نئولیبرالیسم در ایران و پیامدهای آن
بخش دوم
نگاهی بر اقدامات اقتصادی و سیاسی، نیروی فکری و پیامدهای اجتماعی هر دولت در روند بکار گیری نئولبرالیسم
دولت مهندس موسوی (۱۳۶۰–۱۳۶۸)
جهتگیری اقتصادی: اقتصاد دولتی –همراە با فراهم شدن زمینههای اقتصاد نئولیبرالی در آینده
اگرچه گرایش غالب در دولت موسوی اقتصاد دولتی و برنامە محور تلقی می شد، اما سه عامل مهم در این دوره زمینه گرایش بە نئولیبرالیسم در دولتهای بعدی را فراهم کرد
الف) عوامل ساختاری
گسترده شدن ملیسازیها و تصدیگری دولت
ناکارآمدی برخی از بنگاههای دولتی و تقویت نیروهای طرفدار نئولیبرالیسم اقتصادی بازارگرا و بازگشت بە بازار را فراهم کرد. .
جنگ و کسری بودجه شدید و
فشارهای مالی باعث شد تکنوکراتها بتوانند نسخههای بانک جهانی را در درون سیستم جا بیندازند..
پایان گرفتن سیستم کوپنی
جامعه برای «آزادسازی» و «عادیسازی» اشتیاق پیدا کرد.
ب) نیروهای مؤثر
چهرههایی مانند بهزاد نبوی، عربمازار، وفابخش و دیگران در آن زمان طرفدار اقتصاد دولتی بودند.
اما تکنوکراتهای لیبرالتر در سازمان برنامه و بانک مرکزی همچنان فعال ماندند.
نتیجه کلی
دولت موسوی نئولیبرال نبود، اما در اثر بحرانها و ساختارهایی کە ایجاد شد
در دولت بعدی، زمینه ساز اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری شد.
دولت سازندگی – هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸–۱۳۷۶)
نقطه آغاز رسمی نئولیبرالیسم در ایران
دورە رفسنجانی سر آغاز اجرای سیاستهای تعدیلی نئولیبراستی در ایران بعد از انقلاب بود
دراین دوره اجرای سیاستهای تعدیل ساختاریدر دستور کار قرار گرفت.در
الف) سیاستهای کلیدی نئولیبرالی
آزادسازی قیمتها (حذف تدریجی کنترلها)
خصوصیسازی گسترده (بیشتر به نهادهای شبهدولتی)
آزادسازی تجارت و کاهش تعرفهها
جذب سرمایه خارجی
کاهش یارانهها
بازارمحور کردن نرخ ارز
ب) نیروها و افراد مؤثر
محسن نوربخش (رئیس بانک مرکزی): معمار تعدیل ساختاری
محمدهادی نژادحسینیان
اقتصاددانان تکنوکرات در سازمان برنامه
مشاورانی نزدیک به سیاستهای بانک جهانی
ج) پیامدهای اجتماعی
رشد طبقه متوسط جدید
افزایش شدید نابرابری
رشد بیکاری و تورم شدید در دورەای از ریاست جمهوری هاشمی
مهاجرت به حاشیه شهرها
تقویت نهادهای شبهدولتی
نتیجه کلی
پایههای نئولیبرالیسم ایرانی در این دوره ریخته شد:
بازارگرایی اقتصادی + دولت مقتدر و متمرکز.
دولت اصلاحات – خاتمی (۱۳۷۶–۱۳۸۴)
تلفیق آزادی سیاسی و مدنی نسبی با اقتصاد بازار محور
این دولت با هدف توسعه سیاسی شناخته میشود، اما در حوزه اقتصادی مسیر دولت سازندگی را ادامه داد.
الف) سیاستهای اجراشده
خصوصیسازی ادامه یافت
تقویت بازار سرمایه و اصلاح نظام بانکی
آزادسازی بیشتر در تجارت خارجی
افزایش تعامل با نهادهای مالی بینالمللی
تلاش برای پیوستن به آنها
ب) نیروهای فکری
مسعود نیلی
فرهاد نیلی
محمود صدری، موسی غنینژاد، محسن رنانی (در سطح فکری)
تکنوکراتهای لیبرال سازمان برنامه
ج) پیامدهای اجتماعی
رشد طبقه متوسط شهری
کاهش تضاد طبقاتی در کوتاهمدت
تقویت بخش خدمات بازارمحور
اما
فساد ناشی از خصوصیسازیهای بیضابطه ادامه یافت
شکاف طبقاتی در انتهای دوره دوباره افزایش یافت
نتیجه کلی
دولت خاتمی کوشش نمود برای پیشبرد سیاستهای اقتصادی نئو لیبرالیستی خود برای اینکە با مقاومت اجتماعی زیاد مواجە نشود از روش های نرمتری بهرە بگیرد..
دولت احمدینژاد (۱۳۸۴–۱۳۹۲)
عدالتمحوری در گفتار - اجرای رادیکالترین سیاست نئولیبرالی در عمل از مشخصات بارز دولت احمدی نژاد بود
دولت احمدی نژاد پارادوکسیکالترین دولت در زمان خود بود..
الف) مهمترین سیاست نئولیبرالی این دوره
طرح هدفمندسازی یارانهها (۲۰۰۹)
آزادسازی شدید قیمت انرژی
حذف یارانه سوخت
پرداخت نقدی یارانه بهجای حمایت ساختاری
این سیاست، یکی از رادیکالترین نسخههای آزادسازی قیمت در جهان محسوب میشود
ب) سایر سیاستهای بازارمحور
خصوصیسازی گستردە (واگذاریهای بزرگ به شبهدولتیها؛ «خصولتیسازی»)
کوچکسازی بخشهایی از دولت
افزایش نقش بازار آزاد در تعیین قیمتها
انحلال سازمان برنامه و بودجه (که خود اقدامی برای تمرکز قدرت بود)
ج) پیامدهای اجتماعی و اقتصادی
افزایش شدید تورم
سقوط قدرت خرید طبقه کارگر
تضعیف طبقه متوسط
افزایش فقر ساختاری
تقویت نهادهای شبه دولتی بهعنوان بازیگران اصلی اقتصاد
نتیجه کلی
دولت احمدی نژاد دولتی از جنس دولتهای نئولیبرالیستی بود کە سعی میکرد برنامە های خود را بدون نهاد و بدون سازوکار حمایتی لازم پیش ببرد
نتیجه: شوک تورمی، نابرابری، و فرسایش طبقه متوسط.
دولت روحانی (۱۳۹۲–۱۴۰۰)
بازگشت نئولیبرالیسم تکنوکراتیک + گفتمان ثباتسازی
این دولت تلاش کرد نظم مالی و پولی را بر مبنای نسخههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول تثبیت کند.
الف) سیاستها
کنترل نقدینگی و افزایش نرخ بهره
تقویت بانکها و نهادهای مالی
اتداوم و تشدید خصوصیسازی
کاهش تدریجی یارانهها
تلاش برای ادغام در اقتصاد جهانی (برجام)
ب) نیروهای اثرگذار
مسعود نیلی (مشاور ارشد اقتصادی)
تیم تکنوکراتهای لیبرال
تمرکز بر شاخصهای اقتصاد کلان (تورم، نرخ ارز)
ج) پیامدها
ثبات نسبی تورم تا سال ۱۳۹۶
اما
بحرانهای بانکی
جهش قیمتی ارز ۹۷
تشدید نابرابری
کاهش قدرت خرید طبقه متوسط
نتیجه کلی
اقتصاد ایران به یک مدل بانکمحور و بازارمحور ناپایدار سوق داده شد؛
نابرابری افزایش یافت و اقشار پایینتر آسیب دیدند.
دولت رئیسی (۱۴۰۰ تا امروز)
ترکیب اقتصاد دستوری با اجرای ادامهدار سیاستهای بازارمحور
گرچه در ظاهر با اقتصاد بازار فاصله دارد، اما عملکرد اقتصادی دولت رئیسی ادامه سیاستهای نئولیبرالیکاهش یارانهها و افزایش نقش بازار در تعیین قیمت ها و سیاستهای اقتصادی دولت بود در دورە رئیسی سیاست شوک درمانی اقتصادی شدت پیدا کرد و گامهای در جهت حذف ارز ترجیحی بە پیش برداشتە شد. .
الف) سیاستها
حذف ارز ۴۲۰۰ (آزادسازی قیمت کالاهای اساسی)
گسترش و افزایش خصوصی سازی و خصولتی سازی
افزایش قیمت انرژی و خدمات
تمرکززدایی بودجهای
کاهش نقش دولت در تنظیم بازار
واگذاری مدارس و خدمات عمومی به بخش خصوصی/غیردولتی
ب) پیامدهای اجتماعی
رشد شدید تورم
فقیر شدن بخش بزرگی از طبقه کارگر و متوسط
تعدیل قوانین حمایتی و تضعیف حقوق طبقە کارگر
افزایش هزینههای درمان و آموزش
کاهش حمایت دولتی از اقشار آسیبپذیر
نتیجه کلی
این دوره نمونهای از نئولیبرالیسم تورممحور بدون نهادهای حمایتی است.
جمعبندی نهایی: مدل ایرانی نئولیبرالیسم
نئولیبرالیسم در ایران یک نسخه بومی شدە از مدل اصلی با تناقصاتی در درون خود است که این ویژگیها را دارد:
از دولت سازندگی آغاز شد
در دورههای بعدی ادامه یافت
خصوصیسازی انجام شد اما بیشتر به نهادهای شبهدولتی
بازار آزاد اجرا شد اما بدون زیرساخت حقوقی و رقابتی
یارانهها حذف شد اما همزمان با آن نظام حمایت اجتماعی تضعیف شد.
به همین دلیل، خروجی آن
نابرابری شدید
فرسایش طبقه متوسط وفقر بیشتر طبقە کارگر
بزرگ شدن نهادهای شبهدولتی
تورم ساختاری
بهروز فدائی ـ چهارم ژانویه 2026
افزودن دیدگاه جدید