رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۱۹ فوریه ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴

مبارزات صنفی، کارگری دیروز، امروز و چشم انداز

مبارزات صنفی، کارگری دیروز، امروز و چشم انداز

مبارزات صنفی، کارگری دیروز، امروز و چشم انداز

نقش تشکل‌ها  صنفی–کارگری در خیزش‌های سراسری 

بخش پنجم


حضور اجتماعیِ پررنگ، اما نقش سازمان‌ دهنده‌ی محدود. یعنی کارگران و تشکل‌های صنفی «بخش مهمی از بدنه» این خیزش‌ها بودند، اما به‌ ندرت توانستند به «فرماندهی یا رهبری پایدار» آن‌ها دست پیدا کنند

 

۱. خیزش دی ۱۳۹۶

«از حاشیه‌نشینان شهری تا کارگران فقیرشده»

نقش تشکل‌ها و نیروهای کارگری

تشکل‌های رسمی یا نیمه‌ رسمی نقش س ازمان‌دهنده نداشتند

اما بدنه‌ی معترض

کارگران بیکار یا قرارداد موقت

کارگران واحدهای تعطیل‌شده

بازنشستگان و حقوق‌بگیران حداقلی

مطالبات طرح‌شده

«کار، نان، آزادی»

اعتراض به:

بیکاری

تورم

 اعتراض به خصوصی‌سازی

فساد ساختاری

برای اولین‌بار شعارها مستقیماً کل ساختار سیاسی–اقتصادی را هدف گرفتند، نه فقط دولت وقت

کارگران در دی ۹۶

بیشتر سوژه اجتماعی بودند تا نیروی سازمان‌یافته

اما زبان اعتراض را اقتصادی–طبقاتی کردند

سرانجام

سرکوب سریع

بدون امتیاز اقتصادی معنادار

اما یک نقطه عطف مهم

پایان توهم «قابل‌اصلاح بودن وضعیت معیشتی بدون تغییرات ساختاری»

۲. خیزش آبان ۱۳۹۸

«انفجار معیشت، خاموشی سیاست رسمی»

نقش تشکل‌های کارگری

تشکل‌های مستقل امکان ورود علنی نداشتند

اما بدنه‌ی اصلی معترضان

کارگران شهری

رانندگان

کارگران خدماتی

حاشیه‌نشینان مزدبگیر

برخی اعتصابات پراکنده (حمل‌ونقل، بازارچه‌ها) شکل گرفت، اما سراسری نشد

مطالبات

اعتراض مستقیم به

افزایش قیمت بنزین

سیاست‌های ریاضتی

شعارها

اقتصادی → سیاسی

ضد نابرابری → ضدحاکمیت

نقش کارگران

کارگران در آبان ۹۸

بدون تشکل، اما با قدرت انفجاری

نشان دادند که بحران معیشت می‌تواند به سرعت به بحران سیاسی تبدیل شود

سرانجام

سرکوب خونین

قطع اینترنت

 هیچ عقب‌نشینی ساختاری صورت نگرفت

اما

شکاف دولت–جامعه عمیق‌تر شد

ترس حاکمیت از پیوند «نان + خیابان» افزایش یافت

۳. خیزش ۱۴۰۱ (زن، زندگی، آزادی)

«پیوند بدن، هویت و معیشت»

نقش تشکل‌های صنفی–کارگری

اینجا تفاوت مهمی رخ داد

تشکل‌هایی که فعال‌تر شدند

کانون‌های صنفی معلمان

بازنشستگان

پرستاران

برخی هسته‌های کارگری (نفت، پروژه‌ای‌ها)

این تشکل‌ها

بیانیه دادند

اعتصاب‌های مقطعی داشتند

پیوند نمادین با جنبش برقرار کردند

مطالبات مطرح‌شده

علاوه بر مطالبات سیاسی و حقوقی

دستمزد عادلانه

حق تشکل مستقل

امنیت شغلی

پایان خصوصی‌سازی

رفع سرکوب فعالان صنفی

نقطه قوت

برای اولین‌بار پس از انقلاب، بخشی از جنبش صنفی، آگاهانه خود را جزئی از یک خیزش سراسری تعریف کرد

نقطه ضعف

اعتصاب سراسریِ پایدار شکل نگرفت

کارگران صنعتی بزرگ (نفت، فولاد) وارد اعتصاب سیاسی تمام‌عیار نشدند

سرانجام

سرکوب گسترده

بازداشت فعالان صنفی

اما

گفتمان «حق تشکل + آزادی سیاسی» تثبیت شد

جنبش صنفی دیگر قابل جداسازی از جنبش اجتماعی نیست

۴. از ۱۴۰۱ تا امروز

«تداوم اعتراض، فقدان اهرم فلج‌کننده»

وضعیت کنونی، اعتراضات کارگری

گسترده

پیوسته

اما پراکنده

مطالبات

افزایش دستمزد

حذف پیمانکار

حق تشکل

امنیت شغلی

نقش در وضعیت انقلابی

جنبش کارگری

هنوز «قابلیت فلج اقتصادی» را بالفعل نکرده

اما به ستون فقرات نارضایتی اجتماعی تبدیل شده

۵. جمع‌بندی نهایی 

کارگران چه کردند؟

 زبان معیشت را سیاسی کردند
 بحران اقتصادی را به بحران مشروعیت پیوند زدند
 اجازه ندادند اعتراضات صرفاً «فرهنگی یا هویتی» بماند

چه نتوانستند بکنند؟

 اعتصاب سراسری پایدار
 ایجاد رهبری صنفی فراگیر
 تبدیل اعتراض به چانه‌زنی ساختاری

نتیجه تاریخی

ما با یک وضعیت پارادوکسیکال روبه‌رو هستیم

طبقه کارگر، مهم‌ترین نیروی اجتماعی ناراضی است
اما هنوز به نیروی تعیین‌کننده‌ی سازمان‌یافته تبدیل نشده است

 

بهروز فدائی ـ پانزدهم فوریه2026



 



 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید