سخن آغازین
رهیافت های نظری پروژه پژوهشی ما، " جنبش "زن، زندگی، آزادی" وچشم اندازهای آینده "، بر چند رویکرد تحلیلی استوار بود: تحلیل لایه ای علت ها CLA، جنبش اجتماعی، گفتمان و گفتمان های سیاسی و آینده پژوهی. انتشار همزمان این رهیافت های نظری با گزارش تحلیلی مطلب را بسیار طولانی می کرد، لذا در نوشته قبلی با توضیح رهیافت نظری آینده پژوهی، بخشی از گزارش تحلیلی ما یعنی " سناریوهای گذار هژمونیک و گذار دموکراتیک " مورد بحث قرار گرفت.
در این نوشته با توضیح رهیافت نظری گفتمان و گفتمان های سیاسی به بخش دیگری از گزارش تحلیلی ما یعنی«زمینههای گفتمانی جنبش ژینا » پرداخته می شود.
تحلیل گفتمان و گفتمان سیاسی
تحلیل گفتمان و به ویژه گفتمان سیاسی در دهه دوم قرن بیست و یکم، در اثر توسعه و گسترش رسانه های جمعی، به نحو بی سابقه ای، اهمیت روزافزون یافته اند. این نوشته، محدود به تعریف از گفتمان، گفتمان سیاسی است.
یکی از اجزاء مهم گفتمان زبان است، با استفاده از زبان، گفتمانها ساخته می شوند. با زبان دومین جزء ترکیبی گفتمان یعنی " ارتباطات" یا مراوده آغاز می شود. در کنار زبان وارتباطات " زمینه یا متن " (context) به عنوان فاکتور مهم دیگری از اجزا گفتمان تلقی می شود.
در گفتمان ها، علاوه بر زبان و ارتباطات و متن ، شرکت کنندگان نیز وجود دارند، این شرکت کنندگان در مراوده با هم در چارچوب یک متن و با زبانی مشخص، تاثیر کنشی متقابل بر هم دارند، در این رابطه است که رکن ترکیبی دیگری از گفتمان یعنی" تعامل" یا " کنش متقابل ارتباطی( interaction) " حادث میشود. با ترکیب این اجزا جدا از هم ، گفتمان شکل می گیرد.
در یک جمع بندی می توان گفت، که انسانها نیازمند کنش متقابل ارتباطی هستند، انجام این کنش مستلزم تفاهم است و تفاهم هم در متن و زمینه معین و از طریق زبان ساخته می شود. در این پروسه است که گفتمان ها تولید و باز تولید می شوند.
گفتمان های سیاسی
گفتمانی که به گونه ای مشهود در سطح بیرونی جامعه و در عرصه سیاسی جریان دارد ، گفتمان سیاسی نامیده می شود.
در چارچوب گفتمان های سیاسی، کنشگران سیاسی و اجتماعی در رابطه با راه حل های مشخص برنامه ای و همچنین مسیر و ابزارهای رسیدن به آنها، یعنی استراتژی و راهکارها با هم به گفتگو و مجادله می پردازند.
در مجموع، گفتمانهای سیاسی مدلی از گفتمان ها هستند، که در چارچوب آن مجموعه گسترده ای از کنشگران سیاسی و اجتماعی (دولت ها ، احزاب، اتحادیه ها، سندیکاها، شبکه ها و نهادهای مدنی و..) در حیطه ایده ها، استراتژی ها و راه حلها با رقبای سیاسی بر سر کسب قدرت سیاسی و یا نگهداری آن، به رقابت می پردازند.
گفتمان های سیاسی مبحث مهمی در چارچوب کار پژوهشی "جنبش "زن، زندگی، آزادی" و چشم اندازهای آینده " بودند.
مبحث " زمینههای گفتمانی جنبش ژینا " در تحلیل پژوهشی ما، با بهره گیری از تحلیل گفتمان و گفتمان سیاسی است.
زمینههای گفتمانی جنبش ژینا
زمینهها و علل درازمدت نزاع و چالشهای گفتمانی و شکاف دولت- ملت در ایران، در این مبحث مورد بررسی قرار می گیرد. به دلایل شکست گفتمان نوگرائی (مدرنیته) و نوسازی در ایران، در مقابل فرهنگ و تفکر شیعی در پهلوی دوم و برآمد تدریجی گفتمان جدید در اندیشه سیاسی و فرهنگی - اجتماعی در روند منازعات چند دهه اخیر در جمهوری اسلامی نیز پرداخته می شود.
به دلیل تاخیر تاریخی، سابقه طولانی استبدادی، نوسازی آمرانه و عدم توسعه سیاسی همگام با رشد اقتصادی، گفتمان نوگرائی (مدرنیته) و نوسازی در ایران در دوره پهلوی دوم، دچار بن بست شد. این بن بست باعث بدبینی بخش مدرن جامعه، به ویژه روشنفکران و تحصیل کردگان طبقه متوسط جدید به نوگرائی و نوسازی شد. حاصل این بن بست و بدبینی خلاء گفتمانی در ایران بود.
در این لایه، مؤلفه دیگر وجود شکاف دولت- ملت به عنوان عمیقترین و فعالترین شکاف اجتماعی در طول تاریخ تحولات ایران - از مشروطیت، نهضت ملی شدن صنعت نفت، انقلاب ۱۳۵۷، شکل گیری حرکتهای اصلاح طلبانه و همچنین کنشهای اعتراضی و جنبش ژینا - است.
گفتمان اسلام سیاسی در ایران دهه ۵۰ و۴۰، بهخصوص پس از سرکوب سنتگرایان شیعی و در راس آن خمینی در خرداد ۴۲، با نظریه پردازی افرادی مانند خمینی، شریعتی، جلال آل احمد در ایران اوج گرفت و در پروسه انقلاب ۱۳۵۷، این گفتمان غالب شد. از سوی دیگر این دوره، دوره رشد اسلام سیاسی در ایران و خاورمیانه بود.
نتیجه تسلط رویکردهای ایدئولوژیک سنتگرایان شیعی به عنوان نیروی حاکم در ایران، سیاست سختگیرانه و خشونتبار برای اسلامی کردن فرهنگ و سبک زندگی اقشار مختلف به ویژه طبقه متوسط جدید بود.
حاصل مقاومتها و منازعات چهار دهه اخیر زنان، جوانان و همه اقشار به حاشیه رانده شده توسط واپسگرایان اسلامی، ظهور عناصر اولیه یک گفتمان جدید با مؤلفههای حقوق شهروندی، اصالت زندگی، عرفگرائی و آزادی و برابری است.
جنبش ژینا با نفوذ در اقشار و لایه های متفاوت در جامعه، آغاز گسست از گفتمان های قدیم و نشانههایی برای آغاز یک گفتمان جدید در ایران است.
احمد هاشمی
افزودن دیدگاه جدید