پنجشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰

گفته ام و بازهم تکرار می کنم: بزرگترین خطای ما مبارزه مسلحانه بود!

متن سخنان رفیق مجید عبدالرحیم پور در برنامه پالتاکی به مناسبت گرامیداشت ٨ تیر*

۰۹ تير ۱۳۹۹

سازمان چریکهای فدائی خلق ایران در اواخر سال ٥۷ و در آستانه انقلاب، با دهها هزار هوادار در میان معلمان، دانشجویان، روشنفکران، ادارات و کارگران کارخانه های صنعتی و ارتش، به یک سازمان سیاسی سراسری فرا روئیده بود بدون اینکه مبارزه مسلحانه توده ای شود و ارتش خلقی تشکیل شود.

یاد یاران گرامی باد!

٨ تیر، سالروزکشته شدن زنده یادان فاطمه حسینی، طاهره خرم، حمید اشرف و دیگر یاران، توسط مامورین رژیم دیکتاتوری شاه است. ما امروز یاد یاران وهمه آزادیخواهان کشورا گرامی می داریم.

من می خواهم دراین روز، اشاره کوتاهی به شرایطی که نسل جوان چپ ایران پا به میدان مبارزه گذاشتند، داشته باشم. واقفم که بسیاری ازموارد برای نسلهای قبل از انقلاب تکراری است، ولی فکر می کنم برای آشنائی نسلهای بعداز انقلاب با تاریخ و شرایط فعالیت جوانان ده ۴۰ کشور خود لازم است.

وجود و حضورمقتدرانه فرهنگ و رویکرد دینی - سنتی به انسان و پدیده‌های انسانی و اجتماعی در جامعه، نگرش مطلق گرایانه و سیاه وسفید کردن پدیده ها و رویکرد قدرت گرایانه غیردمکراتیک به امر سیاست از یکسو که ریشه در ساختار جامعه ما داشت و وجود و حضور رژیم مدرن ـ سنتی دیکتاتوری شاه و خفقان سیاسی و نفوذ دولت آمریکا در رژیم از سوی دیگر، از مختصه های اصلی دهه ۴۰ بود.

بعداز کودتای ۲٨ مرداد ۱۳۳۲ و شکست دادن دولت مصدق و سرکوب حزب توده ایران، حزب در دهه ۴۰ حضورسیاسی و تشکیلاتی درجامعه نداشت و نتوانسته بود، جوانان چپ کشور را جذب کند.

درچنین شرایطی، علاوه برگروه جزنی و حسن ضیا ظریفی ده ها گروه و محفل متشکل از جوانان چپ دهه ۴۰ بوجود آمدند. اغلب این گروها، محافل و دیگر جوانان چپ کشور در آن شرایط، این سؤال را دربرابر خود قرار داده بوند که چه باید کرد؟

اغلب این گروها و دیگر جوان چپ، ضرورت وجود حزب و تشکیل آن راقبول داشتند اما چگونگی مبارزه و تشکیل حزب سوال مرکزی بود. اول باید حزب تشکیل شود ومبارزه ادامه پیداکند یا باید مبارزه را شروع کرد و در پروسه و دربطن مبارزه و پیوند با مردم و مبارزات آنها، حزب را تشکیل داد؟

تقریبا همه محافل و گروها از سال ۱۳۴۳به بعد، راه دوم را انتخاب کردند و پا به میدان گذاشتند.

حمید اشرف جوانترین عضو گروه بیژن جزنی و حسن ضیاظریفی بعداز دستگیری گروه در سال ۱۳۴۶، در راستای اهداف گروه و شکل گیری وحدت میان گروهای پویان ، مفتاحی، احمد زاده، بهروز دهقانی ... و جذب بسیاری از افراد، نقش بی نظیر و برجسته ای داشت.

بعداز عملیات سیاهکل در۱۹ بهمن ۱۳۴۹ و ادغام دو گروه در یک تشکیلات، تشکل جدید با نام چریکهای فدائی خلق به فعایت خود ادامه دادند. زیر ضربات بنیان کن سالهای ۱۳٥۰ و ۱۳٥۱، حمید اشرف همراه اندکی از یارانش، به فعالیت ادامه دادند و اواخر سال ۱۳٥۲سازمان چریکهای فدائی خلق ایران را پایه گذاری کردند.

سال ۱۳٥۴ تغییر و تحولات جدی در سمت برجسته کردن توجه به مسائل نظری وتئوریک، مشی سیاسی، افزایش کادرهای مخفی و علنی با تجربه، نفوذ گسترده تر در میان دانشجویان، نفوذ معنوی و اعتبار در میان روشنفکران و جلب اعتماد بخشی ازنیروهای ملی ، توجه به مسائل مشخص مردم و کارگران و زحمتشکان و تشکیل تیم های کارگری انجام گرفت. سال های ٥۳ و ٥۴، سازمان به تدریج در میان کارگران آگاه مطرح می شود و هسته های اولیه کارگری در کارخانه توسط هوادران سازمان شکل می گیرد.

درواقع سازمان، درآواخرسال ۱۳٥۴ درآستانه تبدیل شدن به یک سازمان سیاسی پرنفوذ قرار گرفته بود. درچنین شرایطی بود که سازمان از اردیبهشت تا ٨ تیر ۱۳٥٥ و اسفند ۱۳٥٥، تحت ضربات بنیان کن و برنامه ریزی شده رژیم، قرار گرفت. متاسفانه این باز نیز، سازمان، کلیه رهبران و اکثریت کادرها و اعضای مخفی خودرا از دست داد.

اوائل سال ۱۳٥۶، حداکثرحدود ۲۴ نفر از اعضای سازمان در داخل کشور و چند نفر درخارج کشور باقی مانده بودند . از تابستان ۱۳٥۶ تا دیماه ۱۳٥۷، در تشکیلات مخفی با همراهی و همکاری ده ها کادرعلنی ازاد شده اززندا نها بیش از ۴۰ نفر شدیم.

سازمان چریکهای فدائی خلق ایران در اواخر سال ٥۷ و در آستانه انقلاب، با دهها هزار هوادار در میان معلمان، دانشجویان، روشنفکران، ادارات و کارگران کارخانه های صنعتی و ارتش، به یک سازمان سیاسی سراسری فرا روئیده بود بدون اینکه مبارزه مسلحانه توده ای شود و ارتش خلقی تشکیل شود. امروزاگر ازمن بپرسند که بزرگترین خطای سازمان در دوره قبل از انقلاب چه بود؟ قبلاً گفته ام و بازهم تکرار می کنم: بزرگترین خطای ما مبارزه مسلحانه بود! آن جوانان و نیروی وسیعی که به میدان آمده بودند، می توانستند با همان عزم و اراده، ایران را سراسر اعلامیه باران کنند.

لازم است گفته شود که ازاوایل سال ۱۳٥۶ تا انقلاب، انواع مشی های متفاوت صرفاً سیاسی، تا مشی مورد نظر جزنی، در درون تشکیلات مخفی سازمان وجود داشتند. ما در کنار هم به شیوه مسالمت آمیز و رفیقانه زندگی می کردیم.

مجموعه افرادی که از سال ٥٥ تا آستانه انقلا ب اززندانها آزادشده بودند، نظرات متفاوت، نظیر نظرات موجود در درون تشکیلات سازمان داشتند.

ما با اطلاع از نظرات آنها و با نظر داشت تفاوتها، با آنها تماس می گرفتیم و دعوت به همکاری با سازمان می کردیم. اغلب آنها ورود به تشکیلات سازمان را می پذیرفتنند و بخش بزرگتری ضمن اعلام آمادگی و همکاری، در بیرون از تشکیلات، فعالیت می کردند.

ما در آستانه انقلاب، به یکی از اهداف و آرزوهایمان که تشکیل حزب چپ ایران بود، رسیده بودیم. اگر از من بپرسند که بزرگترین ومهم ترین دست آورد سازمان چه بود؟ می گویم: پرنفوذترین و بزرگترین سازمان سیاسی چپ ایران بود.

بعداز انقلاب، سازمان چریکهای فدائی خلق ایران، به بزرگترین و پر نفوذترین سازمان فراگیر چپ ایران با دهها هزار عضو و هودار در اقصا نقاط کشور و با حدود ٨۰۰ هزار رأی دراولین انتخابات مجلس خبرگان درسال ۱۳٥٨بود.

اما، متأسفانه، ما مسؤلان وقت سازمان چریکهای فدائی خلق ایران، نتوانستیم این برزگترین سازما ن سیاسی چپ ایران و برزگترین دست آورد جنبش چپ ایران را، تحکیم کنیم و نگه داریم.

سازمان تا آذرماه سال ۱۳۶۰، توسط خودِ فدائیان از درون دچار انشقاق و انشعاب شد، و هر بخش از موضع خود حقیقت پنداری و حق به جانب، به بخش های دیگر نگاه کردیم و متوجه نشدیم که کمر جنبش چپ ایران با این انشعاب شکست.

می گویند هنگامی که شاملو این شاعر و متفکر بزرگ ایران خبر انشعاب اقلیت و اکثریت را شنید، دستش را بر کمرش گذاشت و گفت: وای کمرم شکست.

من به دلیل ذیق وقت نمی خواهم وارد مبحث تحلیل و علل و عوامل انشعابها بشوم. دراین زمینه مطالب و مقالات فروانی نوشته شده و اخیراً نیز در سایت ها منتشره شده اند، و خواهند شد؛ با این وجود و در فرصت باقیمانده لازم است کوتاه و فشرده بگویم که بخش بزرگی از نیروهای فدائی در نتیجه تجارب، درسها و دستآوردهای مثبت و منفی، نقد برنامه و سیاستها و ساختار و رفتار درونی حزبی و میان حزبی و شیوهای مبارزاتی خود در چند دهه گذشته، تغییر و تحولاتی در زمینه های فکری، برنامه ای، اساسنامه ای و رفتاری و شیوه های مبارزه سیاسی خود بوجود آوردند، و همراه هم حزب چپ ایران (فدائیان خلق) را پایه گذاری و تشکیل دادند.

حزبی که بُنمایه و درونمایه حزبیت آن، به لحاظ ارزشها، راستاهای برنامه‌ای، اهداف استراتژیک، سیاست های کلان، سیاست‌ورزی، ساختار و مناسبات دمکراتیک درون حزبی و میان حزبی، بُنمایه و درون مایه مشترک سه نیروهای تشکیل دهنده آن، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ، اتحاد فدائیان (طرفدار وحدت) و کنشگرا چپ است.

پاران!

اجازه بدهید بار دیگر تکرار کنیم که کشور و جامعه ما برای گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی و ایجاد نظام سیاسی دمکراتیک و تحقق توسعه پایدار و زندگی آزاد وعادلانه و بهتر برای مردم کشور، به احزابِ مدرن دمکراتیک بویژه به حزب چپ دمکراتیک فراگیر و نیرومند نیاز دارد. ما تشکیل دهندگان حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، این حزب را در راستای تحقق عملی این نیاز مبرم ملی و مردمی تشکیل داده ایم. حزب چپ ایران (فدائیان خلق) حزبی برای زندگی آزاد، دمکراتیک، عادلانه، سبز و سالم و صلح جو، حزبی برای مردم و زندگی بهتر برای مردم ایران است.

حزب خودرا تحکیم کنید، به میان مردم ببرید و گسترش بدهید.

--------------------------------

*این متن در برنامه پالتاک اتاق سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در تاریخ۷ تیر ۹۹ قرائت شده است.

دیدگاه‌ها

جناب زرین . با سلام و عرض ادب بایدبگویم که اری تشکیل گروه مسلح در شرایط کنونی تکرار درناک است . و درست نیست.
0

شرایط امروز ایران تا حد زیادی شبیه همان سال ۴۰ است (دیکتاتوری ،کشتار، نبود احزاب و گروه‌های سیاسی فعال و مورد قبول جامعه) آیا فکر نمیکنیدمانند آن زمان تشکیل گروه های مسلح به یک تکرار دردناک تاریخی بدل شود
0

افزودن دیدگاه جدید