق مردم بە حمایت از اعتصاب کارگران از فشار حکومت بە آنان بکاهند و امکان کامیابی اعتصاب را افزایش دهند. در مجموع حمایت های وسیع و کم سابقەای از اعتصاب شد کە کار سرکوب را برای سرکوبگران دشوار کردە بود. همین واقعیت در طولانی شدن هجوم نهایی بە اعتصابیون نقش داشت و حمایت افکار عمومی تهاجم بە کارگران را دشوار کردە بود و میان مسئولین حکومتی نیز چند دستگی بوجود آوردە بود. اما تلاش برخی جریانات کە تصور می کردند می توانند مهر خودشان را بر این اعتصاب بکوبند در واقع بە حربەای جهت بە راە انداختن جنگ روانی برای خنثی کردن حمایتهای مردمی و ایجاد تفرقە در صفوف اعتصابیون و مهیا کردن شرایط هجوم بە اعتصابیون تبدیل شد. از سوی دیگر برخی نهادها و نمایندگان مجلس زیر پوشش حمایت از کارگران وارد گود شدند و طوری رفتار کردند کە گویی دولت آمادە است بە خواستە های اعتصابیون تن در دهد، اما عدەای از رهبران اعتصاب می خواهند اعتصاب را کش دهند! این البتە یک تهمت ناروا بود. با این ترفندها و توطئە های چند سویە و دادن وعدەهای کاذب توانستند در صفوف اعتصابیون انشقاق بوجود آورند. سران خانە کارگر کە مدتها مترصد فرصت برای از میان برداشتن سندیکای کارخانە بودند، نیز از فرصت بدست آمدە نهایت بهرە را بردند و دوبارە یک شورای اسلامی فرمایشی را بر جای سندیکای مبارز و مدافع واقعی حقوق کارگران هفت تپە نشاندند. تا قبل از این واقعە آنها حتی جرات طرح شورای اسلامی شان را نداشتند تا چە کە بتوانند آن را تشکیل دهند.

هجوم نهایی در پی این اقدامات شروع شد، رهبران اصلی بازداشت و روانە شکنجە گاە شدند تا با زور از آنها اعتراف وابستگی بە یک جریان معیین بگیرند و سناریوی سرکوب را تکمیل کنند. شو تلویزیونی انجام شد و بخشی و قلیان بە زور شلاق وادار بە اعتراف بە اعمالی شدند کە دستگاە سرکوب از آنها خواستە بود و برای سرکوب و محاکمە کارگران و زدودن آثار اعتصاب بە آنها نیاز داشت. در این میان جریانی نیز کە سعی در مصادرە این اعتصاب بە نفع خودش را داشت، با نوع خاصی موضعگیری تلویحا اتهامات شکنجە گران مبنی بر وابستگی آن دو بە جریان خود را کە ساختە پرداختە دستگاە امنیتی بود تائید کرد! شاید گفتە شود کە از این رژیم ستمگر و ضد کارگری غیر از این نمی شد انتظار داشت. این البتە مورد مناقشە نیست، ولی با رفتار سنجیدەتر و طرح شعارهای درست و متناسب با شرایط و کمک افکار عمومی هم می شد دشواری بر سر راە سرکوبگران ایجاد کرد.

رهبری اعتصاب در بسیج افکار عمومی و جلب حمایت معنوی مردم بە سود کارگران در مراحل نخست موفق عمل کرد ولی از روشن کردن فاصلە خود با بعضی جریانات کە سعی در منتسب کردن این اعتصاب بە خود داشتند غفلت کرد و همین تبدیل بە نقطە ضعف آن شد و میدان را برای عملیات دستگاە سرکوب فراختر کرد.

نهایتا اعتصاب هفت تپە با خشونت تمام سرکوب شد. اما اگر اقداماتی کە ذکر شد اتفاق نمی افتاد سرکوب و توجیە آن برای افکار عمومی و سرکوب سندیکا و اعتصاب برای سرکوبگران حاکم دشوارتر و اثرات این اعتصاب تاریخی ماندگارتر می بود.

با وجود سندیکا تشکیل نهاد دیگری نە ضروری بود و نە زمانە برای تشکیل آن مناسب بود شرایط برای تشکیل شورای کنترل کارگری و بە دست گرفتن امور کارخانە توسط کارگران مناسب مقطع کنونی نبود و طرح آن بورژوازی و حاکمیت بورژوایی را بیش از پیش علیە اعتصابیون تحریک می کرد و چنان کە دیدیم این طرح با استقبال چندانی از طرف کارگران دیگر کارخانە ها مواجە نشد. این نە بە معنی عدم تمایل کارگران برای اعمال کنترل کارگری بر کارخانە ها بلکە تشخیص متفاوت آنها از موقعیت و توازن قوا موجود بود.

البتە وجود برخی خطاها در فعالیت های سندیکایی امر نادری نبودە و نیست و بە معنی زیر سوال بردن این مبارزات و رهبران آنها نیست. مقصود شناخت نقاط ضعف و قدرت تجربیات و آموختن از آنها بە منظور اجتناب از خطاها در مبارزات آتی است.

میان سازمانهای سندیکایی و فعالیتهای سندیکایی و حزبی تفاوت وجود دارد. هر کدام از آنها با هدف و منظور خاصی تشکیل می شوند. سندیکاها تشکلهای مستقلی هستند کە همە کارگران را فارغ از گرایشات سیاسی و مذهبی شان حول خواستهای صنفی و طبقاتی شان سازمان می دهند. اما احزاب کارگری سازمانهای سیاسی هستند کە هدفهای متنوع تری را پیگیری می کنند. دیوار چین بین آنها نباید کشید، معهذا احزاب سیاسی بایستی در عمل استقلال نهادهای سندیکایی را رعایت کنند و از دخالت در امور آنها پرهیز کنند. احزاب و اتحادیە ها میتوانند از همدیگر حمایت کنند و باید هم حمایت کنند چون اشترکات و منافع مشترکی دارند. اما بین حمایت و تحمیل سیاست تفاوت باید قائل شد. رهبران سندیکایی نیز حتی اگر وابستگی حزبی بە جریان خاصی داشتە باشند نباید چنین تحمیل هایی را از طرف احزاب بپذیرند. این موضوع در مورد گروەهای اجتماعی و شغلی نیز عینا صدق می کند. حمایت درست و سودمند است ولی درآمیزی نادرست و زیانبار برای هر دو طڕف قضیە است. برای روزنامە نگار و کارگر نیز سودمندتر است کە هر کدام از جایگاە خودشان در مواقع ضرور از هم حمایت کنند و از درآمیزی با یکدیگر بپرهیزند. کانون نویسندگان معمولا و بە درستی بدون اینکە در یک حرکت مداخلە نماید از فعالیت مدنی دفاع و سرکوب فعالین مدنی را محکوم و از این طریق نظر بە جایگاە والایی کە در میان مردم دارد روی افکار عمومی اثر سازندە و مثبت می گذارد. بزرگترین و مفیدترین کاری کە یک روزنامە نگار می تواند بە کارگران بنماید، تهیە گزارش حتی الامکان بی سانسور از اعتصابات و مطالبات کارگران و حق و حقوق آنهاست. کارگری و کلا اطلاع رسانی از حرکتهای مدنی در حد ممکن است. فداکاری و شهامت روزنامە نگاران و فعالان اجتماعی امثال سپیدە قلیان ها ستودنی و فراموش ناشدنی است، ولی کارگران اینها را آزاد می خواهند تا بتوانند از تعرض مصون بمانند و در جایگاە اجتماعی خودشان از کمک ها و حمایت هایشان بیشتر و بهتر بهرە ببرند.

 

افزودن دیدگاه جدید