بخش نخست
تاریخ مبارزات کارگری در دوران خاندان پهلوی
تاریخ مبارزات کارگری و امکان فعالیت سندیکایی و دیگر تشکلهای صنفی کارگری در دوران سلطنت خاندان پهلوی، یک تاریخ پیچیده و پرتحول است که در دو مقطع عمده به ویژه در دوران پهلوی اول و پهلوی دوم، شرایط متفاوتی را تجربه کرده است
مبارزات کارگری در دوران پهلوی اول (1304–1320)
در دوران سلطنت رضا شاه، سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و صنعتی به سرعت در حال تحول بود و در این روند، طبقه کارگر نیز رشد و تکامل یافت. رضا شاه برای مدرنسازی کشور، به ویژه در حوزههای زیرساختی و صنعتی، نیاز به نیروی کار ارزان و در دسترس داشت. اما از طرف دیگر، کارگران به دلیل شرایط سخت کاری و دستمزد اندک، شروع به اعتراض و مبارزە کردند
سرکوب شدید و محدودیتها
در این دوره، تشکلهای کارگری به شدت تحت سرکوب قرار گرفتند. رضا شاه به دلیل نگرانی از تاثیرات جنبشهای کارگری و احزاب چپگرا، تلاش کرد تا هیچ نوع فعالیت سازمانیافتهای در میان کارگران شکل نگیرد. بسیاری از رهبران کارگری و اعضای سندیکاهای آن زمان به زندان افتادند یا به تبعید رفتند تعدادی نیز کشتە شدند.
شکلگیری جنبشهای کارگری
با وجود سرکوب، در این دوره برخی از اولین تلاشهای تشکلهای کارگری و سندیکایی در ایران آغاز شد. در سالهای حکومت رضا شاە جنبش کارگری در اثر دیکتاتوری بە شدت تضعیف شد و تا زمان اشغال ایران توسط متفقین این وضعیت تداوم پیدا کرد. در سال ١٣٢٠ پس از سقوط دیکتاتوری رضا شاە و استقرار نوعی دمکراسی ناشی از خلا قدرت، اتحادیە ها و احزاب کارگری تشکیل و توانستند بخش وسیعی از طبقە کارگر را در این تشکلها سازماندهی نمایند. وجود این تشکلها و دمکراسی نسبی بە رشد اعتراضات کارگری منجر و باعث موجی از اعتراضات مطالباتی کارگران شد. در سال ١٣٢٥ در اثر فعالیت ها تشکیلاتی و رشد آن پس از یک رشتە اعتصابات نیرومند در موسسات صنعتی و نفت دولت وقت مجبور شد نخستین قانون کار مدون را بپذیرد و بخش های مهمی از خواستە های کارگران را در آن برسمیت بشناسد.
در سال ١٣٢٧ فعالیت رسمی حزب تودە ایران و شورای متحدە مرکزی توسط دولت ممنوع شد، اما فعالیت های این دو سازمان نیرومند و پر نفوذ تا انجام کودتای ١٣٣٢ تداوم داشت
قوانین و اصلاحات اجتماعی
در اوایل دوران سلطنت محمدرضا شاه، تلاشهایی برای بهبود وضعیت طبقه کارگر بواسطە وجود حزب تودە ایران و شورای متحدە مرلکزی صورت گرفت.در سال ١٣٤٧ سازمان تامین اجتماعی تاسیس شد. این اقدامات به ظاهر در جهت حمایت از کارگران بود، اما در واقع، بیشتر برای کنترل وضعیت و جلوگیری از گسترش حرکتهای رادیکال انجام میشد.
محدودیتها و سرکوب سندیکاها
با وجود اصلاحات ظاهری، فعالیتهای مستقل کارگری تحت فشار شدید قرار داشت. سندیکاهای مستقل در این دوران سرکوب شدند و دولت تلاش کرد تا سازمانهای کارگری را تحت کنترل خود درآورد. بسیاری از کارگران فعال در سندیکاها و اتحادیهها تحت فشار قرار گرفتند و تعدادی از آنان به زندان افتادند.
اعتراضات و اعتصابات
در دهههای 1340 و 1350، شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران به ویژه در شهرهای صنعتی مانند تهران، اصفهان، و تبریز، بحرانی شد. کارگران در بسیاری از صنایع از جمله نفت، نساجی و فلزات، به اعتراضات و اعتصابات دست زدند. این اعتراضات بیشتر به دلیل فشارهای اقتصادی، پایین بودن دستمزدها، شرایط کاری نامناسب و محرومیت در دستیابی به حقوق اولیه بود کە نقش مهمی در پیروزی اولیە انقلاب ٥٧ داشتند.
پیامدهای مبارزات کارگری در دوران پهلوی
مبارزات کارگری در دوران سلطنت خاندان پهلوی، به رغم سرکوبهای شدید، تأثیرات عمیقی بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران داشت. این تأثیرات شامل موارد زیر بود
تقویت آگاهی طبقاتی کارگران
مبارزات کارگری در این دوره، هرچند با موانع فراوان مواجه بود، اما به تدریج آگاهی طبقاتی کارگران را تقویت کرد. کارگران به خصوص در صنایع نفت و نساجی، متوجه ضعف های خود در برابر قدرتهای اقتصادی و دولتی شدند و تلاشهایی برای سازماندهی خود به شکل سندیکا و اتحادیههای مستقل داشتند.
تقویت جنبشهای چپ و انقلابی
یکی از پیامدهای مهم این مبارزات، تقویت جنبشهای چپگرا و انقلابی بود که از کارگران و طبقات محروم جامعه حمایت میکردند. این جنبشها، به ویژه حزب توده ایران و گروههای چپ رادیکال دیگر، تأثیر زیادی بر تحولات سیاسی ایران گذاشتند. اعتراضات کارگری به یکی از ارکان اعتراضات عمومی علیه رژیم پهلوی تبدیل شد و در نهایت در پی انقلاب اسلامی سال 1357، رژیم پهلوی سقوط کرد.
نقش اعتصابات در انقلاب
اعتصابها و اعتراضات کارگری بهویژه در صنایع نفتی، به سرعت تبدیل به ابزاری برای فشار به رژیم پهلوی شد. اعتصابات نفتی در سال 1357 که در نتیجه آن بخش بزرگی از تولید نفت کشور متوقف شد، یکی از مهمترین عوامل تسریع در سقوط رژیم شاهنشاهی بود
نتیجهگیری
مبارزات کارگری در دوران سلطنت خاندان پهلوی نمایانگر تلاش طبقه کارگر برای بهبود شرایط زندگی و دستیابی به حقوق خود در برابر سرکوبهای حکومتی بود. هرچند که دولت پهلوی تلاش کرد تا جنبشهای کارگری را تحت کنترل خود درآورد، اما این مبارزات در نهایت به تقویت آگاهی طبقاتی، تشکیل گروههای سیاسی چپ، و در نهایت سقوط رژیم پهلوی کمک کرد. پیامدهای این مبارزات نشاندهنده توانمندی طبقات محروم در مقابله با قدرتهای دولتی و اقتصادی بود
مبارزات کارگری در دوران پهلوی فقط یک «جنبش صنفی» نبود، بلکه بهتدریج به یک نیروی اجتماعی و سیاسی اثرگذار تبدیل شد. اثرات آن هم محدود به طبقه کارگر نماند و لایههای مختلف جامعه را درگیر کرد. برای جمعبندی، میشود بحث را در دو محور «تأثیرات اجتماعی–طبقاتی» و «تجارب تاریخی و سیاسیِ بهجامانده» بررسی کرد.
تأثیرات مبارزات کارگری بر طبقه کارگر و سایر اقشار اجتماعی
الف) بر خودِ طبقه کارگر
رشد آگاهی طبقاتی
مهمترین دستاورد مبارزات کارگری در دوران پهلوی، شکلگیری و تعمیق آگاهی طبقاتی بود. کارگران بهتدریج دریافتند که مشکلاتشان (دستمزد پایین، امنیت شغلی، شرایط سخت کار) فردی یا اتفاقی نیست، بلکه ریشه در ساختار اقتصادی و سیاسی دارد. این آگاهی، کارگر را از یک نیروی پراکنده و منفعل به یک کنشگر اجتماعی بالقوه تبدیل کرد.
تجربه سازمانیابی و عمل جمعی
حتی با وجود سرکوب، تجربه سندیکاها، اعتصابها و اعتراضات جمعی به کارگران آموخت که بدون تشکل، امکان دفاع پایدار از منافعشان وجود ندارد. این تجربه، هرچند اغلب ناتمام و سرکوبشده بود، اما به حافظه تاریخی طبقه کارگر منتقل شد.
سیاسیشدن مطالبات صنفی
در فضای بسته پهلوی، مطالبات صنفی بهسرعت رنگ سیاسی میگرفت. کارگران دریافتند که بدون تغییر در ساختار قدرت، تحقق پایدار حقوق کارگری ممکن نیست. همین امر باعث شد بخشهایی از طبقه کارگر به نیروهای سیاسی مخالف حکومت نزدیک شوند.
ب) بر سایر اقشار اجتماعی
پیوند کارگران با طبقه متوسط و روشنفکران
مبارزات کارگری، بهویژه از دهه ۱۳۲۰ به بعد، با گفتمانهای عدالتخواهانه روشنفکران، دانشجویان و نیروهای چپ پیوند خورد. این همافزایی باعث شد «مسئله کارگر» به یک مسئله عمومی در جامعه تبدیل شود، نه صرفاً دغدغه یک قشر خاص.
تأثیر بر دهقانان و مهاجران شهری
اصلاحات ارضی و رشد شهرنشینی، جمعیت بزرگی از روستاییان را وارد بازار کار شهری کرد. مبارزات کارگری، الگوهایی از اعتراض و مطالبهگری را در اختیار این جمعیت تازهوارد گذاشت و آنها را به بخشی از جنبش اجتماعی شهری تبدیل کرد.
تقویت گفتمان عدالت اجتماعی در سطح جامعه
طرح مداوم مسئله فقر، نابرابری و استثمار نیروی کار، گفتمان عدالت اجتماعی را به یکی از محورهای اصلی نقد رژیم پهلوی تبدیل کرد؛ گفتمانی که بعدها در انقلاب ۱۳۵۷ نیز نقش پررنگی داشت.
تجارب تاریخیای که بر مبارزات سیاسی و اجتماعی ایران برجای ماند
تجربه سرکوب تشکلهای مستقل
یکی از مهمترین درسهای تاریخی این دوره، این بود که دولت اقتدارگرا حتی تشکلهای صنفی غیرسیاسی را نیز تحمل نمیکند. این تجربه، بیاعتمادی عمیقی نسبت به نهادهای «دولتی» و «کنترلشده از بالا» در میان فعالان اجتماعی ایجاد کرد
نقش تعیینکننده اعتصابها در تحولات سیاسی
اعتصابات کارگری، بهویژه در صنعت نفت، نشان داد که طبقه کارگر میتواند با توقف تولید، معادلات سیاسی را تغییر دهد. اعتصابهای ۱۳۵۷ این تجربه را به اوج رساند و به الگویی ماندگار در حافظه سیاسی ایران بدل شد.
۳. پیوند مبارزه اقتصادی و سیاسی
تجربه دوران پهلوی نشان داد که در شرایط انسداد سیاسی، جدایی کامل مبارزه صنفی از مبارزه سیاسی عملاً ناممکن است. این پیوند بعدها بر شکلگیری جنبشهای اجتماعی پس از انقلاب نیز اثر گذاشت.
۴. ضعف نهادینهسازی دموکراتیک تشکلها
از آنجا که سندیکاها اغلب یا سرکوب شدند یا وابسته به دولت باقی ماندند، فرهنگ تشکلیابی مستقل و پایدار فرصت نهادینهشدن پیدا نکرد. این ضعف تاریخی، یکی از میراثهای ماندگار آن دوره برای جنبشهای اجتماعی بعدی بود.
جمعبندی نهایی
مبارزات کارگری در دوران پهلوی، اگرچه بهدلیل سرکوب نتوانست به تثبیت نهادهای مستقل کارگری منجر شود، اما تأثیرات عمیق و ماندگاری بر جامعه ایران گذاشت. این مبارزات
آگاهی طبقاتی کارگران را تقویت کرد
گفتمان عدالت اجتماعی را عمومی ساخت
نقش اعتصاب و تشکل را بهعنوان ابزار تغییر سیاسی تثبیت کرد
و تجربهای تاریخی از پیوند میان مطالبات اقتصادی و تحولات سیاسی برجای گذاشت
به همین دلیل، جنبش کارگری دوران پهلوی را میتوان یکی از پایههای اجتماعی و تجربی تحولات بزرگ سیاسی
ایران در نیمه دوم قرن چهاردهم خورشیدی دانست
بهروز فدائی ـ دوازدهم ژانویه 2026
افزودن دیدگاه جدید