اعتراضات و اعتصابات کارگری در هفتە های اخیر در اعتراض بە اقدامات حاکمیت سرمایە داری برای تعدیل حقوق طبقە کارگر پس از وقفەای کە جنگ ایجاد کردە بود دوبارە شروع شدە است.
علاوە بر کارگران گروەهای دیگری از مزدبگیران نظیر پرستاران و کارکنان موسسات دولتی و خصوصی و همچنین بازنشستگان، در این اعتراضات حضور دارند.
یکی از این اعتراضات، حرکت کارگران گروه ملی فولاد است کە به تعویق دوماهە در پرداخت دستمزدها، دستکاری در پرداخت حق بیمە و قطع برخی مزایای قانونی مانند حق اضافە کاری است کە بطور ناگهانی بدون کوچکترین توضیح و اطلاعی قطع شدە است.
حقوق این کارگران نیز مانند اکثر کارگران نە تنها با تعویق طولانی مواجە شدە، بلکە بعضی از مزایای قانونی مزدی آنها مانند حق اضافە کاری شان بە گفتە خودشان قطع شدە است و حتی حق بیمە شان را کە در حقوق بازنشستگی شان اثر بلافصل دارد کمتر از آنچە هست پرداخت کردەاند. همە ی این موارد بخشی از تعرضی است کە کارفرمایان آتش بە اختیار خود راسا از بالای سر کارگران و حتی بدون تصویب آنها در نهادهای قانونی و حقوقی انجام دادەاند. همگی این تغییرات کە با استفادە (از نعمت جنگ) تلاش در تثبیت و جا انداختن آن دارند، غیر قانونی هستند و اگر بنا بە اجرای قانون باشد مجریان آن باید محاکمە و مجازات شدە و خسارات آن را بپردازند.
مقامات رسمی از وزارت کار، مجلس گرفتە تا سایر نهادهای قدرت و همە ی وابستگان بە قدرت کە بنام مردم برای حفظ منافع باندی شان وقت و بی وقت یقە می درانند از آنجا کە از این بی قانونی سود می برند، انگار کە کر و لال شدە اند، در این مورد مهر سکوت بر لب زدەاند.
بنا بە گزارش بازنشستگان شوش در فیش های حقوق آخر بازنشستگان حق معیشت را عملا با ادغام در حق عائلەمندی حذف کردەاند. پرستاران سراسر کشور، ماما های شاغل در مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر، کارگران اخراج شدە بعد از جنگ کە سە ماە است منتظر گرفتن حقوق بیکاری هستند، ملیونها بازنشستە کە مزایای مزدی شان قطع شدە وهمگی بخشی از دریافتی های ناچیزشان را از دست دادەاند بە اعتراض برخاستەاند. مقامات و نهادهای حکومتی نە تنها حسب وظیفە قانونی شان جلوی این اقدامات را نمی گیرند، بلکە خود در بخش های دولتی همان ها را اجرا می کنند.
موج گستردەی اعتراضات و اعتصابات کارگری کە تا قبل از هر دو جنگ و تجاوز جنایتکارانە امریکا و اسرائیل جریان داشت و در حال پیشرفت بود، بە محض شروع جنگ و سیطرە فضای جنگی بر کشور از آنجا کە نمی خواستند با تجاوزگران بە کشورشان همسو شوند، متوقف شد.
دولت و کارفرمایان با استفادە از جنگ و تشدید فضای امنیتی بر کشور، تعرض تازەای را بە حقوق کارگران و زحمتکشان آغاز کردند کە آثار شوم آن بسرعت در شرایط کاری و معیشتی کارگران خود را نشان داد.
کاهش دستمزدها، اخراج های دستە جمعی گستردە، قطع مزایای مزدی، امتناع از پرداخت حق بیمە، تعویق طولانی در پرداخت دستمزدها، بالا بردن جهشی هزینە های زندگی از جملە اقداماتی بود کە قبل از جنگ و در اوج اعتراضات فزایندە کارگران و سایر مزد و حقوق بگیران با سرعتی کە در میانە جنگ بە عمل درآمد میسر نبود. همە ی این اقدامات بە بهانە جنگ انجام گرفت. گویی تصمیم گرفتە بودند کارگران و مزد بگیران را بخاطر عدم همسویی با تجاوزگران خارجی مجازات کنند.
بعد از اتش بس در هر دو جنگ اعتراضات کارگری بە رغم تشدید فضای امنیتی دوبارە شروع بە رشد کرد. دلیل رشد اش نیز غیر از تشدید فشار و سرکوب و وخامت روز افزون وضعیت معیشتی در اثر تعرض تازە بە سفرە های کارگران نبود و نیست.
طبقە کارگر بە راستی در اثر تعرضی کە در این دو جنگ بە حقوق اش انجام گرفت از لحاظ حقوقی بە اندازە چندین سال بە عقب برگرداندە شد و فقیرتر شد. با این همە رام و مطیع نشد و نخواهد شد. شروع و گسترش اعتراضات گروە های مختلف مزدبگیران یدی و فکری در چند هفتە بعد از آتش بس نصفە نیمە اخیر خود دلیلی است بر این مدعا.
تداوم وطولانی شدن جنگ تردیدی نیست کە مانع و وقفە بر سر راە گسترش اعتراضات بوجود می آورد و بە حکومت فرصت می دهد تا پروژە بی حقوق سازی طبقە کارگر را تکمیل نماید ، با این حال باعث تعطیلی و کاهش ظرفیت اعتراضی در جنبش کارگری نخواهد شد.
طبقە سرمایە دار حاکم می تواند با سوء استفادە از فرصتی کە جنگ برایش بوجود آوردە با کمک نیروی سرکوب و تشدید فضای امنیتی ، حقوق زحمتکشان را تضعیف نماید، اما نمی تواند آنچە را کە در این مدت از کارگران پس گرفتە است تثبیت نماید.
کارگرانی کە بجای بهبود حقوق شاهد تضعیف آن وپیامدهای منفی اش روی معیشت و شرایط کار و زندگی خود هستند، محال است با اتکا بە نیروی سرکوب از پیگری برای احقاق حق شان منصرف کرد. گرفتن حقوقی کە طی یک قرن مبارزە دشوار بدست آمدە، محرکی بسیار تحریک کنندەتر از مبارزە برای بهبود حقوق است.
اعتراضات اخیر اگر چە اکثرا جنبە تدافعی دارند، اما شروع یک ضد حملە برای پس گرفتن دست آورد های مبارزاتی غارت شدە هستند . اعتراضات کارگری در فضای حاکم بر کشور، این ظرفیت را دارند کە در تداوم خود بە اعتراضات تعرضی صنفی- سیاسی فرا برویند و اساس حکومت را در همراهی با جنبش های مترقی و مدنی مختلف بە چالش بکشند. در آن صورت بهایی کە سرمایە داری پرخاشگر و حریص حاکم بابت اقدامات اش باید بپردازد، گمان نمی کنم برایش مقرون بە صرفە باشد. حقوقی کە یک طبقە اجتماعی در اثر مبارزات تاریخی وطولانی کسب کردە است ممکن است موقتا در شرایط خاصی امکان پذیر باشد، ولی در میان مدت و بلند مدت میسر نیست. سرمایە داری حریص حاکم بر ایران با این اقدامات تخم کین می افشاند و گور خود را می کند و طبقە کارگر را بسوی انقلاب می راند.
افزودن دیدگاه جدید