۳۱ خرداد سالروز قتل سعید سلطان‌پور در زندان

برگی از تقویم تاریخ

سه‌شنبه, 21. ژوئن 2022 - 20:38
با دوبیت از حافظ شروع کرد:
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می برند
مشکل حکایتی است که تقریر می کنند

بعد گفت و گفت تا رسید به :
با کشورم چه رفته است
که گلها هنوز داغدارند
و خانوار شهیدان...

شب های شعر گوته هر گز از یادم نمی رود

دانشجو بودم.با بچه ها از کوه بر می گشتیم و با کوله پشتی ها می نشستیم کف زمین.هنوز نگاه و کلامش که شروع کرد کاملا در خاطرم مانده است.با دوبیت از حافظ شروع کرد

:

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می برند

مشکل حکایتی است که تقریر می کنند

 

بعد گفت و گفت تا رسید به :

با کشورم چه رفته است

که گلها هنوز داغدارند

و خانوار شهیدان

انبوه ابرهای پریشان و سوگوار

در سوگ لاله های سوخته می بارند

با کشورم چه رفته است

که گلها هنوز داغدارند

بیش از ۴۰ سال هنوز زخم های این شعر ش  بر پیکر میهن است.....
نامش گرامی باد

(زاده سال ۱۳۱۹ سبزوار -- درگذشته ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تهران) شاعر، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و عضو کانون نویسندگان ایران

 

او پس از دوره دبیرستان در آموزشگاه‌های جنوب تهران به آموزگاری مشغول شد و با تأسیس هنرکده آناهیتا به آن پیوست و از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۴ هم‌گام با آموزش، به فعالیت هنری پرداخت. در اجرای نمایشنامه سه خواهر اثر آنتون چخوف همکاری کرد و هم‌زمان با مشارکت سازنده در تئاتر، از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۸ دوره دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را به پایان رسانید، در سال ۱۳۴۷ جُنگ شعر صدای میرا را که در خلال سال‌های ۴۷۱۳۴۰ سروده بود و ۵۸ شعر داشت، در ۲۰۰ صفحه به‌چاپ رسانید.

 در سال ۱۳۴۸ در پی یک سال تلاش، "دشمن مردم هنریک ایبسن" را به نمایش درآورد، اما در شب یازدهم نمایش، ساواک آن را تعطیل کرد.

سال ۱۳۴۹ در جنبش مسلحانه بر ضد نظام، وی و محسن یلفانی دستگیر شدند.
در سال ۱۳۵۱ به جرم پخش دوباره کتاب ممنوعه نوعی از هنر، نوعی از اندیشه بازداشت شد و در «بند سه هزار» کنونی و چندی نیز در زندان قزل‌قلعه ماند. پس از چهل و پنج روز آزاد شد و پس از آزادی بی‌درنگ در پی برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، نمایشنامه چهره‌های سیمون ماشار، نوشته برتولت برشت را به صحنه برد. از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ به زندان کشیده شد و سرانجام در سال ۱۳۵۳ به جرم انتشار آوازهای بند که در سلول‌های کمیته و اوین سروده بود در اوین زندانی شد و در ۲۲ تیر ۱۳۵۶ از زندان آزاد شد.
سعید سلطان‌پور را در شب عروسی‌اش، در ۲۷ فروردین ۱۳۶۰ دستگیر کردند و در سحرگاه اول تیر ۱۳۶۰ به جوخه اعدام سپرده و تیرباران شد.

آثار:
شعر:
صدای میرا: شعرهای ۱۳۴۰–۱۳۴۷، تهران: نشر روز، آذر ۱۳۴۷.
آوازهای بند: شعرهای ۱۳۴۷–۱۳۵۱، تهران: انتشارات پگاه، بهار ۱۳۵۱.
از کشتارگاه: شعرهای بهار ۱۳۵۱-تابستان ۱۳۵۶، تهران: انتشارات از زندان تا تبعید، تابستان ۱۳۵۶.
شاعر ترانه‌های آلبوم موسیقی انقلابیِ شراره‌های آفتاب.

نمایشنامه:
حسنک: نمایشنامه بر بنیاد گزارش ابوالفضل بیهقی از تاریخ بیهقی، تهران: انتشارات از زندان تا تبعید.
ایستگاه: نمایشنامه در یک پرده، تهران: کتابخانه کوچک سوسیالیسم، تابستان ۱۳۴۵.

نقد:
نوعی از هنر نوعی از اندیشه، تهران: انتشارات رز، خرداد ۱۳۴۹.

@bargi_az_tarikh

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id> <img src alt data-entity-type data-entity-uuid data-align data-caption> <dir>
  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.