اعتراضهای پراکنده، هرچند ضروری و ارزشمند، بهتنهایی قادر به متوقف کردن ماشین اعدام نیستند. تجربه جنبشهای موفق حقوق بشری در جهان نشان میدهد که تنها اعتراضهای سازمانیافته، مستمر و فراگیر میتوانند هزینه سیاسی نقض حقوق بشر را برای حکومتها افزایش دهند و آنان را ناگزیر به عقبنشینی کنند. از اینرو، مخالفت با اعدام در ایران باید از سطح واکنشهای مقطعی فراتر رود و به یک جنبش پایدار و جهانی تبدیل شود.
چنین جنبشی نباید به گرایش یا تشکل سیاسی خاصی محدود بماند. دفاع از حق حیات، مطالبهای جهانشمول است که میتواند همه نیروهای دموکرات، سازمانهای حقوق بشری، اتحادیههای کارگری، تشکلهای زنان، انجمنهای دانشجویی، نهادهای مدنی، خانوادههای دادخواه، روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان و شخصیتهای دانشگاهی را در کنار یکدیگر قرار دهد. هرچه این ائتلاف فراگیرتر باشد، توان آن برای اثرگذاری بر افکار عمومی و افزایش هزینه سیاسی اعدام بیشتر خواهد بود.
نخستین گام، ایجاد یک شبکه هماهنگ جهانی است. ایرانیان در اروپا، آمریکای شمالی، استرالیا و دیگر کشورها میتوانند کمیتههای محلی «نه به اعدام» تشکیل دهند و این کمیتهها از طریق یک دبیرخانه مشترک با یکدیگر در ارتباط باشند. چنین ساختاری، ضمن حفظ استقلال هر گروه، امکان برنامهریزی مشترک و واکنش سریع به موجهای جدید اعدام را فراهم میکند.
دومین گام، تعیین روزهای مشترک اقدام جهانی است. برگزاری همزمان تجمعها، میزهای اطلاعرسانی، نمایشگاههای عکس، مراسم یادبود قربانیان و نشستهای تخصصی در شهرهای مختلف جهان، میتواند مسئله اعدام در ایران را به موضوعی دائماً حاضر در افکار عمومی بینالمللی تبدیل کند. استمرار این برنامهها بسیار مهمتر از برگزاری تجمعهای بزرگ اما پراکنده است.
گام سوم، مستندسازی حرفهای و روایتگری است. هر اعدام، تنها یک عدد در آمار نیست؛ زندگی انسانی، خانوادهای داغدار و روایتی از نقض حقوق بشر است. ثبت دقیق پروندهها، انتشار زندگینامه قربانیان، گفتوگو با خانوادهها و تهیه گزارشهای مستند، به افکار عمومی کمک میکند تا اعدام را نه یک خبر گذرا، بلکه یک فاجعه انسانی ببیند.
گام چهارم، همکاری نظاممند با نهادهای حقوق بشری و رسانههای بینالمللی است. ارتباط مستمر با سازمانهای مدافع حقوق بشر، گزارشگران ویژه، اتحادیههای صنفی، پارلمانها، دانشگاهها و رسانههای معتبر، میتواند مانع از آن شود که موجهای اعدام در سکوت خبری اجرا شوند. هرچه توجه جهانی بیشتر باشد، امکان پنهانکاری و بیهزینه ماندن این اقدامات کمتر خواهد شد.
گام پنجم، حمایت از خانوادههای محکومان و دادخواهان است. بسیاری از این خانوادهها علاوه بر رنج از دست دادن عزیزان خود، با فشارهای امنیتی، مشکلات اقتصادی و انزوای اجتماعی نیز روبهرو هستند. ایجاد صندوقهای همبستگی، ارائه مشاوره حقوقی و روانی و فراهم کردن تریبون برای بیان روایت آنان، بخشی جداییناپذیر از یک کمپین انسانی و مسئولانه است.
گام ششم، گفتوگو با افکار عمومی ایران است. مبارزه با اعدام زمانی به یک جنبش ملی تبدیل خواهد شد که بتواند درباره فلسفه مجازات، عدالت ترمیمی، حق حیات و پیامدهای اجتماعی خشونت دولتی گفتوگو ایجاد کند. تغییر فرهنگ عمومی، به همان اندازه اهمیت دارد که فشارهای حقوقی و سیاسی.
چپ مدرن؛ پیشگام، نه انحصارطلب
در این مسیر، چپ مدرن مسئولیتی ویژه بر عهده دارد. دفاع از حق زندگی، مخالفت با خشونت دولتی و پاسداری از کرامت انسان، از بنیادیترین ارزشهای اندیشه چپ دموکراتیک است. اما ایفای این مسئولیت، به معنای مصادره یا انحصار جنبش نیست.
چپ مدرن زمانی میتواند نقش پیشرو ایفا کند که بهجای بازتولید مرزبندیهای فرقهای، فرهنگ همکاری، اعتمادسازی و ائتلاف را تقویت کند. پیشگامی، یعنی فراهم کردن زمینه حضور دیگران؛ یعنی ایجاد پل میان نیروهای گوناگون؛ یعنی ترجیح منافع جامعه بر منافع سازمانی و حزبی.
امروز، دفاع از حق حیات میتواند به نقطه تلاقی همه نیروهای آزادیخواه تبدیل شود. اگر چپ بتواند این همگرایی را شکل دهد، نهتنها به وظیفه انسانی خود عمل کرده است، بلکه نشان خواهد داد که چپ قرن بیستویکم، بیش از آنکه در پی کسب هژمونی سیاسی باشد، در اندیشه ساختن جامعهای انسانی، دموکراتیک و عاری از خشونت است.
فراخوان
اکنون زمان آن رسیده است که اعتراض به اعدام، از مرز بیانیهها و واکنشهای پراکنده عبور کند و به یک جنبش جهانی، سازمانیافته و مداوم تبدیل شود.
بیایید شبکهای جهانی برای دفاع از حق زندگی ایجاد کنیم؛ شبکهای که در آن هر شهر، هر دانشگاه، هر اتحادیه، هر انجمن مدنی و هر ایرانی آزادیخواه، حلقهای از زنجیره همبستگی باشد.
بیایید روزهایی مشترک برای اقدام جهانی علیه اعدام تعیین کنیم؛ صدای خانوادههای دادخواه را به جهان برسانیم؛ پروندههای اعدام را مستندسازی کنیم؛ از ظرفیت رسانهها، پارلمانها و نهادهای حقوق بشری بهره بگیریم و اجازه ندهیم هیچ حکم مرگی در سکوت اجرا شود.
اگر حکومت میکوشد با گسترش اعدام، جامعه را به انفعال بکشاند، پاسخ جامعه باید گسترش همبستگی، سازمانیافتگی و امید باشد. اگر آنان بر ترس تکیه دارند، نیروی دموکراتیک جامعه باید بر اعتماد، مشارکت و دفاع از کرامت انسان استوار شود.
لغو مجازات اعدام، تنها یک مطالبه حقوق بشری نیست؛ گامی اساسی در مسیر گذار به جامعهای است که در آن قانون حافظ جان انسانهاست، نه توجیهگر ستاندن آن. آیندهای آزاد و دموکراتیک، بر پایه احترام به حق زندگی بنا میشود، نه بر سایه چوبههای دار.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، دفاع از حق حیات وظیفهای مشترک و مسئولیتی تاریخی است. این مسئولیت بر دوش همه آزادیخواهان قرار دارد، اما برای چپ مدرن معنایی ویژه دارد؛ زیرا هیچ اندیشهای که عدالت و برابری را آرمان خود میداند، نمیتواند در برابر سازمانیافتهترین شکل سلب حق زندگی سکوت کند .
دفاع از زندگی، دفاع از آزادی است. دفاع از آزادی، دفاع از آینده ایران است.
افزودن دیدگاه جدید