یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۲۶
یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵

صلح، مصالحه و مسئولیت در برابر زندگی مردم

صلح، مصالحه و مسئولیت در برابر زندگی مردم

 

جنگ یک نظام است و ماهیتی نظام‌مند دارد. معمولاً با اهداف و توجیهات سیاسی مشخصی آغاز می‌شود. طرف‌های درگیر هرکدام خود را صاحب حق می‌دانند و برای ورود به جنگ، دلایل و ضرورت‌هایی برمی‌شمارند. اما مسئله اساسی این است که آیا جنگ پس از آغاز، همچنان در خدمت همان اهداف اولیه باقی می‌ماند؟ به نظر می‌رسد تجربه تاریخی جنگ‌ها نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش منفی است. جنگ با هر هدفی آغاز شود، پس از شروع، به‌تدریج به ساختاری با منطق، نهادها و الزامات خاص خود تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، منطق جنگ بر محاسبات و تصمیم‌های سیاسی غلبه می‌کند و هر روز بیش از گذشته، طرف‌های درگیر را از اهداف اولیه خود دور می‌سازد.

 

از این منظر، جنگ را نمی‌توان صرفاً ادامه سیاست با ابزارهای نظامی دانست. هنگامی که جنگ آغاز می‌شود، دیگر فقط اراده سیاسی آغازکنندگان آن نیست که مسیر تحولات را تعیین می‌کند. جنگ منطق خاص خود را تولید می‌کند؛ منطقی که در آن حفظ موقعیت، افزایش قدرت تخریب، تداوم بسیج نیروها و دستیابی به پیروزی، به ضرورت‌هایی تبدیل می‌شوند که به‌تدریج بر سایر ملاحظات غلبه می‌کنند. در چنین شرایطی، حتی تصمیم‌هایی که می‌توانند به توقف جنگ و کاهش خسارت‌ها منجر شوند، ممکن است به‌عنوان عقب‌نشینی، ضعف یا خیانت به اهداف اولیه معرفی شوند. اینجاست که جنگ از وسیله‌ای برای رسیدن به یک هدف سیاسی، به وضعیتی تبدیل می‌شود که ادامه خود را توجیه می‌کند و منطق آن بر اراده سیاسی طرف‌های درگیر سایه می‌اندازد.

 

اما در میان این منازعات و محاسبات سیاسی، آنچه اغلب نادیده گرفته می‌شود، زندگی انسان‌های واقعی و درد و رنج مردم است. در روایت‌های رسمی جنگ، سخن از پیروزی، شکست، اقتدار، مقاومت و دستاوردهای نظامی است؛ درحالی‌که واقعیت جنگ را باید پیش از هر چیز در زندگی مردمی جست‌وجو کرد که خانه، امنیت، معیشت، روابط انسانی و آینده خود را از دست می‌دهند. برای مردمی که زیر آوار می‌مانند، آواره می‌شوند یا هر روز با اضطراب و ناامنی زندگی می‌کنند، تفاوت میان روایت‌های پیروزی و شکست چندان تعیین‌کننده نیست. آنچه برای آنان اهمیت دارد، امکان ادامه زندگی است.

 

یکی از موانع درک واقعیت جنگ، فاصله‌ای است که میان زندگی واقعی مردم و تصویری که از جنگ ساخته و عرضه می‌شود، به وجود می‌آید. در اینجا می‌توان از مفهوم جامعه نمایشی گی دبور کمک گرفت. نمایش در اندیشه دبور صرفاً به معنای تبلیغات یا انتشار تصاویر نیست؛ بلکه به وضعیتی اشاره دارد که در آن روابط واقعی زندگی اجتماعی تحت سلطه بازنمایی‌ها قرار می‌گیرند. به این ترتیب، تصویر جنگ، روایت جنگ و نمایش قدرت می‌توانند جای تجربه واقعی انسان‌ها را بگیرند. در چنین فضایی، معیار داوری درباره جنگ نه کیفیت زندگی مردم و میزان رنج آنان، بلکه تصویری است که از پیروزی، شکست و اقتدار ساخته می‌شود. خطر این وضعیت آن است که رنج انسان‌های واقعی در پس روایت‌های پرطمطراق سیاسی و نظامی ناپدید شود و تصویری که از جنگ ساخته می‌شود، جای واقعیت آن را بگیرد.

 

در ادامه همین منطق، جنگ‌سالاران برای توجیه درد و رنج مردم، اغلب از آینده‌ای بهتر و وعده پیشرفت و خوشبختی نسل‌های بعد سخن می‌گویند. گویی می‌توان زندگی یک نسل را قربانی کرد تا نسل‌های آینده به خوشبختی برسند. اما هیچ هدف سیاسی، تاریخی یا ایدئولوژیکی نمی‌تواند توجیهی برای قربانی‌کردن زندگی انسان‌های امروز به نام خوشبختی نسل‌های آینده باشد. چه کسی چنین حقی به خود می‌دهد که درباره سرنوشت نسل‌های بعد تصمیم بگیرد و به اتکای آینده‌ای که هنوز وجود ندارد، زندگی نسل حاضر را به مخاطره بیندازد؟ مسئولیت ما پیش از هر چیز در برابر انسان‌هایی است که اکنون زندگی می‌کنند و رنج می‌کشند. آینده را نمی‌توان با قربانی‌کردن نامحدود حال ساخت. هیچ آرمان و وعده تاریخی نباید به مجوزی برای نادیده‌گرفتن حق زندگی انسان‌ها تبدیل شود.

 

در برابر چنین منطقی، دفاع از صلح و مصالحه صرفاً دعوتی اخلاقی یا آرزویی انسانی نیست؛ ضرورتی سیاسی و اجتماعی برای حفظ زندگی و جلوگیری از گسترش و تداوم رنج است. بااین‌حال، به نظر می‌رسد در فرهنگ سیاسی ما هنوز درک روشنی از مفهوم مصالحه وجود ندارد. مصالحه اغلب با ضعف، عقب‌نشینی یا تسلیم اشتباه گرفته می‌شود؛ حال آنکه مصالحه به معنای چشم‌پوشی از اصول و حقوق نیست، بلکه پذیرش این واقعیت است که در جامعه و جهان، نیروها، منافع و دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارند و هیچ طرفی نمی‌تواند بدون تحمیل هزینه‌های سنگین و ایجاد منازعات فرسایشی، اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.

مصالحه، چه در مناسبات سیاسی داخلی و چه در روابط میان کشورها، به معنای به‌رسمیت‌شناختن وجود طرف مقابل و پذیرش ضرورت یافتن راهی برای همزیستی و حل اختلاف است. این امر مستلزم آن است که سیاست را نه عرصه حذف کامل رقیب، بلکه عرصه محدودکردن تعارض‌ها، پذیرش واقعیت‌ها و یافتن راه‌حل‌های ممکن بدانیم. تاریخ ما تجربه‌های فراوانی از دست‌رفتن فرصت‌های مصالحه را در خود دارد؛ فرصت‌هایی که به دلیل لجاجت سیاسی، تمامیت‌خواهی و ناتوانی در پذیرش واقعیت‌های اجتماعی از دست رفتند و در پی آن، هزینه‌های سنگینی بر جامعه و مردم تحمیل شد. این تجربه‌ها نشان می‌دهند که نپذیرفتن مصالحه در زمان مناسب، نه‌تنها مانع بحران نمی‌شود، بلکه می‌تواند راه را برای بحران‌هایی عمیق‌تر و پرهزینه‌تر هموار کند.

 

البته مصالحه را نباید با فراموشی گذشته یا نادیده‌گرفتن بی‌عدالتی یکی دانست. بدون عدالت، آشتی پایدار ممکن نیست؛ اما عدالت نیز نباید به بهانه‌ای برای تداوم نامحدود تقابل تبدیل شود. مسئله این است که چگونه می‌توان ضمن به‌رسمیت‌شناختن حقوق پایمال‌شده و ضرورت پاسخ‌گویی، راهی برای پایان‌دادن به چرخه خشونت و بازسازی زندگی اجتماعی گشود. مصالحه زمانی معنا پیدا می‌کند که نه به پوشاندن بی‌عدالتی، بلکه به جلوگیری از بازتولید آن و فراهم‌کردن امکان زندگی مشترک یاری رساند.

 

این بحث‌ها در شرایط کنونی ایران معنایی فوری‌تر پیدا می‌کنند. جنگ و پیامدهای آن، جامعه را وارد وضعیتی فرسایشی کرده است؛ وضعیتی که حتی با توقف یا کاهش درگیری‌های مستقیم، می‌تواند در قالب شرایط نه جنگ و نه صلح ادامه یابد و بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را عمیق‌تر کند. تداوم چنین وضعیتی نه‌تنها زندگی امروز مردم را با مخاطره روبه‌رو می‌کند، بلکه توان جامعه برای بازسازی و ساختن آینده را نیز از میان می‌برد. در چنین شرایطی، اصرار بر تقابل و نادیده‌گرفتن امکان توافق، به معنای تحمیل هزینه‌های بیشتر بر مردمی است که پیش از این نیز بار سنگین بحران‌ها را بر دوش کشیده‌اند.

 

صلح و مصالحه در چنین وضعیتی به معنای چشم‌پوشی از حقوق یا نادیده‌گرفتن اختلاف‌ها نیست؛ به معنای پذیرش مسئولیت در برابر زندگی انسان‌ها و تلاش برای متوقف‌کردن روندی است که هر روز هزینه‌های بیشتری بر جامعه تحمیل می‌کند. سیاست را باید با پیامدهای واقعی آن در زندگی مردم سنجید، نه با وعده‌های پیروزی و آرمان‌هایی که تحقق آن‌ها به آینده‌ای نامعلوم موکول می‌شود. صلح و مصالحه تلاشی است برای بازگرداندن زندگی به جایگاه اصلی خود و قرار دادن رنج و نیاز انسان‌های واقعی در مرکز داوری درباره سیاست.

افزودن دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

متن ساده

  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید