رفیق بهروز خلیق در سایت «به پیش» درباره سند پیشنهادی «برای سرنگونی جمهوری اسلامی...» که از طرف ۷ رفیق حزبی منتشر شده است، ظاهراً نقدی نوشته است. ظاهراً می گویم چون بنای نقد، گویا بر فضاسازی گذاشته شده که طی آن و قبل از ورود به بحث و نقد درباره سند برنامه ای، درباره افراد و چگونگی وارد شدن این بحثها در کنگره سوم البته بشکل ناقص، یکطرفه و گزینشی نکاتی را مطرح کرده است. من اینرا به فال نیک می گیرم و خود تصویر درست آن وقایع را به قلم می آورم تا هم جواب رفیق را داده باشم و هم دربارهء آن مسائل توضیحات لازم را بدهم:
رفیق بهروز بجای زیر ذره بین گذاشتن سند پیشنهادی و بجای برخورد سازنده با آن، چنین نوشته است:
«در کنگره سوم حزب، همين رفقا همراه با تعدادی ديگر از اعضای حزب، اين قرار را ارائه دادند: "در سند سیاسی همه جا بجای واژه "گذار" یا "گذر" از جمهوری اسلامی، "سرنگونی جمهوری اسلامی" جایگزین شود و همه جملات و پاراگرافهای مربوطه، با آن تنظیم شوند".
«همین رفقا همراه با تعدادی دیگر» یک نقل قول مجعول است، چون ابدا همین رفقا نبودند. دومین مسئله جایگزینی کلمات نبود، چون همه ما اینقدر تجربه داریم که هر سندی یک زمینه وجودی و به اصطلاح علمی یک روح مخصوص به خود را دارد که با تغییر کلمات آن روح منتقل نمی شود! برعکس گفته رفیق بهروز آن زمان تعدادی از رفقا نبودند بلکه اکثریت کمیسیون برنامه بود. رفقای مخالف سرنگونی از جمله رفیق بهروز تا دیدند آرای رفقای موافق سرنگونی به این تغییر می چربد، شروع کردند به بقول خودشان «سیاست ورزی!» دوستان موافق گذار که سالهای متمادی سیاست حزب را در قبال حاکمیت، فاقد صراحت و غیر شفاف پیش برده بودند، مانع رای گیری و گذاشتن نام «کمیسیون برنامه» بر پیشانی سند شدند و آخرالامر بدون رای گیری تصمیم گرفته شد در اختیار کنگره قرار گیرد. ما که به رای مثبت کنگره مطمئن بودیم، گفتیم مسئله نیست، بگذارید کنگره تصمیم بگیرد! در کنگره هم طبق روال همیشگی، هئیت رئیسه کنگره تحت تاثیر آن رفقا که رفیق بهروز هم یکی از آنها بود، در شرایطی که می رفت با درصد بالایی رای بیاورد، فرمول ذکر شده رفیق بهروز و دوستانش را مد نظر قرار داد، مبنی بر اینکه:
«شورای مرکزی منتخب، پیشنهاد مطروحه از سوی بخشی از اعضای کنگره را در سطح تشکیلات به بحث گذاشته و تا سه ماه پس از کنگره، مبتنی بر ارادهی حزب در قبال آن، تصمیم مقتضی اتخاذ کند.»
و این چنین رفقای موافق گذار و مخالف سرنگونی از مهلکه رستند و مانع تصویب آن سند شفاف و پر اهمیت که سرنگونی را مبنای حرکت قرار می داد، شدند! همان کاری که در کنگره موسس هم کرده بودند!
من بعنوان عضو کمیسیون برنامه در هر دو کنگره از اول تا آخر این روند ها را به عینه مشاهده کرده ام. البته این بار اول نبود که این دست رفقا، از این کارها می کردند، من که خود بعد از کنگره دوم اکثریت با هیچ سازمانی فعالیت نمی کردم، قبل از آن بارها از طرف جناح فکری رفیق بهروز این نوع برخوردهای غیر رفیقانه را تجربه کرده بودم. با اینحال گذشت. اما جای تعجب آنجاست که با اینهمه، رفیق بهروز بازهم خود را طلبکار می داند!
اکنون رفقای زیادی با گرایش چپ تصمیم دارند که در روند کنگره چهارم فعالانه شرکت کنند. سند برنامه ای ارائه شده از طرف ۷ تن از رفقا، اولین حرکت جمعی در این راستاست. سند برنامه ای یادشده سندی نیست که هیچ تغییر عاقلانه ای در آن نتوان داد و رفقا نیز چنین ادعایی ندارند. ولی اولین سندی است که در آن صریحا از سرنگونی صحبت شده، به فدرالیسم اشاره لازم گردیده و رژیم جایگزین با مشخصات کافی آورده شده است و این مسائل شاید بعضی از رفقا را خوش نیامده است. کاش رفیق بهروز خارج از این حب و بغض ها، رهنمودهای راهگشا و پیشنهادهای بدرد بخوری ارائه می دادند و خود را به این نوع ایرادگیری دلخوش نمی کردند.
من در پایین در حد مقدور به ایرادات رفیق بهروز پاسخ خواهم داد:
به پیش بردن سیاست «همزیستی مسالمت آمیز» ایرادی است که رفیق بهروز در نقد خود به سند برنامه ای گرفته است. رفیق بهروز باید می دانست که نویسندگان سند نیز مانند وی از سابقه کاربرد همزیستی مسالمت آمیز مطلع اند. ولی برخلاف تصور وی با سقوط بلوک شرق اصطلاح «همزیستی مسالمت آمیز» نیز دفن نشده و آنرا می توان به معنی روابط حسن همجواری میان کشورها نیز بکار برد و در این سند دقیقاً به این معنی بکار برده شده است. در سالهای فقدان بلوک شرق، دهها جنگ میان کشورهای سرمایه داری رخ داده است. منظور حسن همجواری، اجتناب از راه حل جنگ است.
در رابطه با مرحله انقلاب، خواننده متن براحتی می تواند از سند برنامه ای مذکور آنرا استخراج کند. سند برنامه ای، مرحله انقلاب را مرحله سوسیالیستی نمی داند و در هیچ جای سند نیز چنین چیزی اظهار نشده است. ما همواره بر دموکراتیک بودن مرحله انقلاب تاکید داشته ایم. دفاع از جامعه آزاد و برابر و یا برخورداری از فرصتهای برابر همه آحاد جامعه و با مبارزه با ظلم، ستم و تبعیض های گوناگون، اساس حرکت هر حزب چپ زنده و فعال است. من به شخصه نمی دانم چگونه رفیق بهروز از آنها، «چشم انداز سوسیالیستی» را استخراج کرده است؟ رفیق بهروز باید بگوید کجای این سند وی را نگران کرده است که چنین می گوید؟ صحبت از عدالت یا دفاع از زحمتکشان؟ چه چیزی؟
رفیق بهروز در سند برنامه ای که خود نوشته و در به پیش منتشر شده است، خود، هیچ صحبتی از حرکتهای انقلابی و انقلاب نمی کند و چنین مبحثی را در برنامه خود، با سکوت برگزار می کند ولی در برخورد با سند برنامه ای جمعی از اعضاء حزب، اشکال می گیرد که در سند برنامهای مزبور اشاره ای کمی به شرایط انقلابی جامعه شده است. در اولی سکوت می کند و در دومی فریادش به آسمان بلند می شود که شما به چه حسابی شرایط را انقلابی می دانید؟
حال آنکه به وجود شرایط انقلابی در جامعه، حتی عقب مانده ترین اقشار درون رژیم هم آهسته - آهسته می رسند!
عجیب تر آنکه در شرایط موجود که در کل، ترس به جان رژیم افتاده است، برخی از مدعیان چپ هنوز در کرختی خواب به سر می برند!
«گذار» یا «گذر» از این رژیم بدون تصریح و شفافیت آن محلی از اعراب ندارد. هدف اصلی نویسندگان سند عبارت از آنست که نمیتوان به استحاله رژیم و یا تغییر مواضع این یا آن فرد رژیم امید بست! این نکته اساسی در انتخاب «سرنگونی» یا «گذر» است. رژیم در کلیت خود، ثابت کرده است که رژیمی جنایت پیشه، فاسد و رانتی و ضد طبقه کارگر و ضد زن است. در عین حال برای حفظ خود (خود نظام) دگم و یکدست است. رژیم برای بقای خود می تواند تمام کشور را به آتش بکشاند. ما دیگر نباید به هیچ وجه گول حرفهایی را بخوریم که در سه دهه اخیر با دولتهای متنوع جامعه را در بحرانی همه جانبه فرو برده و سدی برای پیشرفت و توسعه جامعه کشیده اند.
برعکس نوشته رفیق بهروز، در سند برنامه ای مورد بحث در شرح اوضاع داخلی، تشدید استبداد و سرکوب و... تحلیلی جامع از اوضاع داخلی و خارجی داده شده است و در آنها به بحرانهای اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی، تشدید بیکاری، پایین آمدن قدرت خرید مردم، تورم و گرانی، ژرفش فاصله طبقاتی، توسعه فقر و فلاکت، سرکوب مخالفان و معترضین و یا بحران زیست محیطی، مهاجرت و جابجایی جمعیتی و فرار مغزها بدرستی پرداخته شده است.
افزون بر این اعتراضات همه روزه اقشار مختلف مردم بعد از جنبش مهسا رشد بی سابقه ای یافته، بطوریکه رژیم با تشدید سرکوب، افزایش گشتها و بالا بردن هزینه اعتراضات اجتماعی سعی در از میان برداشتن آنها دارد، حال آنکه تشدید سرکوب، خود سبب رشد اعتراضات اجتماعی گردیده است. فساد و دزدی در میان کارگزاران رژیم و میزان اختلاسها نجومی شده است، پایگاه اجتماعی رژیم طی دو سال گذشته بشدت ریزش داشته و اختلاف نظر در بین جناح های داخلی رژیم تشدید شده است. همه اینها و قطع شدن دست رژیم در منطقه آنرا در شرایط بسیار نامساعد داخلی و خارجی قرار داده است. بزعم سند برنامه ای جمعی از اعضاء حزب در چنین شرایطی چپ، باید بتواند نقش تاریخا بعهده گرفته خود را به نحو احسن به انجام برساند و اینهمه از عهده یک چپ جدی و انقلابی بر می آید. اگر هدف بازی با کلمات نباشد، بجای این ایرادات پیش پا افتاده باید آستینها را بالا زد و در تقویت این چپ تلاش کرد.
در برنامه پیشنهادی گرایش چپ، بدرستی قید شده است:
«وجود بحرانهای مختلف در کشور، نا توانی رژیم در مهار آنها، بویژە بحران اقتصادی معیشتی، کاهش درآمدهای نفتی، هزینە های سنگین نظامی و دستگاە سرکوب، فساد و اختلاس گستردە، بە اعتراضات اجتماعی و مبارزاتی و رادیکالتر شدن آنها دامن خواهد زد و امکان برآمد جنبشی سراسری برای سرنگون کردن رژیم از طریق انقلابی دمکراتیک در کشور را تسریع و تقویت خواهد کرد.»
و این بدین معنی است که بعلت بستن تمام راههای اعتراضی، از سوی رژیم جنایت پیشه، پیش پای مردم، راهی بجز انقلاب باقی نمانده است. ما ضمن اعتقاد به این شیوه، هیچ یک از راههای مسالمت آمیز را برای از بین بردن رژیم بر روی خود نخواهیم بست!
افزودن دیدگاه جدید