شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۶ ژوئن ۲۰۲۰

دفاع از زندانیان سیاسی، دفاع از نرگس محمدی، وظیفه کیست؟

۱۱ فروردين ۱۳۹۹

حال بسیارانی از قرنطینه شدگان در خانه از خود می پرسند؟ براستی این زندانیان سیاسی که به خاطر دفاع از آزادی وحق شهروندی من بار چنین زندان های طویل المدت را بردوش می کشند، چگونه طاقت می آورند، این همه ستم وجور رفته برخود را ؟ آن هم نه به خاطر خود، بلکه در دفاع از شرف وآزادی من ومن نوعی؟

قلبم آکنده از درد است به عنوان یک پدر، به عنوان یک شهروند جهان، یک ایرانی و نهایت یک زنجانی که سنگینی درد نامه مادری دردمند وجسور مانند کوهی بر پشتم سنگینی می کند.

نامه کوتاه خانم بازرگان، مادر نرگس محمدی را در مقابل خود نهاده ام می خوانم و بر گل نرگس نهاده شده بر سر سفره هفت سین این نماد ستایش از پاکی، معنویت امشاسپندان و همبستگی یک ملت در آغاز هر بهار می نگرم .

"چند روزیست نرگس سرفه های شدید میکند دچار سوزش گلو ودرد قفسه سینه شده است در پانزده روز اخیر بخاطر وجود ساس در بند زنان
۴بار بطور شدید سم پاشی شده و زندانیان ساعاتی از روز در هوای سرد در حیاط نگه داشته شده و شب اتاقهای سمپاشی شده، در اتاق ۲۰متری که نرگس و همبندی هایش زندگی میکنند فاقد تهویه و پنجره میباشد. دخترم بعد از آمبولی ریه، دچار ضایعه شدید ریوی شده و تحت نظر دکتر متخصص و از اسپری تنفسی استفاد میکرد، طبیعی است که در شرایط کنونی دچار مشکل تنفسی شده باشد. من و پدر نرگس بارها با شرایط غیر استاندارد زندان زنجان، اعلام نگرانی کرده وبجای رسیدگی تهدید شده ایم .دخترم در سلولهای انفرادی به بیماری های متعدد مبتلا شده و در ۵سال اخیر زندان، سه بار تحت عمل جراحی های سنگین قرار گرفته است و در این سالها فقط یک بار به مرخصی سه روزه آمده است. رفتار با دخترمان ظالمانه وغیرانسانی است. نگران جان دخترمان هستیم" عذرا بازرگان.

این سومین درد نامه یک مادر است که در این روزهای سخت هجوم کرونا نگران دختر خویش است. دختری که شرف واعتبار شهر من است .

اگر امروز شهرم که دیرگاهی است در فضای مسموم حاصل از هجوم یک شبه مسلمان شده گان نان به نرخ روز خور بخشی از هویت خود را از دست داده وچشم شهر قادر به دیدن سیمای انسانی زنی آزاده در چهار دیواری زندان شهر خود نمی باشد.اما می دانم که هنوز بسیار جان های آزاد در آن شهر و آن سرزمین هستند که فریاد ها تظلم خواهی این مادر،پدر و مادران دیگر زندانیان سیاسی را می شنوند وقلبشان لبریزاز درد واندوه می شود.قلب هائی که با ناله این مادران می تپند .تپیدن هائی که آهسته آهسته فریاد می شوندوبساط ظلم را در می نوردند.

شاید هیچ گاه مردم در کلیتی چنین وسیع در دفاع از جان خود در مقابل ویروس کرونا، بدین سان در حصار خانه های خود محصور نشده و تلخی دردناک زندان رادر معیاری بسیار کوچک تجربه نکرده اند.

حال بسیارانی از قرنطینه شدگان در خانه از خود می پرسند؟ براستی این زندانیان سیاسی که به خاطر دفاع از آزادی وحق شهروندی من بار چنین زندان های طویل المدت را بردوش می کشند، چگونه طاقت می آورند، این همه ستم وجور رفته برخود را ؟ آن هم نه به خاطر خود، بلکه در دفاع از شرف وآزادی من ومن نوعی؟

هیچ انسانی نمی تواند از آزادگی و شرف انسانی خود سخن بگوید ! بی آن که از حقوق و آزادی نرگس محمدی ها دفاع ننماید.

اگر جمهوری اسلامی را به خاطر تمام جنایت ها، سرکوب های وسیع و بی لیاقتی و عدم تعهدش در قبال سرنوشت مردمان این سرزمین محکوم می کنیم .اگرخود نخواهیم جور وستم رفته بر زندانیان سیاسی را بینیم ! نخواهیم ناظری بی خاصیت درچشم بستن بر جنایت حکومت اسلامی در قبال سرنوشت زندانیان در این روزهای تلخ کشت وکشتار کرونا باشیم ! نخواهیم صدای اعتراض خود رابلندکنیم، در این روزهای هراس انگیز برای زندانیان در کنار مادران، پدران، همسران وفرزندان آن ها قرار نگیرم ! در عمل شریک جرم حمهوری اسلامی خواهیم بود!

چرا که گناه کسانی که می دانند، می بینند، می فهمند ودم فرو می کشند کم نیست.

اجازه ندهیم که حکومت اسلامی هجوم کرونا رابه فرصتی برای قلع وقم زندانیان سیاسی بدل کند. اجازه ندهیم لجاجت، خود رائی و جنون حکم رانی حکومتگران، زیباترین فرزندان این آب وخاک را قربانی نماید!

به حمایت از زندانیان سیاسی، حمایت از مادرانی که با اضطرابی جانگاه نامه می نویسند و پشت در زندانهای کشور پیر می شوند وپر پرمی گردند بر خیزیم! با هر توان و راهی که می دانیم یاری رسان آنان باشیم.

با قلبی آکنده از اندوه ابوالفضل محققی یک هم شهری زنجانی.

 

افزودن دیدگاه جدید