چنگیز آیتماتف، نویسنده نوول مدرن، یا داستان بلند "جمیله" در سال ۱۹۵۸ میلادی، میان سالهای ۲۰۰۸-۱۹۲۸ در قرقیزستان شوروی سابق زیست. آراگون نویسنده آوانگارد فرانسوی در مقدمه نشر این نوول نوشت که آن "زیباترین داستان عشقی جهان است" در این داستان نوجوان ۱۵ ساله نقاشی بنام سعید فرار عشقی خواهرزنش جمیله را که یکی از دختران جوان روستا بود با سرباز معلولی بنام دانیار تعریف میکند؛ گرچه او دارای شوهری بنام صادق است که حین جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۴۳ در ارتش شوروی مشغول دفاع از میهن است؛ ولی گویا بین آندو شعله عشق رو به کاهش گرائیده. چنگیز آیتماتف در این داستان اختلاف فرهنگی میان سنت مردم آسیای میانه و کمونیسم اروپایی شوروی سابق را به نمایش میگذارد؛ توصیف طبیعت و زندگی روستایی، مقایسه اشکال زندگی سنتی شرقی و سوسیالیسم روسی از دیگر خصوصیات این رمان کوتاه عاشقانه است.
چنگیز آیتماتف این اثر را به عنوان پایاننامه دانشگاهی اش در دانشکده ماکسیم گورکی مسکو نوشت؛ که داستانی است طنزآمیز با ارزشهای ادبی و عناصر برجسته شاعرانه. نویسنده میکوشد جمیله را دختری شجاع و آگاه معرفی کند که در یک فرهنگ سنتی اسلامی شرقی خلاف ارزشها و آداب و رسوم مرسوم مردسالارانه عمل میکند و عاشق مرد جوانی شده که شرمگین و خجالتی و رویایی است. سعید نقل کننده داستان با بینش کودکانه و بی تجربگی خود پیرامون روابط عاشقانه، میکوشد دلیل علاقه و وابستگی این زوج جوان بهم را از طریق نقل داستان بفهمد. او حتا پیش از فرار آندو، یک تابلو نقاشی از آنها ترسیم میکند تا بیادگار داشته باشد؛ ولی چون رسالت خود را در شغل نقاش شدن می بیند، همراه این تابلو برای تحصیل رشته هنر به یک مدرسه نقاشی میرود از اینکه جمیله خلاف تصورات سنتی و اخلاق محیط اطرافش عمل نمود مورد تشویق نویسنده داستان نیز قرار میگیرد. توانایی نویسنده از طریق نمایش اختلاف فرهنگی میان سنت قرقیزی و قوانین و مقررات کشور مادر یعنی کشور شوروی است. منتقدین چپ مدعی هستند که این رمان نشان میدهد چگونه مارکسیسم و یا سوسیالیسم آنزمان موجب یک دیالکتیک اتحاد و وحدت میان خلقهای یک کشور میشد. گرچه منتقدین لیبرال با اشاره با آثار پایانی آیتماتف بعد از روی کار آمدن گورباچف اشاره نمودند که نویسنده با بکار بردن اسطورههای کهن آسیای میانه، برتری دین بر سیاست و ایدئولوژی، و تقدم نیروهای مذهبی بر انسانهای ماده گرا را نشان داد؛ و حتا خواهان یک جامعه شبه مسیحی قابل تحمل کمونیستی در پایان عمر شد.
گرچه پدر چنگیز آیتماتف در سال ۱۹۳۷ به اتهام حمایت از رویزیونیسم و ناسیونالیسم توسط استالین اعدام شد، خود وی ولی بعد از مرگ استالین یا بعد از سال ۱۹۵۸ یکی از مشهورترین و پرخواننده ترین نویسندگان شوروی سابق شد. بعضی رسانه های آمریکایی بعد از مرگ آیتماتف در سال ۲۰۰۸ نوشتند او گرچه نویسنده ای کمونیست بود ولی صدای میهناش قرقیزستان گردید. آیتماتف در آثارش غیر از استفاده از درام و تراژدی و فولکلور خلقهای ترک تبار آسیای میانه، از فرهنگ و تمدن نسبتا مدرن روسیه و اروپایی نیز در آثارش استفاده می نمود. نوول جمیله سالها مورد شور و شوق و هیجان و تشویق منتقدین ادبی جهانی قرار گرفت و به چندین زبان زنده جهان ترجمه شد و حتی به صورت فیلم درآمد. این رمان کوتاه حتی در جامعه پسا شوروی هنوز خوانندگان بیشماری دارد و تاکنون برنده چند جایزه مانند جایزه لنین و جایزه دولت شوروی و جایزه دولت اتریش شده است.وی در سال ۱۹۸۴ عضو آکادمی هنر و علوم فرانسه شد و در زمان گورباچف عضو شورای مرکزی شوروی سابق گردید.
آیتماتف در غالب آثارش به زندگی، افکار، احساسات، آداب و رسوم و فولکلور وطن اش قرقیزستان میپردازد. آثار او دارای حساسیت زبانی، آنالیز روانشناسانه، طرح مشکلات اجتماعی و تحولات و برنامه های سوسیالیستی در جمهوری های آن زمان آسیای میانه هستند. از جمله آثار مشهور و پر خواننده او: چشم در چشم، وداع با گلزری، جمیله، روسری قرمز، کشتی سفید بخاری، میدان قضاوت، و کاروان وجدان هستند. (۱) رمان چشم در چشم نوشته شد در سال ۱۹۵۸ نخستین اثر وی یکسال پیش از نوول جمیله است که بشکل مدرنی فقر و نیاز مردم به دلیل جنگ میهنی را در ولایت و اقصی نقاط وطن نشان میدهد. (۲) داستان بلند جمیله از سال ۱۹۵۹ داستان عشقی یک زوج جوان در شمال شرقی جمهوری قرقیزستان در سال ۱۹۴۳ حین جنگ جهانی دوم علیه آلمان نازی است؛ که ارزش اش در سطح ادبیات جهانی میباشد.(۳) رمان گل زری از سال ۱۹۶۷ داستان چوپانی بنام تنابای و اسب زیبایش گلزری است که در طول زندگی تمام حوادث و اتفاقات و احساسات در کار و جشن، در شکست و پیروزی، در شوق دیدار و غم دوری، را با هم تقسیم کرده اند. (۴) در داستان دستمال و روسری قرمز از سال ۱۹۷۰، الیاس راننده یک ماشین باری در غلبه بر برفهای کوههای پامیر دچار شکست میشود و حتا معشوقه اش را از دست میدهد چون در ارتباط گیری با مردم ناتوان است. (۵) در کتاب کشتی بخاری سفید از سال ۱۹۷۰ میلادی، جوانی شاهد دو قصه تخیلی است و در خواب برای اینکه به پدرش برسد به یک ماهی تبدیل میشود، و در اسطوره گوزن شنوا؛ جد و تبار قرقیزها، نیز دچار خواب زدگی میگردد و آنرا برای پدربزرگش نقل می نماید. (۶) در میدان اعدام یا میدان قانون در سال ۱۹۸۶ یک طلبه مسیحی اخراجی در خیابان و چهار راهها به تحقیق و جستجو پیرامون خلافکاری میان مردم نیازمند می پردازد. در رمان کاروان و جوان از سال ۱۹۸۸ آیتماتف به تجربیات زندگی و نویسندگی خود اشاره میکند. در نمایشنامه معروف " برفراز قله فوجی یاما" از سال ۱۹۷۳، وی وارد عرصه هنر نمایشنامه نویسی میشود.
از جمله دیگر آثار چنگیز آیتماتف: روزی به درازی یک زندگی، چشم شتر، گذرگاه سخت، چوبه دار، زمین مادری، نخستین پرواز درناها، رویاهای مادربزرگ، آنا تارلا، پیشگوی نفرین شده، اسب نریان، جوان و دریا، ابر سفید و چنگیزخان، و کتاب کودکی در قرقیزستان، هستند. چنگیز آیتماتف میان سالهای ۱۹۸۸-۱۹۹۰ دبیر اول کانون نویسندگان قرقیزستان، و در سال ۱۹۹۰ سفیر شوروی رو به انحلال در لوکزمبورگ، و در سال ۱۹۹۵ سفیر قرقیزستان در بروکسل بود. او از سال ۱۹۵۱ شغل ژورنالیستی را آغاز کرد، و میان سالهای ۱۹۵۶-۱۹۵۰ دانشجوی ادبیات در انستیتوی ماکسیم گورکی، و در سال ۱۹۵۷ میلادی عضو کانون نویسندگان شوروی بود. آیتماتف در سال ۲۰۰۸ در شهر نورنبورگ آلمان بر اثر بیماری ریوی و کلیه فوت کرد. او در قرقیزستان به خاک سپرده شده است.
افزودن دیدگاه جدید