شعاری بغایت غلط "خلایق هر چه لایق"

شعاری بغایت غلط "خلایق هر چه لایق"
سه‌شنبه, 23. اوت 2022 - 10:42

بارها وبارها می گویئم از زبان های مختلف می شنویم "خلایق هر چه لایق." این خلایق چه کسانی هستند؟ ما در کجای این خلایق قرار می گیریم ؟ نسبت دهندگان تحقیر آمیز این صفت به ملتی که روزانه در جنگی نابرابر با حکومتی بغایت مستبد ،جنایتکارو سرکوب گرقرار داشته وبا چنگ ودندان از موجودیت خود دفاع می کند چه کسانی هستند؟

خلقی رنجدیده که برگرانی، خفقان، ترس وسرکوب طاقت می آورد تا از موجودیت خود ازتمامیت و آینده سرزمینی خویش دفاع کند. خلقی که سال هاست! بهتر است بگویم قرن هاست! این بار امانت را بر دوش می کشد و نگهداری می کند.

ما که دور از این همه فشار،سختی و دور از دسترس این حکومت هستیم و با هر صدای دری قلبمان از ترس باز نمی ایستد و گذارمان به اطاق های تمشیت، به تخت های فلزی وشلاق نشسته با کف پا نمی افتد وبرای گرفتن اعتراف اجباری زیر مشت ولگد آدمخواران "چگنی" حکومت آش ولاش نمی شویم ! چگونه بخود حق می دهیم چنین قضاوتی در باره این ملت داشته باشیم ؟

ملتی که تمامی تاریخ آن مبارزه برای آزادیست. تاریخی سراسر قهرمانی. از بابک تا یعقوب لیس تا ستارخان، برخاستن، قیام کردن و سینه بر شمشیر آخته متجاوزان داخلی وخارجی گشودن.کارنامه درخشانی است که دیگر نام آوران علم، هنر وادبیات بر پای آن مهر نهاده اند.از فردوسی تا ابوعلی سینا از مولانا تا حافظ، سعدی، خیام ،خوارزمی وده ها ادیب دانشمند که از دل همین خلق بر آمده اند.

حکومت ها می آیند و می روند اما این خلق برجای می ماند .خلقی که در تمامی طول تاریخ به اشکال مختلف مبارزه کرده است.هیچ راه رفتنی بی مشکل نیست وهیچ رد شدن از رودی بدون خیس شدن امکان پذیر نمی باشد. کسی که پای در راه می نهد پایش بر سنگ می خورد ره به اشتباه می رود. اما مهم برگشتن و نقد کردن وراه درست در پیش گرفتن است. چه فکرنادرستی است که انتظار دارد که تمامی یک ملت هرگز اشتباه نکند. در یک بازه زمانی کوتاه از نظر تاریخ از حکومت سرپیچی نماید در مقابل آن بیاستد. بتمامی بپا خیزد و رودر روی ماشین سرکوب حکومت قرار گیرد.

هرگز در هیچ کجای جهان ،هیچ کجای تاریخ چنین نبوده و نخواهد بود. برخاستن تمامی یک ملت یک دست شدن آن ها "این یک دستی نسبی است" پروسه است که باید در دیک زمان بجوشد. تقلای سخت یک ملت است دردست یافتن به حقیقت و آگاهی .فداکاری جان های عزیز و دردانه های همین ملت است که از میان همین مردم بر می خیزند قدم پیش می نهند!زبان به اعتراض می گشایند !سینه سپر می کنند حماسه آبان ماه را می آفرینند.

زمان لازم است تا ملتی در یابد که بهای گزاف بر قدرت نشستن وحکم رانی کردن فردی مانند خمینی، خامنه ای از کیسه آزادی های آنان پرداخت شده است. هر قانون تصویب شده در مجلس به قیمت از دست رفتن بخشی از آزادی های آن ها صادر گردیده است. دست یافتن به آگاهی زمانی طولانی را طلب می کند.

زمان لازم دارد تاتصویر" ندا آقا سلطان" بتمامی در جان ملت بنشیند. نوید افکاری هادر خاطره مردم به قهرمان آزادی خواهی بدل گردند. جنازه بر سر دست گرفته شده پویا بختیاری جای جنازه های پر تبلیغاتی حکومتی مانند سلیمانی ها را بگیرد و گلدسته های مقبره خمینی در اذهان اکثریت مردم رنگ ببازد.

عرصه مبارزه مردم به گونه ای دیگر با ویژگی های دیگراست. مردمی که در این وانفسای گرانی وسختی معیشت با فروختن فرش زیر پای خود فرزند به دانشگاه می فرستند. اگر دستشان اندکی باز شود فرزند به تعلیم موسیقی می گمارند !مبارزان روزانه این عرصه اند.این همه متعلمان موسیقی محصول همین گونه مبارزه ومقاومت جمعی است.

مردمی که تلاش می کنند با نظم زمان هم آهنگ شوند بهر قیمت که شده خود را به جهان متمدن پیوند زنند .این همه کاربرایرانی با فیلتر شکستن ،اعتراض کردن از خرج روزانه خود زدن تا این ارتباط را داشته باشند نموداری از مقاومت یک ملت است در برابرحکومتی فرهنگ ستیز، که هم وغم روزانه اش کم کردن از دامنه انترنت است.

زنان این نیمه زیرستم مضائف جامعه که دارند با ایستادن روبروی حکومت افسانه زیبای زنان مبارز ایران را رقم می زنند بخشی از همین "خلایقند." از سپیده قلیان تا نرگس محمدی تا سپیده رشنو پرچم داران مبارزه ای هستند که بهای آن گرفتن جان بر سر دست است و" محکوم شدن بی جرم."

چراکه در" نظام های توتالیتر عدم اطاعت گناه کبیره هست." هر اعتراضی به دیکتاتور جرمی است سنگین " ظاهر شدن " سپیده رشنو "با چشمانی کبود بر صفحه تلویزیون هیچ چیزی کم ازحماسه گرد آفرید افسانه ای ندارد.هر چند تراژیک با قامتی خم شده ازشکنجه.

افسانه ها پیوسته با قهرمانی اغراق آمیز همراه است .اما مبارزه واقعی افت خیز قهرمانان است ومقاومت آن ها در برابر رژیم. نگاه کنیم به میزان تاثیری که سپیده رشنو بر افکار عمومی نهاد ونفرت از حکومت را بیشتر وبیشتر ساخته است.

"بخشی ها،ستار بهشتی ها، پویا بختیاری ها "همراه مادران عزادار جز این خلقند. خلقی با گورستانی به نام "خاوران"که زیباترین فرزندانش در آن خفته اند.این ملت لیاقت بیرون دادن صدفی چون "مریم میرزاخانی " را ازدل خود دارد.آفریدن هشت سال حماسه جنگ"بگذریم از نقش خمینی در آفریدن آن" توسط همین خلق صورت گرفته است. فرزندان همین ملت تمامیت امروز این سرزمین را رقم زده اند.

هرگوشه این سرزمین نشانی از یک مبارزه نفس گیر دارد.از فیلم سازان بزرگ ومتعهد تا ورزشکارانی مردمی! از فرهیختگان دانشگاهی تا مدافعان حقوق بشرومحیط زیست در جنگی سخت نابرابر.

آیا این ملت امروز در همان جائی ایستاده که روزی خمینی را که هیچ حسی به این سرزمین نداشت برگردن خود نشاند ودر یک نئشه جمعی طوق او بر گردن افکند؟ اگر چه هنوز حکومت از نظر فیزیکی با تکیه بقدرت نظامیان بر این مردم حکم می راند .اما همین مردم از نظر معنوی ورسوا ساختن خمینی و خامنه ای در اذهان عمومی اورا از اریکه ولایت خدائی برزمین کشیده مقبولیتش را گرفته وسکه یک پول کرده اند.

بگذریم که هر حکومتی پیوسته تعدادی حمایت کننده با ویژگی های خود دارند. اماآنچه که در واقعیت جامعه ایران می گذرد.بی آبروکردن بزرگ این حکومت نالایق بی عرضه است است توسط همین مردم .اگر نا لیاقتی هست نه از آن مردم بل از دیناسورهای بر آمده از دل تاریخ است پیچیده در عبا،لباده وعمامه آخوندی. حال برگردیم بما اپوزیسیون خارج ولیاقت خودر را با ترازوی همین مردم که لایق همین حکومتشان می دانیم محک بزنیم !ببینیم ما در نسبت به جایگاهی که مردم در آن ایستاده وجلو آمده اند ما چه میزان جلوتر آمده ایم؟ ادامه دارد. 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و از چپ به راست، یعنی از آخر به اول، و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.