بە تازگی یک حزب جدید و بدلی ظاهرا مدافع حقوق کارگر طرفدار عدالت اجتماعی بنام "حزب نوین تمدن اسلامی" در ایران اعلام موجودیت کردە است. البتە آنها نگفتەاند حزب کارگری هستند ولی در تبلیغات رهبرانشان و در سخنرای هایشان چنین وانمود می کنند.
آنطور کە از اطلاعات منتشر شدە از م این حزب برمی آید، حزب جدید کە با با ادعای "عدالتخواهی" وارد صحنە شدە است حزبی است ساختە و پرداختە شدە توسط عدالت ستیزترین و سرکوبگرترین جریانات محافظە کار مذهبی و حکومتی .
همان جریانات بد سابقەای کە در سرکوب طبقە کارگر و تشکلهای کارگری مستقل و رواج بی عدالتی بیشترین سهم را بە عهدە داشتە اند.
از لحاظ فکری وابستە بە تفکر جریاناتی مانند موتئلفە، پایداری و رئیسی است و در رقابت با شورا های اسلامی وابستە بە کارگزاران و جریانات همسو تشکیل شدە و علاوە بر آن برای ایجاد انحراف، فریب و تفرقە در جنبش رو بە رشد طبقە کارگر سرهم بندی شدە است. بهمین دلیل از حمایت آشکار و پنهان گستردە جریانات محافظە کار سرمایە داری برخوردار است.
پروژە تشکیل این باند در واقع در دورە ریاست رئیسی بر دستگاە قضایی شروع شد و در قضیە درگیری بین اصلاح طلبان و جریان روحانی با دارودستە رئیسی و شرکا بر سر تصاحب شرکت عظیم هفت تپە و کوشش برای مصادرە مبارزات درخشان کارگران هفت تپە اثرات آن از پردە بیرون افتاد.
از همان موقع کشاکش بین جریانات رقیب حکومتی بر سر کنترل و بە انحراف بردن اعتراضات کارگری بویژە منحرف و بی اثر کردن مبارزات کارگران شرکتهای پیمانکاری در صنعت نفت شروع شد.
تشکیل یک انجمن صنفی از بالای سر کارگران پیمانی و شرکتی با کمک نهادهای امنیتی اولین گام مقدماتی برای سرهم بندی کردن این حزب جدید حکومتی بود.
انجمن مذکور از همان ابتدای شروع فعالیت سعی کرد مبارزات کارگران پیمانی برای برچیدن بساط پیمانکاران را بە بهانە تصویب قانون از مسیر مبارزە بە مسیر صبر و انتظار سوق دهد و توانست بە مدت بیش از ٤ سال روند مبارزات مستقیم کارگران را با وعدە تحقق مطالبات از طریق قانونی کند کند و دچار اخلال نماید.
راهپیمایی ٥ هزار نفرە و دو تجمع پیاپی هزار نفرە مقابل مجلس نشان داد کە آن نقشە نزد کارگران افشا و بی اثر شدە است. در نتیجە کارگردانان پشت صحنە آن برای از دست ندادن کنترل حرکت مجبور بە اعلام حزب جدید شدند.
تشکیل حزب مذکور البتە بواسطە نگرانی رژیم و سرمایە داران حاکم از رشد و رادیکالیزە شدن کم سابقە جنبش سراسری کارگری و برای مهار و منحرف کردن جنبش از مسیر صحیح است.
البتە زیر مجمموعە کارگزاران و شرکا نیز بە رغم از دست دادن موقعیت خود همچنان در صحنە خواهند ماند. در واقع طبقە کارگر اینک با دو دشمن از سوی دو جناح مواجە است کە بە رغم اختلافات جناحی شان هدف واحدی را دنبال می کنند.
تشکیل اتحادیە ها و احزاب قلابی کارگری در ایران مسبوق بە سابقە است
اولین حزب کارگری با هدف و برنامە در ایران حزب عدالت بود کە بیش از یک قرن پیش توسط مهاجران ایرانی کە در آذربایجان کار می کردند تشکیل شد. نخستین اتحادیە ها و محافل اتحادیەای نیز بعد از تشکیل حزب عدالت در ایران تاسیس شد. حزب عدالت مدتی بعد جای خود را بە حزب کمونیست ایران داد و متعاقب آن اتحادیە های کارگری نیز گسترش پیدا کردند.
مهمترین و با نفوذترین اتحادیە کارگران چاپ بود کە نقش مهمی در توسعە اتحادیە ها وفرهنگ اتحادیەای در زمان خود در جنبش سندیکایی ایفا کرد.
در سال ١٣٠٤ تا ١٣٠٥ با استقرار نظام دیکتاتوری احزاب، اتحادیە ها و مطبوعات سوسیالیستی و کارگری بە شدت سرکوب شدند و تعداد ی از رهبران آنها بە قتل رسیدند. در سال ١٣١٠ فعالیت های اتحادیەای و سوسیالیستی در قانون بکلی ممنوع شد و محافلی کە مخفیانە بعد از ممنوعیت فعالیت اتحادیە ها شکل گرفت نیز کشف و سرکوب شدند.
بعد از سقوط رژیم دیکتاتوری رضا شاە احزاب و سازمانهای اتحادیەای دوبارە شروع بە تشکیل و فعالیت کردند. در همان سالها بود کە احزاب دست راستی برای رقابت با حزب تودە ایران و شورای متحدە مرکزی و جلوگیری از رشد جنبش کارگری شروع بە تشکیل احزاب و اتحادیە های بدلی کردند. ابتدا حزب دمکرات قوام السلطنە یک اتحادیە کارگری قلابی درست کرد. در سالهای بعد تر بختیار یکی دیگر و یک اتحادیە قلابی نیز توسط شرکت نفت ایران و انگلیس سرهم بندی شد. بعد از کودتا نیز پروژە اتحادیە سازی توسط حزب مردم علم و حزب رستاخیز تداوم پیدا کرد.
هیچ یک از جریاناتی کە اتحادیە های قلابی را درست می کردند، اعتقادی بە حقوق کارگر نداشتند و قصد همگی بدون استثنا جلوگیری از تشکیل سندیکا های واقعی و منحرف کردن کارگران کارگران و زحمتکشان از مبارزە برای کسب حقوق شان بود.
با سقوط دیکتاتوری سلطنتی رژیم اسلامی نیز همان رویە رژیم پیشین را با همان اهداف نسبت بە احزاب و اتحادیە های کارگری در پیش گرفت و شوراها و انجمن های قلابی را بعد از سرکوب جریانات کارگری بر جای آنها نشاند.
خانە کارگر، شوراهای اسلامی، حزب اسلامی کار و انجمن های کارگری، همگی برای منحرف کردن مبارزات کارگران از مسیر درست و احیای دیکتاتوری سرهم بندی شدند.
حزب جدید "تمدن و عدالت اسلامی" نیز در واقع جریانی است همانند اتحادیە ها و احزاب قلابی و با همان اهداف سلف رنگارنگ خود در ٨٥ سال گذشتە، بلکە حتی ارتجاعیتر و ضد کارگری تر از همە ی آنها. ماهیت و اهداف این حزب البتە زودتر از آنکە مخترعان آن تصور کنند، بواسطە سطح بالای آگاهی طبقاتی، تجربە و شعور سیاسی طبقە کارگر افشا و بلا اثر خواهد شد طبقە کارگر همنطور کە کارگران مبارز و هوشیار هفت تپە و نفت فریب آن را نخوردند، بە دام آن نخواهند افتاد. طبقە کارگر سالهاست برای برخورداری از حق تشکل مستقل مبارزە کردە و هزینە سنگین دادە است و بە مبارزات خود تا رسیدن بە حقوق کامل ادامە خواهد داد. بی حقوقی کامل و فقر طبقە کارگر نتیجە حکومت اسلامی و تشکلهای قلابی ساختە و پرداخت شدە آن است. کارگری نیست کە پس از ٤٦ سال تجربە تلخ و پر درد و رنج سلطە رژیم ستمگر اسلامی بە تمدن و عدالت اسلامی ذرەای باور داشتە باشد.
افزودن دیدگاه جدید