در روز ۶ شهریور ۱۴۰۴ (۲۸ اوت ۲۰۲۵)، وزرای خارجه سه کشور اروپایی — آلمان، انگلستان و فرانسه — با نامهای به شورای امنیت سازمان ملل، شمارش معکوس ۳۰ روزه برای بازگشت خودکار تحریمهای شورای امنیت علیه ایران را آغاز کردند. این اقدام، بر اساس بندهای ۳۶ و ۳۷ "برنامه جامع اقدام مشترک" (برجام) صورت گرفت که به «مکانیسم ماشه» مشهور است.
فعال کردن این مکانیسم از سوی سه کشور اروپایی ناگهانی نبود. هشدار و تهدید برای فعالسازی این روند از سال ۲۰۱۸ آغاز شد؛ سرانجام، با پیامدهای تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران و بمباران های مراکز هسته ای، و نزدیک شدن محدودیت زمانی ده ساله معاهده برجام برای حق کاربرد "مکانیزم ماشه"، آن سه کشور هشدار خود را به اجرا گذاشتند.
برجام و پیامدهای خروج آمریکا
با خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال تحریمهای گسترده، دیگر مشوقی برای ایران باقی نماند. اقتصاد کشور در معرض فشارهای شدید قرار گرفت و مردم ایران که با شادی از توافق برجام استقبال کرده بودند، عملاً از مزایای آن محروم شدند. در واکنش اعتراضی به این وضعیت، جمهوری اسلامی به بیراهه رفت و به نقض معاهده روی آورد: توسعه سانتریفیوژها و افزایش سطح غنیسازی تا ۶۰٪.
تلاشهای دیپلماتیک برای بازسازی برجام در سالهای ۲۰۲۱–۲۰۲۲ با امریکای تحت ریاست جمهوری جو بایدن به دلیل سیاستهای سختگیرانه رهبر جمهوری اسلامی به نتیجه نرسید. در این شرایط، تحریمها و پابپای آن برنامه غنیسازی پرهزینه نیز ادامه یافت.
نقض برجام و هشدار اروپاییها
نقض برجام توسط جمهوری اسلامی، به هشدارها ی کشورهای اروپایی در باره کاربرد "مکانیزم ماشه"، و مراحل مشورتی قبل از ارجاع به شورای امنیت انجامیده بود. سه کشور اروپایی از سال ۲۰۱۸ بارها هشدار کلید زدن «مکانیسم ماشه» را مطرح کرده بودند.
در ماههای قبل از بمبارانهای مراکز هستهای فردو، نطنز و اصفهان، روابط جمهوری اسلامی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) بشدت متشنج بود و مقامات ایران پاسخگوی اقدامات پنهانکارانه خود نبودند.
بمباران مراکز هستهای و سرنوشت اورانیوم
در جریان حملات، ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰٪ وضعیت نامعلومی پیدا کرد. مسئولان کشور در مذاکرات خود از ارائه پاسخ شفاف خودداری کردند. برخی کارشناسان، خطر استفاده جمهوری اسلامی از این مواد برای ساخت بمب اتمی را مطرح میکنند.
ایالات متحده و اروپا خواستار کنترل این مواد شدهاند، اما فقدان دسترسی آژانس به مراکز هستهای، کنترل آن را تقریباً غیرممکن کرده است.
محدودیت زمانی مکانیسم ماشه
طبق معاهده، حق کاربرد «مکانیسم ماشه» و بازگرداندن خودکار تحریمها تا ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ — یعنی ده سالگی برجام — معتبر است. بعد از این تاریخ، این مکانیزم و قطعنامههای تحریمی قابل اجرا نخواهند بود. محدودیت زمانی، عامل مهمی در تسریع اقدام سه کشور اروپایی بوده است.
بنابراین موارد، سه کشور اروپایی با حمایت آمریکا، با پیش کشیدن «مکانیسم ماشه»، خواستار بازگشت ایران به محدودیتهای برجامی شدهاند. در صورت عدم توافق در 30 روز آتی، و "برگشت خود کار تحریم ها" و اجرای قطعنامه های معلق شده شورای امنیت علیه ایران، اعمال تحریمها بار اصلی خود را بر دوش مردم محروم و رنجدیده ایران میگذارد.
علاوه بر این، یکجانبه بودن تصمیمات اروپاییها و سکوت آنها نسبت به حملات و تجاوزها علیه ایران، قابل اعتراض است. ادامه محرومیت ایران از مزایای برجام وفشار به آن برای اجرای محدودیت ها، در شرایط برخورد متفاوت با اسرائیل، که دارای سلاح هستهای است و از محدودیتها معاف، نشاندهنده یکجانبهگرایی آشکار است.
خاطر نشان کنیم که جهان امروز با جهان ۲۰۱۵ تفاوتهای فاحش دارد. چین و روسیه اکنون بلوک جهانی مستقلی را سازماندهی کردهاند و ایران تامینکننده نفت چین و پهپاد روسیه است. تحریمهای شورای امنیت، با موانع جدی در جهان جدید مواجه می شوند.
فرصتی برای تصمیم سرنوشتساز
در این میان، سرنوشت مردم و کشور باید محور تصمیمگیری باشد. پاسخ دادن به زور با زور، نه مطلوب است و نه عملی؛ کشور و مردم هیچ نفعی از بازیچه شدن در نبرد میان دو قطب ندارند.
پایان دادن به برنامههای هستهای پرهزینه و خطرناک باید در اولویت باشد. «مکانیسم ماشه» میتواند فرصتی باشد برای اتخاذ تصمیمی سرنوشتساز و پایان دادن به برنامهای که نه تنها ارزش دفاعی ندارد، بلکه باعث انزوا، جنگ و فقر مردم شده است.
از جمهوری اسلامی و رهبر آن انتظار نمیرود که از ایدئولوژی و استراتژی شکستخورده خود دست بردارد. سؤال اساسی این است: آیا این فرصت تصمیم سرنوشتساز بار دیگر سوخته خواهد شد؟
جمعه ۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۹ اوت ۲۰۲۵
افزودن دیدگاه جدید