جمعه ۰۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۱

پتانسیل و تاثیر فعالیت جنبش زنان در ایجاد همگرایی در بخش های مختلف جامعه

۲۰ اسفند ۱۳۹۹

حضور زنان در جنبش آزادیخواهانه، حق طلبانه، عدالتخواهانه و دمکراتیک کشور باعث شده است که قدرت مقاومت و ایستادگی معترضان برای تحقق مطالبات شان افزایش یابد. آنها برای ایجاد همبستگی در مبارزات اعتراضی و اجتماعی نیرو زیادی را صرف می کنند. روشن است که کوشش برای جمع کردن نگرش های متفاوت بر اساس توافقات مشترک و سپس پایبندی نشان دادن نسبت به آن توافقات بسیار دشوار و انرژی و پتانسیل زیادی را از فعالان جنبش می گیرد.

مقدمه

از هشت مارس امسال، روز جهانی زن، روز مبارزه برای آزادی و برابری جنسیتی در عرصه ملی و جهانی چند روزی می گذرد. زنان دهه هاست که مبارزه ای جدی و مصمم برای برابری حقوقی را در ایران پیگیرانه دنبال می کنند. چنین مبارزه ای مترقی و امیدبخش است و درود بر زنان و دختران جوانی که برای بهبود زندگی، آزادی و برابری جنسیتی پرشورانه به مبارزه برای جهانی بهتر فعالیت می کنند! هشت مارس فرصت مناسبی برای زنان و دختران جوان است که توجه افکار عمومی را به آسیب‌هایی که زنان از آن رنج می‌برند جلب کنند و در این فضای بوجود آمده مطالبات و طرح هایی که زنان از خانواده، فامیل، جامعه و نهادهای قانون‌گذار برای رفع تبعیضات و نابرابریها انتظار دارند را مطرح کنند تا فضا برای سازماندهی برای انجام تغییرات فراهم شود. به همین مناسبت تلاش می کنیم در این نوشته علاوه بر پرداختن به مبارزات زنان در ایران به بخشی از مبارزات زنان بویژه در دوران کرونایی نیز بپردازیم و در این بررسی ببینیم مبارزات زنان و نقشی که در این عرصه در صحنه اجتماعی، مدنی و سیاسی ایفا می کنند چگونه توانسته در جنبش دمکراتیک و مترقی کشور تاثیرگذار شود.



تلاش جنبش زنان برای ماندن در جهان امروز

هشت مارس، روز جهانی زن، هر ساله به اشکال گوناگون توسط ده ها، صدها و هزاران تشکل، انجمن و نهاد دولتی و غیردولتی به عنوان جنبشی سیاسی و اجتماعی گرامی داشته می شود. جنبشی که پایه های اولیه آن از اواسط قرن نوزدهم شروع شد و در آغاز قرن بیستم با برگزاری انترناسیونال زنان، به جنبشی جهانی تبدیل گشت. مخالفین این حنبش جهانی به اشکال گوناگون از جمله با فراموشی و انکار پیام روز جهانی زن با فروکاستن این روز خجسته و پر اهمیت به روز مادر و روز عشاق و در ایران مشخصا به روز تولد فاطمه زهرا دختر پیامبر اسلام، تلاش می کنند با این ترفتدهای سیاسی در گستره اجتماعی پذیرش حقوق شهروندی و اجتماعی را با موانع پر شماری مواجه سازند. هشت مارس، روز مبارزه علیه تبعیض جنسیتی است. تبعیضی که زنان ایرانی بیش از ۴۱ سال است با آن درگیر هستند.

جمهوری اسلامی در ارتباط با مبارزات زنان

حکومت اسلامی ایران هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت نمی‌شناسد. حکومت اسلامی ایران از آغاز تا امروز همواره کوشیده است تا با برجسته کردن شخصیت‌های مذهبی و تاکیدبر اهمیت مادر بودن، از زن، همسر وابسته و فرمانبر بسازد و از این طریق حقوق و مطالبات زنان را نادیده بگیرد. البته انکار یا فراموشی اهمیت هشت مارس، روز جهانی زن فقط از تمایلات مردسالارانه و باورهای مذهبی دولتمردان حکومت اسلامی ایران بوجود نمی آید بلکه این روحیه نادیده گرفتن و خود را به ندیدن زدن، سابقه ای تاریخی هم در ایران و هم در جهان با خود دارد.


زنان و مردان جوان برابری طلب

در سه دهه گذشته زنان و دختران جوان توانسته اند به شکلی محسوس و در سطحی گسترده در شهرهای مختلف ایران، برای احقاق حقوق انسانی و شهروندی، با مردان همراه شوند. انعکاس چنین حقیقتی از مبارزه پر شکوه زنان و مردان جوانی که آگاهانه می خواهند برای آزاد زیستن و آزاد ماندن در یک جهان امروزی، برابر، مدرن و بدون تبعیض، امید و عشق به تغییر را مشترکا با هم در خیابان ها تجربه کنند بسیار مسرت بخش است. سالهاست که در جامعه اهمیت و ارزش آزادی برای نسل جوان ایرانی چنان موضوعیت عینی یافته است که حاضر است برای زمینی کردن چنین تصویری زنده و مدرن از زندگی و برای احقاق حقوق ضایعه شده اش، اعتراضات مدنی و دمکراتیک سازمان دهد. این نسل از جوانان و زنان کشور به اهمیت قدرت و حرکت مشترک برای احقاق بدیهی ترین حقوق اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری خود پی برده اند و این در واقع نشان از بلوغ اجتماعی شهروندان جوان آگاهی است که تصمیم به ماندن و زندگی در جهان مدرن امروز را جزء حقوق اولیه و انسانی خود می دانند و برای رسیدن به آن خواسته های مدرن و دمکراتیک تلاش مشترک و مداوم می کنند.




تلاش انسانی زنان

امروز در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور فعالین جنبش زنان با داشتن ده ها سال تجربه مبارزه مستقلانه توانسته اند از جایگاه بسیار مهمی در میان جنبش های اجتماعی و دمکراتیک کشور برخوردار شوند. مبارزه آنان حاصل بیش از یک قرن تلاش حق طلبانه و پیگیر در کشورمان می باشد. آنها با تجربه اندوزی از گذشته و نگاه به حال و آینده جنبش، در اعتراضات خیابانی شهرهای مختلف کشور شرکت کرده اند و مبارزه و مقاومت مشترک به همراه مردان را به اشکال گوناگون پیش برده اند. آنها در عمل نشان داده اند که دیگر حاضر نیستند بی حقوقی، تحقیر، تبعیض و نابرابری را در جامعه استبدادی ایران پذیرا شوند و تاکنون برای نه گفتن به بی عدالتی و تبعیض، همه گونه هزینه را نیز پرداخته اند. زنان با مبارزات دلیرانه، بدون ترس و بدون خشونت خود توانسته اند در برابر تعرض نیروهای استبدادی، مقاومت کنند. چنین روحیه ای موجب حیرت و ترس نیروهای سرکوبگر و همراهی و همیاری همه فعالین سیاسی، اجتماعی و مدنی ایران و نیز موجب جلب همبستگی و احترام مردم جهان از خواسته ها و مبارزات آنها شده است.

امید و مبارزه برای تغییرات جدی

در ایران، زنان با شرکت وسیع در جنبش های اعتراضی و با مقاومت هدفمند و همه جانبه، امید برای تغییرات مهم و ساختاری، و روحیه برای ادامه مبارزه آگاهانه و مقاومت برای مبارزه بدون خشونت را در میان معترضین بسیار تقویت کرده بودند. زنان آزادیخواه، دمکرات، مترقی و برابری طلب جوان ایرانی سالهاست که با هم بودن را توانسته اند با وجود داشتن اختلافات و تنوعات مختلف به علایق و منافع مشترک تبدیل کنند و بدین ترتیب مشترکا برای کسب حقوق برابر شهروندی تلاش و تجربه مثبتی را در اختیار جنبش دمکراتیک مردم ایران قرار دهند. در واقع آنان بخوبی موفق شده اند که چنین تجربه مثبتی را وارد جنبش اعتراضی کشور کنند. مبارزه مشترک زنان، مردان، دختران و پسران برای حقوق شهروندی و نیز علیه دیکتاتوری موجب ریختن ترس آنان از نیروهای سرکوبگر و خشونت آمیز رژیم اسلامی ایران شده است. زنان جوان در همه جا در صحنه مبارزه مدنی ایران حضور سنگین دارند و این احساس خوب هر چه بیشتر در داخل و خارج از کشور تقویت می شود که بدون حضور و همراهی زنان، جنبش اعتراضی کنونی در سطحی که امروز در آن قرار دارد، نمی توانست وجود داشته باشد.



حضور گسترده زنان در جنبش های اعتراضی

مدتهاست که مبارزه حق طلبانه و برابری خواهانه زنان و دختران جوان برای احقاق ارزش های دمکراتیک شهروندی در جامعه با خواسته های دمکراتیک و شهروندی جنبش های اعتراضی تلاقی پیدا کرده است و امروز حضور زنان در میادین اعتراضات اجتماعی و سیاسی از چنان شدت و قوه ای برخورد است که کسی نمی تواند وجود فاکتور زنان را در این مبارزه نادیده بگیرد. زنان برای داشتن چنین کیفیتی در مبارزات جاری، چندین دهه است که به اشکال گوناگون و با احترام به تنوعات موجود میان خود و با بهره گرفتن مناسب از تکنیک های ارتباطی، اینترنتی و نیز با کمک شبکه های اجتماعی و مدنی که در سطح اقشار مختلف جامعه وجود دارد، تلاش و مبارزه همه جانبه ای را متحدا پیش می برند و خوشبختانه تنوعات و تفاوت ها در میان آنان منجر به کم کاری، دوری و پراکندگی نیروهایشان نشده است. جریانات مختلف جنبش زنان در همه جا و هر کدام بنا به ظرفیت و توان خویش، انواع و اقسام راهکارها را انتخاب و تجربه می کنند تا بلکه از این طریق بتوانند کانون های مقاومت در جامعه را زنده، پایدار، موثر و همه جانبه کنند. آنها تجربه با هم بودن را با توجه به ظرفیت، توان و تنوعی که در میانشان برای مقاومت پایدار وجود دارد برای یافتن راهکارهای مدنی و دمکراتیک، در اختیار جنبش دمکراتیک ایران قرار داده اند و چنانکه می دانیم در این عرصه مجبور شده اند هزینه های بسیاری را نیز تقبل کنند.

پتانسیل های موجود در مبارزه زنان

تجربه مبارزات زنان، مادران، دختران به همراه پسران و پدران نشانگر این واقعیت جدی است که آنها این بار برای مبارزه علیه دیکتاتوری و حقوق شهروندی مشترکا در کنار هم در اعتراضات خیابانی شرکت می کنند. نقش پیشتاز زنان و نگاه تغییر یافته مردان و پسران در مبارزه کنونی موجب ایجاد پتانسیل های جدیدی در جنبش اعتراضی کشور شده است و این وضعیت باعث گشته است که اینبار همگان بصورت جمعی و با احترام به یکدیگر و تنوعات موجود به دنبال یافتن راهکارهای نو و متنوع برای ادامه و تضمین فعالیت جنبش مسالمت آمیز و شهروندی مردم ایران باشند.

روشن است که جنبش های اجتماعی و اعتراضی و از جمله جنبش زنان چنان پتانسیلی را فراهم کرده اند که جنبش زنان می تواند هر چه گسترده تر خواسته ها و مطالبات برابری طلبانه خود را در جامعه مطرح کند. در گذشته چنین فرصتی هیچگاه فراهم نشده بود و زنان تا این حد از آگاهی و سواد، آموزش، تجربه و گستردگی نیرو برای تاثیر گذاری در جامعه برخوردار نبودند. دفاع از حقوق شهروندی و مدنی می تواند فضا و زمینه را برای طرح و احقاق خواسته های دیگر زنان که به منافع آنان مربوط می شود را فراهم کند و سالهاست که فعالین جنبش زنان و حتی دیگر بخش های زنان و دختران جوان نسبت به اهمیت این موضوع، بخوبی آگاه هستند. در دو سال اخیر شرکت و حضور فعالین زن در حرکات اعتراضی مسالمت آمیز باعث شده است که ارتباط زنان با اقشار دیگر جامعه تقویت شود و نیز همکاری های متفاوتی میان آنها سازمان داده شود. در ضمن زنان تاکنون توانسته اند با حضور در اعتراضات میلیونی نقش خود را هر چه بیشتر به عنوان نیروی تغییر در جامعه تقویت کنند و از این طریق فرصت ها و فضاهای مناسبی را برای طرح و گسترش خواستهای دمکراتیک و برابر طلبانه خود در سطح میلیونی ایجاد کنند. منافع جنبش دمکراتیک ایجاب می کند به چنین نیروی با تجربه و گسترده ای هرچه بیشتر توجه نشان دهد و آنرا به عنوان یک نیروی بالقوه، موثر و دمکراتیک در میان خود در نظر بگیرد.

توازن نیرو و انتخاب عرصه مبارزه

این بر کسی پوشیده نیست که جنبش زنان متکثر و متنوع می باشد و مناسب است در هر لجظه در این جنبش ها همواره شعارها و خواستهایی با توجه به توازن و تنوع نیروها سنجیده و انتخاب شوند و اینکه روشن گردد که کدام شعار یا خواست اجتماعی و مدنی می تواند نیروی هر چه بیشتری را بسیج کند. فعالین جنبش های دمکراتیک مدنی و شهروندی می توانند با اتخاذ سیاست ها و تاکتیک های مناسب، دستاوردهای خود را برای نیرو بخشی و تقویت نگرش های دمکراتیک و متنوع در درون جنبش، بسط دهند. جنبش زنان به عنوان نماد مبارزه برای آزادی، حقوق برابر شهروندی و علیه تبعیض، در عمل اجتماعی نشان داده اند که می توانند با تکیه به خود هرچه بیشتر با هم بودن را در حین تنوع و احترام به هم گسترش دهند و از این طریق به حیات خود تداوم بخشند. در ضمن فعالین زن تلاش دارند به اشکال گوناگون مطالبات عادلانه، دمکراتیک و معیشتی مردم در دوران کرونا را در سطح کشور مطرح کنند.



تغییر روش و تاکتیک مبارزه با توجه به سرکوب گسترده

فعالین جنبش زنان در جامعه در شرایط کنونی با توجه به دستگیری هزاران منتقد و مخالف حکومت اسلامی ایران و نیز دستگیری فعالین سیاسی و اجتماعی زنان با مشکلات عدیده ای مواجه هستند. در وضعیت کرونایی می بایست در روش ها و تاکتیک های خود تغییراتی را تدارک ببینند. کمک به طرح مطالبات زنان اقشار محروم جامعه و طبقات ضعیف مناطق جنوب شهر یا حاشیه ای در شرایط کرونایی بسیار دارای اهمیت است. حکومت بدلیل در دست داشتن انحصاری امکانات رسانه ای خبر و گستردگی اعتراضات را به گوش مردم نمی رساند. در این عرصه جنبش زنان با توجه به ارتباطات و تجربیاتی که برای همکاری و توافق با اقشار متنوع و وسیع مردم دارد می بایست با دیگر امکاناتی که در داخل و خارج از کشور در اختیار دارند، چنین راهکاری را هر چه بیشتر و وسیع تر برای اطلاع رسانی، مشترکا اجرایی کنند.

مشکلات پیش روی زنان

حضور زنان در جنبش آزادیخواهانه، حق طلبانه، عدالتخواهانه و دمکراتیک کشور باعث شده است که قدرت مقاومت و ایستادگی معترضان برای تحقق مطالبات شان افزایش یابد. آنها برای ایجاد همبستگی در مبارزات اعتراضی و اجتماعی نیرو زیادی را صرف می کنند. روشن است که کوشش برای جمع کردن نگرش های متفاوت بر اساس توافقات مشترک و سپس پایبندی نشان دادن نسبت به آن توافقات بسیار دشوار و انرژی و پتانسیل زیادی را از فعالان جنبش می گیرد. روشن است که قدرت واقعی جنبش ها و حرکت های دمکراتیک همیشه در گرو اتحاد نیروهای متنوع و بهره مندی مناسب از انرژی آنها در جهت توافقات دمکراتیک صورت گرفته میان فعالین جنبش های اجتماعی و مدنی بوده است. البته مشخص است که در این عرصه جنبش های دمکراتیک مدنی نیز در درون خود با موانعی همچون عدم پایبندی به توافقات، بی توجهی، حذف عمدی، خودی و غیر خودی کردن، حقیر شمردن دیگر جریانات و حتی توده های مردم روبرو هستند و همه این موارد موجب اتلاف وقت، انرژی و مانع رشد جدی این جنبش ها می شوند. روشن است که چنین مشکلاتی ضربات اساسی و نابود کننده ای را به منافع و وحدت ملی ایرانیان وارد می کند. بدلیل حضور تاریخی و سنگین استبداد در کشورمان، جنبش های اجتماعی و سیاسی همواره به اشکال گوناگون با خطر فردگرایی، خود محور بینی، سیاه نمایی، سیاه و سفید کردن و غیره مواجه بوده اند. این تفکرات و رفتارهای غیر دمکراتیک برای توجیه برخوردهای خود سعی می کنند به طریقی رادیکالیزم کور، خشونت گرایی و انتقام جویی و بی اعتمادی را در میان مردم نسبت به فعالین و اعضای جنبش های اعتراضی و مدنی ایجاد کنند. ارگان های امنیتی و اطلاعاتی حکومت اسلامی ایران نیرو و امکانات زیادی را برای تقویت چنین نگرش هایی در جامعه هزینه می کنند. فعالین جنبش های اعتراضی در ایران مناسب است در این عرصه ها نسبت به ترفندهای جمهوری اسلامی بسیار هوشیار باشند و تاکید ویژه بر اشتراکات برای با هم بودن با جریانات دمکراتیک و مترقی را در جامعه تقویت کنند.

کرونا، وضعیت کشور و نقش زنان در بازار رسمی کار

در حال حاضر شرایط کشور نسبت بە سالهای گذشته بسیار متفاوت و بحرانی تر شده است. سایە سنگین کرونا بر سر کشور سنگینی می کند. اپیدمی کرونا جهان را با آسیب های شدید، گسترده و جدی روبرو کرده است. طبیعتا زنان و کودکان هم از این آسیب ها در هیچ جای جهان مصون نبودند و این آسیب ها شامل حال آنان نیز شده است. همه گیری ویروس کرونا فشارها و نابرابری های جنسیتی را تشدید کرده است. محدودیت های ناشی از حضور زنان در خانه از یک سو و سنگینی بار مسئولیت و مدیریت همه جانبه زندگی از سوی دیگر، رنجی مضاعف بر زنان تحمیل می کند.

زنان مزدبگیر در بازار رسمی اشتغال در ایران جایگاه حداقلی دارند و به این خاطر اغلب جذب بازار غیررسمی کار می‌شوند. اما اشتغال زنان در بازار غیر‌رسمی بدلیل شیوع کرونا با دشواری شدیدی روبرو شده است. بنا به آمار انتشار یافته کارگرانی که درخواست بیمه بیکاری داده‌اند، تعداد آنها بیش از ۸۰۰ هزار نفر است. اگر به این موج بیکاران؛ کارگران ساختمانی، فصلی و شاغلان در مشاغل غیررسمی را هم اضافه کنیم آمار بیکاران افزایش چشمگیری خواهد یافت.

هر چند که دولت روحانی در روزها و ماه های اول وعده پرداخت بیمه بیکاری به شاغلانی که به علت کرونا بیکار شده بودند، داده بود، اما این بیمه بیکاری شامل زنان دست فروش و تعداد قابل توجهی از زنان کارمند و کارگر که دارای قراردادهای معتبر و رسمی نیستند و به اصطلاح به صورت "توافقی" مشغول به کار شده اند نیز نخواهند شد.



آمارهای دولتی، هزینه اقتصادی و بیکار شدن زنان شاغل و کرونا

در تیرماه امسال، مرکز آمار ایران گزارش داد که در بهار سال ۱۳۹۹، از میان ۲۲ میلیون و ۹۶۳ هزار نفر، مردان ۱۹ میلیون و ۱۷۳ هزار نفر و زنان ۳ میلیون و ۷۹۰ هزار نفر از جمعیت شاغل کشور را به خود اختصاص داده‌اند. در ضمن نسبت به فصل مشابه سال قبل حدود دو میلیون نفر از بازار کار خارج شده‌اند که بیش از یک میلیون و ٢٠ هزار نفر آن را زنان و ٩٧٠ هزار نفر را مردان تشکیل می‌دادند.

گروه‌های ضعیف جامعه که صدای آنها غالبا شنیده نمی‌شود با گسترش اپیدمی کرونا با مشکلات عدیده ای مواجه شده اند. تا کنون بخش قابل‌توجهی از زنان کارمند و کارگر بیکار شده اند و چنانچه متذکر شدیم نمی‌توانند بیمه بیکاری بگیرند. در ضمن زنان شاغل زیادی هستند که به صورت توافقی مشغول به کار هستند. منشی‌های پزشکان، کارگران خدماتی، کارمندان دفاتر خصوصی و ... در بسیاری موارد زیر یک میلیون تومان حقوق می‌گیرند و بیمه هم نیستند. در ایران کم نیستند افرادی که بدون بیمه، بدون برخورداری از حداقل ایمنی کار و با دستمزدی پایین تر از حداقل تعیین شده تن به کار می دهند. چنین شرایطی در پساکرونا ممکن است حتی بدتر شود.

خانم مهناز قدیرزاده کارشناسی روابط کار و فعال حوزه زنان می گوید:" با انتقاد از دریافتی حداقلی کارگران که به گفته او در بهترین حالت تامین‌کننده یک سوم نیاز آنهاست خواهان اندیشیدن به تمهیداتی شده که با به کارگیری آنها بتوان زنان را از بازار غیررسمی کار نجات داد. او معتقد است: "این بهانه که در صورت پرداخت حداقل‌ها کارفرمایان نمی‌توانند روی پا بایستند و ورشکست می‌شوند غیرواقعی است. کمتر از ۱۰ درصد هزینه تولید مربوط به حقوق نیروی کار است...."

درباره میزان بیکاری ناشی از بحران کرونا در بخش‌های مختلف اقتصاد ایران بالاخره علی ربیعی، سخنگوی دولت به سخن آمد و از بیکاری و اخراج میلیون‌ها نفر از کار به علت شیوع ویروس بیماری کووید ۱۹ خبر داد. ربیعی تاکید کرد: "در حال حاضر نزدیک به ۳.۳ میلیون نفر از شاغلان رسمی کشور به طور مستقیم در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. بیش از ۱.۵ میلیون کارگاه رسمی و غیررسمی دچار توقف فعالیت شدند. ۴ میلیون شاغل غیررسمی در کشور در معرض توقف یا کاهش فعالیت کاهش دستمزد و اخراج هستند. بیش از ۱۲ میلیون کارگر در بخش خدمات مشغول به کارند و آثار اولیه بیکاری در ۱۰ رسته‌ای که بلافاصله با شیوع بیماری دچار تعطیلی شدند، هویداست".

با توجه به آمارهای بالا براحتی می توان تشخیص داد که در بنگاههای اقتصادی همانند گذشته، زنان همواره در صف نخست اخراج پیش از مردان قرار گرفته اند. در بازار کار ایران می دانیم که قواعد نانوشته‌ فراوانی وجود دارد که سختگیرانه‌ تر از قواعد نوشته شده اجرا می‌شوند. در این وضعیت حقوق حداقلی در صورتی که کاملا پرداخت شود به خودی خود پاسخگوی نیازها نیست و تبعیض‌های مزدی نوعی بی عدالتی مضاعف بر اقشاری است که چوب عدم توازن در بازار کار را می‌خورند.

در موج های اول و دوم کرونا در ایران، گروه های مختلف جامعه مانند زنان شاغل در کارگاه های زیرزمینی و یا زنان فروشنده در مترو و خیابان ها و ... که غالبا به عنوان زنان سرپرست خانوار محسوب می شوند با مشکلات پر شمار و شدیدی مواجه شده اند. بسیاری از این بخش از زنان زحمتکش شغل خود را با شیوع بیماری کرونا از دست داده اند. در واقع آنها در دورانی بیکار شده اند که علاوه بر هزینه های ثابت زندگی؛ هزینه های بهداشتی و درمانی نیز به آنها تحمیل شده است. این شرایط باعث شده بسیاری از زنان سرپرست خانوار بر خلاف میل باطنی مجبور شوند فرزندانشان را برای تامین معاش به خیابان ها بفرستند.

هزینه‌های بالای درمان این بیماری در کشور در کنار موج بیکارانی که به بهانه کرونا تعدیل و اخراج می‌شوند، زندگی میلیون‌ها نفر در ایران را تحت تاثیر خود قرار داده‌ است و بدین ترتیب آنان از دسترسی به حداقل ‌های معیشتی خود محروم شده اند. از آنجایی که در ایران با این حکومت، فرصت های برابر با مردان برای زنان بوجود نمی آید، محدودیت های اجتماعی و اقتصادی برای زنان افزایش یافته و آسیب های بیشتری متحمل زنان زحمتکش و فقیر شده است. بنا به آمار دولتی و اخبار وسایل ارتباط جمعی نوشتاری؛ در این شرایط گروه زنان و کودکان آسیب دیده تعدادشان نسبت به گذشته افزیش قابل توجهی یافته و همین موجب فقر بیشتر، سوءتغذیه، گرسنگی، رشد کارتن خوابی زنان و کودکان کار شده است و ادامه این وضعیت چنین سرانجامی را برای طیف های آسیب دیده بیشتر خواهد کرد. مطابق گزارش‌های رسانه‌ها، تا پایان بهمن‌ماه ۱۳۹۹ یک میلیون و ۵۵۸ هزار و ۱۵۹ نفر در کشور به کرونا مبتلا شده‌اند. و بر اساس آمارهای اعلام شده، از دوم اسفندماه ۹۸ تا حالا جان ۵۹ هزار و ۴۸۳ تن از شهروندان کشور را گرفته است. ایران در میان کشورهای جهان در فهرست پانزده کشور کرونا‌خیز قرار گرفته است.



بحران کرونا، افزایش خشونت خانگی و بی برنامه گی

موضوع افزایش خشونت خانگی و افزایش آزار های جسمی و جنسی زنان و کودکان در خانه ها در دوران قرنطینه بحث بسیار مهمی است که فقط به سلامت جسمی و جنسی افراد مورد آسیب واقع شده محدود نمی شود، بلکه به امنیت به هم ریخته روانی آنان نیز ارتباط دارد. این نوع آسیب ها باید موجب این گردد که حمایت های اجتماعی از کودکان و زنان آسیب دیده و آسیب پذیر در سطح کلان فراهم شود و در اولویت قرار گیرد. اما دولت حسن روحانی کار چندانی در این جهت انجام نمی دهد.

این واقعیتی است که با تداوم دوران اپیدمی کرونا و قرنطینه، در صورت نداشتن برنامه های مشخص اجتماعی و بهداشتی، فرسودگی جامعه، کاهش توان، طاقت، ظرفیت و بردباری افراد و خستگی آنها از ادامه زندگی در چاردیواری خانه حاصلی در پی نداشته باشد. لذا ضرورت دارد که از تغییر سبک زندگی و عادی شدن زیست اجتماعی با وجود کرونا و تلاش برای ارتقای تحمل جامعه در برابر آن برنامه ریزی صورت گیرد. در این میان به دلیل حضور زنان در خانه و اجتماع بیشترین مسئولیت سبک جدید زندگی در دوره همه گیری بر دوش آنان افتاده است. واقعیت های جامعه و مسایل مختلف دیگر این واقعیت تلخ را نشان می دهند که حکومت اسلامی ایران و دولتش در برابر وضعیت بحرانی پیش آمده، جامعه را در برابر ویروس کرونا با پیامدهای سنگینش رها کرده است و تاکنون از این وضعیت اقشار فرودست، ضعیف و فقیر جامعه بیشترین آسیب ها را دیده اند.

پیامدها و نادیده گرفتن وضعیت زنان در دوران کرونایی

در زندگی و در خانواده ها زنان نسبت به مردان کارهای رایگان و بدون دستمزد بیشتری انجام می دهند. در گزارشی در این مورد نوشته شده که:" وظایف مادری و همسری، آشپزی، فعالیت روزانه در خانه، پرداختن به دروس و اوقات فراغت کودکان، مراقبت از فرزندان، سالمندان و بیماران، پاسخ به نیازهای مرد(شوهر) و ... را می توان به عنوان نمونه مطرح کرد. به این ترتیب، همزیستی در فضاهای کوچک خانه، دوری از مناسبات اجتماعی ماقبل کرونا، اختلافات زناشویی، خشونت خانگی، افزایش مسئولیت های حمایتی، مراقبتی، اقتصادی، اجتماعی و عاطفی فشار شدیدی بر روح و جسم زنان وارد می کند. زنان خانه دار و شاغل، زنان آسیب دیده(کارتن خواب و معتاد)، زنان سرپرست خانوار، زنان کادر درمان (پرستاران و پزشکان)، زنان باردار، زنان مجرد و... هر یک به شکلی این فشارهای سخت و کمرشکن را تجربه می کنند". بی گمان، ضعف و سوء مدیریت بحران اجتماعی در دوران کرونا بوسیله دولت حسن روحانی و دیگر ارگان های حکومتی، نابرابری ها و تبعیض های جنسیتی را تقویت کرده و موجب افزایش خشونت، اختلاف های زناشویی و حتی باعث خواهد شد که پس از بحران کرونا طلاق در جامعه افزایش یابد.

این حقیقتی است که زنان با حضور در نقش های متفاوت به عنوان متخصصان بهداشت و سلامت، داوطلبان اجتماعی، کارشناسان، دانشمندان، مدیران، فعالین اجتماعی و مدنی، همسران و مادران و ...، هر روزه نقش مهم و پایه ای برای مقابله با بیماری کرونا به عهده دارند و می توان تاکید کرد که در خط مقدم مبارزه با این بیماری ایفای نقش می کنند. پس زنان با توجه به حضور گسترده در جامعه می توانند در انتشار اطلاعات درست و افزایش آگاهی جمعی تاثیر به سزایی داشته باشند. در نتیجه زنان از اصلی ترین گروه های اجتماعی در مواجهه، مقابله و درمان کرونا هستند که نادیده گرفتن وضعیت آنان پیامدهای جبران ناپذیری برای خانواده و جامعه در بر خواهد داشت.



نتیجه گیری

بسیاری از متخصصین روانشناسی و جامعه شناسی در جهان در مطالعات و آثار خود مطرح کرده اند که ترس و نگرانی از یک بیماری، به همراه بی برنامه گی حکومت و عدم امنیت بهداشتی و درمانی، نامشخص بودن وضعیت زندگی در جهان آینده و انجام تغییرات در سبک زندگی موجب این می گردد که الویت ها در زندگی افراد نیز دچار تغییرات جدی و اساسی شود.

در این شرایط در حین توجه به اهمیت تغییرات مربوط به سبک زندگی می بایست به سمتگیری مبارزه برای دفاع از حق وحقوق زنان و اقشار کم درآمد و فرودست جامعه و نیز درباره چگونگی جلب و جذب آنان به مبارزات دمکراتیک صنفی، مدنی، اجتماعی و سیاسی با توجه به شرایط کرونایی فکر کرد. با همفکری بخش های مختلف مطالبات مشترک و مشخصی را تنطیم کرد و آنرا در جامعه با امکاناتی که وجود دارد انتشار داد.

این واقعیتی انکارناپذیر است که زنان ایرانی در صف مقدم مبارزه با استبداد برای کسب آزادی های سياسی، اجتماعی و برابر حقوقی ايستاده اند. اين حضور برای نيروهای تحول طلب سکولار، دمکرات و چپ اميدوارکننده و برای حکومت جمهوری اسلامی غير قابل تحمل است. ارگان های قضایی و امنیتی برای خاموش کردن اعتراضات و خواسته های مدنی زنان همانند گذشته به ابزارهای مختلف سرکوب متوسل خواهند شد. جنبش زنان به‌عنوان یکی از نمادهای مبارزه برای آزادی، حقوق برابر شهروندی و تبعیض ستیز می باشد و حکومت نیز به‌خوبی از نقش موثر و تحول خواهانه زنان در این عرصه‌ها آگاه است. شاید به همین دلیل باشد که سرکوب زنان در فعالیت‌های اعتراضی، مدنی و صنفی به‌مراتب سیستماتیک و شدیدتر است.

جنبش زنان در همراهی با جنبش های دیگر اجتماعی مانند کارگری، دانشجویی، زیست محیطی و حقوق بشری برای پیشگیری، کنترل و مبارزه با بیماری و جلوگیری از فاجعه واگیری کرونا نیازمند ایجاد و تقویت همبستگی ملی، حمایت همه جانبه از اطلاع رسانی دقیق به شهروندان کشور، ایجاد یک سیستم طب ملی، ‌ایجاد امکانات بهداشت عمومی - درمانی پیشرفته، اعمال سیاست‌های مراقبت‌گرایانه و برابرخواهانه، پرداخت بیمه بیکاری و تقویت خدمات اجتماعی و ... است. در شرایطی که زنان بیکار شده به شدت برای امرار معاش به شغل نیاز دارند، ضروری است با یافتن تمهیداتی، شرایط برای باقی ماندن آنان در بازار کار را بوجود آورد. در طرح خواسته ها توجه ویژه به گروه های محروم مانند زنان فقیر، زنان مسن و زنان معلول، و برای اشتغال زنان سرپرست خانوار، انجام کارهای مناسب و عملی برای حل مشکلات آنها، ضروریست. چنین خواسته هایی عمومی است و می تواند در سطح ملی طرح شوند. فعالین جنبش زنان در درون و بیرون می دانند و می توانند با توجه به تجربیاتی که در سالهای اخیر کسب کرده اند مجموعه ای از راهکارهای موثری را در همکاری و همفکری با دیگر جنبش های اجتماعی برای مبارزه علیه کرونا و بی مسئولیتی حکومت به جامعه و شهروندان کشور پیشنهاد کنند. وجود چنین پتانسیل و روحیه ای در میان فعالین جنبش زنان بسیار قابل توجه است و می تواند نیروهای متنوع و دیگر عناصر جنبش های اجتماعی فعال در کشور را به سمت اقدامات مشترک بکشاند.

----------------------

منابع:

یک- گزارش مرکز آمار ایران در بهار سال ۱۳۹۹

دو- مصاحبه خانم مهناز قدیرزاده کارشناسی روابط کار و فعال حوزه زنان با ایلنا

سه- آمار علی ربیعی، سخنگوی دولت از میزان بیکاری ناشی از بحران کرونا



 





 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید