دوشنبه ۰۵ مهر ۱۴۰۰ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۱

توافقنامه ایران و چین، برتری‌ها و خطرها

۰۹ فروردين ۱۴۰۰

 باز کردن درهای ایران بر روی سرمایه داران چینی، می تواند موجب وابستگی گسترده و عمیق ساختار اقتصادی کشور به سرمایه داری چین گردد. این امر می تواند به نفوذ، کنترل و هدایت سیاسی امنیتی، کشور توسط قدرتمداری های حاکمه در چین منجر گردد. همچنین این امر می تواند هر چه بیشتر به سرازیر شدن ارزش های افزوده مؤسسات اقتصادی ایرانی به چین منجر بشود، که بطور طبیعی به نفع مردم ایران ناست. چین، یک دوست تازه به میدان وارد شده است. با دوستان تازه، نه تنها باید با احتیاط عمل نمود، بلکه با توافق های به عمل آمده مرحله به مرحله به پیش رفت، بلکه باید در این مسیر از ندانسته ها و نشناخته ها احتیاط نمود.

مقدمه

اطلاعات در مورد جزئیات این توافقنامه کامل نیست. لذا نظر دادن در مورد آن نیز به همان نسبت به احتمالات زیادی وابسته خواهد بود. جوهر این توافقنامه بر این محور استوار است که تمام شاخص ها و نمودارها بر این اشارت دارند که نه تنها امپریالیسم جهانی ، بخصوص آمریکا در بحران پسا کرونا در روند عقب رفتگی فرو خواهد رفت، بلکه به این زودی ها و به این راحتی ها قادر نخواهد بود از این بحران بیرون بیاید. بازتاب های اجتماعی این بحران، نمودهای خویش را هر روز در جامعه آمریکا به نمایش میگذارد.

این در شرایطی است که اردوگاه شرق، و در راس آن کشور چین، در مسیر رشد، توسعه و ترقی در عرصه های مالی- اقتصادی، فنی تکنولوژیک، امنیتی نظامی و غیره حرکت میکند. با توجه به اینکه نصیب خاورمیانه از طرف امپریالیستها طی یکی دو صده گذشته غیر از کشتار، جنگ، کودتا و حکومت های دست نشانده و نوکر صفت چیزی نبوده است، زمانی که گلوی حکومت جمهوری اسلامی ایران از طرف آنها بطور دائم فشاد داده میشود و آنها هر روز در حال خفه شدن است، طبیعی و منطقی است که آنها به سمت همراهی و همگامی با چین و روسیه حرکت نمایند.

جمهوری اسلامی ایران میتواند از این نوع توافقنامه های بعنوان عامل فشار برای اخذ امتیاز و نزدیکی بیشتر به آمریکا و غرب استفاده نماید. هنوز سران جمهوری اسلامی ایران و قدرتمداران حاکمه ترجیح میدهند تا مناسبات خویش را در درجه اول با غرب مستحکم نمایند تا با شرق. با وجود این؛ استراتژی بلند مدت این توافقنامه نشانگر جدائی از بلوک آمریکائی و همگامی، هم پیمانی و همکاری استراتژیک با بلوک شرق به رهبری چین است.

در باره جزئیات توافقنامه

شاید بتوان جزئیات این توافقنامه را به شرح زیر ردیف کرد.

یک – همکاری در زمینه های پروژه های ساختاری تاسیساتی کلان در ایران. به عنوان نمونه این پروژه ها شامل و در عرصه های بنادر، فرودگاه ها، جاده ها و اتوبانها، خط آهن و خطوط هوایی غیره هستند.

دو - همکاری در تاسیس شهرهای هوشمند، سبز با استفاده از تکنولوژی هوشمند نسل پنجم، و نسل های آینده.

سه- همکاری در عرصه های توریسم، ورزشی، فرهنگی، دانشگاهی، فناوری، علمی و عرصه های مختلف تکنولوژی داده های الکترونیک مجازی، از انبارهای داده های اکترونیکی گرفته، تا تولید دستگاه های الکترونیکی کوچک و بزرگ مختلف.

چهار – همکاری در عرصه های امنیتی، سیاسی، نظامی و دیپلماتیک در عرصه های منطقه ای و بین المللی.

پنجم – تاسیس مناطق آزاد تجاری بازرگانی، خصوصا در مناطق مختلف مرزی جهت گسترش تجارت آزاد فی مابین و با کشورهای منطقه.

ششم – تامین و تضمین فروش نفت ایران به چین ، همکاری در پروژه های استخراج، انبار، پالایش نفت، پیروشیمی و صنایع مربوطه. پول حاصله از فروش نفت، در پیشبرد پروژه های نامبرده هزینه خواهند شد.

هفتم – تامین اعتبارات این پروژه ها از طریق سه صندوق اعتباری؛ صندوق ویژه پروژه های جاده ابریشم؛ صندوق اعتبارات توسعه آسیا؛ و بانک مشترک ایران و چین تامین خواهند شد.

هشت – گشودن درهای ایران بر روی سرمایه داران چینی جهت سرمایه گذاری در پروژه های شهرسازی، بندرسازی، صنایع نفت، پتروشیمی و صنایع دیگر.

نهم – سواپ کردن پولهای یکدیگر با هم و انجام معاملات نه بر اساس دلار آمریکا، بلکه بر پایه تبادلات پولی همدیگر.

در مبحث برتریها و خطرها

برتریها

یک – راه اندازی پروژه های زیر ساختاری و کلان نامبرده شده در بالا، نه تنها موجب کانالیزه شدن سرمایه های کشور در پروژه های مادر و اساسی میگردد، موجب توسعه صنعتی ساختاری وسیع کشور گردد، بلکه میتواند برای دهها میلیون ایرانی اشتغال زائی کرده و آنها را صاحب اشتغال پایدار با درآمد به مراتب بهتر امروز نماید.

دو - به موازات پیشبرد این پروژه ها، طبقه کارگز ایران میتواند به مراتب وسیع تر، منسجم تر و بصورت قدرتمندتری در صحنه های صنفی، اقتصادی و سیاسی کشور حضور یافته و نقش آفرینی نماید. وسعت و گسترش وزن طبقه کارگر ایران این امکان را هر چه قدرتمندتر میکند تا اینکه آنها بتوانند نقش برجسته تری از حیات سیاسی کشور ایفا نمایند.

سه – کشور ایران میتواند از نظرهای فناوری، علمی، تکنولوژیک در پیشرفته ترین مدارها و عرصه ها به جولان آمده و پیشتازی نماید. همه این عوامل موجب تضعیف پایه های اجتماعی ارتجاع حاکمه میگردد.

خطرها

یک – میدانیم بر سر اکثر حکومت های اوتوکراتیک دست نشانده امپریالیستی، که با اربابان امپریالیست خویش بد افتاده و به همکاری و بستن پیمان های استراتژیک با شرق روی می آورند، تاکنون چه آمده است؟ کافی است به تجریه های صدام حسین، معمر قذافی، دانیل نوریه گو، و امثال آنها نظری بیاندازیم. همه این کشورها یا بطور مستقیم مورد تهاجم نظامی آمپریالیستی آمریکا قرار گرفته و بعد از کشتار هزاران هزار نفر، به ویرانه ای تبدیل گردیده اند، یا با شدیدترین محاصرات اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک مواجه بوده و در آنها حکومت های دست نشانده امپریالیستی جایگزین میگردد.

دو – در این توافقنامه هیچ اشاره ای به قانون کار، آزادی کارگران در تشکیل سندیکاها و نهادهای دیگر صنفی مدنی خویش و برخورداری از حق اعتصاب نشده است. این توافقنامه میتونست بصورتی کلی به تضمین سطح حداقل دستمزدها بر اساس سبد هزینه ای زندگی و سطح تخصص و تجربه کارگران و و آزادی آنها در تشکیل نهادهای مختلف صنفی مدنی خویش کارگران اشاره میشد.

سه – باز کردن درهای ایران بر روی سرمایه داران چینی، می تواند موجب وابستگی گسترده و عمیق ساختار اقتصادی کشور به سرمایه داری چین گردد. این امر می تواند به نفوذ، کنترل و هدایت سیاسی امنیتی، کشور توسط قدرتمداری های حاکمه در چین منجر گردد. همچنین این امر می تواند هر چه بیشتر به سرازیر شدن ارزش های افزوده مؤسسات اقتصادی ایرانی به چین منجر بشود، که بطور طبیعی به نفع مردم ایران ناست. چین، یک دوست تازه به میدان وارد شده است. با دوستان تازه، نه تنها باید با احتیاط عمل نمود، بلکه با توافق های به عمل آمده مرحله به مرحله به پیش رفت، بلکه باید در این مسیر از ندانسته ها و نشناخته ها احتیاط نمود.

چند نکته

یک – سمت گیری استراتژیک، اساسی و بلند مدت جهت بستن پیمان ها، توافق نامه ها و قرار دادهای مختلف و مجزا با شرق، بخصوص چین، میتواند به نفع هر دو کشور چین و ایران تمام شود. بطور نمونه، صدور هر چه گسترده نفت ایران به چین و استفاده از پولهای نفتی در توسعه زیرساختی کشور به نفع مردم هر دو کشور است.

دو – سوء استفاده از این توافقنامه ها جهت فشار آوردن به غرب، قمار خطرناکی است که میتواند برای مردم ایران خیلی گران تمام گردد.

سه – غرق شدن در زیر بار قرضه های اعتباری از بانک های چینی، میتواند وابستگی جدیدی ایجاد کرده و هرچه بیشتر بار سنگین خویش را بر دوش های مردم ایران و زحمتکشان تحمیل نماید.

چهار – قدم به قدم، پروژه به پروژه پیش رفتن در این مسیر، این امکان را فراهم می نماید، تا مطالعات و سنجش های دوره ای، راه را در مورد چگونگی پیشبرد راهبردهای مراحل بعدی تصمیم گیری آسان تر می نماید.

دنیز ایشچی

29 مارس 2021

دیدگاه‌ها

دیاکو ی عزیز
تک تک بند هایی که شما ردیف کرده اید، در مورد برجام اول و بر جام شماره دو هم صدق میکند. خیلی ها، به موازان فندق شکستن برای توافق نامه برجام دو، دوست دارند بخاطر خوش خدمتی به ارباب بزرک "جو یایدن"؛ و ستون پنجم ایرانی خارج نشین آن بر امواج چین ستیزی و روس ستیزی سوار شده هر گونه سمتگیری به شرق را محکوم نمایند. نمونه های ورشکسته رهبری حزب دموکرات، مجاهدین و سلطنت طلبان از آن جمله میباشند.
0

ندیدن کانتکست این توافق یعنی زمان مکان و بازیگران به مانند مشخصه اصلی توافق خطای بزرگ در برسی ان است. برخی از شرایط زمینه ای

۱-فساد ساختاری حکومت
۲- بی کفایتی نظام جمهوری
۳- الویت داشتن منافع سیاسی بر منافع ملی
۴- مخفی کاری در ارایه قراداد
۵- ضعف شدید مالی حکومت و بحرانهای متعدد اقتصادی اجتماعی در زمان توافق
۶- وابسته کردن زیر ساختهای اساسی کشور به چین و تکنولوژی در حال توسعه ان و مطلقا نه پیشرفته
۷- رفتار چین در قراردادهای مشابه با کشورهای توسعه یافته

شماره کردن نکات مثبت و منفی نشانگر ندیدن کارکرد و ماهیت این توافق می باشد
0

من مخالف صدرصد هستم یک‌وجب از خاکم دست غریبه باشد خواهر دو شهید
0

افزودن دیدگاه جدید