نوشتۀ کاتلین بارگر (Katelyn Barger)
- مقدمه
به نظر بدیهی می رسد که جامعه امروزی به حدی پیشرفت کرده است که مانند گذشته، به نابرابری جنسیتی به عنوان یک موضوع مطرح نگاه نمی کند. با قوانین جدیدی که سالها به اجرا گذاشته شده اند، زنان حقوق مختلفی را به دست آورده و بنابراین از گردش روزگار در حال حاضر خرسند اند. آیا این برداشت درست است؟ به صراحت باید گفت "نه". درست است که شیوههای مختلفی برای محدود کردن نابرابریهای جنسیتی به کار گرفته شده اند، اما مشکل ریشهای از اذهانی ناشی می شود که به این کلیشه "مجهز" اند، که زنان به سادگی نمیتوانند، به آنچه که مردان میتوانند، دست یابند. این هم البته تقصیر این فرد و آن فرد خاص نیست، بلکه تقصیر جامعه در کل است و در این واقعیت که این کلیشه ها را در تربیت نسلهای جوان به آنان منتقل می کنیم.
این مقاله در ادامه به تحلیل تاریخچه نابرابری جنسیتی در محیط کار، ماهیت دقیق مسائلی که جامعه با آنها مواجه است، تحقیقات در دنیای امروز و چگونگی حذف کلیشههای جنسیتی و در نتیجه پیشگیری از پیامدهای ناآگاهانۀ آنها برای زنان میپردازد. هدف این تحلیل، وسعت بخشیدن به دید خواننده و دستیابی به چشم انداز به دنیایی است که ممکن است برای او آشنا یا ناآشنا باشد.
با ماندن در مسیر فعلی پیشرفت در مقابله با تعصبات جنسیتی، نه تنها زنان، بلکه بقیه جامعه نیز از این تغییر کند رنج خواهند برد. تغییرات جدی باید در ذهن نسلهای جوان، همچنین در مقامات دولتی و شرکتها ایجاد شود تا جامعه به طور کامل پیامدهای آن را احساس کند. درک این که چرا نابرابری جنسیتی وجود دارد میتواند کلیشههای ایجاد شده را به حداقل برساند، شکاف دستمزدی را کاهش دهد و تعادل مردان و زنان را در موقعیتهای رهبری کننده به بار آورد.
تاریخچه نابرابری جنسیتی
Afbeelding met tekst, schermopname, nummer, Lettertype
Automatisch gegenereerde beschrijvingصحبت بر سر نابرابری جنسیتی است. مقدمتاً باید گفت که این تحلیل تنها به تفاوت بین دو جنسیت (و نه دو جنس) میپردازد، و جنسیتهای متعدد دیگر - از جمله جنسیتهای نادوگانه، سیال و غیره – را شامل نمی شود. در هر نقطهای که از "دو جنسیت" بحث میشود، به مرد و زن اشاره میشود، اما منظور این نیست که این دو جنسیت منحصراً تنها دو جنس موجود اند. این گونه ها همه محترم و شناخته شده اند، اما برای هدف این مقاله، جنسیت با جزئیات بیشتر مورد بحث قرار نخواهد گرفت.
برای آماده شدن برای بحث درباره تبعیض جنسیتی، پرداختن به تاریخچه موضوعات متعدد مرتبط با این تبعیض دارای اهمیت حیاتی است. این نوشته به این نکات می پردازد: آیا زنان فقط باید مادر باشند، ایده ضد کلیشهسازی، و اطلاعاتی درباره چگونگی ایجاد شکاف دستمزدی.
1.1 آیا زنان فقط باید مادر باشند؟
این ایده که کارکرد زنان فقط برای مراقبت از کودکان یا به طور کلی فقط برای مراقبت از جامعه است، در حالی که مردان همیشه نان آور جامعه فرض می شوند، هم برای مردان و هم برای زنان مضر است. این روایت نادرست تصوری از [طبیعی بودن] نابرابری بین جنسیتها را در زندگی خانگی و خصوصی زن و مرد ایجاد می کند؛ بر نحوه تلقی همسران از یکدیگر، و در نهایت بر تلقی فرزندان نسبت به والدین شان تأثیر می گذارد. اشاره به چند پرونده قضایی، که این ایده را از سال 1948 و پس از آن القا کردند، خالی از فایده نیست.
سوای پیشرفتهای عمومی، جنگ جهانی دوم و الزام جنگیدن بسیاری از مردان امریکائی در خارج از کشور، موجب شدند که زنان در بسیاری از مشاغل "مردانه" حضور یابند. اما در پروندۀ گاسرت در برابر کلیری (Goesaert v Cleary) ، دادگاه عالی ایالات متحده بر حفظ قانونی رأی داد که به موجب آن زنان اجازه نداشتند صاحب کافه باشند*. در کتاب "دو قانون کلیشهسازی جنسی" می خوانیم:
این واقعیت که زنان ممکن است اکنون به فضیلتهایی دست یافته باشند که مردان مدتها آنها را از امتیازات خود اعلام می کردند، و نیز این واقعیت که اکنون آنها نیز به رذایلی آلوده شده اند، که مردان مدتهاست به آنها عمل می کنند، مانع از آن نمیشود که دولت به ترسیم خط فاصل قاطعی بین دو جنس، به ویژه در مواردی مانند تنظیم ترافیک مشروبات الکلی، دست نزند.
افزودن دیدگاه جدید