تکنیک‌های سلطه: با چه کسانی و چگونه مبارزه کنیم؟

چهارشنبه, 4. نوامبر 2020 - 20:49

اگر زنی در هر عرصه‌ای فعالیت کند غلط است و اگر اصلاً کاری نکند باز هم غلط است. مثلاً در جنبش‌های فمینیستی فعالین زن اکثراً مورد انتقاد قرار می‌گیرند که چرا آمار طلاق اینگونه بالا رفته است و در همان زمان مورد سرزنش هستند که چرا به اندازه کافی در فعالیت‌های سیاسی شرکت نمی‌کنند. این هم بخشی از تکنیک سلطه است که با تعصب و برچسب زدن به زنان آنها را کنترل کنند. به طور مثال اگر زنی که مسئول جلسه و یا مدیر است به حرف همه گوش کند، او را ضعیف و ناتوان می‌دانند و اگر خلاف آن عمل کند به او می‌گویند خصوصیت زنانه ندارد. اگر یک زن سیاسی منافع زنان مورد نظرش باشد او را خائن به منافع دیگران دانسته و به خاطر دیدگاهش به او حمله‌ور می‌شوند.

تکنیک‌های سلطه و اعمال قدرت
قدرت، توانایی کیفی یا بیان روشی است که شخصی را قادر می‌سازد که کاری را که شما می‌خواهید با استفاده از مهارت‌های فیزیکی، قانونی یا روانی آنگونه که شما آن را طرح می‌کنید انجام دهد. این قدرت ساختار اقتصاد، سیستم‌های سیاسی و سازمان‌های اجتماعی ما را تشکیل می‌دهد که هسته‌ی مرکزی مذهب، خانواده و تفکر ما را در زندگی شکل می‌دهند.

قدرت و امتیاز به طور یکنواخت نسبت به نژاد، جنسیت، قومیت، طبقه و گرایشات جنسی توزیع نشده است. استراتژی‌های زیادی آگاهانه یا ناآگاهانه برای حفظ قدرت و امتیاز به کار گرفته می‌شوند که یکی از آنها استفاده از تکنیک‌های سلطه است. پنج تکنیک دیگر که امروزه درباره‌ی آن صحبت می‌شود متدهایی هستند که اغلب توسط مردان برای منفعل، سرکوب و مطیع کردن زنان به کار می‌روند. با آگاه شدن از این تکنیک‌ها مردان قدرت خود را از دست می‌دهند.

تکنیک‌های سلطه:
استفاده از تکنیک‌های سلطه موضوع جدیدی نیست و یکی از ابزارهایی است که سلطه‌گر برای حفظ قدرت از آن استفاده می‌کند.این بدان معنا نیست که این تکنیک‌ها فقط مختص مردان است؛ بلکه زنان نیز آن را به عنوان شیوه‌ای بر علیه آنکه ضعیف‌تر است به کار می‌گیرند.

به هر حال امروز ما روی تکنیک‌هایی که مردان برای سرکوب زنان استفاده می‌کنند تمرکز می‌کنیم. تکنیک‌های سلطه در سیاست، زندگی، کار، رسانه‌های جمعی، مدرسه، و بخش‌های آموزشی و بیشتر در بخش‌های خصوصی که قدرت و نفوذ وجود دارد، اعمال می‌شود.

به عنوان مثال مردان بیشتر از زنان در بحث‌ها شرکت می‌کنند. این بدان معنی نیست که زنان هیچ عقیده‌ای ندارند. در مقابل بدین معناست که زنان حقیر، کم‌ارزش و مورد تمسخر واقع شده و به کنار گذاشته شده‌اند. تحت سلطه قرار گرفتن دایمی و نه به طور گاه‌به‌گاه موجب می‌شود که این زنان اعتماد به نفس خود را از دست بدهند. تکنیک‌های سلطه باعث می‌شوند که باور کنیم که مشکلی در ما وجود دارد وما نادان هستیم. آنان باورمان را نسبت به خودمان تضعیف می‌کنند.

آموزش تشخیص این 5 تکنیک به زنان کمک خواهد کرد:
1- آگاه شدن از اینکه زن کودن و مضحک نیست حتی اگر این حس وجود داشته باشد.

2- تکنیک‌های سلطه را بشناسیم و با آن مبارزه کنیم.

ایجاد بحث در محیط کار، در خانواده و در عرصه‌ی سیاست آنگونه که هر دو، زن و مرد روش تفکر و صحبت و نحوه‌هایی که زنان برای حل مشکلات به کار می‌برند را بشناسیم و بازنگری کنیم برای تشخیص تکنیک‌های سلطه و نامگذاری آنها به صورتی که ضررشان را کم کند. بنابراین بسیار مهم است که آنان را بیاموزیم و در مقابل‌شان ایستادگی کنیم و مهم‌تر آنکه از استفاده از سلطه خودداری کنیم.

1- نادیده گرفتن
الیزابت در جلسه‌ی محلی رسمی برای اولین بارشرکت می‌کند، قلبش به شدت می‌تپد و دست‌هایش خیس عرق شده است.

«چرا اینقدر عصبی هستم؟» به نظر می‌آید که همه آرام و خونسرد هستند. اولین سخنران صحبت را آغاز می‌کند. به سادگی می‌توان دید که او این نقش را می‌داند؛ برای تاکید حرف‌هایش روی میز می‌کوبد، صدایش را بلند می‌کند و ادامه می‌دهد. دراینجا جای هیچ شکی نیست که او می‌داند در مورد چه چیزی سخن می‌گوید و کسی جرات ندارد با او مخالفت کند.

تکنیک‌های سلطه: با چه کسانی و چگونه مبارزه کنیم؟

نوبت به الیزابت می‌رسد. او به سرعت آنچه را که می‌خواهد مطرح می‌کند. خیلی طول نمی‌کشد. او احساس می‌کند که سخنرانی‌اش بی‌اهمیت بوده، اما تمام شده است. او منتظر عکس‌العمل آن‌هاست، ولی عکس‌العملی نمی‌بیند. جلسه ادامه پیدا می‌کند انگار که او چیزی نگفته است. الیزابت احساس بدی دارد «آیا چیز احمقانه و نامناسبی را بیان کرده‌ام». با خود می‌گوید نباید سخنرانی می‌کردم.

«نادیده گرفته شدن» هنگامی اتفاق می‌افتد که زنان، فراموش شده و یا به آنها اهمیت داده نمی‌شود. این مسئله هویت زنان را از بین می‌برد و به آنها یاد آوری می‌کند که کم‌اثر هستند. نادیده گرفته شدن شخص به این معناست که کسی اینگونه رفتار کند که شخص یا گروهی دیگر بی‌اهمیت است و انگار وجود ندارد.

آیا شما هرگز این موارد را تجربه کرده اید؟
-مسئول جلسه بی‌تفاوت از خواسته‌ی شما برای صحبت چشم‌پوشی کرده باشد.

-در جلسه، در کار و یا در زندگی خصوصی از شما نظرخواهی نکنند.

-هیچکس نظرتان را در جلسه پیگیری نکند.

- موضوعی که درباره‌اش صحبت کرده‌اید نه در جایی گزارش شود و نه در مدیا مطرح شود.

تکنیک‌های سلطه: با چه کسانی و چگونه مبارزه کنیم؟

آیا به تعداد اندک زنانی که در مدیا مطرح می‌شوند توجه کرده‌اید؟ بسیاری از آنان از کتاب‌های تاریخ حذف شده‌اند. گاه‌به‌گاه حتی به نظر می‌رسد که زنان کاملاً از ذهن و حافظه‌ی مردان در جلسات و کمیته‌ها حذف شده‌اند و اغلب اینگونه وانمود می‌شود که اتفاقی بوده است. چگونه فکر می‌کنید اگر که مردان به کنار گذاشته می‌شدند؟ آنها حداقل اعتراض می‌کردند. زنان هم باید اینگونه باشند.

نادیده گرفتن می‌تواند گاهی بسیار به دشواری تشخیص داده شود؛ چرا که اغلب «بدون کلام» اتفاق می‌افتد. آنها با حرکات بدن نشان داده می‌شوند: به طور مثال با اشارات و یا بدون آن‌ها. توجه کنید که هنگامی که زنی صحبت می‌کند، چگونه بعضی از مردم روزنامه می‌خوانند و یا به آرامی با یکدیگر صحبت می‌کنند، خمیازه می‌کشند، به یکدیگر نگاه می‌کنند و در حقیقت هر کاری می‌کنند به جز توجه کردن و گوش دادن. آنها توجه‌شان اصلا به تو نیست و به عوامل و احساسات فوری جلسه توجه می‌کنند. شما می‌توانید از آنان بخواهید که ساکت شوند و یا سخنرانی را متوقف کنید و منتظر بمانید تا همه به شما توجه کنند. اگر سکوت برقرار شود آنها سرشان را بلند خواهند کرد تا بفهمند چه رخ داده است.

بسیاری از زنان این موضوع را تجربه کرده‌اند که کسی به آنها گوش نکند و بسیار اتفاق می‌افتد که دیگران حرف‌هایشان را ناشنیده گرفته‌اند. گاهی این مساله به این حقیقت ارتباط دارد که آنان نامشان را در انتهای لیست بحث‌ها گذاشته‌اند و دیگر زمانی برای نقطه نظرات و دیدگاه‌هایشان نیست.

در موارد دیگری زنان فقط به دلیل جنسیتشان نادیده گرفته شده و توجه‌ای به ابراز نظرشان نمی‌شود. بنابراین باعث تعجب نیست که زنان زیادی در جلسات سکوت اختیار کنند.

سخنرانی کردن یا مشورت خوب در جلسات کار دشواری است، اما در هر صورت خود را سرزنش نکنید وخود را مسئول آن اتفاق ناخواسته ندانید. شما می‌توانید به طور واضح از دیگران بپرسید که چرا ابراز نظر نمی‌کنند. با آموزش تشخیص تکنیک سلطه، یک زن می‌تواند از احساس بی‌اهمیت بودن جلوگیری کند و با هشیاری از همه بخواهد که به او گوش کنند.

2- تمسخر کردن:
گلوریا در آخر هفته‌ی گذشته در کنفرانس عدالت و برابری شرکت داشته و اطلاعات خوب و تازه‌ای را کسب کرده است. او با اشتیاق آماده است که درباره‌ی کنفرانس صحبت کند و وقتی همکار مردش از او درباره‌ی کنفرانس می‌پرسد و توضیحات گلوریا را در مورد اینکه 150شرکت کننده‌ی زن در آنجا حضور داشتند را می‌شنود، شروع به مسخره کردن و اظهار نظر نامناسب می‌کند.«آه! جلسه‌ی مرغ‌ها بوده». گلوریا همچنان در مورد کنفرانس می‌گوید و آنان هیچ توجهی به حرف‌های او ندارند و جک‌های دیگری را بازگو می‌کنند و در جواب اعتراض گلوریا می‌گویند این‌ها فقط شوخی است. چرا همه‌ی بحث‌ها را به آزادی و حقوق زنان ربط می‌دهی؟ گلوریا ادامه نداده و به خانه باز می‌گردد.

هنگامی که تلاش‌های زنی نادیده گرفته شود، یا با آن جک بسازند یا به حیوانی (به طور مثال مرغ) تشبیه شوند و یا به ویژه هنگامی که احساسات و جنسیت آنان مطرح باشد یا به عنوان ضعیف بودن یا تحریک‌پذیر بودن نفی شوند، تمسخر اتفاق می‌افتد. هیچیک از این موارد برای مردان رخ نمی‌دهد.

مسخرگی زمانی است که مردان، زنان را بی‌اهمیت و ناکارآمد برای بسیاری از کارها بدانند و آن‌ها را فقط در ارتباط با سکس و کارهای سنتی مربوط به امور خانه‌داری تعریف کنند. سطحی‌نگری در مورد زنان تبدیل به یک امر روزمره در جامعه شده است. می‌توان به اصطلاحات روزمره‌ی زیادی اشاره کرد. به طور مثال «پیرزن» خطاب کردن کسی که محتاط است و با وسواس رانندگی می‌کند!

یقیناً این مسخره است که ما ساده‌لوحانه همراه دیگران به این جوک‌ها و اصطلاحات در مورد زنان بخندیم.

خندیدن و تمسخر کردن یک شخص فضا را ناامن می‌کند و غالبا جملات و ضرب‌المثل‌هایی که باعث خنده و تمسخر هستند توسط مردان ساخته و پرداخته شده‌اند. مثلا وقتی که یک زن به سن 40 می‌رسد مردی برای خنده و به عنوان جک بگوید میخواهم این زن رو با دو تا زن 20 ساله عوض کنم.

بسیاری از زنان در متینگ‌ها و جلسات مورد تمسخر واقع می‌شوند. اگر در جمعی زنی موضوع خنده و تمسخر واقع شود باید مقابله کرد.

تکنیک‌های سلطه: با چه کسانی و چگونه مبارزه کنیم؟

تمسخر کردن یکی از تکنیک‌های موثر سلطه است. شخصی که از این تکنیک استفاده می‌کند در سوی خود خنده و در طرف مقابل اغلب احساس اضطراب و شرم ایجاد کرده و هرگونه واکنش انسانی را از او سلب می‌کند. این احساسات در نوبت سخنرانی‌شان ایجاد ناامنی کرده و باعث انفعال آنان می‌شود.

زنی که تکنیک‌های سلطه را بشناسد، بدون احساس ضعف و یا عصبانی شدن می‌تواند از فردی که او را مورد تمسخر یا سرگرمی قرار داده است بخواهد که رفتارش را متوقف کند.

3- مخفی نگه داشتن اطلاعات
بعد از پایان جلسه، لاری پیشنهاد می‌کند «برویم آبجو بنوشیم» وهمه می‌پذیرند. سوفی آهی می‌کشد! بیشترین چیزی که او می‌خواهد رفتن به خانه است. او دوست ندارد که پس از هر جلسه‌ای به بار برود. اما اگر او با آنها همراه نشود می‌داند که دقیقا چه چیزی پیش خواهد آمد. «در جلسه‌ی بعدی همه‌ی تصمیم‌ها از قبل گرفته شده و او حتی کلمه‌ای نمی‌داند». مسئله فقط خوردن آبجو نیست. بلکه در آنجا آنان اطلاعات را رد و بدل کرده وتصمیمات جدید می‌گیرند.

معمولاً دریغ کردن و پنهان نگه داشتن اطلاعات امری رایج در بین مردان است. با این کار آنها زنان را از دسترسی به اطلاعات مهم درمورد کار و یا مخصوصاً امور سیاسی محروم می‌کنند. ما می‌دانیم که اطلاعات و عقاید، مبادله شده و تصمیم‌گیری‌ها در محدوده‌ی خاص آنان صورت می‌گیرد. به طور مثال وقتی مردان با هم برای نوشیدن و یا صرف شام بعد از پایان جلسه‌ی کاری می‌روند و یا با هم فوتبال بازی می‌کنند، زنان عمدتاً یا به جمع آنان دعوت نمی‌شوند و یا فرصتی ندارند که بعد از پایان جلسه به آنان ملحق شوند. مسئولیت نگهداری و صرف وقت با کودکان به آنها این مجال را نمی‌دهد و معمولاً تعداد کمی از زنان متوجه می‌شوند که چنین مشورت‌ها و تصمیم‌گیری‌هایی اتفاق افتاده است.

مردان شبکه‌ای از کانال‌های اطلاعات غیر رسمی دارند که دایماً آن را در اختیار یکدیگرمی‌گذارند. ولی این اطلاعات فیلترشده و ناکامل در دسترس زنان است و این باعث کم شدن اعتماد به ئفس زنان می‌شود.

منحصر کردن اطلاعات توسط مردان یکی از تکنیک‌های سلطه محسوب می‌شود و در بسیاری موارد باعث سرکوب و به کنار گذاشتن زنان می‌گردد. به همین دلیل است که مردان بیشتر اظهار وجود می‌کنند و این طرز رفتار تبدیل به فرهنگ تسلط مردان گشته است. اما ممکن است مردان متوجه نباشند که بطور سیستماتیک زنها را حذف می‌کنند.

با اگاه شدن یک زن از اینکه مردان اطلاعات را پنهان می‌کنند، او می‌تواند از آنان بخواهد که جزییات بیشتری ازاطلاعات را در مواردی که برای پیش بردن بحث‌ها نیاز دارد دراختیار او قرار دهند. همچنین بسیار مهم است که زنان توسط شبکه‌ی اطلاع‌رسانی گروهی، اطلاعات را در اختیار همدیگر قرار دهند و بدین وسیله می‌توانند به طور منسجم در مورد تصمیم‌‌های از قبل گرفته شده مقاومت کنند.

تکنیک‌های سلطه: با چه کسانی و چگونه مبارزه کنیم؟

4- تنبیه دو طرفه:
کانی برای شرکت در جلسه‌ی مهمی از مادرش تقاضا می‌کند که از پسرش مراقبت کند. مادر او را مورد سرزنش قرار می‌دهد که چرا بیشتر برای پسرش وقت نمی‌گذارد و می‌گوید هیچوقت وقت برای پسرت نداری. کانی هر بار که برای نگهداری فرزندش از والدینش تقاضای کمک می‌کند با همین مشکل مواجه می‌شود. واضح است که از دید آنان کانی مادر خوبی نیست و از طرفی هر بار که زمان گردهمایی و شرکت در جلسه‌ای مشخص می‌شود کانی با مشکل بچه‌اش روبروست و اگر به اعضای گروه بگوید که نمی‌تواند در آن روز مشخص شده در جلسه شرکت کند آنان او را مورد سرزنش قرار می‌دهند و به او می‌گویند که جلسه‌ی کاری از بچه‌اش مهم‌تر است.

اگر یک مادر تصمیم بگیرد در یک جلسه‌ی سیاسی یا کاری شرکت کند اغلب از طرف شوهرو حتی والدین خود مورد سرزنش قرار می‌گیرد که مادر و یا همسر خوبی نیست و به وظایف مادری و همسری بی‌توجهی نشان می‌دهد و آدم خودخواهی است. اغلب به آنان گفته می‌شود که چقدر خوش‌شانس هستند که چنین شوهر با فهم و شعوری دارند که به آنان آزادی عمل می‌دهند. گاهی این زنان هستند که این حرف‌ها و عقاید را بیان می‌کنند. ما زنان واقعاً باید از این کار اجتناب بورزیم.

به هر جهت، اگر زنی در هر عرصه‌ای فعالیت کند غلط است و اگر اصلاً کاری نکند باز هم غلط است. مثلاً در جنبش‌های فمینیستی فعالین زن اکثراً مورد انتقاد قرار می‌گیرند که چرا آمار طلاق اینگونه بالا رفته است و در همان زمان مورد سرزنش هستند که چرا به اندازه کافی در فعالیت‌های سیاسی شرکت نمی‌کنند. این هم بخشی از تکنیک سلطه است که با تعصب و برچسب زدن به زنان آنها را کنترل کنند. به طور مثال اگر زنی که مسئول جلسه و یا مدیر است به حرف همه گوش کند، او را ضعیف و ناتوان می‌دانند و اگر خلاف آن عمل کند به او می‌گویند خصوصیت زنانه ندارد. اگر یک زن سیاسی منافع زنان مورد نظرش باشد او را خائن به منافع دیگران دانسته و به خاطر دیدگاهش به او حمله‌ور می‌شوند.

ایجاد احساس گناه و یا خجالت در زنان اصلا دشوار نیست. هوشیارنبودن و احساس بی‌کفایتی باورغلطی است که همراه زنان هست و این به این خاطر نیست که ما زنان ناتوانیم. بلکه به این دلیل است که ما انتظار و تعصب و فانتزی‌های زیادی داریم و به خودمان می‌گوییم که باید کارها را بهتر مدیریت و سازماندهی بکنیم. همیشه وجدانمان در مورد مواظبت و فراهم کردن خواسته‌ها و نیاز فرزندان و شوهر و یا شریک زندگی‌مان آرام و آسوده نیست. ما کمتر به احساسات و عواطف خودمان می‌پردازیم.

قرار گرفتن در معرض این تکنیک بسیار ناخوشایند است، چونکه احساس دائمی گناه و به دنبالش اغلب احساس بی‌کفایتی ایجاد می‌کند.

برای اجتناب از این احساسات یک زن می‌تواند همزمان از داشتن بچه و فعالیت سیاسی خودداری کند. او می‌تواند موقعیت شغلی کم‌مسئولیت‌تری را بپذیرد و می‌تواند تلاش کند تا توازنی بین این مسائل ایجاد کند. به همین دلیل شناخت تکنیک‌ها و به‌کارگیری آنها بسیار اهمیت دارد. زنان مانند مردان در همه‌جا، کار و سیاست همراه فرزندانشان مورد نیاز هستند و زنان باید این حق و فرصت را داشته باشند تا بتوانند در همه‌ی عرصه‌های زندگی اجتماعی بدون هرگونه فشار فیزیکی و روانی شرکت کنند.

5- سرزنش شدن و احساس شرمندگی:
در جلسه‌ای کورینا برای اینکه فضای جلسه را قدری دوستانه‌تر کند پیشنهاد می‌کند که «بیایید بدون یک دستور جلسه مشخص شروع کنیم و هر یک به نوبت برای جلسه کیک بپزیم.» اما کارل به شدت عصبانی شد وگفت «چه پیشنهاد مسخره‌ای! جلسه‌ی ما برای کیک خوردن و حرف زدن در مورد مسائل پوچ و بیهوده نیست. ما باید جدی باشیم.» کورینا در جواب می‌گوید «چون همیشه تعداد مشخصی در جلسه صحبت می‌کنند، من می‌خواستم تنوعی در جلسه باشد.» کارل نگذاشت که او ادامه دهد و گفت تقصیر من نیست که آنان نمی‌توانند صحبت کنند! چرا به مدرسه نمی‌روند تا یاد بگیرند که چطور در جمع صحبت کنند؟ اینجا مهد کودک نیست. با اینکار و برخورد او کورینا به شدت احساس خجالت و حماقت می‌کند و فکر میکند که اعضای جلسه در مورد او چه فکر می‌کنند.

تمسخر و تنبیه، سرزنش و خجالت ایجاد می‌کند که زنان با آن مواجه می‌شوند و وقتی اتفاق می‌افتد که به زنان گفته می‌شود که مناسب شرکت در جلسه نیستند.1- ممکن است به این خاطر باشد که زنان رفتار و روشی متفاوت‌تر از مردان دارند.2- مردان با دسترسی به اطلاعات زنان را کنترل می‌کنند.

این تکنیک سلطه غیر منطقی است و مشکل است که آن را بپذیریم. در عین حال این تکنیک در پایین نگه‌داشتن موقعیت زنان در جامعه و فرهنگ زنانه موثر است. نادیده گرفته شدن زنان و منحصر کردن اطلاعات در داخل و خارج، احساس کوچکی و حقارت و ناامنی را در زنان ایجاد می‌کند. این عوامل باعث ایجاد بی‌عدالتی محض است. مقابله نکردن در برابر این سلطه و پذیرفتن عواقب، آن جامعه را دچار بیماری می‌کند.

چند بار شنیده‌اید که اگر رفتار بدی با زنی صورت گرفته نتیجه‌ی برخورد غلط خود او بوده است؟ در ارتباط با تجاوز و آزار جنسی مکرراً زنان محکوم می‌شوند که چرا اینگونه لباس پوشیده‌اند و یا شاید خودشان به دعوت متجاوز پاسخ مثبت داده‌اند. به طور کلی همیشه زنان مقصرند و به همین دلایل زنان مایل به گزارش دادن به پلیس و بازجوئی نیستند. چون برای آنان تداعی دوباره‌ی تجاوز و خشونت است. واقعاً در ظلمی که به بدن‌های ما توسط دیگران می‌شود ما مقصر نیستیم. زنان باید این مشکلات را با کمک یکدیگر حل کنند و احساس شرم و خجالت و گناه را کنار بگذارند و این احساسات مخرب را به همدیگر منتقل نکنند.

عادت کردن تدریجی به قبول سرزنش و شرم، به مرور زنان را وامی‌دارد تصویری از خود بسازند که بپذیرند انسان‌هایی غیر جذاب، کودن و ناکامل هستند. بنابراین باید به این مسائل توجه شود و اگاهانه برای شکوفایی قدرت زنان بکوشیم. اگر زنان کاملاً تکنیک‌های سلطه را بشناسند و بدانند که چطور و چگونه عمل می‌کند، به جای پذیرش شرم و خجالت و گناه می‌توانند به زن بودن خود و نامی که جنس دوم خوانده شده با احساس غرور و شادی افتخار کنند.

قاپیدن پیشنهادات:
مردان روزانه توصیه‌ها و پیشنهادات جدید را مطرح کرده و مورد توجه قرار می‌گیرند و زنان عقب مانده و نمی‌دانند چگونه شرایط را به طور مناسب کنترل کنند.

شما حق دارید که به تلخی احساس کنید که هیچ اتفاقی در اصل نیفتاده است. ولی خیلی از زنان احساس می‌کنند که موضوع مهم است. باید بدانید که اولین کسی بودید که آن را مطرح کردید. باید این موضوع را جدی بگیرید که وقتی که ایده و نظر از شماست، باید به شما گوش کنند و نظرتان را بشنوند و بسیار مهم است که بدانند نظر شما بوده است. این باعث می‌شود که دفعات دیگر به دیدگاه شما توجه کنند. اغلب دشوار است که نظر یا عقیده‌ای را اظهار کرد و به همین دلیل است که زنان شرکت کننده باید به سخنرانی زنان دیگر توجه کنند.

تحریک و توهین:
هنگامی که شخصی عمداً توانایی شما را به زیر سوال می‌برد، آزار و تحقیر شروع می‌شود. اجازه ندهید که به شما بگوید «شما نمی‌فهمید» یا «موضوع را نگرفته‌اید» و... ممکن است اینگونه باشد که سوالش واضح و روشن نبوده و یا کاملاً به حرف‌هایتان توجه نکرده است.

مثالهای دیگر اینگونه آزارهای کلامی: «نمیتونی شوخی رو تحمل کنی دخترم»، «چه جوری فکر می‌کنی دوست من»، «وقتی عصبانی هستی خوشگل‌تری»

شاید شما هم تجربه کرده باشید که مسئول جلسه یا سخنگو از حالتی که پدر با فرزندش صحبت می‌کند(پدرسالاری) استفاده می‌کند. به عنوان مثال: «متوجه نشدی که دخترم؟» این راهی است برای خلع سلاح و خنثی کردن ما زنان که باید به آن آگاه بود.

ما باید بتوانیم این برخوردها را نادیده بگیریم که موجب ضعف در برخورد درست مان نشود. مگر آنکه بخواهید تلافی کنید که گاهی بسیار دیر است.

مداخله در بحث‌ها:
برای مردان آسان است که بحث‌ها و سخنرانی‌ها را انحصاری کنند. یک نظرسنجی آمریکایی نشان می‌دهد که مردان در 90 درصد مواقع بحث‌ها را قطع می‌کنند که بیشتر مواقعی است که زنان صحبت می‌کنند. اگر صحبت‌های شما قطع شد، باید تذکر دهید که حرفتان تمام نشده است. بخواهید که به شما فرصت دهند که مطلب‌تان را به پایان برسانید وتذکر دهید که حرفتان را قطع نکنند. اگر چیزی برای گفتن باقیمانده آن را تا پایان ادامه دهید. اگر هنوز آنها صحبت می‌کنند منتظر بمانید تا سکوت برقرار شود تا مداخله‌گر احساس ناراحتی و مزاحمت کند نه شما.

چرا مردان از تکنیک سلطه استفاده می‌کنند؟
مردان واضح و مشخص با استفاده از زبان و فضای موجود امتیازشان را حفظ می‌کنند. و همچنین انتظار دارند که بیهوده بیشتر از زنان مورد توجه قرار گیرند. آنان در بسیاری موارد معترض‌اند که زنان بیشتر موقعیت‌های شغلی را اشغال کرده و مانع ترقی آنان هستند. این نه تنها استفاده از نابرابری در قدرت و استفاده از سلطه‌گری‌ست، بلکه به طور دانسته یا ندانسته استفاده از جنسیت مردانه‌ی آنهاست. اگر مردی همسرش را به خاطر مثلاً حاضر نبودن به موقع شام مورد آزار قرار دهد فقط به این خاطر نیست که می‌خواهد زنش بار دیگر اینکار را نکند، بلکه می‌خواهد با احساس حق به جانبی این عمل را بخشی از حق خود بداند.

تکنیک‌های سلطه: با چه کسانی و چگونه مبارزه کنیم؟

نتیجه گیری: چه باید کرد؟
تشخیص تکنیک‌های سلطه در متینگ‌ها، سمینارها، کنفرانس‌ها و...:

1- باید هشیارانه عمل کنید و با دانستن جزییات روشهای مختلف سلطه که مورد استفاده‌ی مردان برای سرکوب زنان قرار می‌گیرد، روش‌های مختلف دیگر را پیدا و نام‌گذاری کنید و بدانید که شما خسته کننده و نادان نیستید و چیزی کم ندارید. اعتماد به نفس داشته باشید تا بتوانید از حقتان دفاع کنید.

2- با کسی در مورد سرکوب صحبت کنید. آنها می‌توانند شما را مورد پشتیبانی قرار دهند. این پشتیبانی بسیار مهم است. اگر کسی تکنیک‌های سلطه را بداند و بشناسد می‌تواند با آن هنگامی که لازم است مقابله کند.

3- مواجه شدن با شخصی که سلطه‌گر است.

توضیح دهید که مورد سلطه قرار گرفته‌اید. به خاطر داشته باشید که آنان گاهی ناخواسته از آن تکنیک‌ها استفاده می‌کنند و بسیار مهم است که شما موقعیت را هر چه سریعتر به آنان گوشزد کنید، حتی اگر باعث شود که شما را خود محور بدانند.

* این مقاله برای سخنرانی در اتحادیه‌ی سازمان‌های زنان ماسادونیا در آپریل 2001 توسط مرکز برابری جنسی نروژ تهیه شده است.
 

منبع:
فصلنامه‌ی مُروا شماره پنجم - تابستان ۱۳۹۹

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.