شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۶ اکتبر ۲۰۲۱

تاریخ و تئوری تعاونیها بخش ششم

۰۹ مهر ۱۴۰۰

به دلایل گفته شده اغلب تعاونیهای کارگری در پی بحرانهایی ایجاد می شوند که در اثر آنها شرکتهای سنتی در آستانه ورشکستگی و تعطیلی قرار می گیرند. در نبود تعاونی کارگران بیکاری، اسقاط شبکه های اجتماعی و مشاغل نادلخواه به نرم تبدیل می شوند. اگر محیط و سیاست تعاونیهای کارگری تولیدوری را افزایش دهد و مشوق به کارگرفتن تغییرات تکنولوژیکی باشد، در شرایطی که شرکتهای سنتی از نظر اقتصادی ناکارآمد و در برابر فناوری پیشرفته مقاوم بوده اند، تعاونی ها می توانند موفق باشند.

 

ئوری و تعاونیهای کارگری - ادامه

گفتیم که وقتی کارگران صاحبان شرکت نیز هستند، محرک بسیار ضعیفتری برای ترک کار خواهند داشت. کاهش نرخ ترک کار و در نتیجه نرخ گردش مالی، موجب افزایش بهره وری نیروی کار می شود، از هزینه های متوسط برای آموزش کارگران می کاهد و با حفظ تولیدوری کارگران، نهایتاً هزینه های تولید را تقلیل می دهد. به طور کلی، تعاونی های کارگری می توانند سطوح بالاتری از رفاه مادی را نسبت به شرکتهای سنتی ایجاد کنند.

این ادعا در شکل زیر نمایش داده شده است. بنا به تحلیلهلی سنتی، تعاونیهای کارگری متحمل هزینه های بیشتری می شوند (از جمله به دلیل دستمزدها و مزایای بیشتر کارگران)، و این امر به هزینه های متوسط بیشتری به ازاء هر واحد تولید منجر می شود. در شکل این روند با پاره خط am نشان داده شده است، مبین وابستگی هزینه های متوسط بالاتر برای تولید، و افزایش هزینه های تعاونیهاست. اما این یک مدل سنتی است. در مدلهای سنتی افزایش حقوق و مزایای نیروی کار ابداً تأثیری بر تولیدوری کار ندارد. اما اگر واقعی تر بنگریم، در یک شرکت دموکراتیک که حقوق و مزایای کار به تناسب افزایش می یابد، تولیدوری کار نیز افزایش دارد. این روند با پاره خط ahi نشان داده شده است. بنابراین در یک شرکت تعاونی، با تقویت و بهبود عوامل مشوق نیروی کار سطح "کارآئی x" نیز افزایش می یابد. یک شرکت تعاونی کارگر-صاحبان آن را به تولیدوری بیشتر ترغیب می کند. مادام که افزایش تولیدوری هزینه های "اضافی" مربوط به حقوق و مزایای کارگران را جبران می کند، هزینه های نیروی کار موجب پیشی گرفتن هزینه های متوسط واحد تولید تعاونی نسبت به دیگر شرکتها نمی شود و نیازی به تجدید نظر در آن نیست. این روند با پاره خط ag نشان داده شده است. این روند در نقطۀ h به نهایت می رسد، زیرا سطح "کارائیx " را نمی توان مدام افزایش داد تا هزینه های کار را جبران کند. تنها از این تقطه به بعد است که متوسط هزینه های تعاونی نسبت به یک شرکت سنتی پیشی می گیرد. در این نقطه دست زدن به تغییرات تکنولوژیکی ضرورت می یابد. چنین تغییری در شکل با تغییر در منحنی هزینه از agc به agd نشان داده شده است، که در صورتی که کارائی x به حداکثر رسیده باشد، این عامل است که توان جبران هزینه های مربوط به تعاونی را تقویت می کند. از این قرار دستمزد پائینتر و گردش مالی شرکتهای سنتی لزوماً تقویت بنیۀ رقابت این شرکتها در قیاس با شرکتهای تعاونی نمی شود و شرکتهای تعاونی مولد نیز الزاماً موجب بیرون راندن شرکتهای سنتی از بازار نمی شوند. با توجه به سیستم تشویقی برتر تعاونیهای کارگری، هیچ دلیل نظری قابل اتکائی وجود ندارد که مدلل سازد تعاونی های کارگری نمی توانند هم رقابت جانبی داشته باشند و هم موفق باشند. این البته به این معنا نیست که باید انتظار داشته باشیم تعاونیهای کارگری قادر باشند نقش مسلطی در اقتصاد داشته باشند.

تعاونیهای کارگری فقط یکی از آلترناتیوهای "افراطی" انواع سازماندهیهای سلسله مراتبی را عرضه می کنند. شرکتهای مشارکتی خصوصی، که مالکیت [محدود] برخی از کارگران بر دارایی های شرکت و داشتن رأی در امور آن را اجازه می دهند، بدیل دیگری برای انواع سازماندهیهای سلسله مراتبی است. در شرکتهای مشارکتی خصوصی نه لزومی دارد که کارگران سرمایه شان را به خطر اندازند و نه آن که خطرات ناشی از مالکیت را متحمل شوند. همچنین لزومی ندارد که آنها وقت و نیروی شان صرف اموری کنند که ممکن است مدیریت و سطوح تصمیم سازی در یک تعاونی کارگری مواجهه با آنها را ایجاب کند. این نوع شرکت (شرکت مشارکتی خصوصی) تا حدودی زیادی با تعاونیهای چندگروهی همپوشانی دارد. بسیار محتمل است که بسیاری از کارران، با توجه به امکان مشارکت در مالکیت خصوصی شرکت، دست به این گزیه بزنند. از سوی دیگر با توجه ریسکها و نیروئی که باید صرف استقرار و نگهداری یک تعاونی کارگری کرد، ممکن است بسیاری از کارگران به شرکتهای سنتی هیرارشیک روی آورند. ضمناً با توجه به این که تأمین کنندگان مالی در امر اداره تعاونیهای سنتی اختیار محدودی دارند، اگر استقرار یک تعاونیهای کارگری، مستلزم تأمین مالی باشد، کار تأمین می تواند مشکل ساز شود. این محدودیت را می توان در تعاونی های چندگروهی رفع کرد. علاوه بر این، تعاونیهای کارگری غالباً از مشکل هماهنگی نیز رنج می برند، به این معنا که هماهنگ کردن افراد و سمتدهی به تلاش آنان برای ایجاد تعاونی کار دشوار و پرهزینه ای است. این مشکل می تواند توسط فدراسیون تعاونیهای منطقه ای و ملی به میزان زیادی تخفیف یابد. سرانجام این که اطلاعات غلط در مورد طراحی و عملکرد تعاونیهای کارگری می تواند بر ترجیحات تعاونیها تأثیر منفی بگذارد.

به دلایل گفته شده اغلب تعاونیهای کارگری در پی بحرانهایی ایجاد می شوند که در اثر آنها شرکتهای سنتی در آستانه ورشکستگی و تعطیلی قرار می گیرند. در نبود تعاونی کارگران بیکاری، اسقاط شبکه های اجتماعی و مشاغل نادلخواه به نرم تبدیل می شوند. اگر محیط و سیاست تعاونیهای کارگری تولیدوری را افزایش دهد و مشوق به کارگرفتن تغییرات تکنولوژیکی باشد، در شرایطی که شرکتهای سنتی از نظر اقتصادی ناکارآمد و در برابر فناوری پیشرفته مقاوم بوده اند، تعاونی ها می توانند موفق باشند. تعاونی ها همچنین می توانند با دستمزد پایین، یعنی در شرایطی که صاحب-کارگران با میل خود از مزایای مادی فوق العاده می گذرند، ادامۀ حیات بدهند، در عرصۀ رقابت باقی بمانند و در نتیجه اشتغال زائی خود را تضمین کنند.

رقابت بر این پایه در کوتاه مدت تعاونی را به ظرفیت بیشتری برای جستجوی راه های تولیدوری بیشتر تجهیز می کند و این به نوبۀ خود امکان رقابت بر پایۀ دستمزد بیشتر و شرایط کای مساعدتر را در بلند مدت فراهم می آورد. در شرکت سلسله مراتبی سنتی به دلیل بی اعتمادی، اطلاعات نامتقارن و ترجیحات مختلف بین کارگران، مالکان و مدیران، معمولاً چنین ظرفیتی وجود ندارد.

 

افزودن دیدگاه جدید