با آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶، میلیونها کودک و نوجوان راهی مدرسه میشوند؛ اما واقعیت نظام آموزشی کشور، نابرابری گسترده، فقر، کمبود مدرسه و معلم، فرسودگی فضاهای آموزشی، ترک تحصیل و گسترش آموزش خصوصی و پولی است. آموزش که باید حق همگانی و اجتماعی باشد، بیش از پیش به کالایی تبدیل شده که کیفیت و فرصت برخورداری از آن به توان مالی خانوادهها وابسته است.
طبقاتیشدن آموزش از پیشدبستانی آغاز میشود و تا مدارس متوسطه، کنکور و دانشگاه ادامه مییابد. فرزندان خانوادههای برخوردار از امکانات و آموزشهای تکمیلی بیشتری بهرهمندند، در حالی که فرزندان کارگران، زحمتکشان، روستاییان و خانوادههای کمدرآمد، در بسیاری از مناطق از ابتداییترین امکانات آموزشی محروماند. بدین ترتیب، موقعیت اقتصادی خانواده بیش از استعداد و توانایی کودک، آینده تحصیلی و شغلی او را تعیین میکند.
۴۲۰ هزار نمره منفی؛ زنگ خطر برای نظام آموزشی
بیش از ۹۳۰ هزار کودک از تحصیل بازماندهاند و بخش بزرگی از آنان در مناطق محروم، از جمله سیستان و بلوچستان، زندگی میکنند. همزمان، از میان حدود ۴۵۰ هزار داوطلب کنکور در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، نزدیک به ۴۲۰ هزار نفر نمره منفی گرفتهاند.
این ارقام نشانه بحران عمیق و ناکارآمدی ساختاری نظام تعلیم و تربیت است؛ بحرانی که نمیتوان آن را با شعار، اجبار و کنترل پنهان کرد. هنگامی که صدها هزار کودک از حق تحصیل محروماند و بخش بزرگی از دانشآموزان با ضعف جدی آموزشی روبهرو هستند، اولویت نظام آموزشی باید ارتقای کیفیت، گسترش سواد، تفکر علمی و رفع محرومیت باشد، نه تشدید طبقاتیشدن آموزش و تحمیل وظایف ایدئولوژیک بر مدرسه.
معلم راهنما و پرورشدهنده اندیشه است، نه چوپان؛ و دانشآموز انسانی صاحب حق، شخصیت و استعداد است، نه موضوعی برای کنترل و اطاعت. مدرسهای که در آن پرسشگری، نقد و استقلال فکری محدود شود، نمیتواند نسلی خلاق، آگاه و مسئول تربیت کند.
مسئله مخالفت با دینداری یا ارزشهای اخلاقی نیست؛ مسئله، تحمیل یک رویکرد ایدئولوژیک بر نهاد آموزش عمومی و به حاشیه راندن مأموریت اصلی مدرسه، یعنی آموزش علمی، پرورش تفکر و تقویت مهارتهای فردی و اجتماعی است.
عدالت آموزشی، بخشی از عدالت اقتصادی و اجتماعی است
کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان، طبقاتیشدن و کالاییشدن آموزش را محکوم میکند. آموزش عمومی رایگان، باکیفیت و همگانی از پیشدبستانی تا دانشگاه باید حق مسلم شهروندان و مسئولیت اساسی دولت باشد.
منابع آموزشی باید عادلانه توزیع شوند و مناطق محروم، روستایی و مرزی از امکانات بیشتری برخوردار شوند. مدارس فرسوده و ناایمن باید نوسازی و مدارس کانکسی برچیده شوند؛ کمبود معلم و کلاس درس برطرف شود و برای جلوگیری از ترک تحصیل ناشی از فقر، حمایتهای مادی و آموزشی مؤثر از کودکان محروم صورت گیرد.
دانشگاه نیز نباید به عرصهای تبدیل شود که توان مالی خانواده، امکان دسترسی به آموزش باکیفیت و آینده شغلی را تعیین کند.
عدالت آموزشی بدون عدالت زبانی کامل نیست
عدالت آموزشی تنها به امکانات مادی محدود نمیشود؛ عدالت زبانی نیز بخش جداییناپذیر آن است.
ما حق آموزش زبان و ادبیات مادری را حقی برابر برای همه ملتها، خلقها و جوامع زبانی ایران میدانیم. کودکان آذربایجانی، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن، لر، گیلک، مازندرانی و دیگر جوامع زبانی کشور، بدون هیچ تبعیضی، حق دارند زبان و ادبیات مادری خود را بیاموزند و از فرصتهای برابر آموزشی برخوردار باشند.
زبان مادری بخشی از هویت، فرهنگ و حافظه تاریخی انسان است و کودک نباید برای دستیابی به دانش با مانع زبانی روبهرو شود. اجرای مؤثر ظرفیتهای اصل ۱۵ قانون اساسی میتواند گامی در جهت تحقق این حق برابر باشد.
تجربه حکومت ملی آذربایجان
تجربه یکساله حکومت ملی آذربایجان در سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ نیز نشان داد که زبان مردم میتواند جایگاهی واقعی در آموزش و فرهنگ داشته باشد. در آن دوره، آموزش و انتشار کتاب و نشریات به ترکی آذربایجانی گسترش یافت و برای توسعه نهادهای آموزشی و علمی، از جمله ایجاد دانشگاه ملی، برنامهریزی شد.
ما این تجربه را امتیازی ویژه برای آذربایجان نمیدانیم؛ بلکه آن را در چارچوب حق برابر همه ملتها و خلقهای ایران مورد توجه قرار میدهیم.
خواستهای ما
کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان خواستار:
· ـآموزش عمومی رایگان، باکیفیت و همگانی از پیشدبستانی تا دانشگاه؛
· ـمقابله با طبقاتیشدن و کالاییشدن آموزش و انتقال هزینهها از دوش خانوادهها؛
ـ· تأمین امکانات برابر و اختصاص منابع بیشتر به مناطق محروم، روستایی و مرزی؛
· نوسازی مدارس فرسوده و برچیدن مدارس کانکسی و کلاسهای موقت؛
ـ· مقابله با ترک تحصیل ناشی از فقر و حمایت از کودکان محروم؛
ـ· تأمین معلمان متخصص و ارتقای جایگاه حرفهای و اجتماعی آنان؛
ـ· ایجاد محیطی امن، علمی و مبتنی بر احترام به حقوق و شخصیت دانشآموز؛
ـ· فراهم کردن امکان آموزش زبان و ادبیات همه ملتها و خلقهای ایران و اجرای مؤثر اصل ۱۵ قانون اساسی؛
ـ· تضمین دسترسی برابر به آموزش عالی، بدون تبعیض اقتصادی، جغرافیایی یا زبانی؛
ـ· بازگرداندن علم، تفکر، خلاقیت، پرسشگری و مهارتهای اجتماعی به جایگاه اصلی خود در نظام آموزشی است.
سخن پایانی
ما بر این باوریم که آینده کودکان نباید از پیش به وسیله فقر خانواده، محل تولد یا زبان مادری آنان تعیین شود. مدرسه و دانشگاه باید ابزار کاهش نابرابریهای اجتماعی باشند، نه عاملی برای بازتولید و تشدید آنها.
آموزش عادلانه یعنی هیچ کودکی به دلیل فقر از تحصیل بازنماند؛ هیچ خانوادهای برای برخورداری از آموزش باکیفیت مجبور به پرداخت هزینههای کمرشکن نشود؛ هیچ منطقهای به دلیل محرومیت جغرافیایی از امکانات آموزشی محروم نماند و هیچ کودک و نوجوانی به دلیل زبان مادری خود با مانع در مسیر آموزش روبهرو نشود.
عدالت آموزشی بدون عدالت اقتصادی و اجتماعی کامل نیست؛ و عدالت آموزشی بدون عدالت زبانی نیز تحقق نخواهد یافت.
کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان، ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی به دانشآموزان، دانشجویان، معلمان، استادان و خانوادههای آنان، بر ضرورت ایجاد نظام آموزشی رایگان، باکیفیت، همگانی و عادلانه و تأمین حقوق برابر آموزشی و زبانی همه ملتها و خلقهای ایران تأکید میکند.
کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان
اول مهر ۱۴۰۵
افزودن دیدگاه جدید