يكشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۹ اوت ۲۰۲۰

فرانک اسنودن مورخ بیماری:"ویروس کرونا ازآسیب پذیری هایی که ما ایجاد کرده ایم بهره برداری می کند"

۲۹ فروردين ۱۳۹۹

یکی از جنبه های واقعاً غم انگیز اتحادیه اروپایی آن است که نتوانست برای توسعه واتخاذ آمادگی برنامه هایی را که می توانست به عنوان یک واحد، به عنوان یک منطقه به بیماری پاسخ دهد به اجر بگذارد. و بنا براین هر کشوری از اتحادیه اقدام هایی را بدون هیچ گونه هماهنگی اتخاذ کرد و افکار عمومی بدون دانستن آن که کدام رویکرد بهتر است سر در گم رها شد.

آیا تاریخ بیماری های همه گیر می تواند به درک بهتر ما از همه گیری ویروس کرونا کمک کند؟ ما درگذشته چه کار نادرستی انجام داد ه ایم و کدام اشتباهات را نباید دوباره مرتکب شویم ؟ ویروس کرونا چگونه روابط ما را با مرگ تغییر داده است ؟ برای پاسخ به این پرسش و دیگر پرسش ها، مفصل با فرانک اسنودن، متخصص در تاریخ بیماری های همه گیر وتاریخ پزشکی و استاد بازنشسته دانشگاه ییل که اکنون مدتی است در ایتالیا زندگی می کند گفتگو کردم.

-----------------

شرایط اضطراری مانند این بیماری فراگیر، در برخی موارد به جنگ علیه ویروس به جنگی علیه دموکراسی تغییر کرده است. شرایط اضطراری، در حقیقت، در برخی نمونه ها ،از سوی برخی مورد بهره برداری قرار می گیرد تا به گسترش قدرت حکومت و کنترل اقتصاد و در موارد شدیدتر، جارو کردن ساده قدرت ها و ظهور رژیم های استبدادی به عنوان مثال در مجارستان اجازه دهد. آیا این امر در گذشته هم اتفاق افتاده است ؟ آیا بیماری های همه گیر استبداد گرایی را "مشروع" کرده بود؟

بیماری های همه گیر احتمال استبداد گرایی را تقویت می کند، شما کاملا حق دارید. آن چه توسط ویکتوراوریان در مجارستان ، ونیز در لهستان رخ می دهد ، دو نمونه ی بسیار آشکار از شیوه ای است که در آن بیماری همه گیر پوششی و مشروعیتی برای استبداد راست افراطی است که به سوی ویران کردن دموکراسی و بنا کردن شیوه حکومتی ملی گرا، پوپولیست دروغین قدم بر می دارند. بنا بر این یک خطر است.

گاهی ما فکر می کنیم که شاید این یک قانون استبداد گرایی است، که همیشه به عنوان حکومت نظامی اعمال می شود و ما آن را تا اندازه ای شیوه ای می بینیم که این رهبران رفتار می کنند: ازسوی دیگر، این یک روند ناگزیر نیست. احتمال وجود دارد. اگر شما به بیماری همه گیر بزرگ گذشته، آنفولانزای اسپانیایی در سال 1918 نگاه کنید، ما اقدامات انجام شده بسیاری را می بینیم، مانند عدم تجمع، یک نوعی از پیش درآمد تعطیلی، عدم تظاهرات یا سان ورژه ها، و شهروندان باید توسط حکومت پایش می شدند. و باز هم در آن زمان ،فکر نمی کنم کسی می توانست بگوید که آن ها دائمی بودند و از بین رفتند. و به عنوان مثال ، شما نمی توانید بگویید که نتیجه انفولانزای اسپانیایی دیکتاتوری بود. از سوی دیگر، در اروپای شرقی ، وبا در دهه 1830شاهد تحمیل اقدامات تقریبا سختگیرانه قرون وسطایی بود که سرکوبگرانه بودند. و چیزی بود که ادامه یافت.

بنا بر این من باور دارم که ممکن است مستبدها از این موقعیت هایی که بیماری های همه گیر ایجاد می کنند بهره برداری کنند. اما یادآوری آن که این قانون تاریخ بیماری های همه گیر نیست همیشه ارزشمند است. تاثیربیماری ها می تواند خلاف آن هم باشد. به عنوان مثال، می توانیم به یاد بیاوریم که پایان برده داری کشاورزی در هائیتی مدرن، با نابودی ناوگان دریایی ناپلئون با تب زرد تحقق یافت. و تاثیر مهم آن (تب زرد) تاثیر رهایی بخش بود: اولین جمهوری سیاه آزاد، اولین شورش بردگان در تاریخ، که تا اندازه ای در اختلاف نرخ مرگ و میر و مصونیت بین اروپایی ها و افریقایی تبارها ریشه داشت. سربازان ناپلئون و اروپایی ها در برابر تب زرد مصونیت جمعی ( گله ای) نداشتند، در حالی که بردگان افریقایی مصونیت داشتند.

بنا براین مایلم بگویم آزادی نیز می تواند با بیماری همه گیر ترویج شود. از این رو آن چه این بار رخ می دهد فکر می کنم مسئله انتخاب است. آینده مقدر نیست. هر چقدر شهروندان حساس و واکنشی باشند، تفاوتی عظیم و قطعی ایجاد خواهد کرد.

پس برخورد با بیماری همه گیر لزوما موجب تمرکز قدرت نمی شود، درست است؟

درست است. افرادی زیادی هستند که مسئله ی برخورد با بیماری همه گیر مستلزم تمرکز قدرت است و آن که دموکراسی ها برای برخورد با بیماری های همه گیر خوب نیستند را مطرح کرده اند. مایلم بگویم که دموکراسی ها برای جلب حمایت مردمی و بنا نهادن سیاست های سلامت عمومی عقلانی توانا ترند چون به جریان آزاد اطلاعات اجازه می دهند، و سلامت عمومی مدرن عملا به اطلاعات آزاد وابسته است.

من امیدوارم اقدام هایی مانند اقدام هایی که در کره جنوبی به اجرا گذاشته شد عملا مدلی از آن چه یک دولت دموکراتیک - یا اساسا اعمال دموکراتیک قدرت، من برای تمجید از کره جنوبی تلاش نمی کنم، اما تنها می گویم اعمال قدرت انتخاب شده- حتی بدون قدرت های اضطراری، اجرای تست گیری درست تشخیصی، فاصله گذاری فیزیکی، قرنطینه و ردیابی تماس ها می تواند انجام دهد را نشان می دهد. این ها اجزای اصلی آن چه باید در این لحظه انجام داد هستند. ما اسلحه های دیگری نداریم، هیچ واکسنی، هیچ درمانی وجود ندارد. من فکر نمی کنم ایده ای که ما برای برخورد با بحران به یک دیکتاتور نیاز داریم عملا درست باشد.

در گفتگویی با نیویورکر، گفتید که،" بیماری های همه گیر دسته ای از بیماری ها هستند که پیش روی انسان آیینه می گذارند تا بدانیم واقعا کیستیم" این مفهوم با من ماند. و بعد هم گفتید که آن بیماری ها روابط ما با محیط زیست، هم مصنوعی و هم طبیعی را بازتاب می دهند. آیا این امر در رابطه با ویروس کرونا هم حقیقت دارد؟ آیا بیماری های همه گیر آیینه ای از آسیب پذیری انسان هستند؟

من اعتقاد دارم که این امر حقیقت اکید ویروس کرونا است، این اولین بیماری همه گیر بزرگ جهانی سازی است. و من اعتقاد دارم که همه ی جوامع آسیب پذیری های خود را ایجاد می کنند.

اجازه بده ما یک مقایسه ای بایک بیماری دیگر انجام دهیم که در قرن خود بسیار ترسناک بود: وبا در قرن نوزدهم. وبا بیماری عصر متفاوتی بود. وبا بیماری صنعتی سازی بود و از این رو رواج شهرنشینی - که محیطی ساختگی است، که ساخته ی فاجعه باری بود، که گروه هایی از مردم را بدون هیچ تدارک بهداشت و مسکن به سوی شهرهای بزرگ در سراسر جهان صنعتی روانه کرد. در شهرهایی مانند ناپل یا پاریس محله هایی انباشته از مردم وجود داشت -9 یا 10 نفر در یک اتاق کوچک - که بدون هیچ تصفیه بهداشتی فاضل آب ها یا آب سالم زندگی می کردند. و از این رو یک بیماری که از طریق دهانی - مدفوعی منتقل شده بود در آن محیط انطباق پیدا کرد و از آن محیط استفاده کامل را برد. مایلم بگویم، تیفوئید و وبای آسیایی، بیماری های کوک شده برای شرایط صنعتی شده هستند و آیینه ای را پیش روی جهانی سازی می گذارند.

درویروس کرونا، حداقل سه بعد وجود دارد که در این بیماری بازتاب یافته اند که برای ما به عنوان تمدن یک بحران است. اولی آن است که ما اکنون به صورت جهانی در حال تبدیل شدن نزدیک به 8 میلیارد نفر هستیم .ما این افسانه را هم در ذهن خود داریم که حتی با وجود آن که منابع زمین محدود است، می توانیم رشد اقتصادی و توسعه بی نهایت داشته باشیم که مانند یک تضاد ذاتی به نظر می رسد. و باز هم جوامع خود را براساس همان افسانه می سازیم وفکرمی کنیم آن تضادها می توانند آشتی کنند. بنا برای مشکلی وجود دارد. به علاوه ، این امر روابط ما را با محیط زیست و به ویژه با زیستگاه حیوانات تغییر می دهد. ما جنگی را علیه محیط زیست خودمان به راه انداخته ایم . ما زیستگاه حیوانات را نابود می کنیم. این عصر ریشه کنی انواع جانوران است.

آن چه رخ می دهد آن است که انسان با یک بسامد و به شیوه هایی که پیش از این هرگز در گذشته اتفاق نیافتاده است با حیوانات تماس می گیرد. و ما اکنون می توانیم به انواع بیماری هایی که نشانگر آن است اشاره کنیم : طبق تعریف آنفولانزای مرغی، مرس، سارس و ابولا چنین کاری می کنند. و اکنون ویروس کرونا را داریم . مایلم بگویم که این الگو تصادفی نیست. به معنی آن است که ما در عصر تکرار سرریز مخازن بیماری های حیوانی زندگی می کنیم. و به ویژه به نظر می رسد ما در برابر این ویروس ها بسیار آسیب پذیر هستیم به خاطر آن که خفاش ها یک مخزن طبیعی هستند.

جنبه دیگر جهانی سازی آن است که ما اکنون دنیایی از شهر های غول پیکر ساخته ایم، و آن شهرها همگی با حمل و نقل سریع هوایی به هم متصل هستند، یعنی این که آن سرریز اتفاق می افتد، اجازه بده محلی را در، در جاکارتا موقع صبح نظر بگیریم... که همان میکروب می تواند غروب در لس آنجلس یا لندن حاضر باشد. از این رو من می خواهم بگویم که ویروس کرونا از کانال های آسیب پذیری که ما به عنوان یک جهان خلق کرده ایم بهره برداری می کند. و از این رو مایلم بگویم ویروس کرونا همه گیری ذاتی جامعه ی جهانی شده است. جهانی سازی به معنی ویران کردن محیط زیست است، این افسانه رشد اقتصادی بی نهایت، رشد عظیم جمعیتی، شهرهای عظیم و حمل و نقل سریع هوایی ، که آن ها را به هم متصل می کند.

در باره بیماری های فراگیر در کشورهای در حال توسعه نظرت چیست ؟ ایینه چه چیزی را نشان می دهد؟

این مایه تاسف زیاد من است. مدیر کل سازمان بهداشت جهانی پرسیده بود " در این بحران چه چیزی شما را درشب بیدار نگه می دارد؟" و گفته بود،" آن چه مرا بیدار نگه می دارد آن است که چه اتفاقی ممکن است روی دهد اگر این ویروس راه خود را به کشورهای بی چیز جهان باز کند، من نمی دانم چه ویرانی غیر قابل تصوری را ایجاد خواهد کرد."

و اکنون من نگرانم هم اکنون که ما داریم گفتگو می کنیم ویروس پیشرفت خود را در تعدادی از کشورها در افریقا، امریکای لاتین و آسیا آغاز می کند. من همچنین می ترسم ویروس بتواند سبب رنج غیر قابل تصوری در این مناطق گردد. فاصله گذاری اجتماعی و شستشوی دست ها پاسخ بنیادی است. قطعا اینجا در ایتالیا که قطعا تنها کاری است که مردم به انجام آن فراخوانده می شوند. اما معنی آن چیست، اجازه دهید بگویم، در زاغه ای در ریو دو ژانیرو یا در شهرکی در افریقای جنوبی که 10 نفر در یک اتاق زندگی می کنند چه ؟ در یک آپارتمان جمعی ایجاد فاصله گذاری اجتماعی مسخره است. در باره محل هایی بدون هیچ امکانات بهداشتی چطور؟ شستن دست ها هیچ معنایی ندارد.

بنا برای من می خواهم آن چه را که فکر می کنم آسیب پذیری دیگری است که جامعه جهانی ما را باز تاب می دهد خلاصه کنم : نابرابری جهانی. حتی درکشور ثروتمندی مانند ایالات متحده این بیماری می تواند همه را آلوده کند، اما به صورت ترجیحی و نا مناسبی فقرا، آسیب پذیرترین افراد در آن کشور را آلوده خواهد کرد. ما در حال دیدن حقیقت هستیم: این زمان واقعا عصر جهانی سازی است و آن چه روی ضعیف ترین ما اثر می گذارد در جای دیگر روی همه تاثیر می گذارد. از این رو من فکر می کنم آن یکی از بازتاب هایی است که ما به دیدن آن در این آییئنه نزدیکیم. و چیز زیبایی نیست.

روشن است که اشتباه کرده ایم. آیا همان اشتباه ها را تکرار خواهیم کرد؟

نگرانی اکنون آن است که وقتی این وضعیت بگذرد ما کاری جز فراموشی نخواهیم کرد. امید آن است که، در عوض، در یابیم که عمیقا آسیب پذیر هستیم ، که اجتناب ناپذیر است که چالش های میکروبی دیگری حداقل به وخامت این یکی عود خواهد کرد.

هر محیط زیست گرایی اکنون می تواند به شما بگوید که این یک آسیب پذیری ناشی از روابطی است که ما با طبیعت ایجاد کرده ایم : سرریز در حال عود و عود است. دونالد ترامپ تندترین و آزار دهنده ترین پرسش را در باره این بیماری همه گیر مطرح کرد که عبارت بود از "" چه کسی می توانست شناخته باشد ؟" و من مایلم بگویم که هرکسی می توانست بشناسد. از سال 1997، با انفولانزای مرغی، اپیدمولوژیست ها گفته اند که چالش بزرگی که جهان می تواند با آن رویارو شود چالش ویروس های ریوی است. ما در برابر آن ها بسیار آسیب پذیریم و باید اماده شویم. ما کاملا بدون آمادگی گرفتار ابولا شدیم.

انتونی فائوچی در سال 2005 در کنگره امریکا شهادت داد. او گفت که اگر شما با کسی که در کارائیب زندگی می کند صحبت کنید، می توانید به آن شخص بگویید که علم آب و هوا پیش بینی می کند که هاریکان ها (طوفان ) به صورت غیر قابل اجتنابی به کارائیب ضربه خواهد زد و آمادگی برای آن ها امری مرکزی است. علم نمی تواند بگوید طوفان ها کی ضربه خواهند زد یا چه قدرتی خواهند داشت، اماآن ها می آیند و هیچ راه فراری از آن نیست. به همین شکل،اوگف ما به جهان می گوییم که یک بیماری فراگیر ویروسی ، به ویژه یک بیماری فراگیر ریوی دارد می آید. آن ها نمی توانند بگویند کی و با چه قدرتی خواهد بود، خواه بدتر از انفولانزای اسپانیایی باشد یا ضعیف تر از آن، اما اجتناب ناپذیر است که رخ خواهد داد. و بنا براین ما باید آماده باشیم یا گرفتار بیماری فراگیر خواهیم شد .

خوب، ما اماده نشدیم. و من نمی خواهم بگویم که تنها ایالات متحده آماده نشد، اگر چه امریکا به روشنی آماده نشد. ما در باره کشورهای دیگر هم می توانیم صحبت کنیم. ایتالیا بری از این اتهام نیست. شناسه سال های قبل از این بیماری همه گیر کاهش پژوهش های علمی و بودجه سیستم بهداست عمومی است. ایتالیا سیستم بهداشت عمومی و بیمارستانی سخاوتمندانه ای دارد که در بین بهترین ها در جهان قرار دارد. اگر چه مسئله این جاست: آن ها فاقد هر گونه ظرفیت پژوهشی و تجهیزات یا ابزارهای پیشگیرانه برای کارکنان بهداشت عمومی هستند.

اما امریکا در حال رفتن به سوی تحمل حتی رنج بیشتری است چون آن چه را ایتالیا دارد، که سیستم مراقبت بهداشتی قابل دسترس همگان است، امریکا ندارد. یکی از راه های اساسی آماده گی برای آینده، اضمین این اطمینان است که هرکسی در روی کره زمین به مراقبت پزشکی رایگان دسترسی دارد، چون اگرهرکسی درگیر ویروس ریوی شود، همه را در جهان آلوده خواهد کرد. و به همین ترتیب اگر کسی باید زنده بماند، همه باید درمان شوند.

در کتاب بیماری همه گیر و جامعه ( انتشارات دانشگله ییل) شما نمونه هایی ازموفقیت های سارد نیایی ها در از بین بردن مالاریا در اوایل 1900 می آورید تا اهمیت کمک بین المللی را نشان دهید، که در آن مثال ایالات متحده را درگیر کرد. بنا براین برای بقای چالش یک بیماری همه گیر، آیا بشریت باید یک چشم انداز انترناسیونالیستی را بپذیرد؟ من فکر می کنم در اینجا درسی وجود دارد. شما چه فکر می کنید؟

کاملا. من فکر می کنم که یکی از چیزهایی که در این بیماری همه گیر نگران کننده است افکار جعلی است که ممکن است دیوار ترامپی به استعاره ای تبدیل شود که برای توصیف عصری که ما در آن زندگی می کنیم به کار می رود، که در عین حال برای "محافظت" از خود، سرنوشتمان را به دیوارها و مرزها و موانع ملی واگذار می کنیم. این امر منابع را به دور ازاقدام های واقعی که باید اتخاذ شود جهت می دهد و یک چیزی که می دانیم آن است که میکروب ها هیچ احترامی به مرزهای ملی و مرزهای سیاسی قائل نیستند و از این رو اقدامات آن ها کار نمی کند. من باور می کنم که اقداماتی در ممنوعیت سفر ها وجود داشت که بر یک اساس موقتی به اجرا گذاشته شد. امید آن بود که کشورهایی که محدودیت سفر را به اجرا گذاشته بودند بتوانند چند هفته فرصت به دست بیاورند که آماده شوند. اکنون، کشورهای بسیاری آن وقت را از دست داده اند، آن ها ممنوعیت را اجرا کردند و بعد هیچ کاری نکردند. کشور خود من، امریکا، نمونه شگفت انگیزی از تلف کردن آن وقت است.

یکی از جنبه های واقعاً غم انگیز اتحادیه اروپایی آن است که نتوانست برای توسعه واتخاذ آمادگی برنامه هایی را که می توانست به عنوان یک واحد، به عنوان یک منطقه به بیماری پاسخ دهد به اجر بگذارد. و بنا براین هر کشوری از اتحادیه اقدام هایی را بدون هیچ گونه هماهنگی اتخاذ کرد و افکار عمومی بدون دانستن آن که کدام رویکرد بهتر است سر در گم رها شد. و محیطی است که در آن اسطوره ها و پارانویا و توطئه ها شکوفا می شوند. یک اطلاعات غلط همه گیر عملا به بیماری همه گیر بیولوژیک سوخت رساند و به پیش رفتن آن کمک کرد.

در زمان سومین بلا در چین گرایشی به سوی نژاد پرستی و محکومیت وجود داشت که بیماری همه گیر نباید فراتر از مرزهای چین می رفت، عقیده محکم "بشریت سفید پوست". من این پویایی را به عنوان تکراری و حاضر در آغاز بیماری همه گیر ویروس کرونا در چین، زمانی که ویروس به خاک چین محدود بود هم می توانستم ببینم. آیا فکر می کنید این یکی از عواملی است که سبب شد تا غرب خطر مربوط به این بیماری همه گیر را دست کم بگیرد؟ نوعی مغلطه روانی، توهمی که همه گیری ویروس کرونا نمی تواند خارج از چین منتشر شود، که نمی تواند غرب را تحت تاثیر قرار دهد؟

من فکر می کنم که کاملا درست است و شما آن را به شیوه ای که من می خواستم بگویم بیان کردید - شما سومین بیماری همه گیرطاعون را ذکر کردید و آن که آن فکر به هیچ وجه محدود به چین نبود. آن فکر با گسترش آن حرکت کرد. ما در هند و نیز در جاهای بسیاری در دنیای صنعتی مانند سان فرانسیسکو شاهد بودیم که سومین بیماری همه گیر در اوایل قرن بیستم شاهد شیوع بیگانه هراسی بود- آن بیماری چینی بود. پس این که فکر سومین بیماری همه گیر طاعون با ظهور بیگانه هراسی شناخته می شود کاملا حقیقت دارد.

خوب آن فکر کجا دست از سر ما بر می دارد؟ در بسیاری از رهبران سیاسی عدم تمایلی برای آموختن از درس های گذشته وجود دارد. من حیرت کرده بودم که حزب جمهوری خواه بر ویروس چینی خواندن این ویروس، رو کردن به بیگانه هراسی به عنوان شیوه برخورد با این بحران اصرار داشت. و اعتقاد دارم که آگاهانه انجام شده است. می گویم همه آن چون این یک وسوسه چندساله است ، که بخشی از بیماری های همه گیر بسیاری بوده است، که مقامات اغلب حضور بیماری ها را پنهان کرده اند چون بیماری ها می توانند اعمال حکومت را دشوار کنند. آن ها می توانند دشواری های بزرگی در اقتصاد ایجاد کنند ومی توان دید که گرایشی در آعاز این بیماری همه گیر از سوی رئیس جمهور ترامپ وجود داشت تا بگوید ،" آه، این (بیماری همه گیر- مترجم) چیزی بیشتر از سرماخوردگی معمولی نیست ". او پاسخ غلطی اتخاذ کرد. و سلامت جمعی به حقیقت وابسته است.

پاسخ درست چه می توانست باشد؟

من یک طرح کلی برای آمادگی ندارم ، امااصول مسلمی دارم که فکر می کنم اساس و زیر بنای بهداشت عمومی علمی مدرن هستند. واین (اصول) مال من نیست. این (نظر)یک جامعه علمی بین المللی است. بنا براین بهداشت عمومی به عنوان یک اصل علمی به علم وابسته است، به حقیقت و گردش آزاد اطلاعات وابسته است. باید گفت هیچ سیاستی که می خواهد موثر و علمی باشد نمی تواند جایی که اطلاعات مناسبی وجود ندارد و جایی که افکار عمومی به عنوان بخشی از پاسخ تلقی نمی شود اتخاذ شود. می دانیم که دروغگویی به افکار عمومی ویرانگر سیاست بهداشت عمومی است. و من اعتقاد دارم که علوم پزشکی بخش اساسی محافظت ما در برابر این بیماری است.

من نمی توانم هر چیزی را که دونالد ترامپ باید انجام دهد را به شما بگویم ، اما می توانم به شما بگویم که وقتی او به افکار عمومی دروغ می گفت در حال برداشتن گامی بود که عمیقا در مقابل دفاع استوارعلمی از کشور و جهان علیه این بیماری همه گیر بود. اما فکر می کنم هیچ کسی مشتاق مطالعه تاریخ بیماری های همه گیرنیست– کاری که من 40 سال انجام داده ام – اگر تنها چیزی بتوان در پایان مطالعه تاریخ گفت آن است که تمام آن تاریخ در باره رستاخیز و ویرانی است، که هیچ امیدی درآن وجود ندارد. من فکر می کنم که من باید تا کنون دیوانه می شدم. من فکر می کنم که بیماری های همه گیر، همان طور که گفتم، آیینه ای از خودمان هستند اما تنها طرف منفی ماهیت انسان نیستند، بلکه طرف مثبت انسان هم هستند. و ما می توانیم آن را به شکل فوریت بهداشت عمومی ببینیم، می توانیم آن را در فداکاری پزشکان و کارکنان پزشکی و کارگران خط مقدمی که ما را قادر می سازند از این چالش زنده بمانیم ببینیم . چیزهای زیادی برای سپاسگذاری وجود دارد. سلامت عمومی از زمان طاعون خیارکی، همان طور که می دانید تکامل یافته است. اقدام های ابداع شده در فلورانس و ونیز در دوران رنسانس آغاز سلامت عمومی بودند. و ما هنوز بسیاری از همان کار ها را انجام می دهیم .

در موارد معینی، مثلا مانند آبله ، اگر شما بیماری را بگیرید و زنده بمانید، سیستم بدن شما در برابر آن بیماری مصون می شود. اکنون، به نظر می رسد که در رابطه با کووید -19 هیچ قطعیت علمی مصونیت تا کنون وجود ندارد . اگر زنده ماندن از بیماری الزاما نمی تواند مصونیتی به شما در برابر بیماری بدهد، آیا این پی آمد می تواند به معنی آن باشد که درست کردن یک واکسن بسیار پیچیده تر است؟

آری، استدلالی که شخص پس از بهبودی از بیماری ( به ابتلا دوباره)حساس است به نشان داده شدن و تحقیق کردن نیازمند است. اگر درست باشد، پی آمدهای عمیقی دارد. یکی از جنبه هایی که ساختن واکسن علیه آبله را آسانتر کردآن بود که آن چه لازم بود انجام شود تشویق بدن به انجام کارهایی بود که طبیعت قبلا انجام می داد، که ایجاد واکنش امنی بود که می دانیم از قبل وجود داشت. جنبه دیگر از بین بردن آبله آن بود که هیچ حیوان میزبان آبله وجود نداشت. و بنا برای اگر شما باید به انتقال بیماری پایان می دادید، می توانستید مطمئن باشید که با سرریز باز نخواهد گشت. اکنون ویروس کرونا بسیار متفاوت از آبله است.

اما جنبه دیگری هم وجود دارد، و این جنبه ما را به تحقیق از سیستم های ایمنی خفاش ها بر می گرداند. یک مثبت و یک منفی وجود دارد. مثبت آن است که خفاش ها با شادمانی با تعداد زیادی از کرونا ویروس ها زندگی می کنند که ما هنوز حتی طبقه بندی نکرده ایم. آن ها کاملا ناشناخته اند. و اگر کسی بتواند راز سیستمی را که ایمنی آن ها را امکان پذیر می سازد کشف کند، می تواند بالقوه پی آمد های عمیقی برای ایجاد ایمنی انسانی برای همان ویروس داشته باشد. منفی، اما، آن است که تمام این ویروس های کرونا وجود دارند و ما تنها با تعداد اندکی از آن ها رو در رو شده ایم و هیچ کس تصوری از آن چه پیش می آید ندارد. و آن جنبه دیگری است که در باره سرریز جانوری نگران کننده است، که همان چیزی است که اکنون آغاز می شود.

یکی دیگر از پی آمد های این بیماری همه گیر مربوط به اقتصاد است. آیا راهی برای حفظ اقتصاد در وضعیت هایی مانند این بیماری همه گیر وجود دارد؟ یا آیا یک پی آمد خودکار است که این بیماری های همه گیر یک باره به نقطه بحران می رسند، بعد اقتصاد ها به خاطر آن رنج زیادی خواهند برد؟

چیزی که می توانم بگویم آن است که من مدلی برای آن چه یک اقتصاد پسا کرونا چه شکلی خواهد بود ندارم، اما مقدمات اندکی دارم که، به نظرم، یک چنین اقتصادی باید مبتنی برآن مقدمات باشد. اول مشخص کردن آن است که این بیماری یک تغییر دهنده بازی است، که جهان پس از این رخ داد جهان قبلی نخواهد بود، چون از قبل روشن است که پی آمد های اقتصادی آن بسیار عمیق تر از هر پیش بینی است. بسیاری از محل های کار یا مشاغلی که اکنون وجود دارند بر نخواهند گشت و این به معنی بیکاری بزرگ مقیاس است که لازم خواهد شد مورد بحث قرار گیرد و نیز به معنی آن است که اقتصاد نمی تواند مانند همیشه به کسب و کار باز گردد. انشتین گفت چیزی که حماقت را نشان می دهد گرایش به حفظ همان کار و امید به نتیجه بهتر است. ما به کنار گذاشتن افسانه سود پایدار، کوتاه مدت، کنار گذاشتن نگاه پایدارآشفته ی رشدی که پایدار نیست نیاز داریم.

بیماری ها جامعه ها را به شیوه های بی نظم مبتلا نمی کنند، آن ها رخ داد های دستوری هستند- شما در کتابتان می گویید. پس چون این ها رخ داد های دستوری هستند، آیا می توانیم از این وضعیت به سود خود استفاده کنیم؟

بیماری ها جامعه ها را به صورت تصادفی مبتلا نمی کنند، اما شامل احتمال می شوند. منظورم آن نیست که کاملا ساختارمند هستند، بلکه از یک منطق ذاتی پیروی می کنند. زمینه بسیار اهمیت دارد. بنا براین اگر من می گویم که بیماری ها از این کانال های موجود، شواهد آشکار، یا مسیرها برای گسترش در سطح جهان بهره برداری می کنند – که یک سویه مثبت هم دارد- حق دارم .چون اگر ما این واقعیت را که خودمان مسئولیم بپذیریم ، می توانیم با نگاه در آیینه دریابیم که این مسیر ها، این آسیب پذیری ها را خودمان ایجاد کرده ایم، و آن ها را در جامعه خودمان ساخته ایم، به این معنی که خودمان نیز می توانیم آن ها را تغییر دهیم و به این معنی که می توانیم روابطی را که ما در میانه بر قراری با پادشاهی حیوانی هستیم تغییر دهیم .می توانیم نسبت به آن کاری انجام دهیم و آن کار سیاره ما را حفظ خواهد کرد و آن کار سلامت ما را نیز حفظ خواهد کرد. برخی از همکاران من می گویند که اگربتوانیم روابط خود را با پادشاهی حیوانی تنظیم کنیم، می تواند تاثیر ماندنی و پایداری روی آسیب پذیری ما به آلودگی های بیماری ها داشته باشد. برای حل مشکل ما جزء بسیار مهم محیط زیستی وجود دارد.

پرسش بعدی من در باره سطح بسیار متفاوتی است. حقیقت دارد که در رابطه با طاعون و متاسفانه در رابطه با کووید -19 هم حقیقت باقی می ماند که افراد درتنهایی، بعضی وقت ها حتی بدون دفن مناسب یا امکان مراسم ختم، می میرند. بیماری های فراگیر رابطه ما با میرایی را چگونه شکل می دهد؟

همان طور که گفتی، این پرسشی در باره سطحی متفاوت است. این پرسشی فلسفی، اخلاقی، انسان شناسی است و من باید بگویم پرسش می تواند به خودی خود موضوع پژوهشی باشد که فکر می کنم فوق العاده جالب و مهم است. و بنا براین من بلافاصله خواهم گفت که کاش می توانستم به پرسش شما پاسخ دهم، امامی دانم که فقط به مایوس کردن شما نزدیکم. همه آن چیزی که می توانم انجام دهم تقویت پرسش شما با گفتن آن است که حقیقت دارد که این یکی از جنبه های طاعون خوکی است و مردم نسبت به میرایی خود فوق العاده نگرانند. و به ویژه، طاعون مرگ ناگهانی را مطرح کرد. و معنی آن رو در رو شدن با پرسشی است، اگر مذهبی هستید، رابطه شما با خدایی که می تواند دانای مطلق، قادر مطلق باشد و با این حال اجازه قصابی فرزندانش را بدهد چگونه است. من فکر می کنم که پرسش سرنوشت و سرنوشت تردید را مطرح کرد. در نقاشی ها، در پیکره نگاری های طاعون، که همه در باره این پرسش است، ما شاهد جمجمه و استخوان های متقاطع هستیم ،واقعیت وجود ما عملا مرگ است، یا ساعت شنی با ماسه های خارج شونده، که زمان مرگ را نشان می دهد. پس آری، دلیل مهمی برای بیان آن که این پرسش یک پرسش بسیار عمیق و مهمی است وجود دارد.

من فکر می کنم این پرسش یک بعد اجتماعی هم در خود دارد. این بیماری همه گیر مفهوم مرگ را به شیوه ای که قبلا سابقه نداشت به زندگی های ما آورده است. وقتی می گویم "زندگی های ما" دقیقا در باره غرب صحبت می کنم . جامعه های ما در مقایسه با دهه های پیش کار بسیار بسیار اندکی با میرایی و مرگ داشت. و البته این برای مناطق بسیاری از جهان که غرق در جنگ و ستیز، قحطی و فاجعه های آب و هوایی هستند کاملا مصداق ندارد. اما "جامعه های راحت" ما به نوعی ما را از مرگ بسیار دور کرده است. بنا برای من فکر می کنم بخشی از دلیلی که چرا من این پرسش را مطرح کردم آن است که ما اکنون در ایتالیا در باره مرگ به شیوه ای صحبت می کنیم که اصلا به آن عادت نداشتیم .

بله، من از مرگ مورخ کبیرِ مرگ ، فیلیپ آریه Philippe Ariès [1]مورخ فرانسوی خیلی جا خوردم، چون او در باره موضوع های بسیاری که شما در باره آن ها صحبت می کنید نوشت. چقدر جالب می بود واکنشی که او می توانست درباره آن چه ما اکنون وارد آن می شویم در سایه گذشته نشان بدهد. من مقاله ای را که او نوشته بود به یاد دارم، فکر می کنم اسم آن پورنوگرافی مرگ بود. واکنش او استعاره ساختن پورنوگرافی بود چون زمانی اخلاق ویکتوریایی[2] به روابط جنسی( هم جنس گرایی) زیر زمینی حمله کرد به نحوی که دیگر یافته نمی شد، شاید ما بگوییم، کانال های سالم عادی، کناری گذاشته نشد، بلکه به شیوه های پورنوگرافیک که ناسالم هستند منفجر شد. او می گفت که اگر کسی آن را یک مدل در نظر بگیرد، همان واقعیت در باره میرایی و مرگ هم مصداق دارد و آن چه ما در دنیای مدرن انجام داده ایم سرکوب مرگ است به نحوی که هرگز با آن مواجه نشویم – به همان شیوه ویکتوریایی ها هرگز عملا با روابط جنسی (هم جنس گرایانه) خود مواجه نشدند. و نتیجه آن است که ما نمی دانیم چگونه غمگین باشیم .مرگ در چند موسسه اتفاق می افتد و موسسه آن را آرایش می دهد و از آن مراقبت می کند. آن صنعت مرگ است. مرگ دیگر شخصی نیست. اما یک تخصص مرگ وجود دارد که آن را آرایش می کند، ما واقعا با واقعیت مرگ و معنایی که می دهد رو به رو نمی شویم. من عمیقا اعتقاد دارم که آریه حق دارد. اما من نمی توانم جایگزین آریه شوم. و بگویم که من متقاعد شده ام که پرسش شما حیاتی است. و من ای کاش پاسخ بهتری به پرسش شما داشتم.

می دانم که یک پیش بینی عملی از مدتی که بیماری همه گیر ادامه خواهد داشت غیر ممکن است، اما گمان نمی کنم تاریخ بتواند به ما در این عرصه، برای داشتن ایده ای از نظر زمانی و آن چه در ماه های آینده در انتظار ماست کمک کند.

من اهمیت پرسش شما را می فهمم و هم زمان می دانم که من نمی توانم با هیچ دقتی پیش بینی کنم . آن پرسش برای ساختن نقطه ای حیاتی است چون این یک بیماری جدیدی است که تنها از ماه دسامبر برای انسان شناخته شده است. در نتیجه، هیچ کس هنوز چیز زیادی در باره آن نمی داند، و یکی از راز های آن هنوز طول زمانی است که ممکن است جامعه را محاصره کند.

آشکارا، در یک نهایت ویروس کرونا شبیه آنفولانزای اسپانیایی نیست که تنها در طی چند هفته از تمام محلات گذشت، و در یک نهایت دیگر بعید است مانند طاعون خیارکی که برخی اوقات اتفاق می افتاد سال ها در یک شهر باقی بماند. به همان دلیل آینده بسیار پیچیده است. روشن نیست ، مثلا، آیا کووید-19 به یک بیماری بومی تبدیل خواهد شد که مدت طولانی با ما می ماند، یا یک باره عقب می نشیند جامعه ها از تعطیلی خارج می شوند و به کار و زندگی عادی تر باز می گردند و یا کسانی که آلوده شده اند مصونیت خواهند داشت.

تصور می کنم که خطر بازگشت مقامات را ماه ها از اجازه دادن به باز گشت زندگی به تا حدی "عادی" باز خواهد داشت. من تردید دارم که سرعت تغییر محتاطانه خواهد بود، چون لازم خواهد بود ببینند که آیا یک چنین سست کردن سریع قواعد با موج جدیدی از بیماری دنبال خواهد شد یا نه. من بنا براین اعتقاد دارم باز گشت وضعیت"عادی" آهسته و تدریجی خواهد بود، و برخی تغییرات ممکن است دیر پا باشند. حداقل تا زمانی که واکسن موثری موجود شود، که می تواند تغییر دهنده بازی باشد. این یک پیش بینی نیست بلکه یک حدس است.

نظر اصلی من آن است که فکر می کنم لازم است همه آگاه باشند که این بیماری همه گیر مسئله ای بسیار جدی و بهبودی از آن ناگهانی، یک باره، یا خیلی زود اتفاق نخواهد افتاد. واقعگرایانه است تصور کنیم که برخی از تغییرات در زندگی ما برای مدت طولانی ادامه نیز خواهد یافت .

 

برای آشنایی بیشتر با اخلاق ویکتوریایی می توان به آدرس زیر مراجعه کرد: علم و دین در دوران ویکتوریایی انگلستان

 

 


[1] - فیلیپ آریه 21 جولای 1914- 8 فوریه 1984) قرون وسطا شناس و مورخ خانواده و کودکی به شیوه جرج دابی مورخ فرانسوی (7 اکتبر 1915- 3 دسامبر 1996)، متخصص تاریخ سده های میانه بود. او کتاب های بسیاری در باره زندگی روزمره نوشت. کتاب برجسته او در رابطه باتغغیر گرایش در غرب نسبت به مرگ بود. - مترجم

[2] - اخلاق ویکتوریایی تقطیر دیدگاه های اخلاقی طبقه متوسط قرن نوزدهم بریتانیا ، در عصر ویکتوریا بود.ارزش های ویکتوریایی در همه طبقات پدیدارشد وبه تمام جنبه های زندگی ویکتوریایی گسترش یافت. ارزش های آن دوران- که می تواند به عنوان مذهب، اخلاق ،اونجلیکانیسم، اخلاق کار صنعتی ، وبهبود شخصی طبقه بندی شود- ریشه در اخلاق ویکتوریایی داشت. نمایش های جاری و تمام ادبیات - از جمله آثار کلاسیک هایی مانند شکسپیر- از محتوای شیطانی پاکسازی یا حذف شدند. - مترجم

منبع: 
Il manifesto

دیدگاه‌ها

من فکرمیکنم کرونا چندچیزراثابت کرداول اینکه جامعه جهنی ویا بدترازآن سرمایه جهانی نداریم دیدیم که حتی دراتحادیه اروپا که شعوردرسطح بالاتری ازهمه کشورهای سرمایه داری بودبازهم تعرف راکنارگذاشتند وهرکس پی منافع خودش رفت ازاین زیباترنمی شدنشان دادکه ذات سرمایه ملی است .نشان داد که هرچه درجه انسانیت درکشوری بالاترباشدمردم آن کشورراحت تربحران راپشت سرمیگذارندوربطی به سرمایه ندارد.نشان دادکه سرمایه حتی ازبدبختی مردم هم سودمیبرد.نشان داد که کره جنوبی وچین هرچنداقدام انسانی انجام دادندولی انگیزه آنها انسانی نبودبلکه جلوگیری ازخراب شدن بازارهای خودبودوازدیگرکشورهای سرمایه زرنگتربودند.هرچه سریعتربه چرخه تولید واقتصادبرگردندضررکمتری میبرند.نشان داد که درایران عمداجلوی کرونا رابازگذاشت تا همه مسائل تحت الشعاع کرونا قرارگیرندوباوجودکسادی بازاروشیوع کرونا که همان نیمچه نانی راکه بعضی ازکاسبان سطح پایین به خانه میبردندواکنون همان هم قطع شده به اعتراض ختم نمی شود.به همین دلیل است که حکومت کرونا رابا آغوش بازپذیراشد.تمامی امکانات راانبارکرده اندبرای تست ومعالجه خودشان ومردم دریغ ازیک ماسک ویا لوازم ضدعفونی .
0

افزودن دیدگاه جدید