چهارشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲ می ۲۰۲۱

محل واقعی منازعه کجاست؟

۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۰

بازگشت به دوران محدودیت های قبلی ( غنی سازی سه و نیم درصدی ...) و سانتژیفوژهای نسل قدیمی و... بازگرداندن غول به درون بطری در شرایطی که از بطری بیرون جسته است، برای این جناح قابل تحمل نیست. در حقیقت مفاداصلی فایل صوتی هم که چیزی حز هشدارنسبت به پیروزی میدان بر دپیلماسی نیست، دقیقا به دلیل این که با آن چه در واقعیت جریان دارد تطابق دارد، پژواکی این چنین گسترده و پر بسامد داشته است.

انتشارفایل صوتی ظریف که رعشه براندام نطام افکنده از چه چیزی حکایت می کند؟ و چرا تا این حدموجب شوک و زلزله سیاسی در داخل و به ویژه ساختارقدرت شده است؟ اهمیت اصلی آن در چه چیزی است؟

بی تردید از جوانب مختلفی می توان حول این فایل صحبت کرد در مورد نحوه انتشار و دلایل آن و محتوای آن و تبعاتش. اما آن چه که در این میان نادیده می ماند، محل و موضوع واقعی منازعه و اهمیت آن است که در مجموع ما را واردیکی از بزنگاه های مهم و سرنوشت سازی از تحولا ت وپوست اندازی نظامی می کند که هم برای مردم ایران و هم جهان واجداهمیت است. برای آن که به کنه آن چه که در پساپشت این منازعه می گذرد تمرکزکنیم، لازم است قبل از هرچیز، جوانب و تبعات فرعی را که سبب می شوند تا اصل ماجرا گم شودکناربزنیم. به همین دلیل بی مقدمه سراغ آن می روم: می دانیم که در یک برهه زمانی دوماهه رژیم ( و از جانبی دیگر جامعه ایران) با دومسئله مهم مذاکرات هسته ای (برای لغوتحریم ها و بازگشت ایران به تعهداتش ) و نیز انتخابات ریاست جمهوری مواجه هست که این مسئله بی ارتباط با آن ها نیست.

هردوی این وقایع اکنون بنا به دلایلی از اهمیت بی بدیل و استثنائی برخوردارند: در مورداولی، چنان که می دانیم نبردسنگینی حول مذاکره (در اصل نه خودمذاکره بطورکلی بلکه سیاست مشخصی که در آن دنبال می شود) در میان حاکمیت برقراراست. ابعادمنازعه چنان داغ است که یکی رسماً به خیایت و جاسوسی و وادادن و زیرپاگذاشتن فرمان رهبری متهم می شود و دیگری برآن است که حتی یک روز تأخیر در رفع تحریم ها خیانت به مردم و کشوراست. در همین رابطه زرادخانه جناح مقابل با توپخانه سنگین صداو سیما و مستندهائی چون گاندو و پایان بازی و انواع افشاگری ها علیه مذاکره کننندگان ... حمله می کند و البته دیگررسانه ها و نیز نهادها و از جمله مجلس نیز بیکارنیستند که مجال طرحشان در اینجا نیست. در مقابل هم وزارت خارجه مجبور می شود که به شکل بی سابقه ای فیلگورتاکنونی عدم مداخله مستقیم در این گونه منازعات را بکنار بگذار و بیانیه شدادو غلاظی را منتشرکند که بیانگراوج منارعه در لحظه های کنونی است. وقتی قالیباف می گوید خون حاج قاسم غرب گرایان در کشور را رسوا و ریشه آن ها را خواهدسوزاند و یا احضار ظریف به مجلس و تشکیل پرونده در قوه قضائیه و یا وقتی خبرگزاری فارس تیتر می زند که ظریف به مرز نابودی اجتماعی و سیاسی رسیده است...، به خوبی ابعاد حاد منازعه و جنگ قدرت را بارتاب می دهند. تا این جا معلوم می شود که یکی مخالف مذاکره بویژه توسط این تیم است و دیگری عجله دارد که هرچه زودتر به توافق برسد و پایان ریاست جمهوری پر از بحران و تنش را به مصداق شاهنامه آخرش خوش است به پایان برساند. البته به ظاهر کسی مخالف مذاکره نیست و حتی جلیلی هم در گذشته سال ها مشغول مذاکره بود، اما مسئله اصلی رویکردحاکم در این مذاکره است که حاکی از صف آرائی دو موضع کاملا متضاد در ساختارقدرت است.

با این همه چاشنی انفجاری این مذاکره را سوای دو رویکرد کلی چیز دیگری تشکل می دهد: واقعیت این است که از مدت ها قبل جناح نظامی (سپاه) و اصول گرایان افراطی افراطی و کلانهادها و بخش هایی از حاکمیت که قدرت واقعی بیشتری دارند، با توجه به تهدیدهای گذشته و رقابت های منطقه ای و البته با توجه به بحران و شکافی که در امریکا و جهان به وجودآمده است و چشم انداربحرانی جهان، به این نتیجه رسیده اند که ایران باید به سلاح هسته ای مسلح شود و این مسیری است که عملا با سیاست های ترامپ و حملات اسرائیل هموارشده است که نهایتا موجب عزم و سمت گیری رژیم به سوی نزدیک کردن خود به نقطه گریز یا طغیان هسته ای شده است. سودای هسته ای شدن، که قبلا هم وجود داشت و مخفیانه صور ت می گرفت و مچش را گرفته بودند و حتی می دانیم که مجددا ذرات هسته ای جدیدی در نقاطی که قبلا هم اعلام نکرده کشف شده است، که این سودای اقتداریابی این بار به شکل علنی و تحت شرایط جدیدی سرباز کرده است. اکنون طبق ارزیابی دولت آمریکا ایران سه ماه با ساختن بمب هسته ای فاصله دارد که هرروز هم کمتر می شود. یعنی همه عوامل اصلی آن مثل چیدن قطعات پازل سازنده یک تصویرتمام عیار از اورانیوم فلزی، غنی سازی با عیاربالا و سانتریفوژهای پیشرفته و ساختن تونل های زیرزمینی و موشک های بالیستیک ... جملگی فراهم شده اند،‌ بخشی از رژیم برآن است که با درس برگرفته از تجربه مواجهه ترامپ با برجام و با توجه به این که معلوم نیست که حتی اگر توافق هم توسط بایدن صورت گیرد و خودیایدن هم زیرفشارهای مخالفان تسلیم نشود، تا چه حدتضمین است و این که رئیس جمهوربعدی با جوحاکم بر آمریکا چه خواهدکرد، تاسرحدممکن باصطلاح از مزایای بازدارندگی این میوه ممنوعه برخوردارشود. می دانیم که از همین حالا نمایندگان جمهوری خواهان در کنگره و سنا همین را می گویند و قطعنامه و بیانیه هم صادر می کنند که هیچ توافقی را نخواهند پذیرفت، جملگی تقویت کننده همان وسوسه خطرناک است.

بنابراین برای این بخش از حاکمیت توان هسته ای عامل بازدارنده واقعی است مثل کره شمالی که ترامپ به دیداررهبرش رفت، اما ایران را زیرسنگین ترین فشارها قرارداد. بهرحال جاذبه توان هسته ای و یا حتی اگر ممکن باشد توسل به سلاح هسته ای در این بزنگاه بحران برای این بخش از حاکمیت و مشخصا سپاه بسیاربالاست و تجسم اقتدار. یعنی همان کلیدواژه ای که خامنه ای حدود دوسال است بطورمکرر در سخنانش به آن تأکید ویژه دارد. این خطرچنان است که فی الواقع جناح دیگر که با توجه به پی آمدهای غیرقابل محاسبه شدنی اش، و البته هم چنین به دلیل تقویت موقعیت حریف و قرارگرفتن در لحظه های حذف از ساختارقدرت، با آن مخالف است، پیشاپیش این پیام را به غرب رسانده است که اگر سریعا توافق نکنند، به ویژه با همین دولت مستعجل کنونی، بدانند که حکومت ایران به سوی ساختن سلاح هسته ای در حال حرکت است. با اولتیماتوم زمان بندی شده مجلس و لغو نظارت ناشی از پروتکل الحاقی آژآنس، و خریدن یک زمان موقتی سه ماهه توسط دولت روحانی، که با طغیان مجلس هم روبروشد و خامنه ای آن ها را آرام ساخت؛ چنین پیامی نه فقط به صراحت توسط وزیراطلاعات روحانی رسما به غرب داده شد، بلکه به اشکال دیگری هم رله شد تا تردیدی در عزم و تصمیم اتاق فکر جناح تندرو نداشته باشند. البته چنین پیامی از چشم رقبا مخفی نمانده که در رسانه های آن ها منجر به واکنش های تندی هم شده است. به ضمیمه این پیام اصلی، پیام مکملی هم بوده است دال بر خیز و تصرف دولت بعدی به دست اقتدارگرایان و متحدان نظامی آن ها که به نوبه خود بر وخامت اوضاع و جدی تر شدن تهدید نخست می افزاید. در نتیجه این پیام ها بود که دولت های اروپا که با کاهش پی درپی تعهدات برجامی رژیم به فکرفعال کردن مکانیزم ماشه هسته ای افتاده بودند و بایدن هم با تکیه به میراث ترامپ پیرامون فشارحداکثری داشت وقت می گذراند و می گفت عجله ای نداریم، به ناگهان به همراه متحدین اروپائیش متوجه دراماتیک بودن وضعیت شدند و به سرعت سیاست دفع الوقت و تاخت زدن برجام به توافق قوی تر و همه جانبه تر را (فعلا) کنار گذاشتند و به تکاپوی یافتن راه حل سریع افتادند تا شاید کارغیرممکن توافق در این بازه زمانی اندک را ممکن سازند (البته اگر هم صورت نگیرد و رژیم تن ندهد این حسن را دارد که بتواند قدرت های مقابل را که در برابررژیم ایران بهم نزدیک کند). چنان که حتی روسیه هم اعلام کرد که کشورش تحت هرشرایطی با اتمی شدن ایران و اشاعه هسته ای مخالف است و آمریکا را ترغیب کرد که هرچه زودتر برای بازگشت دست بکارشود. بهرحال بازی رژیم ایران با کارت هسته ای و باج گیری به توسط آن، اروپا و آمریکا و بطورضمنی دو قدرت دیگر را به این نتیجه رساند که بهترین راه کوتاه مدت و ضربتی و البته خریدزمان برای اقدامات بعدی جهت توافق جدیدتر وقوی تر، همانا بازگشت سریع آمریکا به برجام، همراه با بازگشت دولت ایران به تعهدات برجامی و گذاشتن دست و پایش توی پوست گردوی نظارت آژانس است که معنی عملی اش چیزی جز مهر وموم کردن همه این دم و دستگاه حاضر وآماده شده نیست.

در این جا یک زمان بندی طلائی یعنی ضرب العجل سه ماهه ای وجود داشت که در ۲۱ ماه مه به پایان می رسد. همان فرصت طلائی که رئیس آژانس هسته ای هم بارها روی آن تأکید کرده است. به هرحال با وجود از دست رفتن بخش مهی از این فرصت، طرفین تلاش بی وقفه ای را شروع کردند تا قبل از آن که کار از کار بگذرد در این بازه زمانی و نیز قبل از «انتخابات» به توافقی دست یابند. و این درحالی است که جناح تندرو تمامی عزم و توان خود را برای کارشکنی و عدم حصول توافق در این بازه زمانی بکارگرفته است. چنان که سپاه به سیاست ایذائی خود در منطقه و عراق ( حمله به نیروها و پایگاه های آمریکا... ) و حتی اقدامات تحریک آمیز قایق های نظامی پاسداران علیه ناوگان آمریکا که موجب شلیک هشدار از سوی آمریکا هم شده افزوده است. به هرحال بازگشت به دوران محدودیت های قبلی ( غنی سازی سه و نیم درصدی ...) و سانتژیفوژهای نسل قدیمی و... بازگرداندن غول به درون بطری در شرایطی که از بطری بیرون جسته است، برای این جناح قابل تحمل نیست. در حقیقت مفاداصلی فایل صوتی هم که چیزی حز هشدارنسبت به پیروزی میدان بر دپیلماسی نیست، دقیقا به دلیل این که با آن چه در واقعیت جریان دارد تطابق دارد، پژواکی این چنین گسترده و پر بسامدداشته است.

پرداختن به وجه دوم محل منازعه یعنی انتخابات و ربطش به این منازعه مشخص نیز برای روشن ترشدن اوضاع و درجه حساسیت برهه کنونی واحداهمیت است، اما فعلاً از حوصله این یادداشت خارج است. در این جا تنها به این نکته باید اشاره کرد که موضع گیری خامنه ای در این مورد مهم است و می تواند توازن کفه ترازو را به سود و زیان این یا آن دیگری بهم بزند. در حقیقت او تا کنون به طورضمنی راه دپلماسی را با اگر و مگرهائی بازگذاشته است و هر دو طرف هم نبردخود را با استناد به مواضع دوپهلوی او پیش می برند. با این همه باید دید که آیا به تندروها اجازه خواهند داد که مذاکرات را به شکست بکشانند؟ با توسل جستن به اقداماتی بهم زننده، چنانکه ظریف در گفتگو یپرامون مذاکرات قبلی مثل دستگیری سربازان آمریکائی ها و حمله به سفارت عربستان و موارددیگر اشاره کرده است. در آن سو واکنش هائی که مقامات نطامی و غیرنظامی آمریکا که بقول خودشان با خویشتن داری و به شکل حرفه ای با این نوع تحریکات، مشابه تحریکات اخیرقایق های سپاه و یا تشدیدعملیات ایذائی در عراق نسبت به نیروهای آمریکا و نظایرآن برخورد می کنند؛ حداقل نشان دهنده آن است که طرف مقابل متوجه حساسیت اوضاع داخلی ایران و کشاکش هائی که پیرامون مذاکرات در جریان است شده است. از آن جائی که این جناح عزم جزم کرده است که اجازه ندهد در وضعیت کنونی و در آستانه انتخابات حریف در پیشبردپروژه خود موفق شود و آن ها را در حالت تدافعی قرار دهد، اگر نتواند از طریق تحریکات بیرونی به نتیجه برسد چه بسا در داخل با تشدیدفشار و توسل به شیوه های غیرمتعارف به جناح مقابل، دست به اقدامات بازدارنده توافق بزند. مگر آن که خامنه ای این بارهم مداخله کند و اوضاع را تا پایان یافتن دولت کنونی به شکل متعارف تاکنونی کنترل کند.

 

 

افزودن دیدگاه جدید