يكشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۷ ژوئن ۲۰۲۰

کرونا، فرشته نجات یا آفت جان جمهوری اسلامی؟

۰۲ خرداد ۱۳۹۹

با توجه به ورشکستگی اقتصادی و فقر و گرانی امکان شکل گیری شورش و هرج و مرج را نباید نامحتمل دانست. در صورتی که اوضاع بدین سو کشیده شود، بیش از همه به زیان مردم و سازمان هائی است که برای آزادی و عدالت اجتماعی و بهبود شرایط زیستی مردم مبارزه می کنند. اهمیت دارد جریانات سیاسی مدافع منافع کارگران و تهیدستان با درک چنین شرایطی مبارزه مطالباتی را در دستور قرار داده تا هم در مقطع، از دامنه فشار فقر و گرانی کاسته شود و هم امکان مبارزه برای دستیابی به دموکراسی با عبور از جمهوری اسلامی هموار گردد.

برای پرداختن به این پرسش ضروری است درک روشنی از ایران پیش از کرونا داشته باشیم. من با اشاره ای به وضع ایران پیش از کرونا به تاثیرات شیوع این ویروس پرداخته ام و سپس به وظایفی اشاره دارم که امکان گذر از این بحران را برای مردم کم هزینه تر می کند.

 

یک- اوضاع سیاسی کشورمان پیش از کرونا به شدت بحرانی بود. موقعیت جامعه از دی ماه ۹۶ دگرگون شده و در فاصله خیزش دی ماه تا آبان ماه ۹۸ حرکات اقشار مختلف مردم، با سرعتی شتابان شکل می گرفت. اعتراضات آبانماه تند و شورش گونه ظاهر شد. شیوه سرکوب خشن و آتش گشودن به روی مردم نقطه عطفی غیر قابل بازگشت در مناسبات رژیم با مردم پدید آورد. حکومت پس از سرکوب در پز کاملا دفاعی بود و چنان گرفتار شده بود که نه راه حلی برای گرانی ها داشت و نه توجیهی برای این همه کشتار. در جامعه نیز روانشناسی مردم دستخوش تغییر مهمی شد. پس از سرکوب فضای جامعه مرعوب نشد و این یکی از مهمترین مولفه های قابل تکیه برای تغییر و تحولات آتی است. ترور قاسم سلیمانی در بغداد فرصتی برای حکومت ایجاد کرد تا برانگیختگی بخش هائی از مردم را پشتوانه مشروعیت خود کند. اما چند روز پس از آن، زدن هواپیمای مسافربری و دروغ‌گوئی های پس از آن برنامه رژیم را دود هوا کرد و ضربه دیگری بر آن فرود آورد و به اعتراضات گسترده ای در خیابانها دامن زد. در چنین فضائی انتخابات با هدف حذف لایه های دیگری از حکومتیان برگزار شد که با تحریم گسترده مردم روبرو شد. حکومت طبق معمول دست به رقم سازی زد، که اثر چندانی نداشت چون کوس رسوائی اش بیش از هر زمان دیگر بر سر هر کوی و برزن نواخته شده بود.

 

حضور رژیم در منطقه هم برای مردم بشدت زیر سوال رفته بود. در عراق و لبنان بخشی از مردم این کشورها علیه جمهوری اسلامی برانگیخته شده بودند، که اقدامات تجاوزگرانه آمریکا در عراق به داد جمهوری اسلامی رسید و از شدت آن کاست. در سوریه نیز حضور جمهوری اسلامی که با هزینه هنگفت مالی و جانی تامین شده بود، امروز بار خاطر دو نیروی اصلی تاثیر گذار در سوریه یعنی روسیه و دولت اسد شده است. این اتفاقات در متن تحریم های همه جانبه‌ی آمریکا رخ داده است. هر چند تیغ تحریم های گسترده آمریکا در درجه نخست به گردن مردم ایران نشسته است، اما در عین حال جمهوری اسلامی را نیز به فلاکت اقتصادی کشانده و بودجه دخالت در کشورهای دیگر را بشدت کم کرده است. در چنین شرایطی، دامنه نارضایتی در جامعه در حال تشدید بود و حرکات و اعتراضات گسترده توده ای در چشم انداز قطعی به نظر می رسید.

دو- در چنین فضائی ویروس کرونا که بلای جان همه مردم جهان و ایران شده است، در لحظه، به داد حکومت رسید و فرشته نجاتش شد. نارضایتی عمیق جامعه از جمهوری اسلامی با شیوع بیماری کرونا در ایران، اذهان مردم ناراضی از حکومت را متوجه این ویروس کشنده نمود و سایه ترس و نگرانی از جان، بر فضای ضد حکومتی سایه انداخت و خشم از حکومت دروغگو تا حدی به حاشیه رانده شد. اساسا بیماری ها، همچون زلزله و دیگر بلایای ویرانگر زمینه همبستگی و برآمد همگانی مردم برای رهایی از این مصیبت ها را فراهم می کند، اما از این بستر مناسب حکومت تاکنون نتوانسته‌است برای بهبود موقعیتش بهره ببرد. قابل انتظار است که به تدریج بار دیگر جمهوری اسلامی با تضعیف کرونا و کم شدن دامنه ترس از این ویروس کشنده، پرونده سراپا فاسد و آلوده اش در برابر چشم مردم گشوده‌تر شود و خشم ها را متوجه خود کند .

سه- حکومت ها در تمام کشورها کانون اصلی مبارزه علیه کرونا هستند و فرماندهی "جنگ" علیه این ویروس را بدوش دارند. در ایران نیز مردم مرجعی جز این کانون که نقش سرویس دهنده برای غلبه بر کرونا را به عهده دارد، در مقابل خود نمی بینند. رادیو و تلویزیونی که عموم شهروندان در ابعاد وسیع روی از آن برتافته بودند، به همین دلیل مورد توجه عده ای از همین مردم قرار گرفت تا دریابند در برابر کرونا چه کنند. حکومت ها در عموم کشورها مبارزه با کرونا را یک امر ملی و فراتر از آن جهانی می دانند و می کوشند در عرصه ملی با اپوزیسیون خود علیه آن هماهنگ و متحد عمل کنند. این بلای ویرانگر در جهان زمینه نزدیک شدن صفوف نیروهای مختلف و همبستگی ملی را فراهم می آورد. مخالفان حکومت ها اگر این روانشناسی را نادیده گیرند و از صف همبستگی برای غلبه بر کرونا فاصله گیرند و بخواهند در نقش اپوزیسیون بهره سیاسی ببرند، بشدت با واکنش منفی مردم روبرو شده ایزوله می شوند. جمهوری اسلامی اما از این فرصت هم نتوانست در ابعاد ملی استفاده کند. این رژیم با عملکردش بیشترین ضربه را به ذهنیت مثبتی که این ویروس خطرناک می تواند ایجاد کند، فرود آورد. مدیریت بسیار بد و غیر مسئولانه، رها کردن مردم بدون کمک های اجتماعی تضمین کننده، پنهان کاری ها و سابقه بدکرداری هایش، جنبه های منفی حکومت را در اذهان برجسته و زنده نمود. جمهوری اسلامی در اوج کرونا دست از خصومت با زندانیان سیاسی بر نداشت، نه تنها برای رهائی آنان از خطر شیوع کرونا در زندان خست نشان داد، بدتر از آن، به سیاست جلب و بازداشت فعالان مدنی تداوم بخشید. ماجرای کرونا نه تنها از طرف حاکمیت، بلکه از طرف مردم هم «ذهنیت مثبت»برای ایجاد همبستگی ملی ایجاد نکرد. علت آن عمق شکافی است که در اعماق جامعه میان ساختار سیاسی مسلط و جامعه مدنی شکل گرفته است. حکومت اساسا دنبال چنین امری نیست وضرورتی برای آن احساس نمی‌کند که بخواهد از چنین فرصتی استفاده کند.

زمینه مثبت و شانس برای حکومت بستگی به طول عمر این ویروس دارد. با کم رمق شدن شعله عمر کرونا خشم، نارضایتی فرو خفته در دل جامعه بیدار خواهد شد و همه خواسته های بی پاسخ با تمام گزینه ها روی میز مردم برای برخورد با حکومت قرار خواهد گرفت.

چهار- اقتصاد ورشکسته حکومت را زمین‌گیر خواهد کرد. منابع درآمدی حکومت ثابتند هستند. نفت و گاز نقش کلیدی را داشته اند. پس از آن مالیات از مردم و نهادها و گمرکات است که دومین منبع درآمد حکومت بوده اند. سرمایه های زیادی هم در بنیادهای وابسته به نهاد ولی فقیه متراکم هستند. درآمد نفت ناچیز شده است. صدور نفت از ۳۰۰ هزار بشکه در روز تجاوز نمی کند (خبرگزاری تسنیم). قیمت ان به حدود ۲۲ دلار رسیده است. سال پیش ۶۰ دلار بود. درآمد حاصله از مالیات هم به دلیل فقر و درآمد پائین مردم کم شده است. بنیادهای مذهبی و اقتصادی وابسته به دستگاه ولایت فقیه که پول دارند، مالیات نمی دهند. فعلا منابع مالی برای کسری بودجه ۱۶ درصد از فروش نفت و گاز که به صندوق توسعه ملی اختصاص داشت، به بودجه افزوده شده است (از ۳۶ درصد برداشت از فروش فعلا بیست درصد به صندوق توسعه ملی واریز می شود). از سوی دیگر توزیع درآمد دولت تناسبی با نیاز مردم ندارد. در این شرایط نیز حکومت با اولویت دادن به نهادهای مذهبی، امنیتی و نظامی بودجه خود را توزیع می کند. هنوز برنامه فرستادن ماهواره به آسمان و برنامه های نظامی(موشکی) ادامه دارد. اقتصاد کشور ورشکسته شده است. گرسنگی و گرانی در تداوم وضع موجود مردم را به شورش های کور، هرج و مرج و ناامنی می کشاند. گسترش دزدی و جنایت بی سابقه‌ است. و قیام گرسنگان جدی و محتمل است. این وضع بسیار خطرناک است و اهمیت دارد جریانات سیاسی برای دستیابی به راه حلی عاجل تلاش کنند. در دنیای غرب حتی حکومت ها که مسئولیت و تعهد دارند زمانی که با خطر کرونا روبرو شدند، دست به اقدامات غیر متعارف حتی به دزدی و راهزنی زدند. کمبود ماسک و تجهیزات پزشکی باعث شد امریکا سفارشات ماسک اروپا را برباید. فرانسه ماسک های سوئد را و جمهوری چک ماسک ایتالیا را غارت کند. حال باید منتظر ماند و دید مردم فقرزده و بی سازمان و توده گرسنه و جان به لب رسیده ما چه می کنند. در چنین اوضاعی رشد و قدرت گیری جریانات شبه فاشیستی و نظامی و دخالت های خارجی را نیز نباید نادیده گرفت. این آلترناتیوها برای مردم بسیار خطرناک اند. نیروهای سیاسی مردمی هر چه دیرتر بجنبند کم ‌اثرتر خواهند بود.

پنج- ویروس کرونا دفتر امامزاده‌ها، مراجع دینی، مراکز نماز جمعه ها، مداحان و دعا نویسان، دفاتر جن گیرها و... را یا بست و یا از رونق انداخت. امامزاده هائی که قرار بود شفابخش باشند به مرکز تکثیر و توزیع ویروس بدل شدند و به ناگزیر همین حکومت دینی نیز اقدام به بستن درب آن‌ها نمود. خرافات که به برکت جمهوری اسلامی در جامعه ترویج و تقویت می شد با حضور کرونا ضربه گیج کننده ای خورده و راه برای توجه به دانش و علم باز شده و حتی بخشی از برنامه های رادیو تلویزیون در اختیار آنان قرار گرفته است. در ایران پیش از کرونا تلویزیون و رادیو عموما در اختیار ماموران نهادهای مذهبی بود، اما کرونا صندلی را از زیر پای بسیاری از آنان را کشید و جائی هم ولو موقت به متخصصان درمان و بهداشت داد.

شش- به دلیل ناتوانی حکومت برای مدیریت بحران، نهادهای خودجوش مردمی که معمولا در جریان زلزله و سیل شکل می گرفتند، این بار نیز به میدان آمدند و ارتباطات و شبکه هائی ایجاد کردند و کمک هائی را نیز سازمان دادند. اما در این دوره این نهادها نتوانستند چندان قوی ظاهر شوند. حکومت برای بی اثر کردن آنها در گذشته با تهدید مانع کارشان می شد و به طرق مختلف برای سرکوب و تضعیف فعالان این نهادها اقدام می نمود. کرونا با حضورش نقش دخالت حکومت برای تضعیف نهادهای مردم نهاد را نسبت به دوره های قبل کمتر نمود، اما خود شرایط کرونایی امکان و رغبت برای تجمع و ارتباط را که لازمه چنین فعالیت‌هایی است، تضعیف کرد. حاکمیت این گونه فعالیت ها را بیشتر در شکل نهادهای خودی دنبال کرد. به رغم این، همان تجربه کمرنگی که توسط نهادهای پزشکی و درمانی شکل گرفت جدا از فرهنگ سازی، تجربه ای است که نقش تاثیرگذاری در شرایط آتی می تواند در جامعه ایفا نماید.

هفت- با توجه به ورشکستگی اقتصادی و فقر و گرانی امکان شکل گیری شورش و هرج و مرج را نباید نامحتمل دانست. در صورتی که اوضاع بدین سو کشیده شود، بیش از همه به زیان مردم و سازمان هائی است که برای آزادی و عدالت اجتماعی و بهبود شرایط زیستی مردم مبارزه می کنند. اهمیت دارد جریانات سیاسی مدافع منافع کارگران و تهیدستان با درک چنین شرایطی مبارزه مطالباتی را در دستور قرار داده تا هم در مقطع، از دامنه فشار فقر و گرانی کاسته شود و هم امکان مبارزه برای دستیابی به دموکراسی با عبور از جمهوری اسلامی هموار گردد. به نظر من برخی خواسته ها که تشدید مبارزه برای دستیابی به آنها ضروری است از این قرارند:

*بازگرداندن ثروت های انباشته شده در بنیادهای مذهبی و سپاه و دیگر نهادهای اقتصادی وابسته به دستگاه ولایت فقیه به مردم. این سرمایه ها باید به کارگران و زحمتکشان و حاشیه نشینان و بخشی از طبقه متوسط که به سوی تهیدستان رانده شده اند، اختصاص یابد؛

*آزادی همه زندانیان سیاسی؛

*متوقف کردن دخالت در کشورهای منطقه و بازگرداندن نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی به کشور؛

*اعلام آمادگی برای عادی کردن رابطه با همه کشورهای جهان و به طور مشخص و عاجل، مذاکره با آمریکا.

تردیدی نیست که جمهوری اسلامی با این مختصات کنونی و با این حد از توان و انسجام جریانات مخالفش، ظرفیت پذیرش این خواسته ها را ندارد. اما اگر صفوف نیروهای سیاسی فشرده تر و سنبه مبارزه مردم پر زورتر شود، می توان این خواسته ها را نیز به این رژیم تحمیل نمود و مردم را برای پیشروی به سوی استقرار یک جمهوری مبتنی بر جدائی دین و دولت به جای حکومت کنونی امیدوار نمود. حکومت می‌خواهد تا انتخابات آمریکا وضعیت را بدین شکل ادامه دهد تا شاید پس از انتخابات راهی برای گریز از بحران کنونی در برابرش گشوده شود.

هشت- ما به عنوان یک نیروی چپ که آزادی را با عدالت اجتماعی و سوسیالیسم را با دموکراسی در هم تنيده می دانیم و برای گذار از جمهوری اسلامی به یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر جدایی دین و دولت مبارزه می کنیم، تلاش برای دستیابی به برخی اقدامات فوری را ضروری دانسته و در خدمت رهائی از استبداد حاکم می دانیم.

برای ما تشکیل ثقلی از جریانات سیاسی باورمند به جمهوری دموکرات و سکولار در اولویت قرار دارد. به بیان دیگر اتحاد جبهه ای حزب ما با این بلوک است. اما برای گذار از جمهوری اسلامی گفتگو، مذاکره و توافق بلوکی از جمهوری خواهان با دیگر بلوک ها که به رای آزادانه مردم و تن دادن به دموکراسی روی پرنسيپ های دموکراتيک، برگزاری مجلس موسسان برای تدوين قانون اساسی، استقرار دموکراسی و قضاوت صندوق رای متعهدند، ضروری است. اما با توجه به موانعی که برای شکل گیری چنین بلوکی وجود دارد ما از هم اکنون گفتگو و مذاکره با مجموعه جریانات سیاسی را مفید می دانیم. شروع کار ما می تواند هم تشکیل ثقل جریانات سیاسی جمهوری خواه را تسریع کند و هم امکان توافق آنها با بلوک های دیگر را تسهیل نماید.

تردیدی نباید داشت که هیچکدام از بلوک ها به تنهائی قادر نیستند استبداد حاکم را به زیر بکشند. باید برای چنین هدفی جنبشی شکل گیرد. در این جنبش، اهمیت دارد نیروهای طرفدار دموکراسی با یکدیگر به هماهنگی ها و توافقاتی دست یابند. این هماهنگی ها و توافقات علاوه بر نیرومند کردن صف موافقان دموکراسی در برابر استبداد حاکم، برای ایجاد اطمینان به مردم، تولید اعتماد و اعتبار هم ضروری است. می بایست به مردم اطمینان داد که پس از جمهوری اسلامی جامعه دستخوش تلاطم نخواهد شد. بخود باید اطمینان داشت و جسورانه در این راه گام برداشت و مسئولیت پذیرفت.

 

بخش: 

دیدگاه‌ها

"بازگرداندن ثروت های انباشته شده در بنیادهای مذهبی و سپاه و دیگر نهادهای اقتصادی وابسته به دستگاه ولایت فقیه به مردم. این سرمایه ها باید به کارگران و زحمتکشان و حاشیه نشینان و بخشی از طبقه متوسط که به سوی تهیدستان رانده شده اند، اختصاص یابد"
از مواردی است که عملیاتی کردن آن مستلزم کار منسجم و دقیق است، زیرا اولا جلب اعتماد کارگران و تهیدستان به جزئیات این برنامه بستگی داردتا آنهابدون نگرانی از آشفتگی و هرج ومرج اقتصادی پذیرای آن باشند. ثانیا به تعویق انداختن تمرکز برچنین برنامه ای میدان را برای انواع گرایشات غیر مفید به نفع کارگران و تهیدستان را باز خواهد گذاشت. نکته سوم اینکه سیاست های رذیلانه حاکمیت را هم نباید نادیده گرفت، مثلا ترفندی که درمورد فروش سهم دولت از چند بانک و بیمه را از طریق بورس و به همه ایرانیان، درراستای واگذاری اموال به مردم تبیین و تبلیغ می کند و برای بسیاری از مردم آشفتگی فکری ایجاد کرده است. مردم باید بدانند برنامه مورد نظر حزب چه تفاوت های مشخصی با عوامفریبی های از نوع بورس و امثال آن دارد.
0

افزودن دیدگاه جدید