رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۱۴ مه ۲۰۲۶
پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

وقتی دموکراسی مرتکب نسل‌کشی می‌شود

وقتی دموکراسی مرتکب نسل‌کشی می‌شود
یورن تربورن – دسامبر ۲۰۲۴

نسل‌کشی اوج شرارتی است که دموکراسی‌های جهان غرب که اکنون در جریان است - به استثنای چند مورد معدود مانند؛ اسپانیا، ایرلند، اسلوونی، مکزیک، نروژ – یا شریک آن هستند، و یا نظاره‌گر آن می‌باشند. گوران تربورن می‌نویسد: پیش از این، در تاریخ دموکراسی، هرگز فروپاشی اخلاقی بزرگ‌تری از این رُخ نداده است. 

نسل‌کشی فلسطینی‌ها از اکتبر ۲۰۲۳، دقیقاً مطابق الگوهایی که در کنوانسیون نسل‌کشی سازمان ملل، مواد اوّل و دوّم، شرح داده شده و در  چندین گزارش سازمان ملل نیز اشاره شده که چنین نسل‌کشی در حال وقوع است. 

عاملان نسل‌کشی، دیکتاتوری نیستند، بلکه یک دموکراسی، یعنی دولت - ملت یهودی اسرائیل، هستند. که به طور منظم، حداقل هر ماه، انبارهای قاتلان با بمب، مهمات و سلاح توسط ثروتمندترین دموکراسی‌های جهان، ایالات متحده، آلمان، بریتانیایِ کبیر، و همچنین توسط سایر کشورها، البته به ظاهر کمتر منظم، مانند فرانسه، هلند و کانادا، پُر می‌شوند. براساس ماده سوم کنوانسیون نسل‌کشی، این کشورها هم‌دست در این نسل‌کشی هستند. اتحادیه اروپا، که پس از ایالات متحده، قدرت اصلی تحریم در جهان و هوشیارترین قدرت تحریم‌کننده است، هیچ دلیلی برای نشان دادن کم‌ترین واکنشی جهت متوقف کردن این نسل‌کشی تاکنون پیدا نکرده است. تنها چیزی که لازم می‌دانسته، کمی حرف زدن است. 

چطور چنین امری ممکن شده است؟ برای بسیاری، از جمله محققان دموکراسی و سر مقاله‌نویسان، آن‌چه که اکنون اتفاق می‌افتد بگونه‌ای غیرقابل تصور که پذیرش آن غیرممکن است، و موردی است که باید از آن چشم‌پوشی کرد. 

اگر بدون عینکِ لیبرالی به تاریخ دموکراسی نگاه کنیم، [به آسانی] در خواهیم یافت، آن‌چه که اکنون در حال وقوع است، ریشه در تاریخ استعمار دارد. در مستعمره‌های اسکان‌یافته (settler colonies)، در آن دسته از مستعمراتی که توسط فاتحان مهاجرِ از قاره‌های دیگر برپا شدند، در اغلب مواقع آن زمان که برابری قابل توجهی میان مهاجران وجود داشت، زود به دموکراسی دست یافتند. جمهوری‌های بوئر در آفریقای جنوبی، استرالیا و نیوزیلند از این جمله‌اند. معهذا این دموکراسی‌های مهاجرنشین تا قرن‌ها به دلیل نوع رابطه‌ای که با جمعیت بومی برقرار می‌کردند، دموکراسی‌های واقعی لیبرالی نبودند، بلکه هر یک خود شکلی از دموکراسی‌های نژادپرست بودند. 

جایی که بومیان کم‌عده بودند، می‌توانستند بدون هیچ‌گونه حقوق اجتماعی به حاشیه رانده شوند. حداکثر، و در صورت امکان می‌توانستند به نیروی کار مناسب، دموکراسی نژادپرستانه و آپارتاید تبدیل شوند. و آن جا که جمعیت بومی زیاد و ضعیف بودند، توسط یک دموکراسی نسل‌کش، آواره و یا قتل‌عام شدند. سلفِ بایدن (Biden) ، بنیانگذار حزب دموکرات و اولین رئیس جمهور آن، اندرو جکسون (Andrew Jackson) ، مهم‌ترین نقش را به عنوان رئیس‌جمهور با وضع قانون حذف سرخپوستان ایفا کرد. نخستین دموکراسی آشکاراً نسل‌کش جهان، با حق رأی جهانی برای مردان سفیدپوست در سال ۱۸۵۰ تأسیس شد، و اولین فرمانداران آن وعده «نابودی» جمعیت بومی را دادند.  

در طول قرن بیستم، تعدادی از دموکراسی‌های استعماری توسط‌، بریتانیا، فرانسه، هلند، بلژیک، به این دموکراسی‌ها اضافه شدند. دموکراسی‌های لیبرال در اروپا، رژیم‌های سرکوبگر بی‌رحمی در مستعمرات خارج از قلمرو کشور خود برقرار کردند. هرگونه مقاومت با شقاوت و ستم وحشیانه‌ای که هیچ دیکتاتوری نمی‌توانست با آن برابری کند - شکنجه، قتل‌عام و گرسنگی - در هم کوبیده ‌می‌شد. 

اسرائیل یک مستعمره معمولی اسکان داده شده از مهاجران اسکان داده شده است که در سال ۱۹۱۷ توسط امپراتوری بریتانیا در فلسطین، قلمرو تازه فتح شده از امپراتوری عثمانی، به عنوان هدیه‌ای برای یک «خانه ملّی»، تأسیس شد. پس از جنگ جهانی دوّم، شبه‌نظامیان و گروه‌های تروریستی یهودی... که از جمله دیگر کارهای آن‌ها، قتل فولکه برنادوت (Folke Bernadotte) واسطه مذاکره را به قتل رساندند بود، بخش زیادی از سرزمین فلسطین را فتح کردند، بخش بزرگی از جمعیت بومی را اخراج کردند و کشور اسرائیل را تأسیس کردند. هدف آن همواره جذب هرچه بیشتر مهاجران یهودی بوده است. 

این دموکراس نسل‌کش دارای یک ساختار استعماری است، و اصلاً دارای ویژگی خاص یهودی نیست. طنز تلخ تاریخ این است که بذر یک نسل‌کشی جدید همزمان با تلاش جامعه جهانی برای بنیاد نهادن حمایت از حقوق بشر و جلوگیری از نسل‌کشی‌های جدید کاشته شد، و این‌که وارثان قربانیان دهه‌های ۱۹۳۰ - ۱۹۴۰ به عاملان دهه ۲۰۲۰ تبدیل شوند. ویژگی قرن بیست و یکم، ادعای اسرائیل بر حق الهی برای ایجاد یک اسرائیل بزرگ و اخراج یا نابودی فلسطینیان است. 

بخش بزرگی از توضیح این همدستی و فروپاشی اخلاقی دموکراسی‌های بزرگ غربی در تاریخ استعماری خود این دموکراسی‌ها نهفته است، گذشته‌ای از سلطه که رهبران امروزی به آن افتخار می‌کنند. تاریخ استعمار همچنین شامل پروژه خلاص شدن از شّر مشکل یهودستیزی در اروپا با صادر کردن آن به فلسطین است. مورد دیگر، اشتیاق به جنگ و نظامی‌گری است که در سال‌های اخیر در محافل قدرت در اروپا و ایالات متحده گسترش یافته است. دریاسالاران و ژنرال‌های آمریکایی به ترتیب رؤیاهای جنگ‌های قریب‌الوقوع علیه چین و روسیه را تبلیغ می‌کنند. وزیر دفاع آلمان شروع یک جنگ بزرگ علیه روسیه توسط ناتو، قبل از سال ۲۰۳۰، را پیش‌بینی می‌کند. 

برنده سابق جایزه صلح، اتحادیه اروپا، در حال به‌کار گماری کمیسر جنگ‌های آینده است. در الگوی قدرت ژئوپلیتیکی، که اهمیت آن به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است، اسرائیل به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه،  متحد قابل اعتماد ایالات متحده است. یکی دیگر از عوامل توضیحی، بحران در دموکراسی‌های لیبرال، شکاف میان «دِموس» (مردم) و کِراتی (قدرت) است. هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که حاکی از آن باشد که مردم ایالات‌متحده آمریکا به تأمین ماهانه بمب‌های جدید برای بمب‌افکن‌های اسرائیلی رأی دهند. برعکس، نسل‌کشی در غزه هم انزجار گسترده‌ای را برانگیخته و هم یک جنبش اعتراضی شجاعانه جوانان را شکل داده است که اکنون با انواع گوناگون آزار و اذیت، از جمله قرار گرفتن در لیست سیاه مادام‌العمر، تهدید می‌شوند. 

بخش بزرگی از توضیح همدستی و فروپاشی اخلاقی دموکراسی‌های بزرگ غربی در تاریخ استعماری خودشان نهفته است. دلیل دیگر، اشتیاق به جنگ و نظامی‌گری است که در حلقه‌های قدرت گسترش یافته است.

نابودی فلسطینیان هر روز نزدیک‌تر می‌شود. الحاق کرانه باختری از هم اکنون روی میز دولت اسرائیل قرار دارد. جنبش شهرک‌نشینان شروع به تدارکات و آماده‌سازی خود جهت اشغال دوباره غزه کرده است؛ جایی که ارتش اسرائیل در حال ساخت جاده‌ای جدید است -  پس از آن‌که تمام جاده‌های پیشین ویران شده‌اند – که این به عنوان آغازی برای یک اشغال جدید است. انتصابات سیاست خارجی ترامپ تاکنون تقریباً فقط از صهیونیست‌های افراطی بوده است. می‌توان انتظار داشت که چراغ سبز آمریکا برای «راه حل نهایی» مسئله فلسطینیان در فلسطین داده شود. 

در عین حال، گزارش‌های تازه‌ای از سوی سازمان ملل و دیده‌بان حقوق بشر در باره‌ی خشونت و قساوت نسل‌کشی اسرائیل منتشر می‌شود. 

براساس کنوانسیون نسل‌کشی سازمان ملل، کشورهای امضاکننده موظف به «پیشگیری و منع» نسل‌کشی هستند. دولت‌های حاکم در آمریکا، آلمان و بریتانیا نه تنها تأمین‌کنندگان بمب در این نسل‌کشی هستند؛ بلکه تقریباً همه‌ی کشورهای اتحادیه اروپا و ناتو - به استثنای ایرلند، اسپانیا، اسلوونی و نروژ - نیز با امتناع از اقدام علیه آن، در این امر سهیم‌اند. همچنین هیچ مقاومتی در برابر نسل‌کشی در فلسطین از سوی احزابِ تیدو [ائتلاف چهار حزب حاکم در سوئد – م] یا از جانب اندرسون نیز دیده نشده است. 

جهان به یاد خواهد سپرد که این حمایت و پشتیبانی ایالات متحده و متحدانش بود که نابودی فلسطینی‌ها در فلسطین را ممکن ساخت. 

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید