رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶
شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

بازتاب تنش‌های سیاسی در قلب جام جهانی ۲۰۲۶؛ وقتی «ایران» بر شکاف‌های سیاسی غلبه می‌کند

بازتاب تنش‌های سیاسی در قلب جام جهانی ۲۰۲۶؛ وقتی «ایران» بر شکاف‌های سیاسی غلبه می‌کند

ورزشگاه مجلل و مدرن سوفی در لس‌آنجلس، دوشنبه ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، تنها میزبان یک مسابقه فوتبال نبود؛ این ورزشگاه به صحنه‌ای تبدیل شد که بخشی از پیچیدگی‌های جامعه ایرانی، شکاف‌های سیاسی اپوزیسیون و در عین حال ظرفیت شگفت‌انگیز همبستگی ملی ایرانیان را به نمایش گذاشت. در شبی که حدود ۷۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه حضور داشتند و نزدیک به ۳۰ هزار ایرانی سکوها را به رنگ پرچم ایران آراسته بودند، فوتبال بار دیگر نشان داد که می‌تواند فراتر از منازعات سیاسی، بستری برای بازتولید هویت ملی باشد.

لس‌آنجلس؛ پایتخت ایرانیان مهاجر و آزمون وزن اجتماعی جریان‌های سیاسی

لس‌آنجلس برای دهه‌ها مهم‌ترین مرکز تجمع ایرانیان خارج از کشور بوده است. هر تحول سیاسی مهم در ایران معمولاً بازتابی مستقیم در این شهر پیدا می‌کند. از همین رو، مسابقه تیم ملی ایران در جام جهانی تنها یک رویداد ورزشی نبود؛ بلکه به نوعی آزمونی برای سنجش وزن اجتماعی و توان بسیج جریان‌های مختلف سیاسی در میان ایرانیان مهاجر نیز محسوب می‌شد. 

در ساعات منتهی به آغاز مسابقه، گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی در بیرون ورزشگاه تجمع کردند. پرچم‌های شیر و خورشید، تصاویر رضا پهلوی و در برخی موارد پرچم اسرائیل در میان معترضان دیده می‌شد. شعارهایی تند علیه جمهوری اسلامی و همچنین علیه بازیکنان تیم ملی سر داده می‌شد. برخی از شرکت‌کنندگان، بازیکنان را «نمایندگان حکومت» معرفی می‌کردند و حضور آنان در جام جهانی را بخشی از دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی می‌دانستند.

اما آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، محدود بودن ابعاد این تجمع بود. در شهری که صدها هزار ایرانی زندگی می‌کنند و سال‌ها مرکز فعالیت‌های سیاسی اپوزیسیون بوده است، تعداد شرکت‌کنندگان در این تجمع از چند صد نفر فراتر نرفت. این واقعیت، پرسش‌های مهمی را درباره میزان نفوذ اجتماعی گفتمان‌های رادیکال در میان ایرانیان خارج از کشور مطرح می‌کند.

شکاف میان مخالفت با حکومت و مخالفت با ایران

در سال‌های اخیر بخشی از اپوزیسیون تلاش کرده است میان «تیم ملی ایران» و «حکومت جمهوری اسلامی» علامت مساوی قرار دهد. بر اساس این نگاه، هر موفقیت ورزشی ایران به منزله تقویت جایگاه حکومت تلقی می‌شود و بنابراین نباید مورد حمایت قرار گیرد.

اما تجربه مسابقه لس‌آنجلس نشان داد که این روایت از پذیرش گسترده برخوردار نیست. بخش بزرگی از ایرانیان، حتی آنان که منتقد یا مخالف جدی جمهوری اسلامی هستند، میان حکومت و کشور تمایز قائل می‌شوند. آنان تیم ملی را نه به عنوان تیم حکومت، بلکه به عنوان نماد مردم ایران، فرهنگ ایران و هویت ایرانی می‌بینند.

این تمایز، از نظر جامعه‌شناختی اهمیت فراوانی دارد. زیرا نشان می‌دهد که هویت ملی ایرانی همچنان از ظرفیت بالایی برای ایجاد پیوند میان گروه‌هایی برخوردار است که در عرصه سیاسی اختلافات عمیقی با یکدیگر دارند.

پارادوکس استادیوم؛ اعتراض سیاسی و همبستگی ملی در کنار هم

یکی از جالب‌ترین صحنه‌های آن شب، هم‌زیستی دو رفتار ظاهراً متضاد بود.

هنگام پخش سرود رسمی جمهوری اسلامی، بخشی از تماشاگران با سوت زدن، سکوت اعتراضی یا پشت کردن به زمین، مخالفت خود را با حکومت ابراز کردند. اما تنها چند دقیقه بعد، همان سکوها با آغاز مسابقه به یکپارچه‌ترین صحنه حمایت از تیم ملی تبدیل شدند.

هزاران نفر با پرچم شیر و خورشید در دست، بازیکنان را تشویق می‌کردند. هر حمله تیم ملی با فریادهای «ایران، ایران» همراه می‌شد و هر موقعیت گل، موجی از هیجان را در سراسر ورزشگاه به راه می‌انداخت.

این پارادوکس در واقع تناقض نبود؛ بلکه بیانگر بلوغ سیاسی بخشی از جامعه ایرانی بود. بسیاری از حاضران توانسته بودند میان مخالفت با یک حکومت و حمایت از یک تیم ملی تفاوت قائل شوند. آنان بدون آنکه از مواضع سیاسی خود عقب‌نشینی کنند، از تیمی حمایت می‌کردند که آن را متعلق به ملت ایران می‌دانستند.

شکست پروژه مصادره فوتبال؛ هم از سوی حکومت، هم از سوی مخالفان رادیکال

جمهوری اسلامی سال‌هاست تلاش می‌کند موفقیت‌های ورزشی را به سرمایه سیاسی تبدیل کند. از فوتبال گرفته تا کشتی، والیبال و المپیک، دستگاه تبلیغاتی حکومت همواره کوشیده است دستاوردهای ورزشکاران را به نام نظام ثبت کند.

اما در سوی دیگر، بخشی از اپوزیسیون نیز تلاش کرده است تیم ملی را به طور کامل با حکومت یکی بداند و مشروعیت اجتماعی آن را زیر سؤال ببرد.

آنچه در لس‌آنجلس رخ داد، شکست همزمان هر دو روایت بود.

از یک سو، بخش بزرگی از تماشاگران با اعتراض به سرود رسمی و نمادهای حکومتی نشان دادند که حمایت از تیم ملی الزاماً به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست. از سوی دیگر، شور گسترده برای تشویق بازیکنان نشان داد که اکثریت ایرانیان حاضر نیستند تیم ملی را صرفاً به دلیل سوءاستفاده تبلیغاتی حکومت طرد کنند.

در واقع، مردم تیم ملی را از حکومت پس گرفتند و آن را دوباره در جایگاه طبیعی خود نشاندند: تیم ملت ایران.

افول گفتمان‌های افراطی

یکی از پیام‌های مهم این مسابقه، کاهش توان بسیج جریان‌های رادیکال بود. گروه‌هایی که در سال‌های گذشته با ادبیاتی حداکثری تلاش می‌کردند هر نماد ملی را به نمادی حکومتی تبدیل کنند، در این رویداد نتوانستند حضور اجتماعی چشمگیری داشته باشند.

بخشی از این افول را می‌توان نتیجه خستگی جامعه از قطبی‌سازی‌های مداوم دانست. بسیاری از ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج کشور، به تدریج از گفتمان‌هایی که میان «ایران» و «حکومت» تمایزی قائل نیستند فاصله گرفته‌اند.

مردم ممکن است با حکومت مخالف باشند، اما همچنان به پرچم، فرهنگ، تاریخ، ورزشکاران و منافع ملی کشور خود تعلق خاطر داشته باشند. نادیده گرفتن این واقعیت، یکی از مهم‌ترین دلایل محدود شدن نفوذ جریان‌های افراطی در سال‌های اخیر بوده است.

فوتبال؛ آخرین میدان همبستگی ملی؟

شاید مهم‌ترین درس شب لس‌آنجلس این باشد که فوتبال همچنان یکی از معدود عرصه‌هایی است که می‌تواند ایرانیان را، با همه اختلافات سیاسی، قومی، مذهبی و فکری، کنار یکدیگر قرار دهد.

در جهانی که سیاست هر روز مرزهای تازه‌ای میان انسان‌ها ایجاد می‌کند، ورزش هنوز توانایی خلق لحظاتی از همبستگی جمعی را دارد. در آن شب، هزاران ایرانی با گرایش‌های سیاسی متفاوت، برای نود دقیقه بر سر یک چیز توافق داشتند: موفقیت ایران.

این توافق شاید موقتی باشد، اما اهمیت نمادین آن بسیار فراتر از یک مسابقه فوتبال است.

پیام لس‌آنجلس؛ ایران فراتر از حکومت‌هاست

آنچه در ورزشگاه سوفی رخ داد، صرفاً یک رویداد ورزشی نبود؛ بلکه یادآوری یک حقیقت تاریخی بود: حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما ملت‌ها و هویت‌های ملی ماندگارند.

فریاد «ایران، ایران» که بارها در طول مسابقه طنین‌انداز شد، نه تأیید یک حکومت بود و نه حمایت از یک جریان سیاسی خاص. این فریاد بیان تعلق خاطر میلیون‌ها ایرانی به سرزمینی بود که فراتر از همه اختلافات سیاسی، خانه مشترک آنان است.

شاید مهم‌ترین پیام آن شب همین بود: تیم ملی فوتبال ایران، نه تیم جمهوری اسلامی است و نه تیم هیچ جریان سیاسی دیگری؛ تیم ملت ایران است. و تا زمانی که چنین باشد، همچنان خواهد توانست ایرانیان را، هرچند برای لحظاتی کوتاه، زیر پرچم هویت مشترک ملی گرد هم آورد .

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید